خدا این افراد را شبیه گورخر رمکرده میداند

باشگاه خبرنگاران جوان- این صفحه از یک سو پایان سوره مدثر را با مسئله «تذکر» و بیاعتنایی انسان به آخرت جمعبندی میکند و از سوی دیگر، سوره قیامت را با یکی از اساسیترین پرسشهای انسان آغاز میکند، آیا پس از مرگ دوباره زنده خواهیم شد؟ در تفسیر المیزان، این دو بخش ارتباط معنایی روشنی دارند انکار آخرت فقط یک خطای فکری نیست، بلکه میتواند زمینهای برای گریز انسان از مسئولیت و ادامه گناه باشد.
وقتی شفاعت هم به کار انسان نمیآید
سوره مدثر پس از بیان سرگذشت مجرمان، در آیه ۴۸ میگوید «فَمَا تَنفَعُهُمْ شَفَاعَةُ الشَّافِعِینَ» شفاعت شفاعتکنندگان برای آنان سودی ندارد. این آیه در ادامه توصیف کسانی است که با انتخاب و عمل خود، مسیر سقوط را پیمودهاند. مسئله این نیست که اصل شفاعت نفی شده باشد، بلکه برای کسانی که به مرحلهای از انکار و اعراض رسیدهاند، شفاعت نجاتبخش نخواهد بود.
بلافاصله قرآن علت این وضعیت را دنبال میکند «فَمَا لَهُمْ عَنِ التَّذْکِرَةِ مُعْرِضِینَ» چرا از این تذکر روی میگردانند؟ قرآن در اینجا خود را «تذکره» معرفی میکند، یعنی چیزی که حقیقت فراموششده را به انسان یادآوری میکند.
چرا انسان از چیزی که نجاتش میدهد فرار میکند؟
تصویر بعدی بسیار تکاندهنده است «کَأَنَّهُمْ حُمُرٌ مُّسْتَنفِرَةٌ * فَرَّتْ مِن قَسْوَرَةٍ» گویی گورخرانی رمیدهاند که از شیری گریختهاند. قرآن با این تشبیه شدت فرار انسان از تذکر را نشان میدهد، گویی سخن حق برای او نه عامل نجات، بلکه چیزی ترسناک است که باید از آن فاصله گرفت.
سپس آیه ۵۲ پرده دیگری از این لجاجت را کنار میزند «بَلْ یُرِیدُ کُلُّ امْرِئٍ مِّنْهُمْ أَن یُؤْتَیٰ صُحُفًا مُّنَشَّرَةً» هرکدام میخواهد نامههایی گشوده و مستقیم برای او فرستاده شود.
یعنی مشکل آنان کمبود دلیل نیست آنان در برابر پذیرش حقیقت، خواستهای فراتر از یک تذکر عمومی دارند و عملاً میخواهند حجت و پیام الهی مطابق خواست خودشان ارائه شود.
ریشه اعراض، ترس نداشتن از آخرت است
قرآن علت اصلی را خیلی صریح بیان میکند «کَلَّا بَل لَّا یَخَافُونَ الْآخِرَةَ» چنین نیست، بلکه آنان از آخرت نمیترسند.
پیوند این آیات مهم است قرآن تذکر است، اما کسی از آن بهره میگیرد که آخرت را جدی بداند. وقتی انسان حساب و کتاب نهایی را از زندگی خود حذف کند، تذکرها نیز اثر خود را از دست میدهند.
با این حال، قرآن دوباره تأکید میکند که «کَلَّا إِنَّهُ تَذْکِرَةٌ» این قرآن تذکر است. سپس میفرماید که «فَمَن شَاءَ ذَکَرَهُ» هرکس بخواهد از آن پند میگیرد. این تعبیر، جایگاه انتخاب انسان را نشان میدهد، هرچند آیه پایانی میگوید «وَمَا یَذْکُرُونَ إِلَّا أَن یَشَاءَ اللَّهُ». اراده انسان در چارچوب مشیت الهی قرار دارد و توفیق تذکر و هدایت نیز از خداست.
قیامت از جایی آغاز میشود که انسان خودش را انکار میکند
سوره قیامت با دو سوگند آغاز میشود «لَا أُقْسِمُ بِیَوْمِ الْقِیَامَةِ * وَلَا أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوَّامَةِ». سپس بلافاصله به شبهه اصلی انسان درباره معاد پاسخ میدهد «أَیَحْسَبُ الْإِنسَانُ أَلَّن نَّجْمَعَ عِظَامَهُ».
مسئله اصلی این است که انسان چگونه میتواند قدرت خدا بر بازآفرینی انسان را بعید بداند؟ قرآن پاسخ میدهد «بَلَیٰ قَادِرِینَ عَلَیٰ أَن نُّسَوِّیَ بَنَانَهُ» آری، حتی توانایی داریم سرانگشتان او را به همان دقت بازسازی کنیم. اشاره به «بنان» نشان میدهد مسئله تنها جمعکردن استخوانهای بزرگ نیست قدرت الهی شامل دقیقترین اجزای وجود انسان نیز میشود.
مشکل انسان، ندانستن نیست؛ خواستنِ ادامه گناه است
آیه ۵ یکی از مهمترین آیات این صفحه است «بَلْ یُرِیدُ الْإِنسَانُ لِیَفْجُرَ أَمَامَهُ».
قرآن در اینجا انگیزه پشت انکار معاد را آشکار میکند. انسان الزاماً به دلیل ناتوانی عقلی معاد را انکار نمیکند گاهی مسئله این است که نمیخواهد در برابر آینده و نتیجه اعمالش مسئول باشد. میخواهد راه پیش رویش برای گناه باز باشد.
به همین دلیل وقتی میپرسد «أَیَّانَ یَوْمُ الْقِیَامَةِ» قیامت چه زمانی است؟ سؤال او الزاماً برای یافتن حقیقت نیست، بلکه میتواند ادامه همان فرار از پذیرش حقیقت باشد.
روزی که دیگر هیچ راه فراری وجود ندارد
سپس فضای سوره ناگهان به صحنه قیامت منتقل میشود «فَإِذَا بَرِقَ الْبَصَرُ * وَخَسَفَ الْقَمَرُ * وَجُمِعَ الشَّمْسُ وَالْقَمَرُ».
چشمان از شدت هراس خیره میشوند، نور ماه از بین میرود و خورشید و ماه در صحنهای متفاوت از نظم آشنای دنیا قرار میگیرند. آنجاست که انسان میپرسد «أَیْنَ الْمَفَرُّ؟» راه فرار کجاست؟
پاسخ کوتاه و قاطع است «کَلَّا لَا وَزَرَ» نه، هیچ پناهگاهی وجود ندارد. «إِلَیٰ رَبِّکَ یَوْمَئِذٍ الْمُسْتَقَرُّ» قرارگاه نهایی آن روز نزد پروردگار توست. در این تصویر، تمام پناهگاههایی که انسان در دنیا برای خود ساخته بود کنار میروند و تنها حقیقتی که باقی میماند، بازگشت به سوی خداست.
انسان در قیامت نمیتواند حقیقت خودش را انکار کند
آیات ۱۳ تا ۱۵ یکی از عمیقترین بخشهای این صفحه است «یُنَبَّأُ الْإِنسَانُ یَوْمَئِذٍ بِمَا قَدَّمَ وَأَخَّرَ * بَلِ الْإِنسَانُ عَلَیٰ نَفْسِهِ بَصِیرَةٌ * وَلَوْ أَلْقَیٰ مَعَاذِیرَهُ».
انسان آن روز از اعمال گذشته و آثار بهجا مانده از آنها آگاه میشود، اما نکته مهمتر این است که خودش نسبت به حقیقت اعمالش آگاه است. عذرهایی که در دنیا برای توجیه رفتار خود میساخت، در آنجا نمیتواند حقیقت را تغییر دهد.
پیامبر برای حفظ آیات عجله نکند
در پایان این بخش، خطاب به پیامبر (ص) درباره دریافت وحی میفرماید که «لَا تُحَرِّکْ بِهِ لِسَانَکَ لِتَعْجَلَ بِهِ». این آیات نشان میدهد حتی در دریافت و حفظ وحی نیز پیامبر مأمور است به وعده الهی اعتماد کند، زیرا «إِنَّ عَلَیْنَا جَمْعَهُ وَقُرْآنَهُ» جمعکردن و خواندن آن بر عهده خداست. سپس میفرماید که «ثُمَّ إِنَّ عَلَیْنَا بَیَانَهُ»؛ تبیین آن نیز بر عهده ماست.
به این ترتیب، صفحه ۵۷۷ از «تذکر» آغاز میشود و به «قیامت» میرسد گویی پیام اصلی آن این است که قرآن آمده تا انسان را پیش از رسیدن روزی که هیچ راه فراری نیست، متوجه حقیقت خودش و آینده اعمالش کند.
منبع: فارس
12306943
مهمترین اخبار وبگردی











