پیام ایران در کرملین

ایران در مرحله جدید دیپلماسی، ضمن مشروطکردن هرگونه مذاکره با آمریکا به اجرای عملی تعهدات و ارائه تضمینهای معتبر برای جلوگیری از تکرار تجاوز، تقویت روابط راهبردی با چین و روسیه را در دستور کار قرار داده است.
علیرضا خردمند ـ با عبور از مدل اسلامآباد و ورود به مرحله جدیدی از تحولات دیپلماتیک، جمهوری اسلامی ایران رویکردی را دنبال میکند که در آن، ضمن حفظ اصل عدم اعتماد به دشمن و پرهیز از مذاکره بدون تضمینهای عملی، مسیرهای متنوع دیپلماسی و تعاملات بینالمللی نیز فعال نگه داشته میشوند.
در این چارچوب، تهران با تأکید بر اینکه مذاکره نباید به ابزاری برای خرید زمان، تحمیل خواستههای یکجانبه یا فراهمکردن زمینه تکرار اقدامات خصمانه تبدیل شود، تحقق شروط اولیه خود را مبنای هرگونه پیشرفت در مسیر دیپلماسی قرار داده است. به بیان دیگر، اینبار ملاک ارزیابی طرف مقابل نه صرفاً اظهارات سیاسی و وعدههای دیپلماتیک و تکیه بر امضاهایی روی کاغذپارههایی بیارزش، بلکه میزان پایبندی عملی او به تعهدات، پذیرش حقوق ایران و فراهمکردن تضمینهای لازم برای جلوگیری از تکرار تجاوز خواهد بود.
در کنار این رویکرد، یکی دیگر از مؤلفههای مهم سیاست خارجی ایران، تقویت روابط با کشورهای اثرگذار در نظام بینالملل، بهویژه چین و روسیه، است. تجربه تحولات اخیر نشان داده است که تأمین منافع ملی را نمیتوان صرفاً به یک مسیر مذاکراتی یا رابطه با یک قدرت خارجی محدود کرد. ازاینرو، توسعه همکاریهای سیاسی، امنیتی، اقتصادی و منطقهای با شرکای راهبردی، بخشی از تلاش ایران برای افزایش ظرفیتهای دیپلماتیک، تقویت قدرت چانهزنی و کاهش آسیبپذیری در برابر فشارهای خارجی به شمار میرود.
در همین چارچوب، سفر دکتر محسن رضایی به مسکو و دیدار او با ولادیمیر پوتین از اهمیت ویژهای برخوردار است. این سفر صرفاً یک ملاقات تشریفاتی یا دوجانبه معمول نبود؛ رضایی بهعنوان نماینده رهبر انقلاب، حامل پیام ایشان برای رئیسجمهور روسیه بود و پوتین نیز سلام متقابل خود را به رهبر جمهوری اسلامی منتقل کرد. این تبادل پیام در سطح عالی، بیانگر اهمیت استمرار ارتباطات سیاسی تهران و مسکو در شرایط حساس منطقهای و بینالمللی است.
در جریان این دیدار، علاوه بر بررسی روابط دوجانبه و تحولات بینالمللی، موضوعات مهمی همچون وضعیت منطقه، پایان جنگ، ترتیبات امنیتی پساجنگ و ضرورت شکلگیری سازوکارهای منطقهای بدون مداخله قدرتهای خارجی مورد بحث و مشورت قرار گرفت. همچنین رضایی از محکومیت حملات آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران از سوی پوتین و اعلام آمادگی رئیسجمهور روسیه برای هرگونه کمک ممکن به پایان جنگ خبر داد. البته این موضع سیاسی را باید از هرگونه تعهد مشخص نظامی یا تضمین امنیتی متمایز دانست.
بُعد دیگر این سفر، پیگیری همکاریهای اقتصادی و زیرساختی میان دو کشور بود. بررسی احداث خط لوله انتقال گاز روسیه به ایران، در کنار تصویب قرارداد اجرایی ساخت راهآهن رشت ـ آستارا با مشارکت روسیه، نشان میدهد که روابط تهران و مسکو صرفاً به رایزنیهای سیاسی و امنیتی محدود نیست و ظرفیتهای اقتصادی و ترانزیتی نیز در دستور کار قرار دارند. این پروژهها، در صورت تحقق، میتوانند به تقویت جایگاه ایران در کریدور بینالمللی شمال ـ جنوب و افزایش پیوندهای اقتصادی منطقهای کمک کنند.
اهمیت این سفر زمانی بیشتر آشکار میشود که آن را در کنار روابط راهبردی ایران با چین و تلاش برای شکلدهی به ترتیبات امنیتی مبتنی بر مشارکت کشورهای منطقه قرار دهیم. در چنین چارچوبی، سیاست خارجی ایران در پی آن است که ضمن جلوگیری از تحمیل اراده قدرتهای متخاصم، از ظرفیت همکاری با شرکای شرقی و کشورهای مستقل برای تأمین امنیت، توسعه اقتصادی و تثبیت جایگاه منطقهای خود بهره بگیرد.
بنابراین، دیپلماسی جدید ایران را میتوان بر دو اصل اساسی استوار دانست: نخست، عدم اعتماد به دشمن و مشروطبودن هرگونه مذاکره به اجرای عملی شروط و تأمین حقوق ملت ایران؛ و دوم، توسعه روابط راهبردی با کشورهایی همچون چین و روسیه و استفاده از ظرفیتهای سیاسی، امنیتی و اقتصادی آنان.











