نشریه آمریکایی: آمریکا باید یاد بگیرد با درد تحقیر شدن کنار بیاید

باشگاه خبرنگاران جوان؛ ستایش اسکندری – نشریه «فارن پالیسی» در یادداشتی نوشت آمریکا عادت دارد برای خودش دشمنان مادامالعمر درست کند.
کارشناسان همواره از جنگهای بیپایان حرف میزنند، اما کمتر به پدیده دشمنان همیشگی اشاره میکنند؛ یعنی کشورهایی که نگاه آمریکا به آنها، در همان لحظهای که دشمنی آغاز شده، تغییر نمیکند.
در نتیجه، کینههای قدیمی تبدیل به سیاستهایی پایدار میشوند که پایه و اساس نه عقل و استراتژی نیست بلکه احساسات است.
کشورهای زیادی در فهرست دشمنی آمریکا قرار داشتهاند. کوبا به خاطر اتفاقاتی که بیش از ۶۰ سال پیش رخ داده، عضوی همیشگی در این لیست بوده است.
لیبی در دوران قذافی و عراق در زمان صدام هم دههها در این وضعیت بودند. حتی بعد از سرنگونی صدام، آمریکا هیچگاه بدبینی خود را به عراق کنار نگذاشت.
هیچ کشوری به اندازه ایران نشان نمیدهد که آمریکا چطور نگاهش به یک دشمن را در یک زمان خاص منجمد میکند.
برای خیلی از سیاستمداران آمریکایی، تسخیر لانه جاسوسی انگار همین دیروز بوده است. برای مردم آمریکا در آن زمان، دیدن تصاویر دیپلماتهای آمریکایی با چشمهای بسته در حیاط سفارت، فقط یک اقدام جنگی نبود، بلکه یک تحقیر ملی عمیق بود که هنوز هم اثرش باقی مانده است.
ایران در ذهن رهبران آمریکا تبدیل به نماد یک «دشمن همیشگی» شد.
اما ایران هم گلایههای تاریخی دارد؛ از سرنگونی هواپیمای مسافربری ایرانایر (پرواز ۶۵۵) در سال ۱۹۸۸ که باعث کشته شدن ۲۹۰ نفر شد، تا حمایت آمریکا از صدام در جنگ هشتساله و تحریمهایی که مردم عادی را هدف گرفت.
این چرخه درگیری باعث شده آمریکا همواره تصویری یکدست از ایران داشته باشد، نه ساختار ترکیبی که امروز شکل گرفته است.
نگاه یکجانبه و متعصب آمریکا در تمام این سالها مانع از این شده است که بتواند درباره جامعه ایران مطالعاتی بدون جانبداری داشته باشد و همین امر سبب شد برخی تصور کنند با ترور یا حذف رهبر ایران، کل ساختار حکومت یکشبه فرو میپاشد.
آمریکا اکنون در مسیر تکرار همین اشتباه در قبال افغانستان است. نگاه آمریکا تصوری غلط بود.
فرض اینکه طالبان یک ویروس خارجی است و مردم افغانستان منتظرند تا آمریکا بیاید و جامعهشان را مطابق با ارزشهای غربی بازسازی کند بی نتیجه ماند و وقتی آمریکا از این جنگ خسته شد، پای میز مذاکره با همان طالبان نشست و شبانه از کشور خارج شد.
برای مقایسه، آمریکا بعد از شکست در ویتنام، تا حدود ۲۰ سال هیچ رابطه مستقیمی با آن نداشت. اما بعد از پایان جنگ سرد و اصلاحات اقتصادی هانوی، آشتی ممکن شد.
جان کری و جان مککین (که سالها اسیر ویتنام بود) به کاخ سفید فشار آوردند تا روابط عادی شود. مککین به کلینتون گفت: «من از نگاه کردن به گذشته با عصبانیت خسته شدهام. مهم این است که رو به جلو حرکت کنیم.» داگلاس پیترسون، اولین سفیر بعد از جنگ آمریکا در ویتنام، که او هم ۶ سال اسیر بود، گفت: «وقتی از ویتنام بیرون آمدم، کینه را پشت در جا گذاشتم.»
افغانستان هنوز برای آمریکا مثل یک زخم باز و یک شکست تحقیرآمیز است؛ تحقیرسختی که آمریکا یا باید جبرانش کند یا کلاً فراموشش کند.
وقتی طالبان در ۱۵ اوت ۲۰۲۱ وارد کابل شد، رسانهها آن را با سقوط سایگون مقایسه کردند و ترامپ آن را یکی از بزرگترین تحقیرهای تاریخ آمریکا دانست.
تحولات امروز باید نشان دهد که منزوی کردن یک کشور چقدر خطرناک است. اگر آمریکا در ۵۰ سال گذشته رفتار مناسبی از خودش نشان میداد و تعامل بیشتری با ایران داشت (حتی در حد باز نگه داشتن یک سفارتخانه)، شاید ریشههای پایداری این ساختار را بهتر درک میکرد.
شاید متوجه میشد که نارضایتی مردم لزوماً به سرنگونی منجر نمیشود و مردم عادی خواهان بمباران کشورشان نیستند.
افغانستان، کوبا، ایران و ویتنام تفاوتهای زیادی با هم دارند، اما در یک چیز مشترکاند: سیاست آمریکا در قبال همه آنها، اسیر ناتوانی آمریکا در عبور از تحقیر، کینهتوزی و شکستهای ادراکشده گذشته است.
12302361
مهمترین اخبار بینالملل











