فیلم کوتاه؛ سکوی پرتاب یا جهانی مستقل؟

باشگاه خبرنگاران جوان؛ دلآرا ودودی - فیلم کوتاه برای برخی فیلمسازان فرصتی برای تجربهگری و بیان ایدههایی است که در قالبی فشرده شکل میگیرند و برای برخی دیگر میتواند زمینهای برای ورود به سینمای بلند باشد. بااینحال، استقلال هنری این قالب، محدودیتهای اقتصادی و نقش جشنوارهها در ادامه مسیر حرفهای فیلمسازان، موضوعاتی است که کارگردانان درباره آنها دیدگاههای متفاوتی دارند.
رضا پردل، کارگردان «اسکلت دوستداشتنی من»، و زهرا ترکمنلو، کارگردان «فریز» که آثارشان در بخش ملی چهلوسومین جشنواره بینالمللی فیلم کوتاه تهران حضور دارند، به همراه فرزانه سلیمانیان، نویسنده و کارگردان «در میان دو نگاه» که در بخش «وطن به روایت من» حضور دارد، درباره جایگاه فیلم کوتاه، ظرفیتهای آن و دشواریهای ادامه مسیر فیلمسازی سخن گفتهاند.
ایدهای که قالب روایت را تعیین میکند
رضا پردل درباره انتخاب قالب کوتاه برای فیلم «اسکلت دوستداشتنی من» گفت: «من این فیلمنامه را از ابتدا برای مدیوم کوتاه نوشتم؛ زیرا شرایط قصه، از جمله فراز و فرود روایت و تحول شخصیتها، همگی متناسب با مدیوم کوتاه است.»
فرزانه سلیمانیان نیز انتخاب قالب را وابسته به نیاز ایده میداند و میگوید: «به نظرم هر ایدهای قالب مناسب خود را برای روایت میطلبد. برای من در «در میان دو نگاه» مهم این بود که بتوانم ایده و جهان فیلم را در کوتاهترین و درعینحال مؤثرترین شکل ممکن به مخاطب منتقل کنم. البته طبیعتاً شرایط تولید هم در فیلمسازی تأثیرگذار است، بهخصوص در سینمای مستقل و فیلم کوتاه؛ اما فکر میکنم نباید اجازه دهیم محدودیتهای تولید به محدودیتهای ذهنی ما تبدیل شوند.»
زهرا ترکمنلو نیز درباره شکلگیری «فریز» توضیح داد: «مدتی است متوجه شدهام دنیای داستانگویی من به سمتی میرود که داستانها را با جزئیات بیشتری روایت کنم. درباره این ایده نیز با اینکه ذهنم مدام به داستان شاخوبرگ میداد و آن را مفصلتر میکرد، احساس کردم باید آن را به موجزترین شکل ممکن روایت کنم.»
او ادامه داد: «نمیتوانم بگویم این ایده صرفاً و منحصراً متعلق به فیلم کوتاه است، اما تصمیم گرفتم فقط برشی از این زندگی را نشان دهم و به طرح یک پرسش بسنده کنم. به نظرم بهترین فرم برای طرح این پرسش، فیلم کوتاه بود.»
در گفتههای این سه فیلمساز، انتخاب قالب کوتاه با شیوه روایت ارتباط دارد، اما تفاوتهایی نیز دیده میشود؛ پردل از تناسب اولیه فیلمنامه با مدیوم کوتاه سخن میگوید، سلیمانیان بر انتخاب فرم متناسب با ایده تأکید دارد و ترکمنلو از تصمیمی برای موجز نگهداشتن روایتی میگوید که امکان گسترش آن نیز وجود داشته است.
فیلم کوتاه؛ مدیومی مستقل یا مقدمهای برای سینمای بلند؟
سلیمانیان درباره نسبت فیلم کوتاه با سینمای بلند گفت: «من فیلم کوتاه را یک قالب مستقل سینمایی میدانم، نه صرفاً پلهای برای رسیدن به فیلم بلند. طبیعتاً ساخت فیلم بلند میتواند یکی از اهداف هر فیلمسازی باشد، اما این به آن معنا نیست که ارزش فیلم کوتاه فقط به مسیری است که برای رسیدن به فیلم بلند فراهم میکند. گاهی یک ایده اساساً در همین قالب کامل میشود و اگر بخواهیم آن را به فیلم بلند تبدیل کنیم، ممکن است حتی از تأثیرگذاری آن کم شود.»
او افزود: «تجربه ساخت «در میان دو نگاه» برای من بیشتر از اینکه تمرینی برای ساخت فیلم بلند باشد، فرصتی بود برای بیان یک ایده با زبان سینما. به نظرم فیلم کوتاه میتواند هم یک مقصد باشد و هم مسیری برای تجربه و رشد؛ این دو لزوماً در مقابل یکدیگر قرار نمیگیرند.»
ترکمنلو نیز تأکید کرد: «قطعاً فیلم کوتاه برای من یک مدیوم مستقل و مهم است و آن را صرفاً مسیری برای رسیدن به فیلم بلند تلقی نمیکنم. در ساخت فیلمهایم نیز چنین نگاهی نداشتهام که تعدادی فیلم کوتاه بسازم تا بعد از آن وارد سینمای بلند شوم.»
او ادامه داد: «ساخت فیلم بلند یا شکلگرفتن دنیای یک داستان بلند، موضوعی نیست که لزوماً با طیکردن چنین مسیری محقق شود. این اتفاق باید از درون فیلمساز شکل بگیرد؛ اینکه احساس کند ایده و دغدغهاش به روایت کوتاه نیاز دارد یا آنچه ذهنش را درگیر کرده، به روایتی مفصلتر نیاز پیدا میکند.»
رضا پردل نیز فیلم کوتاه را از نظر هنری مستقل میداند، اما میان جایگاه هنری و شرایط اقتصادی آن تفاوت قائل است.
او گفت: «فیلم کوتاه از نظر هنری کاملاً ماهیت مستقلی دارد و میتوان مانند سینمای بلند یا سریال، قصههایی در آن روایت کرد که همان احساسات تماشای فیلم بلند را در بینندگان ایجاد کنند. البته با توجه به ماهیت این مدیوم، جنس قصهها کمی متفاوت است.»
پردل افزود: «اما از نظر اقتصادی، کارگردان نمیتواند برای مدتی طولانی فیلم کوتاهسازی را شغل ثابت خود قرار دهد؛ زیرا اقتصاد این مدیوم کوچک است، شرایط تولید آن دشوار است و فیلم کوتاه بهخوبی پخش نمیشود تا بخشی از سرمایه بازگردد.»
وجه مشترک این دیدگاهها، پذیرش استقلال هنری فیلم کوتاه است، اما پردل میان این استقلال و امکان تداوم اقتصادی فیلمسازی در این قالب تمایز قائل میشود؛ مسئلهای که نشان میدهد مستقلبودن یک قالب هنری لزوماً به معنای فراهمبودن شرایط فعالیت حرفهای مستمر در آن نیست.
آزادی تجربهگری و اهمیت جزئیات
پردل اقتصاد محدود فیلم کوتاه را در کنار دشواریهای آن، عاملی برای آزادی بیشتر در تجربهگری میداند و گفت: «از آنجا که سازندگان فیلم کوتاه امید چندانی به بازگشت مالی ندارند، این موضوع دست فیلمسازان را باز میگذارد تا تجربههای روایی و بصری متفاوتی داشته باشند. خود من هم فیلمهای کوتاه خلاقانه و جسور را میپسندم که نسبت به فرمهای معمول و کلیشهای سینمای بلند یا برخی گونههای فیلم کوتاه متفاوت باشند.»
سلیمانیان نیز درباره ظرفیتهای این قالب توضیح داد: «یکی از مهمترین امکانات فیلم کوتاه برای من، آزادی عمل بیشتر در تجربهکردن است. فیلم کوتاه فرصتی است برای اینکه فیلمساز بیشتر خودش را بشناسد و به زبان شخصی خودش نزدیک شود؛ اینکه بفهمد چه چیزهایی برایش اهمیت دارند، چگونه به جهان نگاه میکند و چگونه میخواهد این نگاه را به مخاطب منتقل کند.»
او افزود: «کوتاهبودن زمان فیلم به معنای سادهبودن ساخت آن نیست. اتفاقاً گاهی در یک فیلم کوتاه، هر تصویر، هر مکث و هر انتخاب باید دقیقتر باشد؛ چون فرصت زیادی برای جبران یا توضیح اضافه وجود ندارد. برای من جذابیت این قالب همین فشردگی و تلاش برای رسیدن به بیشترین تأثیر با کمترین عناصر است.»
ترکمنلو نیز گفت: «فیلم کوتاه به ما یاد میدهد که از دقیقهبهدقیقه، ثانیهبهثانیه و فریمبهفریم فیلم و تصویرمان استفاده کنیم. وقتی زمان محدود است، باید قدر آن را بدانیم و به بهترین شکل از آن استفاده کنیم. همین محدودیت میتواند باعث شود محتوا به خلاقانهترین و هنریترین شکل ممکن خلق شود.»
او همچنین فیلم کوتاه را بستری مناسب برای تجربه ژانرهای مختلف دانست؛ تجربههایی که ممکن است فیلمساز در سینمای بلند آزادی یا جسارت کمتری برای انجام آنها داشته باشد.
در مجموع، این سه کارگردان تجربهگری را از ظرفیتهای فیلم کوتاه میدانند، اما هرکدام بر جنبه متفاوتی تأکید دارند؛ پردل بر آزادی ناشی از کاهش انتظار بازگشت سرمایه، سلیمانیان بر شناخت زبان شخصی و ترکمنلو بر خلاقیتی که از محدودیت زمانی شکل میگیرد.
مسیر ورود به سینمای بلند و دشواریهای آن
پردل درباره نقش فیلم کوتاه در ورود به سینمای حرفهای گفت: «نمونههای بیشماری در جهان داریم از کارگردانانی که از فیلم کوتاه وارد سینمای بلند شدهاند و توانستهاند خودشان را با آثار کوتاهشان معرفی کنند. این مسیر برای آنها در مقایسه با کارگردانی که تجربه فیلم کوتاه ندارد و میخواهد مستقیماً فیلم بلند بسازد، هموارتر شده است.»
او در عین حال هشدار داد: «یکی از موانع میتواند این باشد که کارگردانان فیلم کوتاه اسیر فضای فیلم کوتاه بمانند و متوجه نشوند که مدیوم بلند، چه هنگام تولید و چه از نظر روایی، پیچیدگیهای متنوعتری دارد. این غافلگیریها ممکن است هنگام ساخت به اثرشان آسیب وارد کند.»
پردل همچنین معتقد است در تولید فیلم بلند، بهویژه در ایران، محدودیتهایی با هدف مخاطبپسندتر شدن اثر وجود دارد؛ زیرا بازگشت دستکم بخشی از سرمایه اهمیت پیدا میکند.
سلیمانیان نیز گفت: «فیلمسازی فقط به داشتن ایده محدود نمیشود. فیلمساز باید بتواند ایدهاش را به یک اثر کامل تبدیل کند، با گروه کار کند، محدودیتها را بشناسد و مسئولیتپذیر باشد. فیلم کوتاه فرصت بسیار خوبی برای بهدستآوردن این تجربههاست.»
او ادامه داد: «اما باید واقعبین بود؛ ساخت چند فیلم کوتاه یا حتی دیدهشدن در جشنوارهها، لزوماً به معنای فراهمشدن امکان ساخت فیلم بلند نیست. فیلمساز ممکن است ایده و توانایی داشته باشد، اما همچنان برای تأمین بودجه، پیداکردن تهیهکننده و ایجاد فرصت تولید با دشواری روبهرو شود.»
این دو دیدگاه، موانع ورود به سینمای بلند را از دو جنبه متفاوت نشان میدهند؛ پردل به تفاوتهای روایی و اجرایی دو قالب اشاره میکند و سلیمانیان بر دشواری تأمین امکانات تولید تأکید دارد. بنابراین، تجربه فیلم کوتاه میتواند زمینه ورود به سینمای بلند باشد، اما بهتنهایی موفقیت در آن را تضمین نمیکند.
جشنواره؛ فرصتی برای دیدهشدن و ارتباط با مخاطب
پردل درباره اهمیت جشنواره فیلم کوتاه تهران گفت: «هر کارگردانی دوست دارد فیلمش با کیفیت خوب صوتی و تصویری دیده شود و مخاطبان زیاد و متنوعی داشته باشد. جشنواره فیلم کوتاه تهران از نظر قدمت و کیفیت برگزاری و نمایش آثار موقعیت ویژهای دارد.»
او افزود: «بیشتر فیلمسازان دوست دارند نخستین نمایش فیلمشان را در کشور خود داشته باشند، از هموطنانشان بازخورد بگیرند و در کنار تماشاگران فیلم را ببینند. همچنین حضور برخی تهیهکنندگان در جشنواره ممکن است فرصتهایی برای ساخت فیلم کوتاه بعدی یا حتی فیلم بلند فراهم کند.»
سلیمانیان نیز اظهار کرد: «جشنوارهها یکی از مهمترین بسترهای دیدهشدن فیلم کوتاه هستند. حضور در جشنواره فقط به نمایش فیلم محدود نمیشود؛ مواجهه با نگاههای متفاوت، شنیدن نقدها و ایجاد ارتباطات حرفهای میتواند در ادامه مسیر تأثیرگذار باشد.»
او با اشاره به دریافت جایزه بهترین فیلم داستانی برای «در میان دو نگاه» در دومین پویش ملی «وطن به روایت من» افزود: «چنین اتفاقهایی به انسان انگیزه میدهد که مسیرش را جدیتر ادامه دهد. البته جشنواره نباید تنها معیار سنجش ارزش یک فیلم باشد. مهم این است که فیلم بتواند در ذهن یا احساس مخاطب اثری باقی بگذارد.»
ترکمنلو نیز گفت: «جشنواره فیلم کوتاه تهران بستر مهمی است و میتوان آن را ویترین فیلم کوتاه ایران دانست. البته سلیقه داوران در انتخاب آثار تأثیرگذار است و نمیتوان درباره انتخابها به شکل مطلق قضاوت کرد.»
او درباره تجربه شخصی خود توضیح داد: «معاشرتها و ارتباطهایی میان فیلمسازان شکل میگیرد، اما من شخصاً تأثیر چشمگیری از حضور در جشنواره بر مسیر حرفهای خود ندیدهام. مهمترین موضوع این است که فیلمی را که با دشواریهای فراوان ساختهای، با مخاطبان به اشتراک میگذاری و میتوانی بهصورت مستقیم از آنها بازخورد بگیری.»
تفاوت نگاه این سه کارگردان بیش از آنکه به اهمیت نمایش جشنوارهای مربوط باشد، به دستاوردهای حرفهای آن بازمیگردد. پردل به امکان همکاری با تهیهکنندگان اشاره میکند، سلیمانیان خواستار شکلگیری فرصتهای واقعی برای ادامه فیلمسازی است و ترکمنلو از تجربه شخصی خود در محدودبودن این دستاوردها سخن میگوید.
ادامه مسیر؛ کوتاه یا بلند؟
رضا پردل که تعدادی فیلمنامه کوتاه و بلند در اختیار دارد، درباره پروژه بعدی خود گفت: «فکر میکنم اکنون این موقعیت را دارم که اگر فیلمنامه بلند جدیدم مورد استقبال تهیهکنندگان قرار بگیرد، بتوانم فیلم بلندم را بسازم. اما اگر این اتفاق نیفتد، چند فیلمنامه کوتاه دارم و تلاش میکنم آنها را بسازم.»
او افزود: «ترجیح خاصی ندارم و بیشتر اقتضای شرایط برایم تعیینکننده است؛ هرچند دوست دارم فیلم بلندم را بسازم و خودم را در فضایی جدید به چالش بکشم.»
ترکمنلو نیز گفت: «برای من اهمیت خاصی ندارد که فیلم بعدی کوتاه باشد یا بلند. مهمتر این است که دغدغهام برای مطرحشدن به بهترین شکل ممکن، چه مدیومی را میطلبد. نمیتوانم بهطور مطلق بگویم دیگر فیلم کوتاه نمیسازم و سراغ فیلم بلند میروم.»
در نهایت، دیدگاههای این سه فیلمساز نشان میدهد که انتخاب میان فیلم کوتاه و بلند تنها به تجربه یا تمایل کارگردان وابسته نیست؛ نیاز روایت، شرایط تولید و امکان تأمین سرمایه نیز در آن نقش دارند. از این منظر، فیلم کوتاه میتواند هم جهانی مستقل برای بیان ایدهها باشد و هم فرصتی برای ورود به سینمای بلند، بیآنکه یکی از این دو مسیر، دیگری را نفی کند
گفتنی است، چهلوسومین جشنواره بینالمللی فیلم کوتاه تهران از ۲۵ مهرماه در پردیس سینمایی ملت تهران آغاز به کار کرده است و تا ۳۰ مهرماه میزبان علاقهمندان به سینما خواهد بود.











