وبگردی 22:35 - 08 بهمن 1404
باشگاه خبرنگاران
«حاج محمد»؛ خیاطی که شهید شد
قطعه ۴۲، دو هفتهای است که میزبان پیرمردی شهید است؛ پیرمردی که جوانیاش رزمنده دفاع مقدس بود و در شبهای پرآشوب دیماه مسجد محله را ترک نکرد.

باشگاه خبرنگاران جوان - هر کوک که بر لباسی میزد، داستانی از عشق و ذوق و صبر را روایت میکرد؛ لباسی که قرار بود بر تن خادم حرم بنشیند. خدا میداند تمام عمرش چند دست لباس برای خادمان حرم دوخت؛ اما امروز دیگر صدای قژقژ پدالهایی که میفشرد، نمیآید. اتاقک مانده و چرخخیاطیهایی که دیگر خاموش شدهاند و امروز یکدنیا حرف برای گفتن وجود دارد، از زهد و تقوای پیرمرد ۸۰ساله. پیرمردی که در سختیهای روزگار خم به ابرو نیاورد؛ راضی بود به آنچه دارد؛ نه طمع میکرد و نه ناسپاسی؛ چون دوره پهلوی را هم خوب درک کرده بود.
این بار داستان پیرمرد خیاط، ما را به قطعه ۴۲ گلزار شهدای بهشتزهرا(س) میکشاند. قطعهای که پیشازاین مزار شهدای جنگ ۱۲ روزه بود؛ از نوزادان ۲ماهه تا زنان و مردانی که در حمله رژیم صهیونیستی به خاک کشورمان به شهادت رسیده بودند؛ و ۲ هفتهای میشود که این قطعه، خانه ابدی بیگناهانی شده که توسط تروریستها به شهادت رسیدهاند؛ و پیرمرد قصه ما در همین قطعه ۴۲ آرامگرفته است؛ شهید «محمدرضا ستاری».پیرمردی که حقوق بازنشستگیاش حدود ۱۲ میلیون میشد. به گفته تنها پسرش، او یک خیاط بود؛ خیاط خادمان حرم. درآمد زیادی هم نداشت؛ بیمه اختیاری تأمین اجتماعی را هم خودش چند سالی واریز کرده بود. زندگیاش سرشار از زهد و تقوا بود. از کسی هم طلبکار نبود. در تمام عمرش با کم و کاستیها میساخت؛ بهخصوص وقتی که همسرش به بیماری سرطان مبتلا شده بود، به لحاظ مالی به مضیقه افتاد؛ اما زبانش به ناشکری نچرخید.
شهید ستاری جوانیاش را در جهاد سازندگی و پشتیبانی از جبهه گذراند. گاهی هم بهعنوان تیربارچی عازم جبهه میشد. «حسین ستاری» از اعزام به جبهه پدر، این را خوب بهخاطر دارد که وقتی پدر عازم جبهه میشد، او و خواهرانش با نگاهی کودکانه، پدر را با اشک چشمهایشان بدرقه میکردند و این مادر بود که میماند و با گوشه چارقدش، از گونه کودکانش غم را میزدود و به انتظار مینشست تا حاجمحمد برگردد.حاجمحمد از جبهه هم که برمیگشت، مینشست پای چرخخیاطی. بعد از چند سال او دیگر برای خادمان حرم امام رضا(ع)، حضرت عبدالعظیم حسنی(ع) و خادمان حرم حضرت معصومه(س) لباس میدوخت و حدود ۲۰ سالی خیاط حرم بود. بعد هم به سن بازنشستگی رسید، در گوشهای از پارکینگ خانهاش خیاطی میکرد. اتاقکی که دور تا دورش پُر بود از عکس امام و شهدا؛ عکس شهید ایمانی و حاجقاسم سلیمانی و عکسهایی از فتح قلههای دماوند و سبلان. آخر او کوهنورد هم بود؛ بیشتر قلههای ایران را فتح کرده بود.
این پیرمردِ خیاطِ شهید، ارادت عجیبی به حضرت آقا داشت. وقتی با دوستان مسجدی حرفهای سیاسی زده میشد، میگفت: «من کاری با این جناح و آن جناح ندارم؛ هر چی حضرت آقا گفتن، آن درسته!» حتی در زمان انتخابات نمایندگان مجلس، شورای شهر و رئیسجمهور پرسوجو میکرد و از پسرش حسین آقا میپرسید: «این کاندیدها خوباند؟ اگر رأی بیاورند، صحبتهای حضرت آقا گوش را میدهند یا نه؟!» برایش این مهم بود که حرف حضرت آقا را گوش بدهند.حاجمحمد همیشه در صف اول راهپیماییها بود؛ از راهپیمایی ۲۲ بهمن تا ۹ دی و روز جهانی قدس. به گفته تنها پسرش «حاجی همیشه جزو اولین نفرات بود، در این مناسبتها به من و خواهرانم زنگ میزد و حضوروغیاب میکرد و میگفت: هستید؟! ما هم میگفتیم: بله حاجی، هستیم! بعد هم باهم قرار میگذاشتیم.»
در ماههای اخیر که نوسان ارز، بازار را ملتهب کرده بود، خیلی از دلسوزان ایران ناراحت گرانیها و فشار اقتصادی به مردم بودند؛ حاجمحمد نه بهخاطر خودش، بلکه نگران مردم بود و میگفت: «اگر همه به حرف آقا گوش بدهند و نکاتی که میگویند را اجرا کنند، اینطوری نمیشود.» مسجد فاطمه زهرا(س) در بلوار استاد معین جایی بود که حاجمحمد را بیشتر وقتها میشد آنجا دید؛ جایی که حاجی به شوق همنشینی با جوانان تا ساعتها در مسجد میماند. دیماه امسال که اغتشاشگران شروع کرده بودند به آتشزدن مساجد، «حاجمحمد» دیگر آرام و قرار نداشت؛ از اولین روزهای آشوب، حاجآقای مسجد میگوید: «بهخاطر اینکه مسجد را آتش نزنند، داوطلب میخواهیم در مسجد بمانیم.» و حاجمحمد بدون اینکه ترسی از آتش خشم دشمن و گلولههای تروریستها داشته باشد، داوطلبانه چند شب تا نیمههای شب در مسجد محله میماند و بعد از آرامیها به خانه میرود.دراینبین فرزندان حاجمحمد که نگرانش بودند از او میخواهند که به مسجد نرود اما او در پاسخ میگوید: «من نروم، دیگری نرود، خرابکارها و آشوبگران میمانند و یک شهر؛ ما باید برویم و جلوی آشوبگران را بگیریم.» حاجمحمد خود را آماده شهادت کرده بود؛ در همان شبهای اول آشوب، او به یکی از نمازگزاران مسجد میگوید: «با من کاری نداری؟» نمازگزار با مزاح به او پاسخ میدهد: «حالا که شهر شلوغ شده، مسجد نمیخواهی بیایی؟» حاجمحمد میخندد و میگوید: «اگر کاری داری، حرفی داری، بگو! از من گفتن بود چون هفته دیگر من را نمیبینی!»
سرانجام شنبهشب از راه رسید؛ شب ۲۰ دیماه؛ حاجمحمد آن شب با دیگر دوستان مسجدی تا ساعت ۱۰ و نیم در مسجد میمانند و بعد راهی میشوند بروند خانههایشان. آنها چندمتری از مسجد فاطمه زهرا (س) فاصله گرفته بودند که در مسیر میبینند اغتشاشگران ایستگاه اتوبوس را از جا کندهاند؛ سطل زباله آتش زدهاند؛ آنها حتی بلوکهای یکخانه در حال ساخت را به وسط خیابان میریختند؛ و بعد صدای تیراندازی شنیده شد.
حاجمحمد و دیگر دوستان تا میخواستند از خیابان اصلی به کوچه بروند، گلولهای از پشت به پهلوی حاجمحمد اصابت میکند و او به زمین میافتد درحالیکه ذکر یا زهرا(س) را زمزمه میکرد. گلوله تروریستها، ناحیه پهلوی حاجمحمد را شکافته و از شکم خارج شده بود. دوستانش با خودروی شخصی او را به بیمارستان منتقل میکنند و عملهای سنگینی روی او انجام میشود؛ اما بهخاطر شدت جراحت سحر روز سهشنبه خیاط خادمان حرم به شهادت میرسد.حسین ستاری این روزها لباس مشکی نپوشیده و معتقد است، برای پدرش که شهید شده، نباید لباس مشکی پوشید. او در شگفت است از صبوریاش در فراق پدر.حسین ستاری درباره ترور پدر میگوید: «آن شب تلفنها قطع بود و ساعت ۱۲ شب به من اطلاع دادند که پدرم تیرخورده. پدرم ورزشکار و کوهنورد بود، بدن قوی داشت. او تا ۸۰ سالگی هیچ عمل جراحی انجام نداده بود و حتی بیماری زمینهای نداشت؛ وقتی برگه بیهوشی را پر میکردم، پزشک از وضعیت پدرم تعجب کرده بود. بعد از اینکه پدرم را عمل کردند، منتظر نتیجه بودیم اما به دلیل سنگینی عملهای جراحی، پدرم به شهادت رسید. البته حاجی بهخاطر تمام خوبیهایش مزدش را گرفت و عاقبت به خیر شد.»
منبع: فارس
12255636
پربازدید ها
پر بحث ترین ها
مهمترین اخبار وبگردی
وبگردی

«باشگاه خبرنگاران» برخی فکر میکنند روغنهای گیاهی حاوی مواد خطرناک هستند، در حالی که واقعیت علمی کاملا متفاوت است.
وبگردی

«باشگاه خبرنگاران» قطعه ۴۲، دو هفتهای است که میزبان پیرمردی شهید است؛ پیرمردی که جوانیاش رزمنده دفاع مقدس بود و در شبهای پرآشوب دیماه مسجد محله را ترک نکرد.
وبگردی

«باشگاه خبرنگاران» اگر دل به دل همدان بدهید، حرفهای زیادی برای گفتن دارد؛ از اینکه در همدان نامها تصادفی نیستند و هر کدام قصهای دارند.
وبگردی

«باشگاه خبرنگاران» در میان جنگ تحمیلی ایران و عراق، کشورهای اروپایی با وجود ادعای بیطرفی، در عمل در بسیاری از مقاطع به نفع رژیم بعث عراق عمل کردند.
وبگردی

«باشگاه خبرنگاران» تصویر «ایران مرفه و بیدغدغه» در دوران پهلوی، بیش از آنکه محصول اسناد تاریخی باشد، نتیجه فراموشی جمعی و روایتسازی رسانهای است.
وبگردی

«باشگاه خبرنگاران» محمد ابراهیم همتی، فرمانده نیروی دریایی بود که در بزنگاه آغاز جنگ ایران و عراق در عملیات مروارید با ناوچه پیکان همه نقشههای دشمن را نقش برآب کرد.
وبگردی

«باشگاه خبرنگاران» در سال ۱۳۵۵، تحت فشار آمریکا، شاه ناگزیر شد سیاست «فضای باز سیاسی» را آغاز کند، تصمیمی که به ظاهر برای دفاع از آزادیها بود، اما در عمل ثبات حکومت را از درون متلاشی کرد.
وبگردی

«باشگاه خبرنگاران» جراحی چاقی برای افراد با BMI بالای ۳۵، با تغییر سبک زندگی پس از عمل، یک گزینه درمانی مؤثر و با محدودیت سنی نسبی است.
وبگردی

«باشگاه خبرنگاران» سالهاست تئوریسینها و جریانات فکری غربخوانده، به مجرد پیشامد یک رویداد، شروع به تحلیل و صورتبندی وقایع با مفاهیم وارداتی و ترجمهای میکنند.
وبگردی

«باشگاه خبرنگاران» یک از جنایتهای رژیم پهلوی حمله به مسجد کرمان و آتش زدن قرآن بود، که از طرف کمیسیونی مرکب از رؤسای شهربانی ژاندارمری ساواک و معاون استانداری طرح ریزی شده بود.

