شورای روابط خارجی آمریکا: تابآوری ایران فراتر از تصور است

رئیس شورای روابط خارجی در یادداشتی تحلیلی اعتراف میکند که بهرهبرداری مؤثر ایران از ظرفیتهای نظامی بومی و جغرافیای خود در قالب «راهبرد نامتقارن» وضعیتی دگرگونه را در غرب آسیا به وجود آورده است. در وضع جدید نه آمریکا قادر به ادامه حضور است و نه ائتلافی مؤثر میتوان در برابر ایران ایجاد کرد؛ لذا او پیشنهاد میکند که باید برای درازمدت راهی برای همزیستی با ایران در ژئوپلتیک غرب آسیا پیدا کنند.
گروه تحلیل بینالملل: مایکل فورمن، رئیس CFR معتقد است که حمله آمریکایی-اسرائیلی به برخی اهداف نظامی [و غیرنظامی] در داخل ایران هرگز نتوانست به یک دستاورد سیاسی ترجمه شود، اما واکنش و تابآوری ایران در برابر این حملات و فشارهای متعاقب، بسیار بیشتر از آن چیزی بود که ایشان پیشبینی میکردند و لذا پیامدهای جدی به همراه داشت که در این یادداشت به تشریح آنها میپردازد.
فرسایش ذخایر تسلیحاتی، واشنگتن را به رها کردن برخی اولویتهایش وادار میکند
یکی از مهمترین محورهای یادداشت فورمن، تمرکز بر هزینه جنگ برای توان نظامی آمریکا در سایر مناطق جهان است. بهزعم او آمریکا بخش مهمی از ذخایر مهمات موردنیاز خود برای انجام تعهدات راهبردی دیگر را مصرف کرده است. کاهش ذخایر موشکهای رهگیر پاتریوت و سامانههای تاد، توان واشینگتن برای حفظ آرایش نیروهای خود در نقاط مختلف جهان را با محدودیتهای بیشتری مواجه میکند؛ مسئلهای که بهویژه در منطقه هند و اقیانوس آرام اهمیت دارد.
از این منظر، حتی اگر عملیات نظامی آمریکا در برخی حوزهها به نتایج موردنظر دست یافته باشد، این دستاوردها لزوماً به معنای تقویت موقعیت جهانی واشینگتن نیستند. کاهش ظرفیتهای تسلیحاتی میتواند هزینه حفظ تعهدات امنیتی آمریکا را افزایش دهد و این کشور را ناگزیر کند میان اولویتهای نظامی خود در مناطق مختلف جهان دست به انتخاب بزند.
مردم آمریکا به صورت مستقیم فشار ناشی از جنگ را احساس میکنند
فورمن همچنین به پیامدهای اقتصادی جنگ اشاره میکند. افزایش قیمت انرژی، فشارهای تورمی و دشوارتر شدن تأمین هزینههای زندگی در آمریکا، دولت ترامپ را به توافق با روسیه برای امکان فروش میلیونها بشکه گازوئیل این کشور سوق داده است.
به نوشته او، این تصمیم با اعتراض اروپا و اوکراین روبهرو شده و شکاف میان واشینگتن و متحدانش را عمیقتر کرده است؛ شکافی که میتواند تلاشها برای پایان دادن به جنگ اوکراین را نیز پیچیدهتر سازد.
بنابراین، از نگاه رئیس شورای روابط خارجی آمریکا، پیامدهای جنگ ایران به جبهه نظامی محدود نماند و در حوزه اقتصاد جهانی، معیشت مردم آمریکا، روابط فراآتلانتیکی و توان آمریکا برای مدیریت همزمان بحرانهای بینالمللی نیز اثر مستقیم گذاشته است.
ایران، منطق وجودی پایگاههای منطقهای آمریکا را وارونه کرد
فورمن یکی دیگر از پیامدهای مهم جنگ را تضعیف کارکرد سنتی پایگاههای نظامی آمریکا در غرب آسیا میداند. آمریکا در سالهای گذشته با استقرار نیرو در سیزده پایگاه واقع در کشورهای شریک، از جمله بحرین، کویت و قطر، تلاش کرده است بازدارندگی منطقهای را تقویت کند، ثبات را حفظ کند و امکان واکنش سریع به بحرانهای احتمالی را فراهم آورد.
بااینحال، جنگ ایران این الگوی امنیتی را با پرسشی اساسی روبهرو کرده است: آیا حضور نیروهای آمریکایی واقعاً امنیت کشورهای میزبان را افزایش میدهد یا در شرایط جنگی، آنها را در معرض تهدید بیشتری قرار میدهد؟
فورمن با استناد به ارزیابی استیون کوک، پژوهشگر شورای روابط خارجی آمریکا، مینویسد که ایران منطق وجودی این پایگاهها را وارونه کرده است. کشورهایی که در ابتدا پایگاههای آمریکایی را منبع امنیت خود میدانستند، اکنون با این واقعیت روبهرو شدهاند که همین تأسیسات به دلیل میزبانی از نیروهای آمریکایی میتوانند هدف حملات قرار گیرند.
مسئله فقط آسیبپذیری فیزیکی پایگاهها نیست. کشورهای میزبان همچنین نمیتوانند با همان اطمینان گذشته فرض کنند که واشینگتن در صورت حمله ایران یا نیروهای همپیمان آن، بهطور کامل و فعالانه از آنها دفاع خواهد کرد. این تردید میتواند بنیان اعتماد امنیتی میان آمریکا و شرکای منطقهای آن را متزلزل کند.
فورمن یادآور میشود که آمریکا پس از آسیب دیدن برخی پایگاههایش در حملات ایران، بخشی از نیروهای خود را جابهجا یا خارج کرده است؛ بااینحال، پرسش اساسی از نظر او به دوران پس از جنگ مربوط میشود: آیا کشورهای منطقه حاضر خواهند بود پایگاههای آسیبدیده را بازسازی کنند و بار دیگر پذیرای نیروهای آمریکایی باشند؟
فورمن احتمال میدهد که جنگ کنونی روند طولانی و فرسایشی کاهش حضور آمریکا در جنگها و تعهدات نظامی پرهزینه خاورمیانه را تسریع کند؛ روندی که پیش از این نیز پس از بیش از سه دهه مداخله نظامی آمریکا در منطقه، در جریان بوده است.
ناکارآمدی ائتلافهایی که میخواهند جایگزین چتر امنیتی آمریکا شوند
احتمال کاهش حضور نظامی آمریکا، پرسش دیگری را مطرح میکند: چه قدرت یا مجموعهای از کشورها میتوانند جای خالی واشینگتن را در ساختار امنیتی غرب آسیا پر کنند؟
فورمن پیشبینی میکند که عقبنشینی آمریکا میتواند بازآرایی شتابزده سیاست منطقهای و شبکههای ائتلافی را در پی داشته باشد. کشورهای منطقهای که پیشتر به چتر امنیتی آمریکا متکی بودند و ناکارآمدی آن را به وضوح دیدند، میکوشند برای تأمین امنیت خود به قدرتهای دیگر یا به همکاری متقابل روی بیاورند.
او در بهترین حالت از احتمال شکلگیری نوعی ائتلاف سخن میگوید؛ ائتلافی از کشورهای همسو یا شبکهای از پیمانهای امنیتی بههمپیوسته که هدف آنها تأمین امنیت جمعی باشد.
فورمن توضیح میدهد که کشورهای منطقه هنوز با مسئله دشوار ایجاد یک سازوکار امنیتی مستقل و قابل اتکا روبهرو هستند. وجود منافع متفاوت، نگرانیهای امنیتی متعارض و فقدان یک ساختار دفاع جمعی تثبیتشده، دستیابی به چنین هدفی را دشوار میکند.
بر اساس تحلیل فورمن میتوان گفت که حتی همکاری نزدیکتر میان کشورهای منطقه نیز لزوماً به ایجاد یک قدرت بازدارنده مؤثر در برابر ایران منجر نخواهد شد. زیرا تشکیل ائتلاف روی کاغذ با برخورداری از توانایی عملیاتی، هماهنگی نظامی، ذخایر تسلیحاتی کافی و اراده سیاسی مشترک برای ورود به جنگ تفاوت دارد.
اعتراف به موفقیت راهبرد ناتقارن ایرانی در برابر ناکارآمدی راهبرد جنگی آمریکا
محور اصلی یادداشت فورمن متمرکز بر یک تجربه راهبردی از جنگ با ایران است: اهمیت قدرت عدم تقارن.
او مدعیست که تهران از ابتدا میدانست که توان آتش مستقیم آن برای شکست دادن ارتش آمریکا کافی نیست. بااینحال، ایران توانسته است با استفاده از مجموعهای از موشکها، پهپادها و مینهای دریایی، موقعیت جغرافیایی خود در تنگه هرمز را به ابزاری برای اعمال فشار اقتصادی در مقیاس جهانی تبدیل کند.
بهرغم تکبر فراوانی که فورمن در این یادداشت به خرج داده و سعی میکند سنگین بودن ضربات نظامی ایران را ناچیز جلوه دهد، اما بههر حال اعتراف میکند که قدرت نظامی متعارف آمریکا، بهتنهایی تعیینکننده نتیجه راهبردی جنگ نیست.
او با تکرار استدلال دیگر همکاران خود در آمریکا میگوید که یک کشور ممکن است در مقایسه با رقیب خود از نظر قدرت هوایی، دریایی و منابع تسلیحاتی در موقعیت ضعیفتری قرار داشته باشد، اما بتواند از جغرافیا، ابزارهای نامتقارن و نقاط آسیبپذیر اقتصاد جهانی برای افزایش هزینههای طرف مقابل بهره ببرد. بدین ترتیب توانایی اثرگذاری ایران دیگر صرفاً به محدوده جغرافیایی غرب آسیا محدود نیست، بلکه پیامدهای تصمیمات و اقدامات آن در سطح اقتصاد جهانی احساس میشود.
فورمن همچنین به پیامدهای این وضعیت برای سیاست خارجی آمریکا اشاره میکند. فشارهای ناشی از افزایش قیمت انرژی، دولت ترامپ را به اتخاذ تصمیماتی سوق داده که روابط واشنگتن با متحدان اروپایی و اوکراین را با تنش بیشتری مواجه کرده است. این نمونه نشان میدهد که چگونه یک بحران منطقهای میتواند به اختلاف میان قدرتهای بزرگ و تضعیف انسجام ائتلافهای بینالمللی منجر شود.
جمهوری اسلامی ایران، واقعیتیست که باید راهی برای همزیستی با آن بیابیم
فورمن در بخش پایانی یادداشت خود به آینده ایران در نظم منطقهای میپردازد و به وضعیتی دوگانه اشاره میکند: ایران در نتیجه جنگ آسیب دیده است، اما در عین حال توانسته است ظرفیتهایی برای اعمال فشار و ادامه حضور در معادلات منطقهای نشان دهد که فراتر از انتظارات اولیه ایشان بوده است.
او اعتراف میکند که برخلاف پیشبینیهایی که مدعی ضعف نظام حکمرانی در ایران و احتمال فروپاشی آن بودند، ساختار سیاسی این کشور مقاومت بسیار زیادی از خود نشان داده است. اقتصاد ایران و البته توان جامعه ایران برای تحمل فشارهای اقتصادی، بسیار بیشتر از آنچیزی بود که بسیاری انتظار داشتند.
فورمن درواقع میان وارد کردن ضربات نظامی به یک کشور و دستیابی به نتیجه سیاسی مطلوب از طریق این ضربات تمایز قائل میشود. ازنظر او حمله به برخی اهداف نظامی [وغیر نظامی] یک کشور الزاماً به معنای از بین رفتن ظرفیت آن برای مقاومت، تأثیرگذاری بر محیط پیرامونی یا حفظ جایگاه سیاسیاش نیست.
رئیس CFR نتیجه میگیرد که جمهوری اسلامی ایران در بلندمدت همچنان یکی از بازیگران اصلی فضای ژئوپلیتیک آینده غرب آسیا خواهد بود و دیگران ناچار هستند راهی برای همزیستی با او پیدا کنند. او تأکید میکند ایران با برخورداری از موقعیت جغرافیایی حساس، ابزارهای نامتقارن، ظرفیت تحمل فشار و توان اثرگذاری بر اقتصاد جهانی، همچنان واقعیتی تعیینکننده در معادلات منطقهای است.
بهمنظور دسترسی پایدار به اخبار و مطالب ما، آخرین نسخه اپلیکیشن خبرگزاری فارس را میتوانید از اینجا و در فروشگاههای «کافه بازار» و «مایکت» دانلود و نصب کنید.
#اندیشکده
#CFR
#شورای_روابط_خارجی
#ایران
#جنگ
#تنگه_هرمز
#قدرت_موشکی
#شکست_راهبردی
#تاکتیک
#آمریکا
#ترامپ
#غرب_آسیا
#موازنه_قدرت











