کیف انگلیسی و موتور سوزاندهها!

اما تناظر یکی به یک بین پدیدههای سیاسی اجتماعی اعم از آرزوها و اعمال مردم یا نخبگان سیاسی با پدیدههای خارجی و ارتباط برقرار کردن بین تحرکات داخلی با کشورهای خارجی هم کارساز نیست و هم زیبنده یک نظام مقتدر و مستقر نیست که میتواند با نشان دادن الگوهای فکری و رفتاری صحیح از خود در صحنه منطقهای و جهانی الگوی دیگران و تاثیرگذار در روند آزادیخواهی مردم منطقه باشد. انتساب مسائل داخلی کشور به خارجیها یادآور نفوذ روس و انگلیس در ایران و تقسیم کشور به قسمت شمالی و جنوبی بین خود طی قرارداد ١٩٠٧ سنپترزبورگ و سپس انعقاد قرار داد ١٩١٩ وثوقالدوله در دوران اضمحلال قاجاریه است که در رژیم بعدی نیز به گونهای دیگر با امریکا به عنوان قدرت نوظهور ادامه یافت. اگرچه قدرتهای پنهان داخلی و خارجی بدشان نمیآید برای افزایش ابهت خود مردم همهچیز را زیر سر آنان بدانند اما واقعیت امر این است که این روش قدیمی بیشتر برای ملکوک کردن و از میدان به در کردن رقیب بهکار میرود.
به عنوان مثال داستان سریال موفق و جذاب کیف انگلیسی در زمستان ١٣٧٩ پخش و مورد استقبال عمومی قرار گرفت و به وقایع سیاسی دهه ١٣٢٠ ایران پرداخت که از جهت شکلی نشانه مزدوری برای اجانب و از نظر محتوایی نشان از اضمحلال یک آدم در مناسبات سیاسی وقت کشور دارد. این فیلم روایتگر غارت اخلاق فردی و سیاسی و آرمانهایی است که صرفا پیش از دستیابی به قدرت سیاسی، مقدس هستند و به محض قرار گرفتن در حلقه قدرت و سیاست و وارد شدن به بازار بدهبستانهای سیاسی و اقتصادی، رنگ میبازند. زمان داستان مضمون تاریخی یکی از مهمترین و حساسترین مقاطع تاریخی کشور است که نطفه بسیاری از تحولات سیاسی اجتماعی و حتی حکومتی ایران در آن منعقد شد؛ یعنی پایان جنگ دوم جهانی و توازن قوای جدید بینالمللی با قوانین خاص آن دوران، سقوط رضاشاه و جانشینی محمدرضا پهلوی، ظهور جریانهای سیاسی سهگانه ملی، مذهبی مارکسیستی در جامعه، نفوذ تدریجی امریکا در کشور، مضاعف شدن اهمیت اقتصادی نفت در معاملات سیاسی، غائله آذربایجان، آغاز دومین دوره طلایی احزاب و مطبوعات، نوزایی و نوسازی جامعه ایرانی و... کیف انگلیسی به درستی وضعیت رقبای داخلی را بیان میکند که در جوامع در حال توسعه تا قبل از پیروزی در کارزارهای تبلیغاتی و انتخاباتی علیه یکدیگر دست به تخریب از طرق گوناگون میزنند و با فرشته نشان دادن خویش به محض وارد شدن در حلقه قدرت خود تبدیل به شبکهای از اعمال سیاستهای ارعاب، تهدید، تطمیع و تحدید از مجراهای مالی، حیثیتی، عاطفی و جنسی میشوند. اما واقعیت امر آن است که اصلیترین ویژگی یک سیستم زنده که هوشمندانه نیز عمل میکند خاصیت خود ترمیمی یا بازسازی نظاممند آن سیستم است. این اصلاح نظاممند یا سیستماتیک تضمینکننده تداوم کارکرد سیستم و اصلاح سازمان درونی آن شده که بهبود عملکرد، پایایی، ماندگاری و مفید بودن آن سیستم را به دنبال خواهد داشت. این گزاره هم در مورد دولت و حاکمیت صدق میکند و هم گروههای سیاسی. به محافظهکاران دیگر امیدی نیست. هم اندیشهشان پاسخگوی حل مشکلات کنونی نیست و هم آنقدر در دولت مهرورز تختهگاز رفتهاند که الان موتور سوزاندهاند و حتی با دوپینگ هم نفسنفس میزدند و نهتنها هیچ برنامه و ایده سازندهای ندارند و لیستهای لگاریتمیشان طرفداران خودشان را نیز سردرگم کرده است! بلکه با شیوههای ٧٠ سال گذشته دست به تخریب رقیب را آغاز کردهاند!اما سه عنصر دیگر این معادله نیز باید در کنار توجه به اوضاع منطقهای و بینالمللی خیلی نسبت به شرایط کنونی هوشیار باشند. ناهنجاریهای سیاسی- اجتماعی کشور و تهدیدات خارجی کم نیستند. خاورمیانه دوران گذار را طی میکند و آبستن حوادثی است. با روشهای سابق و گفتار درمانی و انتساب و برچسبزنی دیگر نمیتوان همه مسائل را حل کرد و تغییر روشها در سیاست از بدیهیترین و اساسیترین اقدامات برای اداره جامعه است. روشهای قبلی هم عملی نیست و هم هزینهزا است. فقط هم نباید انگشت را به سمت دولت و حکومت گرفت همه باید از خود آغاز کنند.
منبع: روزنامه اعتماد مورخ 8.12.94
7722075
مهمترین اخبار وبگردی











