رودان در تاسوعای حسینی غرق در اندوه و ماتم شد

در نهمین روز از ماه محرم، روز بزرگداشت ایثار، جان فشانی، وفاداری و جانبازی حضرت ابالفضل العباس (ع)؛ عاشقان و شیفتگان آل الله در رودان با به اهتزاز در آوردن بیرق و پرچم سیاه عزا؛ با قلبی سرشار از غم و اندوه و چشمانی اشک آلود؛ بر سر و سینه زنان به کوچه و خیابان های شهر آمدند و فریادˈ وا عباساˈ سر دادند.
سر سپردگان مکتب اسلام و قرآن در نهمین روز از ماه محرم الحرام در اجتماعی با شکوه و عظیم در میدان امام خمینی(ره) شهر رودان در رثای شهدای دشت نینوا به سوگواری و عزاداری پرداختند.
امروز بار دیگر چشمان زمان و زمین شاهد رستاخیز عظیم عاشورائیان در شهرستان یک دست شیعه رودان بود؛ پیر و جوان، کوچک و بزرگ دوشادوش یکدیگر بیرق عزای قمر بنی هاشم حضرت ابالفضل العباس( ع) را به اهتزاز در آوردند و قلب ها و جان ها در نوای خوش و دل انگیز یا حسین( ع) و یا ابوالفضل(ع) شور و طراوتی دوباره یافتند.
در غروب غم انگیز روز تاسوعا بار دیگر بیرق عزای سقای دشت کربلا حضرت ابالفضل العباس(ع) با قلب هایی اندوهگین و چشمانی اشک بار بر فراز دست هایی صمیمی و آشنا به اهتزاز در آمد و نوای کوبش طبل ها و گلبانگ چاووشی و سوز صدای شروه خوان ها؛ گوش و جان افلاکیان و خاک نشینان مفلوک را به میهمانی نشست.
از هر سو صدای کوبش طبل ها و نوای مویه و گریه مادرانی جوان از دست داده به گوش می رسد؛ شیرخوارگان دگر بار کفن پوش شده اند؛ فدائیان علمدار کربلا؛ با سربندهای یا ابالفضل(ع) و یا عباس(ع) به میدان آمده اند.
عزاداران حسینی در عصر تاسوعا با اجتماعی باشکوه در خیابان ها و معابر عمومی شهر جلوه های بی تکرار و زیبایی از عشق، اخلاص و ولایتمداری را به نمایش گذاشتند و با پرچمدار اسلام و ولایت عهد و پیمانی دوباره بستند.
در این روز که به روز باب الحوائج شهرت دارد؛ عزاداران حسینی با خواندن اشعار و مراثی در شجاعت، شهامت و وفاداری قمر بنی هاشم حضرت ابالفضل العباس(ع)، برای برآورده شدن حاجات خود و پیروزی حق بر باطل به آن حضرت متوسل شدند.
آقا جان؛ عاشقان و دلسوختگانت؛ امروز آمده اند و بی امان نوای ˈلبیک یا ابالفضلˈ را در گوش زمان فریاد می زنند و بر سر و سینه زنان، جامه را بر تن چاک می کنند.
ای اسطوره معرفت و مردانگی؛ از آن روزی که مردمان کوردل، در ظلمت خوفناک شب های کوفه، عهد و پیمان خود را زیر چکمه های بی غیرتی و بی وفائی لگدمال کردند و فاجعه ای سرخ را رقم زدند؛ دهر سال های بسیاری را پشت سر گذاشته است.
آقاجان؛ در همه این سال ها گر چه گرد و غبار زمان بر چهره هایمان نشسته و پیرمان کرده اما آتش عشق تو سوزنده تر و پر حرارت تر از همیشه در جانمان زبانه می کشد و دلمان از محبت و ولای شما هر روز سرمست تر می شود.
مولای ما؛ با تو همه چیز زیبا، آشنا و خواستنی می شود هر وقت هوای شهر دلگیر و نفسگیر می شود با روضه تو نفس تازه می کنیم و جان می گیریم.
ای علمدار عاشورای عشق؛ سال هاست که در مکتب عشق و دلدادگی ات؛ آزادگی و آزاد مردی را مشق می کنیم. از شما آموخته ایم زیر بار ذلت زندگی کردن؛ یعنی مرگ و مرگ در راه عزّت، چیزی نیست؛ مگر زندگانی تا ابد جاوید.
امروز هم پس از 14 قرن گردش و چرخش بی امان روزگار آمده ایم بگوئیم؛ ما وفاداری، غیرت، مردانگی، رهایی، آزادی و آزاد مردی را از مکتب و مرام شما آموخته ایم و تا آخرین نفس و قطره خونمان به شما و آرمان های والایتان وفاداریم.
«تو آن راز رشیدی که روزی فرات بر لبت آورد و ساعتی بعد در باران متواتر پولاد بریده بریده افشا شدی و باد تو را با مشام خیمه گاه در میان نهاد و انتظار در بهت کودکانه حرم طولانی شد...
تو آن راز رشیدی که روزی فرات بر لبت آورد و کنار درک تو؛ کوه از کمر شکست».
اَلسّلامُ علیکَ یا اَبَا الْفَضْلِ الْعَبّاسَ ایُّها العبدُ الصّالحُ. ک/3
7196/668
2131669
مهمترین اخبار فرهنگیهنری











