تفاهمنامه اسلامآباد

مقاله مهم نشریه رسپانسیبل استیتکرفت با این تیتر:
آیا قرار بود تفاهمنامه اسلامآباد از ابتدا کنار گذاشته شود؟
و این نتیجهگیری:
"اکنون شواهد نشان میدهد که دولت ترامپ از تفاهمنامه اسلامآباد برای وقتکشی و تضعیف اهرمهای فشار ایران استفاده کرده است، بیآنکه واقعاً قصدی برای اجرای آن داشته باشد."
اخیراً برخی از طرفداران دوآتشه تفاهمنامه اسلامآباد مدعی شدهاند که از همان ابتدا میدانستند آمریکا قصد اجرای آن را ندارد. البته این افراد توضیح ندادهاند که اگر چنین بود، چرا ماهها از این تفاهمنامه بهعنوان «سند افتخار» یاد میکردند و برای تخریب کسانی که از همان ابتدا صریحاً میگفتند آمریکا به آن پایبند نخواهد ماند، پروژهبگیر استخدام کردند.
لطفا با تحلیلهای غلط بیش از این برای کشور هزینه ایجاد نکنید.
متن مقاله:
هنگامی که به نظر میرسید رئیسجمهور ترامپ با پذیرش تفاهمنامه کوتاهعمر ۱۷ ژوئن، با پایان جنگ ایران موافقت کرده است، بسیاری از سناتورهای جمهوریخواه بهشدت نگران شدند. سناتور بیل کسیدی، جمهوریخواه ایالت لوئیزیانا، آشکارا توافق را به باد انتقاد گرفت و هشدار داد که رونالد ریگان «در گور خود میلرزد». پسازآن نیز بر سر راهبرد دولت، میان او و دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، مشاجرهای لفظی درگرفت.
بااینحال، مخالفتها با تفاهمنامه ایران ناگهان فروکش کرد. کسیدی در جلسهای توجیهی با جی. دی. ونس، معاون رئیسجمهور، و استیو ویتکاف، فرستاده ترامپ، شرکت کرد و توضیحات آنان او را متقاعد ساخت که در رأیگیریهای آینده درباره قطعنامه اختیارات جنگ در قبال ایران، رای خود را تغییر دهد. او پسازآن اظهار داشت دولت برای تحقق بسیاری از اهداف اولیه جنگ، ازجمله نابودی یا تضعیف برنامه هستهای، موشکهای بالستیک و توانمندیهای جنگ متعارف ایران، «طرحی قابلقبول» دارد.
ممکن است ترامپ و تیمش کسیدی و همکاران او را برای همسو شدن با دولت تحت فشار قرار داده باشند؛ اما احتمال بیشتر آن است که آنان را از رازی آگاه کردهاند: قرار نبود این توافق مدت زیادی دوام بیاورد. شواهد علنی بهوضوح نشان میدهد که ترامپ تفاهمنامه را نه برای پایان دادن به جنگ، بلکه برای تضعیف اهرم فشار ایران در تنگه هرمز و قرار دادن آمریکا در موقعیت مناسبتری برای دورهای بعدی جنگ امضا کرد.
صرفنظر از اقدامات دریایی دولت، نشانههای دیگری نیز وجود دارد که نشان میدهد دولت ترامپ از ابتدا قصد نداشت تفاهمنامه را اجرا کند. مارکو روبیو، وزیر امور خارجه و مشاور امنیت ملی، بهجای حمایت از آتشبس در لبنان، بلافاصله برای تضعیف آن اقدام کرد و از توافق سهجانبه جداگانهای خبر داد که خلع سلاح حزبالله محور اصلی آن بود. این توافق جانبی، دستاویزی در اختیار اسرائیل قرار داد تا اشغال جنوب لبنان و تخریب دهها روستا در مناطق تحت کنترل خود را ادامه دهد.
افزون بر این، اگرچه تفاهمنامه آمریکا را ملزم میکرد دسترسی ایران به داراییهای خارجی مسدودشده بر اثر تحریمهای آمریکا را فراهم سازد، مقامهای دولت بهسرعت اهمیت این تعهد را کمرنگ کردند. آنان گفتند: «هیچیک از این پولها هرگز به دست ایران نخواهد رسید» و اظهار داشتند که تنها امکان استفاده از آن برای خریدهای بشردوستانه فراهم خواهد شد. این رویکرد یادآور تعهدات مشابه دوران بایدن بود که آنها نیز عملی نشدند.
اما این تحولات تنگه هرمز بود که فروپاشی توافق را رقم زد. ایران تفاهمنامه را تثبیتکننده کنترل خود بر تنگه هرمز و تأییدکننده اختیارش در تعیین نحوه عبورومرورهای آینده از این گلوگاه حیاتی انرژی میدانست؛ اما واشنگتن بلافاصله تلاشهای پیشین خود را برای ایجاد دالان ترانزیتی جداگانهای در آبهای عمان ــ خارج از نظارت و کنترل ایران ــ شتاب بخشید. در توصیهنامهای که مرکز مشترک اطلاعات دریاییِ نیروهای دریایی ائتلاف در ۱۸ ژوئن، بلافاصله پس از امضای تفاهمنامه، منتشر کرد، از کشتیهای تجاری خواسته شده بود برای اطلاع از چگونگی عبور ایمن، با یک رابط نیروی دریایی آمریکا تماس بگیرند. همچنین فایننشال تایمز در ۲۳ ژوئن به نقل از سه مدیر شرکتهای کشتیرانی گزارش داد: «آمریکا و شماری از شرکتهای بیمه غربی به کشتیها توصیه میکنند از مسیری در سمت عمانی تنگه عبور کنند که تحت پوشش هوایی آمریکا قرار دارد؛ اقدامی که مالکان کشتیها را درباره انتخاب مسیر مناسب سردرگم کرده است.»
یکی از مقامهای دولت آمریکا که در ۱۹ اوت از موفقیت ظاهری این دالان سخن میگفت، به آکسیوس اظهار داشت: «اکنون دو ماه است که ما مسیر جنوبی تنگه هرمز را کنترل میکنیم.» این بازه زمانی تقریباً بهطور دقیق با امضای تفاهمنامه در ۱۷ ژوئن مطابقت دارد.
ونس در اواخر ژوئن توضیح داد که جریان انرژی تا چه اندازه در محاسبات دولت درباره تفاهمنامه نقش محوری داشته است. او گفت: «آنچه رئیسجمهور از ما خواسته این است که از این تفاهمنامه استفاده کنیم تا، بهنوعی، اقتصاد نفتی جهان را دوباره تغذیه و بخشی از ذخایر را تجدید کنیم و سپس ببینیم چه برگهایی در دست داریم.» وی افزود رئیسجمهور «فشار زیادی را از اقتصاد جهانی برداشته است... بیآنکه حتی یکی از دستاوردهای خود را واگذار کند و درعینحال، گزینههای فراوانی را برای خود محفوظ نگه
داشته است.»
البته تعیین دقیق نیت ترامپ درباره تفاهمنامه دشوار است. ممکن است استدلال شود که حتی اگر ترامپ قصد نداشت تفاهمنامه را موبهمو اجرا کند، امیدوار بود بتواند با تکیه بر اراده و اعمال فشار، از آن بهعنوان نقطه آغاز پایان جنگ استفاده کند. اما این تبیین روشن نمیکند که چرا جمهوریخواهان جنگطلب سرانجام با تفاهمنامه همراه شدند؛ همچنین دلیل قانعکنندهای برای رد فوری جنبههای اصلی توافق از سوی ترامپ ارائه نمیدهد. در عوض، این واقعیتها نشان میدهد که آمریکا تفاهمنامه را چیزی بیش از ابزاری برای وقتکشی نمیدانست؛ ابزاری که قرار بود بدون توسل به یک حمله نظامی تمامعیار، موقعیت ایران را تضعیف کند.
responsiblestatecraft.org/mou-trump-iran/











