روایت نقاشی که 3 بار تا مرز شهادت رفت!

من به قربانِ،«قربانعلی» بروم، اصلا نفهیدم کی این نقاشی را کشید، یک روز وقتی که شهید شده بود، خانه پر از مهمان بود و به خاطر همین مجبور شدم همه لحاف و تشک‌ها را استفاده کنم، دیدم زیر آنها یک نقاشی است، نقاشی خودش بود.

روایت نقاشی که 3 بار تا مرز شهادت رفت!

خبرگزاری فارس، گروه‌ استان‌ها- زهرا رسولی: نیمه‌شب‌ها وقتی خانواده‌اش خوابند آرام و بی‌سر و صدا راهی اتاق خاطراتش می‌شود، یک کاغذ برمی‌دارد و عکس خودش را نقاشی می‌کند و اشک می‌ریزد، با رفقای شهیدش صحبت می‌کند و می‌پرسد چرا جا مانده است؟ مگر با آنها نبود؟ مگر با هم هم‌سنگر نبودند؟ مگر شب‌های عملیات را با هم صبح نکردند و چه شب‌هایی که اطمینان ‌دادند حتما او هم خواهد رفت، اما چرا نشد، چرا خدا نخواست؟

دوباره به جبهه می‌رود و همرزمانش را که می‌بیند به فکرش می‌افتد که تصویر صورت‌شان را نقاشی کند.

قربانعلی بار دیگر به خانه برمی‌گردد، تصمیم دارد امروز نقاشی خودش را تمام کند، چون سه روز دیگر عازم جبهه است، نقاشی را دور از چشم اهالی خانه زیر رختخواب‌ها پنهان می‌کند و عازم نبرد با متجاوزان به خاک کشورش می‌شود...

چند ماه از آخرین باری که قربانعلی به جبهه رفته گذشته است، نه نامه‌ای، نه تلفنی و نه پیغامی خبری از او نیست، مادر نگران حال اوست، هر روز کنار در منتظر پیغامی از قربانعلی است...

امروز بیش از 40 سال از روزی که قربانعلی عازم جبهه شد می‌گذرد، اما مادر مثل همان روز اولی که با سلام و صلوات پسرش را راهی جبهه کرد، استوار و محکم است.

روایت نقاشی که 3 بار تا مرز شهادت رفت!

دستش را می‌گیرم و می‌گویم: مادر درباره رفتن قربانعلی به جبهه برایم بگویید، چه شد که راهی شد.

دخترم وقتی جنگ شد، همه خانواده‌ها برای امنیت کشور پسرشان را به جبهه اعزام می‌کردند، من هم آن زمان 6 تا پسر داشتم، هر کدام که به سن معمول می‌رسید به جبهه می‌رفت. خب ما هم در مقابل امنیت کشور مسؤول بودیم، هر چند دلتنگ بچه‌ها می‌شدم اما چاره‌ای نبود.

یعنی شما هیچ مقاومتی برای اعزام پسرانتان نداشتید؟

ببینید، دخترم من هم مادرم و دلتنگ بچه‌ها می‌شدم، اما امنیت کشور مهمتر بود.

صدام گور به گور شده می‌خواست همه کشور را بگیرد، چه کار باید می‌کردیم، اگر هر مادری مثل من مقاومت می‌کرد، دیگر کشور کشور نمی‌شد که ...

روایت نقاشی که 3 بار تا مرز شهادت رفت!

حالا که این را گفتید، بگذارید یک خاطره هم برایتان بگویم؛ ببینید، در دوران جنگ یعنی همان 8 سال روزی نبود که ما همگی دور یک سفره باشیم، یعنی به طور معمول دو یا سه نفر از پسرانم در جبهه بودند.

مادر چند فرزند دارید و شهید قربانعلی فرخ‌نیا چندمین فرزند شما هستند؟

6 تا پسر دارم و یک دختر، قربانعلی فرزند و پسر دومم است و یک سال با پسر اولم فاصله سنی دارد.

خب در مورد اعزام شهید بفرمایید؟

همانطور که قبلا هم گفتم در آن زمان نه ما بلکه همه همسایه‌ها هر آنچه در توان داشتند برای پایداری کشور به میدان آوردند.

خب، من هم مادرم و سلامت فرزندانم را می‌خواهم اما چه کنم که کشور در خطر بود و راضی شدم که فرزندانم به جبهه بروند.

قربانعلی هم موقع اعزام 18 سال بیشتر نداشت، برایش آرزوها داشتم که به دانشگاه برود و ...

آهی می‌کشد و لبخند می‌زند: دخترم شد دیگر، شما نمی‌دانید که من چقدر برایم سخت بود.

این را می‌گوید و با گوشه چادرش اشک چشمانش را پاک می‌کند.

قربانعلی سه با تا مرز شهادت رفته و برگشته بود.

روایت نقاشی که 3 بار تا مرز شهادت رفت!

 تا اینکه سال 75 فرارسید، در آن روز دیگر خبر شهادتش را آوردند و پیکرش را داخل پارچه سفید درست مثل زمان نوزادی سخت در آغوش کشیدم و آرامش گرفتم.

این را می‌گوید و بی‌صدا اشک از چشمانش جاری می‌شود، هی دخترم چی بگم... شما امروز با آمدنتان خاطرات قربانعلی را یک بار دیگر برایم زنده کردید.

مادر درباره نقاشی‌های شهید بگویید؟ شنیده‌ام پسرتان هنرمند بودند؟

لبخندی می‌زند، دستانش را به هم قلاب می‌کند، بدون اینکه چیزی بگوید به اتاق دیگر می‌رود و یک نقاشی می‌آورد، ببینید این را خودش کشیده است، عکس خودش است.

دستش را روی عکس می‌کشد و می‌گوید: من به قربانِ، قربانعلی بروم، اصلا نفهیدم کی این نقاشی را کشید، یک روز وقتی که شهید شده بود، خانه پر از مهمان بود و به خاطر همین مجبور شدم همه لحاف و تشک‌ها را استفاده کنم، دیدم زیر آنها یک نقاشی است، نقاشی خودش بود.

یعنی وقتی زنده بودند، اصلا متوجه کشیدن این نقاشی نشده بودید؟

نه اصلا، چون نمی‌خواست من ناراحت شوم، پنهانی نقاشی می‌کشید.چهره اغلب رفقای شهیدش را قبل از شهادتشان نقاشی کرده بود.

روایت نقاشی که 3 بار تا مرز شهادت رفت!

با اشتیاق می‌پرسم، چقدر جالب خب این یعنی چه؟

چهره خیلی از دوستانش را نقاشی کرده بود که بعدها به خانواده‌شان تحویل دادیم.

 البته در نوشتن هم ذوق خوبی داشت، یعنی همان زمان مقاله و خاطرات می‌نوشت که چند تا از آنها را هنوز هم داریم.

دوباره با همان لحن ادامه می‌دهد: دخترم دوستان با معرفتی دارد، به نیابت از شهید برایش روزه گرفتن بارها و مراسم افطار را در خانه خودمان برگزار کردیم.

همین  را که می‌گوید، برادر شهید بین صحبتمان می‌آید و می‌گوید: خانم خیلی پسر فهمیده‌ای بود، با اینکه از من کوچکتر بود، ولی من خیلی چیزها از او یاد گرفتم.

یادم هست، یک بار وقتی که قربانعلی در جبهه بود، یکی  از همرزمانش خبر داد که مجروح شده است.

نگران شدم و بلافاصله به منطقه رفتم، دیدم سرش را باندپیچی کرده است، از دور وقتی مرا دیده بود و  سریع باند سرش را باز کرد تا چیزی متوجه شوم.

در نهایت اما متوجه زخمش شدم و مجبور شد که حقیقت را بگوید.

دوباره لبخند می‌زند و می‌گوید: خانم، برادرم یک آقای به تمام معنا بود.

یادم هست یکبار باهم در منطقه جنگی بودیم، دو نفری باهم یک پتو داشتیم، خودتان می‌دانید که شب‌های جنوب خیلی سرد می‌شود، یک بار وقتی وسط شب از خواب بیدار شدم دیدم که پتو را روی من کشیده و خودش همانطور خوابیده است، خیلی با معرفت بود، خیلی...

روایت نقاشی که 3 بار تا مرز شهادت رفت!

                                                    دیدار شهردار زنجان و همرزمان شهید با مادر شهید فرخ نیا

گفتنی است، شهید قربانعلی فرخ نیا چهاردهم آبان ۱۳۴۲، در شهرستان زنجان به دنیا آمد. پدرش نصرت‌الله، کارگر کارخانه بود.تا پایان دوره متوسطه در رشته تجربی درس خواند و دیپلم گرفت.

از سوی بسیج در جبهه حضور یافت و بیستم اسفند ۱۳۶۳، با سمت بی سیم چی در بدر آبادان به شهادت رسید.

پیکرش مدت‌ها در منطقه بر جا ماند و سال ١٣٧۴ پس از تفحص در مزار پایین زادگاهش به خاک سپرده شد. 

انتهای پیام/73005/م

آگهینرم‌افزار تما‌سگو
 
پربازدید ها
پر بحث ترین ها

مهمترین اخبار فرهنگی‌هنری

فرهنگی‌هنری
«باشگاه خبرنگاران» سریال تلویزیونی «تیم درمان» با محوریت زندگی و فداکاری‌های کادر درمان، همچنان در بیمارستانی در غرب تهران مقابل دوربین است و تصویربرداری سکانس‌های مربوط به دوران شیوع کرونا در این مجموعه ادامه دارد.
فرهنگی‌هنری
«باشگاه خبرنگاران» دبیر شورای قرآن معاونت صدا گفت: ۶۰ آیه در ماه‌های رجب و شعبان و ۳۰ آیه در ماه مبارک رمضان محور برنامه‌سازی شبکه‌های رادیویی در تولید محتوای این حوزه قرار می‌گیرد.
فرهنگی‌هنری
«باشگاه خبرنگاران» عضو شورای سیاست‌گذاری جشنواره فیلم کودک و نوجوان گفت: در این دوره نگاه‌ها به این سمت بود که سینمای کودک و نوجوان به دنبال حل مسائل جامعه از جمله شکاف بین نسلی برود.
فرهنگی‌هنری
«باشگاه خبرنگاران» یک کارشناس رسانه از پیاده‌سازی اهداف شوم دشمن در کشور بخصوص بعد از جنگ تحمیلی اخیر با سه راهبرد تحریم، اغتشاش و تحریم نظامی سخن گفت.
فرهنگی‌هنری
«باشگاه خبرنگاران» تبریزی گفت: تغییر ناگهانی یک روش، از هر شب پخش به یک روز در میان سریال‌ها باید قبل از تولید به اطلاع سازنده برسد، تا در ساختار و فیلمنامه اثر لحاظ شود.
فرهنگی‌هنری
«باشگاه خبرنگاران» پدیده خروج اعتراضی و هماهنگ دیپلمات‌ها از صحن مجمع عمومی ۲۰۲۶ سازمان ملل متحد هم‌زمان با حضور بنیامین نتانیاهو پشت تریبون سخنرانی، به‌سرعت به کانون توجه رسانه‌های بین‌المللی بدل شد.
فرهنگی‌هنری
«باشگاه خبرنگاران» «عصر خانواده» شبکه دو سیما تلاش کرده با پرداخت اصولی به موضوعات و ابتکار عمل از برنامه‌های کلیشه‌ای فاصله بگیرد و برای مخاطب، دیدن برنامه را به یک تجربه تازه‌تر تبدیل کند.
فرهنگی‌هنری
«باشگاه خبرنگاران» سلیمی مجری برنامه «زمانه» گفت: به‌نظرم محتوا، مولف بودن و سواد آن حوزه را داشتن بر فرم اجرای یک مجری می‌چربد.
فرهنگی‌هنری
«باشگاه خبرنگاران» گروه تهران و شهروندی در دو عملیات رسانه‌ای، استقبال از مهر و دویستمین شب تجمعات شبانه، با تولید و پخش ۲۶ برنامه در بازه زمانی ۱۳ تا ۳۰ شهریور، به‌طور کامل و مستمر، این دو رویداد را پوشش داد.
فرهنگی‌هنری
«باشگاه خبرنگاران» همزمان با فرارسیدن هفته دفاع مقدس و هفته کودک، مراسم اکران فیلم با حضور جمعی از کودکان، خانواده‌ها و اهالی محله حُر و منطقه ۱۱، در پردیس سینمایی رازی برگزار شد.

مشاهده مهمترین خبرها در صدر رسانه‌ها

تبلیغات متنی (ویژه)
صفحه اصلی | درباره‌ما | تماس‌با‌ما | تبلیغات | حفظ حریم شخصی

تمامی اخبار بطور خودکار از منابع مختلف جمع‌آوری می‌شود و این سایت مسئولیتی در قبال محتوای اخبار ندارد

کلیه خدمات ارائه شده در این سایت دارای مجوز های لازم از مراجع مربوطه و تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد.

کلیه حقوق محفوظ است