امیر ابیلی-گروه فرهنگی رجانیوز: یک: اواخر شهریور1378. جامعه و بهخصوص دانشگاهها فضای سیاسی ملتهبی را تجربه میکنند. در همین فضای ملتهب نشریه دانشجویی «موج»-نشریه انجمن اسلامی- دانشگاه امیرکبیر اقدام به انتشار نمایشنامهای به نام «کنکور وقت ظهور» میکند که به یکی از جنجالهای بزرگ زمان خود تبدیل میشود. «داستان پسری پشت کنکوری که در مناجاتش با امام زمان حرف میزند و آرزوی ظهور میکند؛ اما میان خواب و بیداری صدایی را میشنود که به او خبر ظهور را میدهد و از او برای همراهی دعوت میکند. اما آن دانشآموز به محضر امام عصر (عجلاللهتعالیفرجهالشریف) رفته و بهانه میتراشد که ظهور حضرت موجب بروز جنگ و تعطیلی دانشگاهها میشود؛ حال آنکه او آرزوی رفتن به دانشگاه را دارد و به همین دلیل دست به قتل امام زمان(عج) میزند و ناگهان بیدار میشود و میفهمد که سر جای خودش در مسجد نشسته است و همه مشغول دعا برای ظهورند!»
انتشار این نمایشنامه منجر به ایجاد یک جنجال گسترده در سطح کشور میشود. گروهی از طلاب کفنپوش در قم اقدام به تحصن میکنند. برخی علما و طلاب، کلاسهای درس حوزه را تعطیل میکنند و بسیاری از دستگاهها و نهادها آن را محکوم کرده و خواستار برخورد دولت و دستگاه قضائی با آن میشوند. مهرماه ۷۸ صدا و سیما اقدام به انتشار اخبار گستردهای در خصوص «اهانت به امام زمان» در این نشریه میکند و موجی از اعتراض کشور را دربرمیگیرد.
روزنامه کیهان، اول مهر ضمن مطلبی، نامه اعتراضی بسیج دانشجویی دانشگاه امیرکبیر به شورای فرهنگی دانشگاه را منعکس میکند که در آن نوشته شدهاست:« باور کنید که دانشجویان غیور و مسلمان دردی در سینه خود احساس میکنند که توان صبر را از کف آنها ربوده است و جا دارد که در این ماتم به جای اشک، خون بگریند چرا که به هیچ عنوان در مخیله شان نمیگنجید که بدین سادگی حرمتها چنان شکسته شود که گروهی در نمایشنامهای که برای توهین به اصول انقلاب، شهدا و روحانیت تدارک دیده اند، از امام زمان(عج) به عنوان یک بازیگر استفاده کرده و برای تنظیم سناریو، صبتهای سخیفی را از زیان ایشان بیان کنند. حقیقتا جا دارد انسان در این ماتم جانکاه جان دهد و ننگ بودن و شنیدن بدون پاسخ را نظاره گر نباشد».
کار تا آنجا پیش میرود که حتی عدهای نویسنده و بانیان چاپ این مطلب را مرتد میخوانند و برای مجرمین تقاضای حکم اعدام میکنند. عدهای دیگر در سخنرانیهایش اعلام میکنند که اگر دستگاه قضا وارد میدان نشود شخصا مسببین این اتفاق را مجازات خواهند کرد.
این موج همینطور ادامه پیدا میکند تا اینکه رهبرانقلاب شخصا به ماجرا ورود میکنند. «شنیده شده در گوشه و کنار راجع به همین مطلبی که نوشته شده است، بعضیها گفتهاند ما اقدام میکنیم، مجازات میکنیم؛ ابداً. در نظام اسلامی، این کار به مسؤولان مربوط است...... ملت ایران نشان داد که در مقابل چنین چیزهایی اینطور به خروش میآید؛ این درست است. علمای بزرگ و شخصیتها، همه نشان دادند که یکپارچه در مقابل چنین چیزی، احساسات و عقل و ایمانشان به جوش میآید؛ این خوب است؛ اما اینکه حالا شخصی را که باید مجازات شود، چه مجازاتی بکنند، چهطور مجازات کنند؛ چه کسی مجازات کند، اینها دیگر مربوط به آحاد مردم نیست؛ این مربوط به مسؤولان است.»
بعد از این اتفاقات ابتدا چند نفر و از جمله دبیر وقت انجمن اسلامی دانشگاه و مسئول تابلوی آزاد دانشجویان دانشگاه به زندان میروند تا اینکه نویسنده مطلب خود به وزارت اطلاعات مراجعه و اعتراف میکند. او در دادگاه انقلاب به سه سال حبس تعزیری در دادگاه بدوی و یک سال در دادگاه تجدیدنظر محکوم میشود.
اما در نهایت رهبر انقلاب در حکمی به دادگاه انقلاب توهین مندرج در متن مقاله را ناشی از «ضعف اندیشه و ضعف قلم» نگارنده میدانند و نویسنده را مورد عفو قرار میدهند.
****
دو: اردیبهشت 1386. عزتالله ضرغامی رئیس سازمان صداوسیماست. «عباس نعمتی» نویسنده نمایشنامه توهینآمیز «کنکور وقت ظهور» که چاپ مطلبش در یک نشریه دانشجویی تبدیل به یک جنجال کشوری شد در حکمی دبیر شورای هماهنگی تولیدات نمایشی سیما میشود.
در این حکم «طراحی تمهیدات لازم به منظور بهبود فرآیند تولیدات نمایشی و ارتقای صلاحیت حرفهای عوامل مختلف سریالها و فیلمهای تلویزیونی» به عنوان ماموریتهای اصلی نعمتی نوشته شده است. یعنی نویسنده نمایشنامهای که بنابه حکم قوهقضائیه به حبس محکوم شده بود، کمتر از هشت سال بعد «مامور به ارتقای صلاحیت حرفهای عوامل مختلف سریالها و فیلمهای تلویزیونی» میشود.
این البته حکمیست که در اینترنت هم قابل جستجو و ردیابیست، اما نکتهی مهمتر اینکه جناب «نعمتی» از سال 87 تا 89 «قائم مقام مدیرکل اداره طرح و برنامه سیما» هم بوده است، یعنی طرح برنامههایی که از تلویزیون جمهوری اسلامی پخش میشده ابتدا باید از زیردست جناب «نعمتی» رد میشده.
****
سه: مرداد1389. ماه رمضان. «عباس نعمتی» نویسندهی سریال ویژهی رمضان شبکه تهران است. در یکی از قسمتهای «نون و ریحون» اعترافات تعدادی از نادمان حوادث و دادگاههای سال 88 مورد تمسخر قرار میگیرد و ادعاهای فتنهگران در مورد شرایط زندانیان سیاسی مورد تائید قرار میگیرد.
در بخشی از سریال که به خواب دیدن نقش عباس و گفتوگوی او با دختر مورد علاقهاش در زندان اختصاص دارد، عملاً مواردی از محورهای اعترافات فتنهگران همسو با جوسازی رسانههای ضدانقلاب مبنی بر لاغری در زندان و مباحثه دوستانه با بازجویان مورد تمسخر قرار میگیرد و حتی موضوعی مانند شیشه نوشابه در راستای ادعاهای بیسند مهدی کروبی، مطرح و به آن دامن زده میشود و همین سبب ایجاد جنجالی دیگر میشود.
«دختر: من شرمندم عباس/عباس: برای چی این کار رو کردی؟/ دختر: من کار بدی نکردم طبق حقوق مدنی و حقوق مجازات اسلامی رباست که جرم محسوب میشه من این پولا رو با رضایت دهنده به عنوان قرض الحسنه که یک فعل خداپسندانه است قرض گرفتم. طبق قانون خدا من این پول رو هرکجا که دوست داشته باشم می تونم خرج کنم حالا دادگستری که پولش از نفت و شاکیان هم منبع اصلی پولشون از نفته جلوی هم ایستادند که این پول خدا برای ماست. ما از خدا قرض گرفتیم و اینها میگن این پول مال ماست. میبینی؟ کی این وسط گناهکاره؟/ عباس: تو زندان چه خبره؟ چرا هرکی میره توش عابد و زاهد میشه؟/ دختر: خب اینجا یک فرصته آدم تو خلوتش با خودش مواجه شه؛ البته با عزیزان بازجو هم جلسات مباحثه و گفتگوی خیلی دوستانه هم داشتیم که تو فهمیدن مشکلاتم کمک کرد./ عباس: چقدر لاغر شدی؟/ دختر: رژیم گرفتم. البته گویا اینطور که شنیدم دکتر کیمیاگر عصرا میاد به وعدههای غذایی سرکشی میکنه و غذاهای پرچرب و با کالری بالا را از وعدههای غذایی ما حذف کرده است. اگر بهت بگم اینجا شیشه نوشابهای ندیدم تا توش نوشابهی باشه دروغ نگفتم کاملاً حواسشون هست اینجا نوشابه قدغن است. دوغ میدن.»
****
چهار: مهر و آبان1392. سریال «اولین انتخاب» نوشتهی «عباس نعمتی» هرشب از شبکه تهران پخش میشود. سریالی بسیار پائینتر از استاندارد کیفی سریالهای چند سال اخیر رسانهی ملی که با شکست مطلق در جذب مخاطب روبهرو شده است و با هر متر و معیار کیفی ارزش پخش از آنتن تلویزیون ایران را ندارد.
****
برخی از مدیران سازمان صداوسیما ظاهرا اعتقاد دارند که حکم عفو رهبرانقلاب در ماجرای «نشریه موج» به معنای حمایت ایشان از «عباس نعمتی» است که خب واضح است چقدر توجیه بلاهتباریست و آن حکم عفو -و هر حکم عفو دیگری- به معنای این است که میشود از «باقی مجازات این خطای مجرم گذشت» اما به معنای «عدم انجام جرم» یا «حمایت» نیست.
اگر از این مورد بگذریم اما این مورد صرفا یک نمونه است برای فهم بهتر اوضاع مدیریت صداوسیما. مدیران رسانهی ملی در روزها و ماههای اخیر دلیل همه مشکلات را به گردن «کمبود بودجه» میاندازند، درحالی که همین بودجههای فعلی هم خرج کسانی با سابقه «عباس نعمتی» میشود که سریالهایی در حد «نون و ریحون» و «اولین انتخاب» تولید کنند. کسانی که با آن سابقه درخشان اساسا دلیل حضورشان در بزرگترین دستگاه فرهنگساز جمهوری اسلامی مشخص نیست و آثارشان نیز مملو از مشکلات محتوایی و ضعفهای شدید تکنیکیست.
جناب ضرغامی مهرماه در گفتوگوی کوتاهی که با «خانه ملت» انجام دادند در پاسخ به انتقاداتی که به رویکردهای غلط محتوایی خروجیهای چند سال اخیر رسانهی ملی مطرح شده است همه چیز را گردن نبود بودجه انداختند و گفتند که: «حق مردم است که وقتی انقلاب کردهاند سیمای جمهوری اسلامی را ببینند و بتوانند سیمای این انقلاب را در برنامههای رسانه ملیشان پیگیری کنند ولی در مواردی این اتفاق نمیافتد دلیل آن هم مشکلات اعتباری است. سال قبل بودجه اعتباری صدا وسیما 150 میلیارد تومان در قانون دیده شد که بسیار کمتر از انتظارات ما بوده حال اینکه یک ریال از این بودجه نیز پرداخت نشده است»
اما سوال این است که حضور امثال «عباس نعمتی» در تیم اصلی برنامهسازی صداوسیما و حتی حضور آنان در پستهای مدیریتی اصلا ربطی به بودجه دارد؟ این حرف را پیش از این بارها گفتهایم و حالا شاید حرف جدیدی نباشد، اما مسئولین رسانهی ملی در موضعگیریهایشان مدام سعی دارند مشکلات رسانهی ملی را به مشکل مادی تقلیل دهند و موردی مثل «عباس نعمتی» یک نمونه است که نشان میدهد مشکل سازمان مشکل «مدیریت نیروی انسانی» نه «مشکل اقتصادی». که اگر مشکل اقتصادی در سازمان وجود داشت هر روز شاهد اضافه شدن یک شبکه جدید نبودیم.