ایران؛ جنگِ اشتباهیِ یانکیها

نشریهی «فارن افرز» رسانهی اندیشکدهی «شورای روابط خارجی آمریکا» در مقالهای به قلم «جاستین برانک» پژوهشگر ارشد «مؤسسهی سلطنتی خدمات متحد انگلیس» روایتی مهم از ناکامی جنگ علیه ایران منتشر کرده است. نویسنده در مقالهی «درس واقعی جنگ ایران» کارزار آمریکا و اسرائیل را استفادهای فاجعهبار و نادرست از منابع نظامی توصیف و اذعان کرده جمهوری اسلامی ایران در برابر دو نیروی نظامی قدرتمند جهان ایستاده، بقایش را حفظ کرده و همچنان از توان تهاجمی قابلتوجهی برخوردار است.
«برانک» مقالهاش را با سردرگمی سیاستمداران آمریکایی در برابر تابآوری ایران آغاز کرده و نوشته گرچه هزاران هدف مورد حمله قرار گرفتهاند ولی نتیجهی مطلوب مهاجمان حاصل نشد و فاصلهی میان این دو واقعیت، اعتبار ادعای پیروزی را میبلعد.
کماکان در باتلاق!
نویسنده احتمال داده که اگر دولت ترامپ میدانست هفت ماه بعد همچنان گرفتار نبردی فرسایشی و بینتیجه خواهد بود، این عملیات را آغاز نمیکرد. این ارزیابی، پرسشی سنگین پیش پای دارودستهی کاخ سفید میگذارد. چگونه جنگی با چنین هزینهای آغاز شد بیآنکه آغازکنندگانش برآورد درستی از توان ایستادگی ایران داشته باشند؟ در محاسبات آنان، توان تخریب جای شناخت ایران را گرفته بود و گمان میکردند کشوری که سنگینتر بمباران شود، زودتر تسلیم خواهد شد! اما ایران این محاسبه را برهم زد. تحمل ضربات سنگین و پاسخهای سهمگین، اجازه نداد خواستهی دشمن از دل ویرانی بیرون بیاید. خسارتها واقعیاند اما شمار ساختمانهای تخریبشده، سند تحقق اهداف واشنگتن نیست. یکی از مهمترین بخشهای مقاله، توضیح نویسنده دربارهی تداوم قدرت موشکی ایران است. «برانک» نوشته اکثر ذخایر موشکی باقیمانده و ظرفیت تولید موشک در شهرهای موشکیِ اعماق زمین قرار دارند؛ تأسیساتی که تمام بمبها و موشکهای متعارف به آنها دسترسی ندارند. این اعتراف، اهمیت سالها سرمایهگذاری ایران بر حفاظت، پراکندگی و بقای توان دفاعی را نشان میدهد. نویسنده درخصوص مواد هستهای، تجهیزات قابلانتقال و دانشمندان ایرانی نیز احتمال مطرح کرده که تجربهی جنگ دوازدهروزه، به پراکندگی و حفاظت از آنها پیش از آغاز حملات بعدی انجامیده است چون جنگ قبلی برای ایران تجربهای بود که میتوانست در بقا و ادامهی نبرد به کار آید.
چِک هرمز نقدِ نقد است!
ارزیابی او دربارهی وضعیت تنگه هرمز نیز همین معنا را دارد. برخلاف تحلیلهای پوچ درخصوص از بین رفتن کارت تنگهی هرمز، این کارشناس انگلیسی نوشته خط ساحلی بلند و صخرهای، امکان پنهانکردن قایقها، پرتابگرهای ضدکشتی و مواضع پهپادی را فراهم میکند. از نگاه این متخصص حوزهی هوایی، توان حمله به نقاط مختلف ایران تضمینی برای پیروزی بر ایران ایجاد نمیکند چون بین رسیدن جنگنده به هدف و تحمیل اراده به کشوری مثل ایران، فاصلهای وجود دارد که آمریکا هنوز نتوانسته از آن عبور کند. «برانک» اذعان کرد جنگ علیه ایران از ابهت جهانی قدرت هوایی آمریکا کاسته، بخش عظیمی از ذخایر مهمات پیچیده واشنگتن را هدر داده و هزینههای اقتصادی و ژئوپلیتیک گزافی بر آن تحمیل کرده است. این بخش از مقاله، صورتحساب جنگی است که قرار بود نمایش قدرت باشد! البته نویسنده در پایان کوشید اعتبار توان هوایی آمریکا را حفظ کند و مدعی شد این توان همچنان برای مقابله با ارتشهای متعارف کارآمد است و ناکامی در ایران از انتخاب اهداف غیرواقعبینانه و دور از نظر جغرافیایی ناشی میشود!











