اقتدار، خریدنی نیست؛ ساختنی است!

تحولات ژئوپلیتیک معاصر آشکار ساخته که پایداری دولتها نه از ابزارهای سختافزاری صرف، بلکه از تعادل ساختاری در ابعاد گوناگون حاکمیت ناشی میشود. در مواجهه با دگرگونیهای پرشتاب جهانی، دکترین نوینی ظهور کرده که موازنه قوا را از محاسبات تکبعدی کلاسیک به سمت الگویی چندسطحی و درونزا هدایت میکند.
علی باقرزاده_کارشناس گروه اندیشه: نظریات سنتی قدرت، دهههاست در بنبست نگاههای تکبعدی گرفتار شدهاند. دنیای سیاست در غرب، اقتدار را در انباشت تسلیحات و ابزارهای سختافزاری میبیند. اما رهبر شهید انقلاب با عبور از این دیدگاههای تقلیلگرایانه، الگویی متفاوت را پیریزی کردهاند. ایشان «اقتدار ملی» را نه یک پدیده ایستا، بلکه یک موجودیت زنده تعریف میکنند که بقای آن در گرو درهمتنیدگی شش ضلع حیاتی است. در منطق معمار این الگو هوشمندانه، هیچکدام از این مؤلفهها در خلأ عمل نمیکنند؛ اقتدار معنوی، موتور پیشران پیشرفت علمی است و اقتدار دفاعی، چتری برای امنیت اقتصادی. این مدل، حکمرانی را از یک مدیریت اداری به «مهندسی راهبردی قدرت» ارتقا داده است تا امنیت کشور نه باتکیهبر متغیرهای بیرونی، بلکه بر پایه ظرفیتهای درونی، یکپارچه و نفوذناپذیر تضمین شود.
ارکان ششگانه هندسه اقتدار کشور در اندیشه امام شهید عبارت است از:
1. اقتدار معنوی؛ سرمایه اجتماعی و شالوده همبستگی
نخستین ستون این هندسه، ذخیره ایمانی، خودباوری جمعی و معنابخشی به زیست اجتماعی است. این بعد ناملموس، دقیقاً همان متغیری است که نظریهپردازانی چون فرانسیس فوکویاما در تبیین خاستگاه ثبات، تحت عنوان «سرمایه اجتماعی و فضیلتهای مدنی» از آن یاد میکنند. در الگوی امام شهید، ایمان قلبی به خداوند و باور به نصرت الهی، اصطکاکهای ناشی از فشارهای بیرونی را خنثی ساخته و انگیزه پایداری را تأمین میکند: «ایمان ملتها و اعتماد به نفس آنها، ضامن بقای قدرت و امنیت آنهاست.»(نک:31/6/1399)
۲. اقتدار اقتصادی؛ گذار از پیرامونیبودن و اقتصاد تکمحصولی
در این شبکه متصل، اقتصاد منهای درونزایی به پاشنهآشیل حاکمیت بدل میشود. نظریهپردازان مکتب ساختارگرایی نظیر سمیر امین اثبات کردهاند که اتکا به صادرات مواد خام، اقتصادهای در حال گذار را «پیرامونی» کرده و آنها را در برابر تکانهها و تحریمها آسیبپذیر میسازد. رهبر شهید انقلاب با طرح «اقتصاد مقاومتی»، مهار خامفروشی و هدایت سرمایهها به سمت زنجیرههای ارزش دانشبنیان، اقتصاد را از تله وابستگی خارج ساخته و آن را به رکنی مستقل و نفوذناپذیر در معادله اقتدار ملی ارتقا داده است: «تحصیل ثروت از راه فروش منابع تمامشدنی مثل نفت، پیشرفت نیست… باید به جایی برسیم که بتوانیم با اختیار، هرگاه اراده کردیم، سر چاههای نفت را ببندیم.» (نک: 28/11/1397). اگرچه رهنمودهای ایشان در امر اقتصاد مقاومتی، هیچگاه بهدرستی تحقق پیدا نکرده و ریشه معضلات اقتصادی فعلی را میتوان ثمره همین بی توجهی متولیان امور دانست.
۳. اقتدار علمی؛ سرریز نوآوری و مهار انحصار فناوری
علم در الگوی رهبر شهید انقلاب اسلامی، حلقه واسط و پیونددهنده رونق اقتصادی به توان بازدارندگی است. تولید علم در منظومه فکری امام شهید، اهرمی برای شکستن انحصار فناورانه قدرتهای هژمون است. از منظر این نگاه، توقف یا کندشدن حرکت در لبههای دانش، آسیبپذیری ساختاری را به کل مدار اقتدار تحمیل میکند: «[حرکت] علمی، یکی از راههای مقاوم کردن کشور است… نباید متوقف شود یا شتابش کاهش یابد.» (نک:19/10/1393)
۴. اقتدار دفاعی؛ عقلانیت موازنه و بازدارندگی راهبردی
توسعه ابزارهای دفاعی در این چارچوب فکری، برآمده از یک عقلانیت سرد و واقعبینانه برای ممانعت از خطای محاسباتی دشمن است. مکتب واقعگرایی ساختاری با پیشگامی جان مرشایمر نشان میدهد که در فضای آنارشیک بینالمللی، تنها داشتن قابلیت بازدارندگی ملموس است که صلح را تثبیت میکند. رهبر شهید انقلاب، توان دفاعی را سپر صیانت از تمامیت سرزمینی و زیربنای آرامش عمومی دانسته و تقویت آن را ضرورتی غیرقابلمذاکره و متکی بر عقلانیت صریح معرفی میکنند: «مبنای اقتدار در جمهوری اسلامی یک مبنای عقلانیتی است… اگر کشور اقتدار دفاعی نداشته باشد، هر دولت بیارزشی میتواند تهدید کند.» (نک: 7/12/1398).
۵. اقتدار سیاسی؛ مشروعیت درونزا و سامان حکمرانی
در شبکه پیوسته اقتدار، نفوذ در صحنه بینالمللی بازتاب مستقیم کارآمدی سازمانی و عمق همبستگی ملت و دولت است. بر پایه الگوی اقتدار ملی برخاسته از مکتب امام شهید، حاکمیتِ پاسخگو و متکی بر مردمسالاری دینی، پیوند مردم با حکومت را به پدافندی تسخیرناپذیر در برابر راهبردهای نفوذ و فروپاشی از درون مبدل میسازد. ایشان دراینخصوص میفرمایند: «هر جا مردم باایمان خود، با حضور خود در صحنه حاضر شدند، دشمن در آنجا شکست خورد.» (نک: 19/10/1402).
۶. اقتدار فرهنگی؛ تابآوری هویتی در عرصه قدرت نرم
ژرفترین لایه تابآوری در این الگو، حراست از اصالت هویتی است؛ سنگری که اگر دچار رخنه شود، سایر اضلاع اقتدار نیز کارآمدی خود را از دست خواهند داد. در اندیشه امام شهید، صیانت از ارزشهای اصیل اسلامی در آوردگاههای بینالمللی، ترجمان عینی خودباوری فرهنگی و سدی نفوذناپذیر در مقابل هجوم هنجاری است:«این یعنی شما در مقابلِ تهاجمِ بیبندوباری… ایستادهاید… این قدرتنمایی فرهنگی بود.» (نک: 29/8/1402).
سخن پایانی؛ مهندسی یک قدرت تسخیرناپذیر
در نهایت، آنچه امام شهید در این منظومه فکری ترسیم کردهاند، فراتر از یک تئوری سیاسی است؛ این یک «نقشه بقای تمدنی» است. این الگو به ما یاد میدهد که اقتدار، خریدنی نیست؛ ساختنی است. امروز، ایستادن بر این قله، نتیجهٔ همان مهندسی دقیق و درهمتنیدهای است که امام شهید آنرا بنا کرده است. آینده، متعلق به آنهایی است که در عمق ساختارهایشان، استوار و رو به پیشرفتاند.
بهمنظور دسترسی پایدار به اخبار و مطالب ما، آخرین نسخه اپلیکیشن خبرگزاری فارس را میتوانید از فروشگاههای «کافهبازار» و «مایکت» دانلود و نصب کنید.
#اقتدار_ملی
#هندسه_قدرت
#بازدارندگی_هوشمند
#معمای_بقا
#استقلال_راهبردی
#سرمایه_اجتماعی
#امنیت_پایدار











