سرگذشت تلخ تاراج میراث ایران، از تخت جمشید تا نیویورک

کسانی که ادعای ایراندوستی دارند، در پرتو واقعیات تاریخی نمیتوانند چشم خود را بر کارنامه ننگین رژیم پهلوی و حامیان آمریکاییاش ببندند؛ رژیمی که در عمل ثابت کرد نهتنها حافظ منافع و هویت ملی ایران نبوده، بلکه در کنار تمام ظلمها و جنایاتش، حتی به حافظه مادی و آثار باستانی این مرز و بوم نیز رحم نکرد. واقعیتی که نشان میدهد هرگونه میهندوستی واقعی، در تضاد و ضدیت آشکار با پهلوی و استعمار آمریکا معنا مییابد:
بیش از ۳۰ هزار لوح گلی و قطعات بایگانی اداری هخامنشی (مربوط به دوران داریوش بزرگ) که در سالهای ۱۳۱۲ و ۱۳۱۳ خورشیدی در تخت جمشید کشف شده بود، به بهانه «امانت موقت سهساله» به مؤسسه خاورشناسی دانشگاه شیکاگو منتقل شد. این امانت، نزدیک به یک قرن به طول انجامید و دربار پهلوی با وادادگی تمام در برابر واشینگتن، از استرداد کامل این گنجینههای بینظیر سر باز زد. کار به جایی رسید که سالها بعد، همین اسناد ملی در دادگاههای فدرال آمریکا در آستانه حراج و مصادره برای تسویه پروندههای حقوقی قرار گرفتند.
رژیم پهلوی با گنجاندن مادهای استعماری موسوم به اصل «تقسیم ۵۰-۵۰» (Partage) در آییننامه قانون عتیقات مصوب ۱۳۰۹، به هیئتهای باستانشناسی غربی اجازه داد تا نیمی از نفایس مکشوفه ملی را از کشور خارج کنند. اوج این فاجعه در کاوشهای تپه حسنلو توسط موزه پنسیلوانیا رخ داد که طی آن هزاران قطعه عاج، مفرغ، اشیای زرین و حتی بقایای انسانی تمدن مانایی (موسوم به «عشاق حسنلو») از خاک ایران خارج شده و به موزههای فیلادلفیا منتقل شدند.
اریک اشمیت، باستانشناس آمریکایی، با بهرهگیری از یک فروند هواپیمای اختصاصی با نام طعنهآمیز «دوست ایران»، به عمق نیایشگاه دستنخورده «سرخدم لری» در کوهدشت لرستان نفوذ کرد و بیش از چهار هزار قطعه شیء مفرغی نذری، زیورآلات و پلاکهای باستانی را از دل تاریخ این سرزمین بیرون کشید و به موزههای شیکاگو و بوستون سرازیر ساخت.
با تحمیل قانون ننگین کاپیتولاسیون در سال ۱۳۴۳ و معافیت مستشاران و دیپلماتهای آمریکایی از تفتیش گمرکی، پوششی طلایی برای باندهای قاچاق فراهم شد. در سایه این مصونیت، نفیسترین آثار زرین مارلیک، ریتونهای سفالی املش و جامهای ساسانی در کیسههای دیپلماتیک (Diplomatic Pouch) و محمولههای تدارکاتی ارتش آمریکا (MILAIR) از طریق فرودگاه مهرآباد بدون هیچ مانعی به حراجیهای ساتبیز و کریستیز و ویترین کلکسیونرهای غربی قاچاق شدند.











