پشتپرده جنگ شناختی ارتش آمریکا+نقشه عملیاتی

جنگ بر سر تصرف تصمیم
یک سند فنی از ارتش آمریکا مأموریتش را بدون ابهام براساس شناخت علت رفتار مخاطب، یافتن نقاط آسیبپذیر او، انتخاب پیام و اقدام مناسب و سنجش میزان تغییر رفتار، توضیح میدهد. این همان زنجیرهای است که عملیات روانی کلاسیک را به نبرد اطلاعاتی و شناختی امروز متصل کرده است!
در جنگ گاهی هدف، تصرف چند کیلومتر خاک نیست، بلکه اثرگذاری بر چند ثانیهای است که انسان در آن تصمیم میگیرد که مقاومت کند یا تسلیم شود، خبری را باور کند یا نکند، اطلاعاتی را در اختیار طرف مقابل قرار دهد یا از همکاری خودداری کند.
برای فهم این بخش از قدرت نظامی آمریکا، اسناد خود ارتش آمریکا صریحتر از بسیاری از تحلیلها سخن میگویند.
یکی از روشنترین اسناد، «TM 3-53.11؛ Target Audience Analysis» - تحلیل مخاطبان هدف- است که ارتش آمریکا در ۹ فوریه ۲۰۲۴ منتشر کرد. این راهنمای فنی میگوید وزارت دفاع از نیروهای عملیات روانی برای تغییر نگرشها، ارزشها، باورها، فرایند تصمیمگیری و نهایتاً رفتار افراد و گروههای هدف استفاده میکند. تحلیل مخاطب هدف نیز در سند، سنگبنای فرایند نفوذ معرفی شده است.
راهنمای فنی ارتش آمریکا برای نیروهای عملیات روانی
نقشه عملیاتی ارتش آمریکا برای شناخت دقیق یک مخاطب، کشف علل رفتار و نقاط آسیبپذیر او، انتخاب کانال و منبع معتبر برای او و سپس طراحی پیام و اقدام با هدف تغییر رفتار
نکته کلیدی واژه رفتار در آخر این سند است. تحلیلگر باید بداند مخاطب چه میکند، چرا چنین میکند، چه انگیزهها و پیامدهایی رفتار او را حفظ میکنند و چه آسیبپذیریهایی برای اثرگذاری وجود دارد. این تحلیل درباره مخاطبان خارجی است و میتواند برای برنامهریزی سایبری، جنگ الکترونیک، فریب و هدفگیری نیز ورودی تولید کند.
فصل «شناسایی آسیبپذیریها» در همین راهنما صریحتر است. ارتش آسیبپذیری را ویژگی، انگیزه یا شرایطی تعریف میکند که میتوان برای اثرگذاری بر رفتار از آن بهره برد. سپس توضیح میدهد با تغییر برداشت مخاطب از منفعت و هزینه، یا تغییر پیامدهای یک رفتار، میتوان احتمال افزایش یا کاهش آن را تغییر داد.
این منطق در دکترین اطلاعات ارتش آمریکا، در نوامبر ۲۰۲۳، به سطح کل عملیات میرسد. این سند نخستین نشریه ارتش است که تماماً به اطلاعات اختصاص یافته و میگوید اطلاعات نباید حوزهای جداگانه یا فقط کار متخصصان فنی تلقی شود. ارتش باید اطلاعات را همراه دیگر قابلیتها به کار گیرد تا فرماندهی را ممکن کند، داده و شبکه را حفاظت کند، مخاطبان را آگاه سازد، بر تهدیدها و بازیگران خارجی نفوذ کند و توان فرماندهی و کنترل دشمن را هدف بگیرد.
در بخش نفوذ، سند صریحاً از اثرگذاری بر تفکر و نهایتاً رفتار سخن میگوید و فریب، عملیات پشتیبانی اطلاعاتی نظامی و تعامل نیروها را اجزای قابل هماهنگی میداند.
سابقه عملیات های روانی آمریکا بسیار قدیمیتر از شبکههای اجتماعی است. تاریخ رسمی ارتش آمریکا، ریشه سازمانیافته عملیات روانی ارتش را به سال ۱۹۱۸ میرساند و هدف تاریخی آن را انتقال اطلاعات منتخب به مخاطبان خارجی برای اثرگذاری بر احساسات، انگیزهها، استدلال عینی و نهایتاً رفتار آنان توصیف میکند.
در عملیات طوفان صحرا در سال ۱۹۹۱، عملیات روانی با فریب نظامی ترکیب شد. در یکی از عملیاتهای فریب، نیروهای آمریکایی همزمان با ایجاد آرایشهای ساختگی و علائم یک حمله احتمالی، حدود نیممیلیون اعلامیه تسلیم را بر مواضع عراقی مقابل منطقه فریب فرو ریختند. هدف این بود که روایت ساختگی درباره جهت حمله باورپذیرتر شود.
در حمله ۲۰۰۳ به عراق، دامنه عملیات بسیار گستردهتر شد. یک مجموعه رسمی آموزشی حقوقی ارتش آمریکا با استناد به ارزیابیهای عملیات میگوید در جریان نبرد حدود ۱۵۰ مأموریت پخش اعلامیه و نزدیک به ۳۲ میلیون برگ اعلامیه انجام شد. همچنین دهها پیام رادیویی و صدها ساعت پخش رادیویی و تلویزیونی به کار گرفته شد. اما همان اسناد یک نکته مهم را نیز ثبت کردهاند: در مواردی، غیرنظامیان پیام اعلامیهها را اشتباه فهمیدند و تصور کردند باید خود را تسلیم نیروهای آمریکایی کنند.
حتی ارزیابی رسمی تاریخ ارتش درباره عملیات عراق هشدار میدهد که برنامه اعلامیهها برای وادار کردن واحدهای عراقی به تسلیم، به اندازه انتظار موفق نبود. سرعت پیشروی زمینی فرصت کافی برای اثرگذاری باقی نگذاشت و برخی پیامها نیز برای مخاطب روشن نبود.
عملیات روانی را نباید کنترل تضمینشده ذهن تصور کرد. حتی با برتری کامل رسانهای، پیام ممکن است فهمیده نشود، اثر معکوس بگذارد یا تحت تأثیر ضدتبلیغات قرار گیرد.
راهبرد ۲۰۲۳ وزارت دفاع آمریکا برای عملیات در محیط اطلاعاتی تصویر کلانتری میدهد. پنتاگون خواستار تغییر فرهنگی شده تا اطلاعات به عنصر بنیادین راهبردها و عملیات نظامی تبدیل و قدرت اطلاعاتی با قدرت فیزیکی ادغام شود.
در تعریف این راهبرد، محیط اطلاعاتی مجموعه عوامل اجتماعی، فرهنگی، زبانی، روانشناختی، فنی و فیزیکی است که بر معنا دادن انسانها و سامانهها به اطلاعات و نحوه عمل بر اساس آن اثر میگذارد. یعنی سؤال فقط «چه پیامی ارسال شود» نیست، بلکه این است که پیام و کنش چگونه بر تصمیم مخاطب اثر میگذارند.
نمونههای عملی نیز مستندند. آرشیو رسمی DVIDS ویدئوی سال ۲۰۰۷ از بغداد را نگهداری میکند که در توضیح آن آمده نیروهای عملیات روانی تاکتیکی از بالگرد اعلامیه پخش میکنند تا بر ساکنان اثر بگذارند که از القاعده حمایت نکنند.
در سال ۲۰۲۱ نیز گردان سوم عملیات روانی ارتش آمریکا اعلام کرد ۴۲ هزار اعلامیه بر فراز سه روستا در جنوبشرق سوریه ریخته شده است. ابزار از کاغذ تا فضای دیجیتال تغییر کرده، اما منطق اثرگذاری بر ادراک و رفتار پابرجاست.
پرونده دیجیتال ۲۰۲۲ حساستر است. متا اعلام کرد شبکهای را حذف کرده که از آمریکا منشأ گرفته و تحقیقاتش «پیوندهایی با افراد مرتبط با ارتش آمریکا» یافته بود. این شبکه ایران و چند کشور دیگر را هدف میگرفت، از حسابهای جعلی و برخی تصاویر چهره تولیدشده با یادگیری ماشین استفاده میکرد و به فارسی، عربی و روسی محتوا میساخت.
با این حال، اکثر پستها تعامل واقعی اندک یا هیچ تعاملی نداشتند. گزارش مشترک گرافیکا و رصدخانه اینترنتی استنفورد نیز پیش از انتساب متا، منشأ عملیات پنهان را قطعی ندانست و نشان داد فقط ۱۹ درصد داراییهای پنهان بیش از هزار دنبالکننده داشتند. بنابراین وجود عملیات نفوذ را نباید با موفقیت آن یکی گرفت!
فایل گزارش صدای شنیدهنشده؛ ارزیابی پنج سال عملیات نفوذ پنهان طرفدار غرب
خود قانون آمریکا نیز مرز داخلی گذاشته است. ماده ۳۹۸ عنوان ۱۰ قانون ایالات متحده، پنتاگون را موظف به گزارش طرحهای جدید پشتیبانی اطلاعاتی نظامی شناختی به کمیتههای دفاعی کنگره میکند و استفاده از بودجه دفاعی برای عملیات پنهان پشتیبانی اطلاعاتی نظامی شناختی با هدف اثرگذاری بر فرایند سیاسی داخل آمریکا، عقاید اشخاص آمریکایی، سیاستهای آمریکا یا رسانههای تولیدشده برای مخاطب آمریکایی را ممنوع میسازد.
همچنین اطلاعرسانی به مخاطبان داخلی آمریکا از فعالیت نفوذ علیه تهدیدها و مخاطبان خارجی تفکیک شده است.
اگر اسناد مختلف ارتش آمریکا را کنار یکدیگر قرار دهیم، یک الگوی مشترک دیده میشود.
هدف فقط این نیست که مخاطب یک پیام را «ببیند». هدف این است که ابتدا محیط اطلاعاتی و مخاطب شناخته شود؛ سپس عواملی که رفتار او را شکل میدهند شناسایی شوند؛ پیام، تصویر، اقدام یا فریب مناسب انتخاب شود؛ از کانال قابل اعتماد یا قابل دسترس به او برسد و در نهایت اندازهگیری شود که آیا ادراک، نگرش، تصمیم یا رفتار او در جهت مطلوب تغییر کرده است یا خیر.
این چرخه میتواند با یک اعلامیه کاغذی آغاز شود، با رادیو و تلویزیون ادامه پیدا کند، به شبکه اجتماعی برسد و با داده، عملیات سایبری، جنگ الکترونیک و فریب نظامی ترکیب شود.
در دکترین جدید آمریکا، اطلاعات صرفاً روایتِ بعد از عملیات نظامی نیست. خود عملیات نظامی، تصویر آن، داده حاصل از آن و ادراکی که در ذهن مخاطب ایجاد میکند میتواند بخشی از طراحی عملیات باشد.
ارتش آمریکا در ویدئویی آموزشی و رسمی نیز همین دکترین را آموزش میدهد: نیروها باید بیاموزند چگونه از اطلاعات استفاده و حفاظت کنند، چگونه اطلاعات و داده طرف مقابل را هدف قرار دهند و چگونه از این مجموعه برای دستیابی به اهداف نظامی بهره ببرند.
از این منظر، میدان نبرد جدید بخشی از رقابت بر سر این است که طرف مقابل چه چیزی را واقعی بداند، چگونه موقعیت را تفسیر کند، به چه کسی اعتماد کند، چه تصمیمی بگیرد و در نهایت چه کاری انجام دهد.
و این، بر اساس اسناد خود ارتش آمریکا، نقطه اتصال عملیات روانی کلاسیک با جنگ اطلاعاتی و شناختی قرن بیستویکم است.
#جنگ_شناختی #ارتش_آمریکا #عملیات_روانی #عملیات_اطلاعاتی #جنگ_اطلاعاتی #مهندسی_افکار_عمومی #روایت_سازی #نبرد_روایتها #فضای_مجازی #شبکههای_اجتماعی #هوش_مصنوعی #قدرت_نرم #امنیت_ملی #جنگ_ترکیبی #رسانه_و_جنگ











