همهپرسی بقا

جامعهی صهیونی در طول سه دهه حضور مستمر نتانیاهو، عمیقا به زهر فاشیسم، نژادپرستی و افراطیگرایی مذهبی آلوده شده است. به بیان دیگر، سرطان میراث او حتی با کنار رفتن او از قدرت هم رژیم را رها نمی کند.
به گزارش سراج24؛ انتخابات پارلمانی رژیم صهیونی در ۲۷ اکتبر ۲۰۲۶ در حالی برگزار میشود که فضای سیاسی این رژیم پس از سه سال جنگ، آشوب اجتماعی و انزوای بینالمللی، به نقطهای بیسابقه رسیده است. آنچه در ابتدا قرار بود انتخاباتی عادی برای تعیین ترکیب کنست باشد، اکنون به همهپرسیای درباره شخص بنیامین نتانیاهو، طولانیترین نخستوزیر تاریخ رژیم، و میراث او تبدیل شده است. دو بلوک اصلی این انتخابات نه چپ و راست، بلکه «بیبی» و «ضدبیبی» هستند. این شکاف، عمیقتر از هر شکاف ایدئولوژیک سنتی، سیاست اسرائیل را به دو نیم کرده است.
نتانیاهو که نخستین بار سه دهه پیش به نخستوزیری رسید و در مجموع ۱۹ سال از ۳۰ سال گذشته را در این سمت بوده است، اکنون در ضعیفترین موقعیت انتخاباتی خود از سال ۲۰۰۶ قرار دارد. نظرسنجیها به حزب لیکود بین ۱۹ تا ۲۰ کرسی از ۱۲۰ کرسی کنست میدهند؛ بدترین عملکرد این حزب از زمان جدایی آریل شارون و تشکیل حزب کادیما. ائتلاف احزاب حامی نتانیاهو نیز با حدود ۵۰ کرسی، بسیار کمتر از اکثریت ۶۱ کرسی لازم است.
با این حال، هیچیک از این اعداد به معنای پایان قطعی نتانیاهو نیست. او در طول سه دهه بارها از موقعیتهای بهظاهر نهایی بازگشته و این بار نیز اگرچه زخمی و نامحبوبتر از گذشته، اما همچنان رقیبی جدی و خطرناک است. جامعهی صهیونی در طول سه دهه حضور مستمر نتانیاهو، عمیقا به زهر فاشیسم، نژادپرستی و افراطیگرایی مذهبی آلوده شده است. به بیان دیگر، سرطان میراث نتانیاهو حتی با کنار رفتن او از قدرت هم پیکر جعلی و منحوس رژیم را رها نخواهد کرد
موقعیت نتانیاهو: از تسلط مطلق تا بقای پرخطر
نتانیاهو در این انتخابات با تناقضی عمیق روبهروست. از یک سو، او همچنان نیروی تعیینکننده دستور کار سیاسی است. پوسترهای انتخاباتی او با شعار «تسلیم نمیشوم» و کمپین «یامین یا فلسطین» (راست یا فلسطین) نشان میدهد که او حتی در ضعف، قادر است شرایط بحث را تعیین کند.
رقبای او، از گادی آیزنکوت گرفته تا یائیر گولان و نفتالی بنت، همه در نسبت با او تعریف میشوند. آیزنکوت خود را «ضدبیبی» معرفی میکند، حزبش را «یاشار» (راست/مستقیم) مینامد و شعار «کشوری{کذا} بدون دروغ» سر میدهد — همه اشارهای مستقیم به نتانیاهو.
انتخابات اسرائیل در سایه نتانیاهو؛ بقای سیاسی در برابر تغییر/ نتانیاهو و انتخاباتی که به همهپرسی بقا تبدیل شد+ عکس و فیلم
از سوی دیگر، نتانیاهو با لکهای بر کارنامه خود روبهروست که بهسختی میتوان آن را پاک کرد: بزرگترین شکست امنیتی تاریخ اسرائیل در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ در دوران او رخ داد. بیش از ۱۲۰۰ صهیونیست کشته و بیش از ۲۵۰ نفر اسیر گرفته شدند.
نتانیاهوی جنایتکار وعدهی نابودی حماس را داد، اما پس از سه سال جنگ، حماس همچنان پابرجاست، غزه ویران شده و بیش از ۷۴ هزار فلسطینی شهید شدهاند. رژیم صهیونی اعتبار بینالمللی خود را از دست داده و بهسرعت در حال تبدیل شدن به رژیمی مطرود است. نتانیاهو وعده از بین بردن تهدید هستهای ایران را نیز داد و آن هم محقق نشد
با این حال، نتانیاهو توانسته است این شکستها را به دارایی انتخاباتی تبدیل کند. استراتژی او بر چند محور استوار است: نخست، روایتسازی از ۷ اکتبر بهگونهای که همه بهجز او مقصر باشند — ارتش، اطلاعات، دستگاه قضایی و رسانههای منتقد. او نظریه «دولت پنهان» را ترویج میکند و همسرش سارا حتی ادعا کرده است که یائیر گولان از پیش از عملیات حماس مطلع بوده است.
دوم، تمرکز بر تهدید ایران و وعده «تمام کردن کار» با سرنگونی جمهوری اسلامی ایران. سوم، استفاده از کارت نژادپرستی و هراسافکنی درباره احزاب عرب. و چهارم، تکیه بر وفاداری پایگاه اجتماعیاش که در سه دهه ساخته شده و حتی گزارشهای مربوط به نادیده گرفتن هشدارهای ۷ اکتبر آن را متزلزل نکرده است.
انتخابات اسرائیل در سایه نتانیاهو؛ بقای سیاسی در برابر تغییر/ نتانیاهو و انتخاباتی که به همهپرسی بقا تبدیل شد+ عکس و فیلم
نکته مهم این است که نتانیاهو در طول سالها نشان داده است که وقتی بحث حول محور شخصیت او میچرخد، معمولاً برنده میشود. یعقوب کاتز، تحلیلگر مؤسسه سیاست مردمان یهودی، میگوید: «وقتی بحث درباره اوست، درباره شخصیت او، او معمولاً پیروز بیرون میآید.» و دقیقاً به همین دلیل است که او توانسته این انتخابات را به همهپرسی درباره خودش تبدیل کند — زمینی که در آن استاد است. این موضوع، البته از یک جامعهی عمیقا بیمار نیز حکایت دارد، جامعهای که هنوز بخش قابلملاحظهی آن، آمال خود را در عنصری عمیقا ضدبشری و جنایتکار به نام بنیامین نتانیاهو متجسم می بینند.
نکته مهم این است که نتانیاهو در طول سالها نشان داده است که وقتی بحث حول محور شخصیت او میچرخد، معمولاً برنده میشود. یعقوب کاتز، تحلیلگر مؤسسه سیاست مردمان یهودی، میگوید: «وقتی بحث درباره اوست، درباره شخصیت او، او معمولاً پیروز بیرون میآید.» و دقیقاً به همین دلیل است که او توانسته این انتخابات را به همهپرسی درباره خودش تبدیل کند — زمینی که در آن استاد است. این موضوع، البته از یک جامعهی عمیقا بیمار نیز حکایت دارد، جامعهای که هنوز بخش قابلملاحظهی آن، آمال خود را در عنصری عمیقا ضدبشری و جنایتکار به نام بنیامین نتانیاهو متجسم می بینند.
چالشگر: گادی آیزنکوت و جذابیت «ضدبیبی»
گادی آیزنکوت، فرمانده پیشین ستاد ارتش و رهبر حزب یاشار، اصلیترین رقیب نتانیاهو است. او که تنها چهار سال پیش وارد سیاست شده، فرزند یهودیان مغربیِ طبقه کارگر است و از ردههای پایین ارتش تا بالاترین مقام نظامی بالا آمده است. آیزنکوت در نظرسنجیها از محبوبیت بالاتری نسبت به نتانیاهو برخوردار است — ۴۵ درصد در برابر ۳۳ درصد در نظرسنجی کانال ۱۲ تلویزیون رژیم. او خواستار تشکیل کمیسیون مستقل برای بررسی ۷ اکتبر است و نتانیاهو را مسئول آن فاجعه میداند.
آیزنکوت در ظاهر نقطه مقابل نتانیاهو است: کمحرف، آرام، بدون کاریزمای تئاتری و بدون سابقه اتهامات قضایی درون رژیم و رسوایی{البته از منظر صهیونیستها}. حامیانش او را «مرد صداقت» مینامند و میگویند او چیزی میگوید، همان را میخواهد و انجامش میدهد. یک صهیونیست به نام نوآ ساده، ۵۶ ساله، میگوید: «از آدمهایی که بلدند حرف بزنند — مثل بیبی — خستهام. ما کسی را میخواهیم که بخشِ عمل را انجام دهد.» دیوید نادلر، سرهنگ بازنشسته، اصرار دارد کلمه «صداقت» را بنویسیم:»
اما آیزنکوت در برخی سیاستهای کلیدی با نتانیاهو شریک است: جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای، مخالفت با تأسیس کشور کامل فلسطینی، و پایان دادن به حکومت حماس در غزه. تفاوت او در روش است، نه لزوماً در اهداف. او جنگ با ایران را به خاطر دنبال کردن اهدافی غیرواقعی مانند تغییر رژیم، بهجای تمرکز بر ناتوانسازی برنامه هستهای، نقد کرده است. او در مورد غزه آمادهتر است با طرح «هیئت صلح» ترامپ تعامل کند. و او خشونت شهرکنشینان علیه فلسطینیها را محکوم کرده و آن را «تروریسم یهودی زیر سایه دولت اسرائیل» خوانده است.
با این حال، آیزنکوت با یک محدودیت ساختاری روبهروست: حتی اگر حزبش بهترین نتیجه را بگیرد، بدون حمایت احزاب عرب نمیتواند به اکثریت ۶۱ کرسی برسد. و اینجاست که نتانیاهو با کارت نژادپرستی وارد میشود.
کارت ایران: جنگ بهعنوان ابزار بقای سیاسی
یکی از نگرانکنندهترین ابعاد این انتخابات، استفاده نتانیاهو از تهدید ایران بهعنوان ابزار سیاسی است. او در دو سال گذشته دو کارزار نظامی علیه ایران راهاندازی کرده و اکنون وعده «تمام کردن کار» و سرنگونی جمهوری اسلامی را میدهد. دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، با حمایتی بیسابقه از نتانیاهو، او را «جنگجوی بزرگ» خوانده و هشدار داده که اگر «رهبر اشتباه» انتخاب شود، آمریکا کار را در ایران تمام نخواهد کرد.
تحلیلگران هشدار میدهند که نتانیاهو ممکن است در صورت احساس شکست در انتخابات، تشدید تنش با ایران را راهی برای به تعویق انداختن یا پیچیدهکردن روند سیاسی ببیند. یک تحلیل در هاآرتص میگوید: «برای نتانیاهو در وضعیت ضعف انتخاباتی، جنگ با ایران صرفاً یک گزینه راهبردی نیست؛ میتواند ابزاری برای بقای سیاسی باشد.» او ممکن است به دنبال تحریک ایران باشد تا تهران نخست اقدام کند و از این طریق برای خود و آمریکا بهانهای برای پاسخ نظامی سنگین ایجاد شود.
به باور آموس هارل، روزنامهنگار و تحلیلگر مشهور صهیونیست، اما این مسیر بدون خطر نیست. ارتش رژیم بهسادگی به ایده تغییر رژیم در ایران باور ندارد و تجربه جنگ قبلی نشان داده اهداف حداکثری محقق نشده است. موضع ترامپ نیز ثابت نیست. و خطر واکنش ایران و گسترش جنگ، هزینه سیاسی و امنیتی بالایی دارد. با این حال، در منطق بقای سیاسی نتانیاهو، این ریسک ممکن است منطقی به نظر برسد.
مسئله احزاب عرب و کارت نژادپرستی
نتانیاهو در این انتخابات بهطور آشکار از نژادپرستی و هراسافکنی علیه احزاب عرب استفاده میکند. پوسترهای او انتخاباتی را به انتخاب بین «یامین» (راست) و «فلسطین» تبدیل کردهاند و لیکود با استفاده از هوش مصنوعی، قانونگذاران عرب را در ویدئوهای انتخاباتی آیزنکوت جای گذاشته و هشدار میدهد که «دولتی خطرناک از چپ» اسرائیلیها را آسیبپذیر رها خواهد کرد. پیام ساده است: به من رأی بدهید، وگرنه عربها را خواهید داشت.
این استراتژی تا حدی موفق بوده است. اپوزیسیون بهجای مقابله با این روایت، تا حد زیادی پیشفرضهای آن را پذیرفته و یا همکاری با احزاب عرب را رد کرده یا به زبان مبهمی متوسل شده است. نتیجه این است که اپوزیسیون درباره موضوعاتی که نتانیاهو میخواهد در مرکز کارزار باشند، حالت تدافعی گرفته و همزمان دست خود را پیش از مذاکرات ائتلافی بسته است. احزاب عرب نماینده حدود دو میلیون شهروند فلسطینی اسرائیل (حدود ۲۲ درصد جمعیت) هستند و بدون حمایت آنها، بلوک ضد نتانیاهو نمیتواند به اکثریت برسد.
افکار عمومی: از وفاداری کورکورانه تا خشم فروخورده
آنچه از بررسی نظرات رأیدهندگان در شهرهای مختلف اسرائیل برمیآید، تصویری متناقض و پیچیده است. در کریات شمونا، شهری در شمال سرزمینهای اشغالی که دهها سال پایگاه لیکود بوده و در جنگ اخیر بارها هدف حملات رزمندگان دلاور حزبالله قرار گرفته، نظرات بهشدت دوقطبی است. آمون اووِد، صاحب مغازه کبابی، میگوید: «بیبی باید برود آمریکا و با ترامپ بنشیند، با هم گُل بکشند و زندگی خوبی داشته باشند. یا اینجا در زندان مینشیند؛ یکی از این دو.» او معتقد است همه رهبران «در نهایت مزخرفاند» و فقط به خودشان اهمیت میدهند.
شیمون کاماری، معاون پیشین شهردار، که اکنون از آیزنکوت حمایت میکند، میگوید: «کسانی که در شهر ماندند، مردم سنتی، مذهبی، کسانی هستند که حمایت از لیکود در خونشان جریان دارد. جابهجا کردن این مردم سخت است.» اما او خودش تغییر کرده و معتقد است «اگر دولت تغییر نکند، خدای ناکرده، این حکم مرگ کریات شمونا است.»
در سوی دیگر، هرتزل بن آشر، سردبیر جلیله نیوز، از نتانیاهو دفاع میکند: «آیا میتوانی به کسی که ۲۰ سال با همسرش زندگی کرده بگویی ۲۰ سال کافی است و او را با شخص دیگری جایگزین کن؟ نه. او باید دستاوردهایش را حفظ کند و کارش را کامل کند.» یوآو ساباگ، ساکن دیگری، میگوید: «شاید او سوپرمن نباشد، اما او به من احساس امنیت در کشورم{کذا} و در این منطقه، پنج دقیقه از لبنان، میدهد.»
این تناقض — میان خشم و وفاداری، میان میل به تغییر و ترس از ناشناخته — ویژگی اصلی افکار عمومی رژیم در این انتخابات است. بسیاری از رأیدهندگان نتانیاهو را مسئول ۷ اکتبر میدانند، اما در همان حال، پیام او درباره نیاز به «سختکردن موضع» و تکیه بر قدرت نظامی، در سراسر طیف سیاسی طنین میاندازد. احساس عمیق ناامنی که ۷ اکتبر برجای گذاشته، حتی نزد منتقدان نتانیاهو، باعث شده که پیام «اسرائیل باید به خود تکیه کند» جذابیت داشته باشد.
رأیدهندگان خارج از سرزمینهای اشغالی: موجی از امید به تغییر
یکی از پدیدههای قابل توجه این انتخابات، هجوم بیسابقه اسرائیلیهای خارج از سرزمینهای اشغالی برای رأیدادن است. تخمین زده میشود ۶۷ هزار اسرائیلی از آمریکا و اروپا وارد سرزمینهای اشغالی شدهاند — افزایش ۲۵ درصدی نسبت به انتظار — که معادل دو کرسی در کنست ۱۲۰ نفری است. در انتخابات بسیار نزدیک، این تعداد میتواند تعیینکننده باشد.











