صحت نگاه ایرانیان به رژیمهای آمریکایی و صهیونی

باشگاه خبرنگاران جوان - دکتر حسن عابدینی کارشناس ارشد مسائل بین الملل و معاون سیاسی صدا و سیما در یادداشتی نوشت: وجود فاصله ماهوی میان آمریکا و رژیم صهیونی گرچه محل مناقشه است، اما فارغ از این موضوع، اعتراف فززند نامشروع انگلیس به رو به افول بودن آمریکا، برداشتن پرده از یک واقعیت عینی است.
واقعیتی که تا مدتی پیش در دنیا فقط جمهوری اسلامی ایران بدون لکنت زبان با صراحت آن را بیان میکرد، اما اینک فرید زکریا استاد برجسته روابط بین الملل هم از جهان پسا آمریکا و مرشایمر نظریه پرداز برجسته هم از اینکه ایالات متحده زیربنای نظام بینالملل را به سخره گرفته و آمریکا در حال فروپاشی درونی است. سخن میگویند.
نژاد پرستی مولفهای است که در ذات شرارت پیشهگان صهیونیست وجود داشته، اما در محافل سیاسی و دیپلماتیک کمتر به زبان جاری میشد. تحولات سه سال اخیر، اما پرده را کنار زد و خودشان اعتراف میکنند که یهودی بر مردم سالاری ارجحیت دارد. این همان نژاد پرستی آن هم بر مبنای آموزههای تحریف شده تلمودی است که با تفکرات سیاسی عجین شده است.
ترور، قتل، کشتار و ویرانی گرچه در سردمداران اشغالگر صهیونی نهادینه شده است، اما هر از گاهی با نقاب صلح خواهی مانند کمپ دیوید، اسلو، مادرید و ... بر آن سرپوش میگذاشتند. جلادان هم اکنون بی محابا میگویند که صلح یک ارزش ذاتی که امنیت تولید کند نیست بلکه ابزاری برای دستیابی به سایر اهداف سیاسی است.
اندیشکده مطالعات امنیت ملی اسرائیل ابایی ندارد بنویسد جنگ یک وضعیت بنادین است که برای امنیت ملی ضرورتی غیر قابل انکار دارد. در این عرصه حتی جنگ پیشگیرانه و غافلگیرانه را به عنوان تنها راه دستیابی به پیروزی توصیه میکند.
مقامهای صهیونی اعتقادی به مرز ندارند، هنوز هم در ادبیات از مرزها با عنوان جبهه شمال، جبهه جنوب و.. یاد میکنند. این اعتقاد موجب شده تا از سال ۱۹۴۸ که کوچاندن مردم فلسطین از خانه و کاشانه را در دستور قرار دادند دمی از تجاوزگری به کشورهای مصر، اردن، سوریه و لبنان کوتاه نیایند. اشغال صحرای سینا، کرانه باختری رود اردن، جولان در سویه و ... در این چارچوب قابل تحلیل است.
تفکر اشغالگری از نیل تا فرات نماد این خوی تجاوزگری است که برای نابودی و اشغال سرزمین دیگران لحظهای درنگ نکرده است. تحمیل جنگ بر مردم ایران و یمن و حتی بمباران قطر و ترور در امارات و ... نمادی از این خوی ددمنشی است که امام راحل بدرستی حدود نیم قرن پیش، این رژیم را یک غده سرطانی در منطقه غرب اسیا توصیف کردند.
برخی سران کشورهای غرب آسیا البته از روی ترس یا جهالت هنوز حاضر نیستند که رشتههای اعتماد به این رژیم را پاره کنند و هر از گاه فریب معامله قرن، پیمان آبراهام و ... را میخورند. غافل از اینکه صهیونیستها اصلا جایگاهی برای انان قائل نیستند.
صهیونیستها در واقعیت وجود مستقل کشورهای عربی را به رسمیت نمیشناسند. رئیس NISS به صراحت منویات درونی اش را بیرون میریزد که کشورهای عربی مجموعهای از قبایل و گروههای قومی فاقد تاریح مشترک هستند بنا بر این تضعیف انها یک فرایند طبیعی است.
این نشان میدهد که کشورهای منطقه غرب آسیا برای تامین امنیت ملی بایستی به تامین امنیت درون زا روی آورند، زیرا تا زمانی که قدرتهای فرامنطقهای در امور کشورها دخالت کنند و اسرائیل بسان سرنیزه غرب در قلب قبله گاه نخستین امت اسلامی مورد حمایت قرار گیرد، مردم این جغرافیای با برکت و غنی هرگز آرامش، آسایش، رفاه و امنیت را نخواهند دید.











