خلع حجاب در سکوت جهانی

دولت باکو در کشوری با اکثریت مسلمان و شیعه، محدودیت پوشش دینی را از مدارس آغاز کرده و اکنون به معلمان رسانده است. فرمانهایی که عملاً دختران و زنان محجبه را از آموزش محروم میکنند.
موضعگیری دولت جمهوری اسلامی ایران در قبال این سرکوب دینی، یک ضرورت راهبردی و دیپلماتیک است.
جمهوری آذربایجان، کشوری که بر اساس آمارهای رسمی بیش از ۹۵ درصد جمعیت آن مسلمان و اکثریت قاطع شیعهاند، تحت فرمان الهام علیاف سیاست محدودسازی پوشش دینی را از مدارس آغاز کرده و گامبهگام به سمت نهادینهسازی این محدودیت پیش میرود. فرمان شماره ۳۰۹ نخستوزیر علی اسدوف در ۲۱ سپتامبر ۲۰۲۶، بدون آنکه نامی از حجاب ببرد، پوششی را که یکنواختی لباس فرم را مختل کند یا با اصل سکولاریسم مغایر باشد ممنوع اعلام کرد. در عمل، در مدارس متعددی این مقررات به ممنوعیت ورود دختران محجبه تعبیر شد. در ششم اکتبر، فرمان شماره ۳۲۵ همین محدودیت را به معلمان گسترش داد.
نکته مهم این است که این سیاست، ریشه در هیچ ضرورت آموزشی یا اداری ندارد. اگر دغدغه کیفیت آموزش بود، چرا باید دانشآموزی که کارنامهاش حتی یک نمره کمتر از عالی ندارد، به دلیل روسری از مدرسه محروم شود؟ چرا معلمی که سالها در نظام آموزشی خدمت کرده، ناگهان به دلیل پوشش مذهبی از تدریس منع میشود؟
پاسخ را باید در جای دیگری جست. باکو در سالهای اخیر روابط امنیتی و دفاعی خود با رژیم صهیونیستی را به شکلی بیسابقه گسترش داده است. در جریان جنگ اخیر، آسمان آذربایجان در اختیار رژیم صهیونیستی قرار گرفت. این همکاری، جمهوری آذربایجان را از یک کشور همسایه مسلمان به تهدیدی امنیتی برای ایران تبدیل کرده است. در چنین شرایطی، سیاست داخلی محدودسازی دینی و سیاست خارجی همپیمانی با دشمنان ایران، دو روی یک سکهاند: باکو میخواهد هویت شیعی-ایرانی جامعه خود را تضعیف کند تا همسویی مردمی با ایران را از میان بردارد.
دوگانگی در اجرای قوانین برای پیروان ادیان
در حالی که مسئولان باکو بر یکپارچگی قوانین تأکید میکنند، تصویر میدانی چیز دیگری نشان میدهد. دانشآموزان یهودی در آذربایجان اجازه دارند نمادهای مذهبی خود مانند کیپا را در کلاسهای درس داشته باشند، اما دختران مسلمان به خاطر حجاب از آموزش محروم میشوند.
این تناقض، پرسش بنیادین را پیش میکشد: اگر قانون سکولار برای همه ادیان یکسان است، چرا فقط اکثریت شیعه باید بهای آن را بپردازد؟ سکوت دولت آذربایجان درباره وضعیت مدارس یهودی، شائبه استانداردهای دوگانه را تقویت میکند.
شایسته است جمهوری اسلامی ایران این تبعیض آشکار را در مجامع بینالمللی و اسلامی به چالش بکشد.
تنش ترکیه و آذربایجان بر سر حجاب
ترکیه این اقدامات باکو را محکوم کرد و روزنامههای ترک با عناوینی مانند «ممنوعیت حجاب در کشور برادر» و «ظلم در آذربایجان» به آن واکنش نشان دادند. باکو در پاسخ، انتقادها را دخالت در امور داخلی و کارزار اطلاعات نادرست خواند و هشدار داد ادامه این انتقادات به روابط دو کشور آسیب میزند.
همبستگی زنان و مردان آذربایجان
اعتراضات در آذربایجان شکل تازهای گرفت: دختران محجبه و بیحجاب، پسران، معلمان و والدین در حمایت از حق تحصیل متحد شدند. دانشآموزان بیحجاب نیز روسری به سر کردند و از ورود به کلاسها خودداری کردند. شعار حجاب مانع درس خواندن نیست در مدارس متعددی شنیده شد. تصاویر دختران گریان، معلمان منعشده از تدریس و مادران شهیدانی که به دلیل حجاب از ورود به مدرسه منع شدند، احساسات عمومی را برانگیخت. این همبستگی فراتر از یک مطالبه دینی، به جنبشی برای حق انتخاب و کرامت انسانی تبدیل شده است.
کمپین حمایت از حجاب
راهاندازی کمپین «حجاب مانع تحصیل نیست» میتواند اعتراضات پراکنده را به جریانی پایدار مدنی تبدیل کند. این کمپین با روایتهای انسانی، همبستگی فرامرزی و مطالبه مشخص لغو فرمانهای ۳۰۹ و ۳۲۵، میتواند صدای دختران آذربایجانی را به سطح بینالمللی برساند. تجربه اعتراضات در استانبول مقابل کنسولگری آذربایجان نشان داد این مسئله ابعاد فرامرزی دارد و میتواند با همکاری نهادهای مدنی و فعالان حقوق زنان در ایران، ترکیه و سایر کشورها تقویت شود.
محدودیت حجاب در آذربایجان، حق تحصیل بخشی از شهروندان را نقض کرده و به تنش منطقهای دامن زده است. اما همبستگی بیسابقه محجبه و بیحجاب، نشاندهنده زنده بودن جامعه مدنی آذربایجان است. کمپین «حجاب مانع تحصیل نیست» میتواند این انرژی را از خیابان به یک جریان پایدار برای حق انتخاب و کرامت انسانی تبدیل کند.
روابط ایران و آذربایجان
اما تاریخ روابط ایران و آذربایجان بسیار فراتر از چند سال اخیر است. قلمرو کنونی جمهوری آذربایجان تا پیش از اشغال روسیه، بخشی از خاک ایران بود. معاهده ترکمنچای در سال ۱۸۲۸ این سرزمین را از ایران جدا کرد. ایران پس از فروپاشی شوروی، اولین کشورهایی بود که استقلال آذربایجان را به رسمیت شناخت و در تمام این سالها با وجود بعضی رفتارهای خصمانه، حامی تمامیت ارضی این کشور بوده است. در جنگ اول قرهباغ، هلال احمر ایران روزانه به ۵۰ هزار آواره آذربایجانی خدمات میرساند. جمهوری اسلامی ایران در سازمانهای بینالمللی همواره از تمامیت ارضی آذربایجان دفاع کرده و در مذاکرات دیپلماتیک برای حل بحران قرهباغ نقش فعالی ایفا نموده است.
حالا این کشور همسایه چه میکند؟ دختران شیعه را از کلاس درس بیرون میکند. معلمان محجبه را از شغلشان محروم میکند. آسمانش را در اختیار رژیم صهیونیستی قرار میدهد. و در واکنش به انتقادها، میگوید این دخالت در امور داخلی است.
سفر وزیر کشورمان به باکو در کنار تمجید از روابط دوستانه میتوانست فرصتی برای طرح صریح این مسائل باشد. این سکوت، برای بخشی از افکار عمومی داخل ایران و برای شیعیان آذربایجان که این روزها در خیابانهای باکو و نارداران به خیابان آمدهاند، مطلوب نیست.
مسئله فقط حجاب نیست. مسئله این است که کشوری با ۶۵ درصد جمعیت شیعه، توسط دولتی اداره میشود که هویت دینی جامعهاش را به عنوان تهدید میبیند و همزمان با دشمنان آن جامعه همپیمان میشود.
ایران نه میتواند و نه باید اهمیت رابطه با آذربایجان را نادیده بگیرد؛ همسایگی با آذربایجان واقعیتی جغرافیایی است. اما دیپلماسی همسایگی به معنای تعارف نیست. به معنای گفتوگو با صراحت درباره اختلافهاست.
اگر هویت دینی و پیوندهای شیعی در روابط ایران با همسایگان معنایی دارد، محدودیت حجاب در مدارس آذربایجان نمیتواند بیاهمیت تلقی شود. سکوت در برابر این محدودیت، هم اعتبار دینی ایران را نزد شیعیان منطقه خدشهدار میکند و قطعا مسئولان کشورمان در کنار توجه به منافع امنیتی و اقتصادی، به اصولی که خود بدان پایبند هستند نیز توجه ویژه دارند.
روابط میان دولتها، آنگاه که بر پایه تعارف و ملاحظات استوار شود، نه قادر به تحکیم پیوندهای پایدار است و نه میتواند از منافع ملی و اصول بنیادین پاسداری کند. تجربه سالهای اخیر به روشنی نشان داده است که زبان دوستی و برادری، در برابر سیاستهای یکطرفه و اقدامات مغایر با حقوق اساسی مسلمانان، کارآمدی لازم را ندارد و چهبسا به زمینهای برای تداوم این سیاستها بدل شود.
سیاست خارجی متوازن و مؤثر، سیاستی است که منافع ملی را با شفافیت بیان کند و خطوط قرمز را بدون تعارف و پردهپوشی مطالبه نماید. از اینرو، زمان آن فرا رسیده است که جمهوری اسلامی ایران از دایره تکرار الفاظ دوستانه و تعارفهای مرسوم عبور کرده و به زبان صراحت در بیان منافع و اصول گام بگذارد. رابطهای که بر پایه تعارف بنا شود، در نخستین آزمون جدی فرو میریزد؛ اما رابطهای که بر شفافیت منافع و احترام متقابل استوار باشد، پایدار و ماندگار خواهد بود.
روابط ایران و جمهوری آذربایجان، در صورتی که بر پایه منافع ملی و اصول مشترک بازتعریف شود، میتواند از سطح تعارف فراتر رفته و به شراکتی واقعی و پایدار بدل گردد. این رویکرد، نه تنها حق مسلم تهران است، بلکه وظیفهای در قبال ملت و تاریخ این سرزمین به شمار میآید.
#حجاب
#جمهوری_آذربایجان
#ایران
#محمدمهدی_مومنی_ها











