«همچو سرو» ؛زنانی که جنگ را روایت کردند

باشگاه خبرنگاران جوان؛ الهام قبادی - پنل انتقال تجربه رویداد ملی «همچو سرو» با روایتهایی از ایستادن، ساختن و ادامه دادن، امروز ۱۶ مهر برگزار شد. در ابتدا مراسم زینب علیمحمدی، یکی از طراحان این رویداد، در ابتدای پنل انتقال تجربه دربارهی نقش زنان در روزهای جنگ گفت: زنان در روزهای جنگ نقش مهم، کلیدی و اساسی دارند، اما، چون تریبونی ندارند و خودباوریِ بیان روایت در آنها شکل نگرفته، روایتهای عجیب و غریبی که رقم زدهاند دیده و شنیده نمیشود؛ اتفاقاً، چون این افراد خودشان در کف میدان و بطن ماجرا هستند، فرصتی برای بروز و ظهور پیدا نمیکنند.
وی افزود: بر اساس همین دغدغه، رویدادی با نام "همچو سرو" طراحی کردیم که هدف اصلی و ماهیتش، شنیده شدن صدا و تجربهی زنانی بود که در روزهای جنگ ۱۲ روزه و جنگ ۴۰ روزه حضور داشتند و کنش مؤثری رقم زدند، اما واقعاً به آنها پرداخته نشد.
علیمحمدی ادامه داد: ما روی تجربه این زنان دست گذاشتیم، اما بسیاری از آنها مهارت نوشتن روایت را آنطور که باید نداشتند؛ بنابراین سعی کردیم فضا و فرایندی طراحی کنیم که بتوانند مسیر تبدیل تجربهشان به یک روایت را یاد بگیرند. دو روز رویداد با حضور ۶ استاد برگزار شد و شرکتکنندگان از نگاه زنانه در نوشتن، زبان نوشتن، نوشتن از خود، انسجام در متن، تفاوت روایت متوسط و روایت خوب، و مسیر ایده تا طرح آموختند. تسهیلگرانی که خودشان نویسنده بودند نیز در این مسیر به مخاطبان کمک کردند تا تجربهی زیستیشان را به روایت تبدیل کنند.
به گفته وی، در مجموع ۹۹۸ روایت به دبیرخانه ارسال شد که در مرحلهی اولیه داوری به ۱۳۰ روایت و در مرحلهی پایانی به ۷۶ روایت رسید.
در ادامه حامد شکیبانیا، مستندساز و دبیر پنل رویداد «همچو سرو»، با اشاره به برگزاری آخرین بخش این رویداد گفت: امروز آخرین بخش دورهی آموزشی رویداد "همچو سرو" بود؛ دو روز جلسات فشردهی کارگاهی با حضور تعدادی از نویسندگان و روایتنویسهای شناختهشدهی کشورمان برگزار شد و امروز، روز سوم رویداد که با یک هفته فاصله برپا شد، بخش کارگاه انتقال تجربه و پنل را داشتیم.
وی افزود: در این پنل، محمدرضا جوانآراسته، دربارهی یادداشتنویسی و ضرورت آن در چنین ایامی صحبت کرد. خانم سارا عرفانی، نویسنده، خاطرههای مواجههاش با جنگ و فرزندانش را تعریف کرد؛ اینکه از تهران به نطنز میرود، جایی که شاید بهظاهر جای امنتری نباشد، اما نزد خانواده و پدر و مادرش از نظر ذهنی امنتر است، و از تجربهی چگونگی مواجههشان با این ترسها گفت. آقای نادری هم که مستندساز است، از تجربهاش در مرز رازی صحبت کرد؛ اینکه در جنگ ۴۰ روزه، آدمها به جای رفتن، برمیگشتند و این برای من اتفاق جالبی بود. ایشان عکسها و فیلمهایی هم نشان دادند و به نظر من این کارگاه انتقال تجربه بسیار جالب بود.
دبیر پنل رویداد «همچو سرو» دربارهی ارزیابی کلی این رویداد ملی نیز اظهار داشت: هر تلاشی که باعث شود آدمها روزگار خودشان را ثبت کنند، با هر بهانهای و با هر سطحی از کیفیت، مغتنم است. این رویداد سعی کرد با کیفیت بالا برگزار شود، سراغ منتورهای شناختهشده رفت و برنامهی مرتب و منظمی گذاشت تا آدمهایی که انگیزهی اولیهی نوشتن داشتند، به دانش و تجربه در این حوزه مجهز شوند. فکر میکنم از این منظر، تجربهی موفقی بوده است؛ ولی هر تلاشی برای ثبت کردن این روزگار، مورد نیاز ماست و همواره کم است و باید بیشتر باشد.
مریم اردبیلی، رئیس مرکز زنان و خانواده شهرداری تهران، گفت: مسیری که ملت ایران در کنار هم طی کرد، امروز فرصتی برای پررنگتر شدن روایتهای زنانه فراهم کرده است؛ روایتهایی که نخستینبار از زبان مادران شنیدیم و جهانِ بزرگ و غیرقابلادراک را برای ما کوچک و قابلفهم کردند.
وی با تأکید بر اهمیت روایت زنانه افزود:روایت زنانه توانمندیهای خاص خود را دارد و از این جهت مهمتر است که ابعاد و جنبههای پدیدهها را از منظری دیگر میبیند. در جهان مدرن، روایتهای زنانه کمکم پس زده شد و روایتهای کلان و رسانههای قدرتمند یکسویه عمل کردند، اما خلأ معنا دوباره ارزش و معنای این روایتهای خرد را آشکار کرد.
اردبیلی با اشاره به ویژگی متفاوت جنگ اخیر گفت: در تمام جنگها و بلایا، زنان معمولاً بهعنوان گروهی آسیبپذیر و قربانی معرفی میشوند، اما در اتفاق یک سال گذشته، چون جنگ در دل شهر و کنار خانههای ما جریان داشت، مماس بودن زنان با این پدیده بسیار جدیتر بود و زنان نه بهمثابه قربانی، بلکه بهعنوان کنشگر مؤثر خود را نشان دادند.
وی ادامه داد: در جنگ ۱۲ روزه، مادرانی را دیدیم که با وجود نگرانیها و ترسهای فراوان، واقعه را برای فرزندانشان روایت میکردند؛ حتی برای صداهای ناشناس، ترانه و شعر میساختند تا بچهها احساس نکنند دنیایشان فرو ریخته است.
همچنین زنانی که در محلات، مساجد و پایگاهها گروههای زنانه شکل دادند و محله را زنده و سرپا نگه داشتند و با وجود همه ترسها، جریان زندگی را ادامه دادند.
رئیس مرکز زنان و خانواده شهرداری تهران با تأکید بر عمومی بودن روایتگری خاطرنشان کرد: روایت کردن از آنچه گذشت، تنها کار نخبگان و متخصصان نیست؛ باید یک روایت عمومی شکل بگیرد تا این عظمت به نمایش درآید. ما تکانی خوردیم و داشتههایی از ما به چشم آمد که پیشتر کمتر دیده میشد؛ از جمله انسجام اقشار مختلف ملت ایران در اوج جنگ و اصابتها، که توجه گردشگران خارجی را نیز به خود جلب کرد و باعث شگفتی آنها شد.
وی در پایان گفت: باید این خاطره را از امری ضمنی به صریح، از گذشته به امکانی برای آینده، و از داشتهای فردی و خانوادگی به سرمایهای ملی تبدیل کنیم؛ این هنر چنین رویدادهایی است. نزدیک به هزار اثر به دبیرخانه رسید و ۷۵ اثر به مرحلهی آخر راه یافت و شهرهای دیگری نیز روایت فرستادند؛ اما همهی این آثار ارزشمند و ماندگارند و حتی یک روایت را نباید جا بگذاریم، چون بخشی از آن عظمت از دست میرود. ما در کنار شرکتکنندگان هستیم تا روایتشان به بلوغ کامل برسد و بهصورت اثری مکتوب و ماندگار منتشر شود.
در پایان از برگزیدگان تقدیر شد.
خاک سرخ، مریم مجتهدزاده
میناب آشنای دور، زهرا ذوالمجد
دایرهٔ قرمز دور پروفایل، مریم طباطبایی
گوشوارههایم برسد به...، نرگس اسماعیلی
بیست و هشتمین خروجی، شقایق خبازیان ناخدای زنده چطور میتواند...، فرزانه علیبخشی
پرنده کوچک خوشبختی، فائزه نقدی سپهوند
عروسک، نفیسه شیخعلیزاده
سروهای پشت پنجره، نرگس باقری
سرهمی سفید، اعظم داوودی
سرو و طوفان، زهرا خلقی
پشهها همدست ترامپند، بتول مظفری
جنگ دوم من، مریم محمدپور
رد سبز، اسما پاکنژاد
نامپدر کد ملی، فاطمه بزمشاهی











