فرمول تازه توسعه برق خورشیدی در ایران

یک کارشناس حوزه انرژی گفت: تجمیعکنندگان میتوانند حلقه مفقوده میان تولیدکنندگان خرد برق و بازار رسمی انرژی را تکمیل کنند؛ اقدامی که علاوه بر کاهش فشار بر شبکه برق، زمینه توسعه سرمایهگذاری مردمی و افزایش تابآوری زیرساختهای انرژی کشور را فراهم میکند.
گروه اقتصادی خبرگزاری فارس؛ علی بابامرادی، کارشناس حوزه انرژی در گفتوگو با خبرنگار اقتصادی خبرگزاری فارس با اشاره به ضرورت توسعه نیروگاههای خورشیدی کوچک و انشعابی در کشور اظهار کرد: در مواجهه با ناترازی برق، معمولاً نخستین راهکارهایی که مطرح میشوند، ساخت نیروگاههای بزرگ، توسعه خطوط انتقال و افزایش ظرفیت زیرساختهای برق است. این اقدامات ضروری هستند، اما پاسخ به مسئله برق کشور نمیتواند صرفاً بر توسعه متمرکز تولید و شبکه متکی باشد.
وی افزود: در کنار نیروگاههای بزرگ، باید از ظرفیت تولید پراکنده، بهویژه نیروگاههای خورشیدی کوچک و انشعابی نیز استفاده کرد. این ظرفیت میتواند علاوه بر کمک به تأمین برق، در مدیریت بار شبکه، کاهش نیاز به برخی سرمایهگذاریهای زیرساختی و گسترش مشارکت مردم و بخش خصوصی نقش مهمی ایفا کند.
این کارشناس حوزه انرژی با تأکید بر ضرورت تغییر نگاه به توسعه زیرساختهای برق کشور تصریح کرد: توسعه نیروگاههای انشعابی صرفاً به معنای افزایش تعداد واحدهای تولید برق نیست، بلکه حرکتی به سمت تغییر الگوی تأمین انرژی و بهرهگیری از ظرفیت سرمایهگذاران خرد است؛ الگویی که در آن مردم از مصرفکنندگان صرف برق به تولیدکنندگان فعال انرژی تبدیل میشوند.
بابامرادی یکی از مهمترین مزیتهای نیروگاههای خورشیدی انشعابی را تولید برق در محل مصرف دانست و گفت: زمانی که بخشی از انرژی مورد نیاز یک واحد صنعتی، تجاری، کشاورزی یا مسکونی در همان محل تأمین شود، فشار بر شبکه انتقال و توزیع کاهش پیدا میکند و بخشی از نیاز به انتقال برق از نیروگاههای بزرگ و دوردست از میان میرود.
وی با اشاره به میزان تلفات برق در شبکه انتقال و توزیع اظهار داشت: تلفات شبکه در شرایط عادی بین ۱۰ تا ۱۵ درصد برآورد میشود و تولید برق در محل مصرف میتواند این تلفات را در محدوده مورد نظر تا بیش از ۵۰ درصد کاهش دهد. چنین تغییری به معنای برداشته شدن بخشی از بار شبکه، پستهای برق و خطوط انتقال است.
این کارشناس انرژی ادامه داد: توسعه شبکه انتقال و احداث پستهای جدید فرآیندی زمانبر و سرمایهبر است و معمولاً به سرمایهگذاری سنگینی نیاز دارد. برآوردها نشان میدهد توسعه ظرفیت شبکه میتواند حدود ۳۰۰ تا ۵۰۰ دلار به ازای هر کیلووات هزینه داشته باشد. در مقابل، گسترش نیروگاههای خورشیدی کوچکمقیاس در نقاط مختلف، ضمن توزیع هزینههای سرمایهگذاری، میتواند نیاز به اجرای برخی طرحهای بزرگ توسعه شبکه را تعدیل کند یا به تعویق بیندازد.
وی با تأکید بر اهمیت سرعت توسعه نیروگاههای انشعابی افزود: در حالی که احداث نیروگاههای بزرگ سنتی و خطوط انتقال مرتبط با آنها ممکن است سالها زمان ببرد و به بودجههای هنگفت دولتی نیاز داشته باشد، نیروگاههای خورشیدی کوچک میتوانند ظرف چند روز روی سقف منازل، کارخانهها و مزارع نصب شوند. این ویژگی در شرایط ناترازی برق، یک مزیت مهم به شمار میرود؛ زیرا کشور به راهکارهایی نیاز دارد که در کوتاهترین زمان ممکن به افزایش ظرفیت تولید کمک کنند.
بابامرادی مردمیسازی اقتصاد انرژی را یکی دیگر از دستاوردهای توسعه نیروگاههای انشعابی عنوان کرد و گفت: در این مدل، مردم و سرمایهگذاران خرد از مصرفکنندگان صرف به تولیدکنندگان فعال برق تبدیل میشوند. این تغییر علاوه بر ایجاد فرصت اقتصادی برای خانوارها، میتواند نقدینگی خرد جامعه را به سمت فعالیتهای مولد هدایت کند.
وی خاطرنشان کرد: ایجاد هزاران نقطه تولید پراکنده برق در کشور، علاوه بر مزایای اقتصادی، میتواند تابآوری زیرساختهای انرژی را در برابر حوادث و اختلالات افزایش دهد. از این منظر، نیروگاههای انشعابی را باید یکی از اجزای مهم پازل پایداری انرژی و توسعه آینده صنعت برق ایران دانست.
این کارشناس حوزه انرژی با اشاره به تجربه کشورهای موفق در توسعه انرژی خورشیدی اظهار کرد: بررسی روندهای جهانی نشان میدهد برخلاف تصور رایج، مسیر توسعه انرژی خورشیدی در بسیاری از کشورهای پیشرو از پشتبامها و سامانههای کوچک و انشعابی آغاز شده و سپس به نیروگاههای بزرگمقیاس گسترش یافته است.
بابامرادی با اشاره به تجربه استرالیا گفت: این کشور یکی از نمونههای موفق توسعه انرژی خورشیدی است که نزدیک به ۲۰ درصد از برق خود را از خورشید تأمین میکند. توسعه برق خورشیدی در استرالیا از اواخر دهه ۲۰۰۰ میلادی با نصب سامانههای خانگی روی پشتبامها شتاب گرفت و بهتدریج به یکی از محورهای مهم تأمین برق این کشور تبدیل شد.
وی افزود: در حال حاضر، بیش از سه میلیون پشتبام مسکونی در استرالیا به سامانههای خورشیدی مجهز شدهاند که معادل بیش از ۲۰ گیگاوات ظرفیت تولید پراکنده است. توسعه این ظرفیت، شبکه برق استرالیا را به یکی از نمونههای برجسته تولید توزیعشده در جهان تبدیل کرده است.
این کارشناس انرژی با بیان اینکه تجربه استرالیا اهمیت تجمیع ظرفیتهای کوچک را نشان میدهد، تصریح کرد: ممکن است یک نیروگاه خانگی بهتنهایی ظرفیت محدودی داشته باشد، اما زمانی که میلیونها سامانه کوچک در نقاط مختلف یک کشور فعال شوند، مجموع ظرفیت آنها میتواند سهم قابل توجهی در تأمین برق ایفا کند.
بابامرادی در ادامه به تجربه آلمان اشاره کرد و گفت: برنامه تحول انرژی آلمان که با عنوان Energiewende شناخته میشود، با محوریت تسهیل ورود شهروندان و سامانههای خورشیدی انشعابی توسعه یافت. این رویکرد زمینه مشارکت گسترده مردم در تولید انرژی را فراهم کرد و ظرفیت خورشیدی این کشور را به بیش از ۱۲۰۰ وات به ازای هر نفر رساند.
وی افزود: بررسیهای آژانس بینالمللی انرژی نشان میدهد توسعه سامانههای خورشیدی توزیعشده و انشعابی به دلیل ایجاد اشتغال محلی و برخورداری از پذیرش اجتماعی بالا، یکی از محرکهای مهم توسعه بازار انرژیهای تجدیدپذیر در اقتصادهای موفق بوده است.
این کارشناس انرژی خاطرنشان کرد: بر اساس ارزیابیهای مورد اشاره، توسعه انرژی خورشیدی توزیعشده میتواند در مقایسه با نیروگاههای متمرکز، نزدیک به سه برابر اشتغال محلی ایجاد کند. این مسئله نشان میدهد توسعه نیروگاههای کوچک، علاوه بر مزیت تولید انرژی، ظرفیت قابل توجهی برای رونق کسبوکارهای محلی و گسترش مشارکت اقتصادی مردم دارد.
وی تأکید کرد: مهمترین درس تجربه کشورهای موفق این است که توسعه انرژی خورشیدی نباید صرفاً به احداث نیروگاههای بزرگ محدود شود. ایجاد سازوکار مناسب برای ورود مردم، صاحبان کسبوکار و سرمایهگذاران خرد میتواند توسعه این صنعت را سرعت ببخشد.
بابامرادی با اشاره به ظرفیت قابل توجه ایران برای توسعه انرژی خورشیدی اظهار داشت: ایران از نظر منابع و شرایط طبیعی ظرفیت مناسبی برای گسترش برق خورشیدی دارد، اما برخورداری از این ظرفیت بهتنهایی برای توسعه نیروگاهها کافی نیست و باید الزامات فنی، اقتصادی و سرمایهگذاری نیز فراهم شود.
وی با استناد به گزارش مرکز پژوهشهای مجلس درباره تعیین حد بهینه توسعه انرژی خورشیدی در ایران گفت: بر اساس این گزارش، توسعه منابع تجدیدپذیر تا حدود ۲۱ هزار مگاوات با ساختار فعلی شبکه برق کشور و بدون تغییرات اساسی امکانپذیر ارزیابی شده است.
این کارشناس حوزه انرژی ادامه داد: همچنین ظرفیت توسعه منابع تجدیدپذیر تا حدود ۳۴ هزار مگاوات با انجام اصلاحات محدود در بهرهبرداری شبکه، بهبود پیشبینی تولید و افزایش انعطافپذیری نیروگاههای متعارف قابل بررسی دانسته شده است.
وی با تأکید بر ضرورت تفسیر صحیح این ارقام افزود: این ظرفیتها مربوط به امکان ادغام منابع تجدیدپذیر در شبکه برق هستند و نباید آنها را معادل ظرفیت اختصاصی نیروگاههای خورشیدی انشعابی دانست. با این حال، همین ارقام نشان میدهد ظرفیت مناسبی برای گسترش تجدیدپذیرها در کشور وجود دارد.
بابامرادی تصریح کرد: نکته اساسی این است که توسعه انرژی خورشیدی باید همزمان با توجه به الزامات فنی شبکه و ایجاد سازوکارهای مناسب سرمایهگذاری و بهرهبرداری دنبال شود. اگر این دو موضوع از یکدیگر جدا شوند، ممکن است حتی با وجود ظرفیت طبیعی مناسب و دسترسی به تجهیزات، روند توسعه نیروگاهها با محدودیت روبهرو شود.
وی با بیان اینکه چالش توسعه نیروگاههای خورشیدی صرفاً نصب پنل و احداث واحد تولید برق نیست، گفت: ممکن است تجهیزات در دسترس باشند و متقاضیان متعددی نیز برای سرمایهگذاری اعلام آمادگی کنند، اما بدون وجود بازار مناسب فروش برق، سازوکار روشن بازگشت سرمایه و امکان مدیریت اقتصادی پروژهها، بخش مهمی از ظرفیت بالقوه کشور بالفعل نخواهد شد.
این کارشناس حوزه انرژی افزود: برای سرمایهگذار خرد، تولید برق تنها یک بخش از فعالیت اقتصادی است. او باید بداند برق تولیدشده چگونه عرضه میشود، چه فرآیندی برای انعقاد قرارداد وجود دارد و از چه مسیری میتواند درآمد حاصل از سرمایهگذاری خود را دریافت کند.
بابامرادی خاطرنشان کرد: اگر سرمایهگذار برای فروش برق تولیدی خود ناچار باشد بهتنهایی وارد فرآیندهای پیچیده بازار، قراردادها و پیگیریهای اجرایی شود، هزینه و ریسک سرمایهگذاری افزایش پیدا میکند. به همین دلیل، ایجاد نهادهای واسط و مدلهای نوین کسبوکار یکی از پیشنیازهای مهم گسترش نیروگاههای انشعابی است.
بابامرادی با اشاره به اهمیت فعالیت تجمیعکنندگان در صنعت برق اظهار داشت: یکی از موانع اصلی توسعه نیروگاههای خورشیدی انشعابی، پراکندگی تعداد زیادی واحد کوچک و دشواری حضور مستقل آنها در بازار برق است. مالک یک سامانه خورشیدی چندکیلوواتی لزوماً دانش، زمان، امکانات و قدرت چانهزنی لازم برای پیگیری فرآیندهای فروش برق و مدیریت قراردادها را در اختیار ندارد.
وی افزود: از سوی دیگر، انجام جداگانه این فرآیندها برای تعداد زیادی نیروگاه کوچک میتواند هزینههای قابل توجهی ایجاد کند. به همین دلیل، شکلگیری نهادی که بتواند ظرفیت این نیروگاهها را در قالب یک مجموعه سازماندهی کند، اهمیت پیدا میکند.
این کارشناس انرژی با تشریح نقش تجمیعکنندگان گفت: تجمیعکننده برق نهادی است که با گردآوری ظرفیت تعدادی از نیروگاههای کوچک و متوسط، امکان عرضه و مدیریت هماهنگ برق آنها را فراهم میکند. به این ترتیب، نیروگاههایی که بهتنهایی ظرفیت محدودی برای حضور در بازار دارند، میتوانند از طریق یک سازوکار مشترک به بازار رسمی برق متصل شوند.
بابامرادی تصریح کرد: اهمیت این مدل در کاهش هزینه و پیچیدگی فعالیت مستقل نیروگاههای کوچک است. تجمیعکننده میتواند بخشی از فرآیندهای تخصصی بازار را مدیریت کند و شرایطی فراهم سازد که سرمایهگذاران خرد بیشتر بر تولید برق و بهرهبرداری از نیروگاه خود تمرکز داشته باشند.
وی افزود: علاوه بر مدیریت عرضه برق، تجمیعکنندگان میتوانند خدمات مکملی مانند پایش تولید، مدیریت اطلاعات نیروگاهها، تسهیل فرآیندهای قراردادی و ارائه خدمات به سرمایهگذاران را نیز توسعه دهند. این خدمات میتواند فعالیت نیروگاههای کوچک را اقتصادیتر و حضور آنها در بازار را آسانتر کند.
این کارشناس حوزه انرژی با اشاره به فرصتهای جدید کسبوکار در این بخش گفت: توسعه تجمیعکنندگان باعث میشود بازار انرژی خورشیدی صرفاً به شرکتهای بزرگ نیروگاهی محدود نماند و پلتفرمها، شرکتهای خدمات انرژی و سایر بازیگران بخش خصوصی نیز بتوانند در سازماندهی سرمایههای پراکنده و اتصال آنها به بازار مشارکت کنند.
بابامرادی در ادامه با اشاره به اقدامات سازمان انرژیهای تجدیدپذیر و بهرهوری انرژی برق اظهار داشت: خوشبختانه این ظرفیت در کشور در حال گشوده شدن است و ساتبا در ماههای گذشته زیرساخت قانونی شکلگیری نهاد تجمیعکننده را ابلاغ کرده است. همچنین شرکتهایی برای ورود به این حوزه اعلام آمادگی کردهاند که میتواند نشانه آغاز شکلگیری یک مدل جدید در بازار برق کشور باشد.
وی افزود: ورود شرکتهای بزرگ، بهویژه مجموعههایی که تجربه مثبت تعامل با مشتریان خرد را دارند، میتواند به موفقیت این مدل کمک کند. این شرکتها به دلیل برخورداری از زیرساختهای ارتباطی، توان سازماندهی و تجربه ارائه خدمات به تعداد زیادی مشتری، ظرفیت مناسبی برای فعالیت در حوزه تجمیع برق دارند.
این کارشناس انرژی تأکید کرد: با ورود تجمیعکنندگان و توسعه فعالیت آنها، حلقه مفقوده میان ظرفیتهای خرد مردمی و بازار رسمی انرژی شکل خواهد گرفت. این اتفاق میتواند انگیزه خانوارها، صاحبان کسبوکار و سرمایهگذاران کوچک برای ورود به حوزه تولید برق خورشیدی را افزایش دهد.
بابامرادی در پایان خاطرنشان کرد: اهمیت اقدام ساتبا در این است که توسعه نیروگاههای انشعابی را صرفاً به نصب تجهیزات و افزایش ظرفیت تولید محدود نکرده و برای اتصال نیروگاههای کوچک به بازار برق نیز یک سازوکار اقتصادی پیشبینی کرده است. اگر این مسیر با مشارکت بخش خصوصی و تکمیل زیرساختهای اجرایی ادامه پیدا کند، نیروگاههای انشعابی میتوانند سهم پررنگتری در تأمین برق کشور داشته باشند و ظرفیتهای مردمی به یکی از عوامل مؤثر در کاهش ناترازی انرژی تبدیل شوند.
#انرژی_خورشیدی
#پشت_بام_خانه
#برق_خورشیدی











