گفتگو میان هنر و روانشناسی، ظرفیتهای جدیدی را آزاد میکند

باشگاه خبرنگاران جوان؛ الهام قبادی - رضا پورحسین رئیس دانشکده روان شناسی دانشگاه تهران در نشست تخصصی هنر و سلامت روان که به مناسبت هفته جهانی سلامت روان برگزار شد، با طرح این پرسش که «چرا هنر بر سلامت روان تأثیر میگذارد؟»، به تحلیل منطق و خاستگاه مشترک این دو مقوله پرداخت.
وی با اشاره به اینکه هنر و سلامت روان میتوانند به مثابه «یک سکه با دو روی متفاوت» در نظر گرفته شوند، اظهار کرد: در روانشناسی تحولی، هنر حاصل تحول «نماد» است. نماد، سمبل و رمز در بستر طبیعی رشد، همراه با زبان، تخیل و خیال شکل میگیرند. اگر این نماد در کودک توسط والدین، مدرسه و رسانه به درستی پرورش یابد، آنچه ما آن را «هنر» مینامیم، ظهور و بروز پیدا میکند.
پورحسین با تفکیک میان «هنری که یاد گرفته میشود» و «هنری که درونی و پرورشیافته است»، تصریح کرد: بسیاری از افراد ممکن است تکنیکهای هنری را بیاموزند، اما صاحب «سبک» نشوند. به تعبیر وی، هنرمندی که تنها به آموزش آکادمیک بسنده میکند، ممکن است مانند نوازندهای باشد که نتها را درست اجرا میکند، اما روح را جلا نمیدهد. در مقابل، هنرمند واقعی کسی است که با کشیدن آرشه یا خلق یک نقاشی، «سوهان» به روح میزند و آن را صیقل میدهد.
وی با انتقاد از تعدد آموزشگاههای هنری که به تولید صداها و سبکهای مشابه منجر شدهاند، خاطرنشان کرد: در دوران مدیریتش در رادیو، بر لزوم تفاوت و تنوع صداها تأکید داشته است، چرا که هنر اصیل باید از درون برخیزد، نه اینکه صرفاً تقلیدی از دیگران باشد.
رئیس دانشکده روان شناسی دانشگاه تهران، خاستگاه مشترک هنر و سلامت روان را در دو مفهوم «زیبایی» و «معنویت» دانست و گفت: خداوند منشأ زیبایی مطلقه است و انسان نیز فطرتاً زیباییخواه و زیباییشناس است. زیبایی امری اکتسابی نیست، بلکه فطری است و همه انسانها توانایی تشخیص آن را دارند. بنابراین، هر آنچه انسان را به منبع زیبایی و معنویت نزدیک کند، آرامش را برای او به ارمغان میآورد.
پورحسین با تأکید بر نقش هنر به عنوان «محتوا» و «مکانیزم» در انتقال مفاهیم، اظهار کرد: لازم نیست همه افراد در تخصصهای جزئی روانشناسی، از مکانیزمهای هنری استفاده کنند، اما اگر هنر به عنوان یک «هوای تنفسی» در رفتار انسان قرار گیرد و افراد در فضای واژههای هنری، تخیل هنری و رفتار هنرمندانه تنفس کنند، خودبهخود سلامت روان ارتقا خواهد یافت.
وی با استناد به تجربه سالهای حضور خود در رسانه و آشنایی نزدیک با هنرمندان، ادعای علمی خود را اینگونه مطرح کرد: «معدل سلامت روان اهل هنر، به مراتب بالاتر از سایر اقشار جامعه است» و دلیل آن را رفتوآمد مستمر آنان در دنیای تخیل و فضای زیباییشناختی دانست.
هنر و روانشناسی؛ دو حوزه مکمل در بستر گفتوگو
در ادامه نشست سید صادق پژمان مدیرعامل مؤسسه کمک به توسعه فرهنگ و هنر در این نشست که به مناسبت هفته جهانی سلامت روان برگزار شد، با اشاره به نقش پلتفرمی این مؤسسه در به هم رسانی ظرفیتهای حوزه فرهنگ، هنر و محتوا، اظهار کرد: ما در مؤسسه کمک به توسعه فرهنگ و هنر، ذیل وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، زمینههایی را در جهت تصویرگری، توسعهگری و نقشهای پلتفرمی برای به هم رسانی ظرفیتهای حوزه فرهنگ، هنر و محتوا انجام میدهیم.
وی با تأکید بر اینکه موضوعات فرهنگ، هنر و محتوا مسائل میانبخشی شدهاند و نیازمند فرایندهای گفتوگو هستند، تصریح کرد: نقشهای میانه، خصوصاً میان حاکمیت و بخش خصوصی، در بستر گفتوگو، تبادل نظر و تعامل محقق میشود. امروز خیلی خوشحالیم که این اتفاق، همان نقش پلتفرمی ما را تقویت میکند.
مدیرعامل مؤسسه کمک به توسعه فرهنگ و هنر با ابراز خرسندی از حضور اصحاب فرهنگ و هنر در کنار کارشناسان و صاحبنظران حوزه روانپژوهی و روانشناسی، گفت: همین که این دو گروه را در کنار هم میبینیم، حتماً این تعاملات و گفتوگوها ظرفیتهای جدیدی را برای حوزه هنر آزاد میکند و امیدواریم این حرکت استمرار پیدا کند تا هر دو حوزه از مواهب این گفتوگوها و ظرفیتهای ایجادشده استفاده کنند.
هنر روانشناسی در خانواده و جامعه
غلامعلی افروز، رئیس شورای مرکزی سازمان نظام روانشناسی و مشاوره، با بیان اینکه هنر تنها در نوشتن، آواز خواندن و نمایش خلاصه نمیشود، اظهار کرد: هنر در جوهره وجود انسان نهفته است و ما باید زوایای هنری ماندگار و اثرگذار را در خود پیدا کنیم.
وی با تأکید بر اینکه «هنر، هنرمندی در روانشناسی است»، تصریح کرد: روانشناسی هنر، هنر روانشناسی سالم، صبور و بلنداندیش در امیدآفرینی است. هنر در وسعت اندیشی، در بخشایشگری، در تعریف قلوب و صلحآفرینی، در تلاشمداری و در توکل نهفته است.
افروز با اشاره به اهمیت زبان تأیید و تکریم در ارتباطات انسانی، گفت: هنر روانشناس حاضر، بهرهمندی از زبان تأیید، تکریم، ترغیب و تشویق است. کسانی که زبان تأیید و تکریم بلد نیستند، هنر ندارند و افرادی که نمیتوانند دیگران را ترغیب و تشویق کنند، دچار نوعی معلولیت شناختی و هنری هستند.
وی در ادامه، هنر فرزندآوری، فرزندپروری و شاگردپروری را از جمله هنرهای نهفته در جوهره وجود انسان دانست و افزود: هنر محبوبیت و محبوب کردن و محبوب شدن، یکی از معضلات جهان امروز است. ما در محبوب کردن محبوبان خود قصور داریم. اگر زن و شوهر محبوب یکدیگر شوند، فرزندان با معنویت رشد میکنند.
رئیس شورای مرکزی سازمان نظام روانشناسی و مشاوره، محبوبیت را یک «مقام ارشدی» توصیف کرد و گفت: بسیاری از افراد مشهور میشوند، اما اندکی از مشاهیر به درجه مقبولیت اجتماعی میرسند و از میان مقبولان اجتماعی، اندک انسانهایی هستند که محبوب میشوند. آدمهای محبوب جایگاه زیادی در قلبها دارند؛ شهدای محبوب در قلبها میمانند، اما آدمهای مشهور در قابها میمانند.
وی افزود: کسانی محبوب میشوند که بدون توقف، بدون نق زدن و بدون منت، برای مردم خدمت میکنند. اگر بتوانیم از خانه توقع جبران داشته باشیم، راز و رمز محبوبیت این است که به جایگاه محبوبیت برسیم، زبان ترغیب و تشویق ما بیشتر شود.
افروز با تأکید بر اینکه هنر و هنرمندی در روانشناسی در همه ابعاد زندگی جاری است، خاطرنشان کرد: هر کس که میخواهد مصلحت خود را درک کند، باید ساده شود. من باید در خانه هنرمند باشم تا خانواده متعادلی داشته باشم و جایگاه محبوبیت داشته باشم.
وی با اشاره به نقش هنر در ایجاد امنیت و آرامش در خانواده، تصریح کرد: هنر ما این است که بتوانیم در مراجعین خود امنیت ایجاد کنیم و از کلاممان آنقدر اثر داشته باشد که آرامشگری، نوازشگری و متقابل در خانواده بیشتر شود. هنر ما این است که جلوی این همه طلاق را بگیریم، احساس امنیت را بیشتر کنیم و فرصت ازدواج برای داوطلبان ازدواج را افزایش دهیم.
هنر، نشانه زنده بودن عواطف
قطبالدین صادقی، نویسنده و کارگردان تئاتر، با ارائه تعریفی ساده از تمدن، اظهار کرد: تمدن یعنی تسلط خودآگاه و ناخودآگاه از راه عقل، و هنر در واقع مجموعه قوانین و مقرراتی است که برای تنظیم روابط انسانی و ایجاد نظم و تعادل شکل میگیرد.
وی با بیان اینکه زبان معمول و محاورهای قادر به بیان لایههای پیچیده درونی انسان نیست، تصریح کرد: آن لایههای درونی، پیامهای انسان هستند که به کمک تخیل و با زبانی نمادین بروز داده میشوند و در نهایت به یک نوع نظم و تعادل میانجامند. به نظر من، روانشناسی نیز در نهایت کارش همین است: بازگرداندن نظم و تعادل به آدمهایی که گرفتار ناهنجاری خاصی هستند.
صادقی با اشاره به نقش هنر در دورههای بحران، گفت: در دوره بحران، دو چیز همیشه نجاتدهنده است: نخست طنز، زیرا میتواند دریچه قلب و ذهن را باز کند و هیجانها و ناهنجاریها را بیرون بریزد تا به آرامش برسد؛ و دوم هنر، زیرا انسان میتواند در پیچ و خم حوادث، شخصیتها و جهان رنگها و خطوط، خود را موقتاً گم کند. این دو، انسان را در دورههای بحران به شدت کمک میکنند.
صادقی تصریح کرد: هنر نه تنها در جهت التیام خود هنرمند عمل میکند، بلکه اثر هنری پس از خلق، با انتشار و مصرف توسط مخاطبان، میتواند به سلامت جامعه کمک شایانی کند.
وی با بیان اینکه یکی از نشانههای مدنیت، پیشرفت هنر و فرهنگ است، اظهار کرد: اگر هنر و فرهنگ در جامعهای وجود نداشته باشد، آن جامعه یک جامعه غریزی محدود شده به خوردن، خوابیدن، بچهدار کردن و تخلیه است. آنچه مایه فخر مدنی جامعه است، تراوشات فکری، هنری و فرهنگی است.
صادقی با اشاره به جایگاه جهانی هنرمندان ایرانی، گفت: از ایران که بیرون برویم، ببینیم چه کسی را میشناسند؟ هنرمندان را میشناسند. کسی نادرشاه را نمیشناسد، شاه سلطان را نمیشناسد، اما سعدی را میشناسند، حافظ را میشناسند، مولانا را میشناسند. یعنی غلظت فرهنگ و هنر این افراد توانسته با زبان متعالی و پخته خود، رنجها، آرمانها، احساسات و عواطف ملی را در بهترین شکل متجلی و معرفی کند.











