وقتی زبانِ خانه و ریشه مازندرانی، در سرزمین مادری اش غریب میماند

گاهی برای پاسداری از یک فرهنگ، نه به همایشهای پرطمطراق نیاز است و نه به شعارهای رنگارنگ؛ گاهی یک پرسش ساده، از سر دلسوزی و غیرت فرهنگی، میتواند تلنگری باشد به وجدان جمعی ما؛ پرسشی که ریشه در خاک دارد و بوی بارانِ جنگلهای هیرکانی، عطر شالیزارهای سبز و طنینِ آوازهای کهن مازندران را با خود میآورد.
به گزارش خبرنگار خبرگزاری فارس شهرستان نوشهر، در نشست ستاد هماهنگی بزرگداشت ۱۴ آبان هفته ملی مازندران که با حضور فرماندار و جمعی دیگر از مسئولان شهرستان در سالن اجتماعات فرمانداری برگزار شد، سرهنگ حجت نورانی، فرمانده انتظامی نوشهر ، با گلایهای صریح و در عین حال برخاسته از دغدغهای فرهنگی، خطاب به مدیران حاضر گفت:
اَما همه اینجه جَم بَییِمی که برنامه بچینیم هفته مازرون ره گرامی داریم ، شما پَس چی یر مازرونی گپ نَزِنّی؟!
امروز، روزِ زوون و فرهنگِ اماهه ؛ پَس چی یر شی زوونِ مادری ره فراموش کِنّی؟!»
" ما امروز همگی دورهمدیگر جمع شدیم که برنامه ریزی انجام بدهیم که هفته بزرگداشت مازندران را گرامی داشته باشیم ، پس چرا هیچ کدام تان به زبان مازندرانی صحبت نمی کنید ؟! امروز روز زبان و فرهنگ ماست پس چرا زبان مادری تان را فراموش کردید ؟ "
این پرسش کوتاه، اگرچه در ظاهر اعتراضی به زبان گفتوگوی مسئولان در یک نشست رسمی اداری بود، در باطن، حرفی عمیقتر داشت؛ حرفِ ریشهها، هویت و زبانی که قرنها در دامان مادران این سرزمین بالیده، در کوچههای روستاهایش پیچیده، در شالیزارهایش زمزمه شده و از نسلهای دور به امروز رسیده است.
چه تلخ است اگر در روز بزرگداشت مازندران، زبان مازندرانی در میان خودِ مازندرانیها مجال شنیدهشدن نیابد؛ اگر برای پاسداشت میراث نیاکان گرد هم بیاییم، اما از سخنگفتن به زبانی که بخشی از جان و جهان ماست، دریغ کنیم. مگر میشود از فرهنگ گفت، اما زبان فرهنگ را به حاشیه راند؟ مگر میشود از اصالت سخن گفت، اما از شنیدن صدای ریشههای خویش غافل ماند؟
زبان مازندرانی؛ میراثی که نباید در سکوت فراموش شود
مازندران تنها یک نام بر نقشه جغرافیا نیست؛ سرزمینی است با حافظهای زنده، با واژههایی که بوی خاک نمخورده میدهند و با زبانی که در آن، مهر مادر، رنج کشاورز، صلابت کوهستان و آرامش دریا، رنگ و آهنگی دیگر دارند. زبان مازندرانی تنها وسیله گفتوگو نیست؛ خانهای است که خاطرههای جمعی ما در آن زندگی میکنند؛ میراثی است که اگر از زبان روزمره مردم کنار برود، بخشی از پیوند ما با گذشته نیز آرامآرام کمرنگ خواهد شد.
با این همه، پرسشی تلخ و تأملبرانگیز پیش روی ماست: چرا بسیاری از مازندرانیها در خانه و میان خانواده به زبان مادری سخن میگویند، اما در مجالس رسمی، مدارس، دانشگاهها، ادارهها و دیگر فضاهای عمومی، کمتر جرئت یا تمایل به استفاده از زبان و گویش بومی خود دارند؟
چرا گاهی سخنگفتن به زبان مازندرانی را نشانهای از عقبماندگی یا دوربودن از فضای رسمی و دانشگاهی میپنداریم، در حالی که زبان مادری نه مانع پیشرفت است و نه در تضاد با علم، دانش و تمدن؛ بلکه یکی از اصیلترین سرمایههای فرهنگی و هویتی هر جامعه به شمار میرود. این فاصلهگرفتن، یکشبه پدید نیامده است؛ حاصل سالها غلبه نگاههای یکسانساز، کمرنگشدن جایگاه زبانهای بومی در آموزش رسمی، تغییر سبک زندگی، گسترش شهرنشینی، تأثیر رسانهها و گاه احساس شرم یا نگرانی از قضاوت دیگران است. در این میان، برخی خانوادهها نیز ناخواسته با این تصور که فارسیصحبتکردن از همان دوران کودکی به موفقیت تحصیلی و اجتماعی فرزندانشان کمک میکند، زبان مادری را به حاشیه راندهاند؛ غافل از آنکه تسلط بر زبان فارسی و آموختن زبانهای دیگر، هیچ ضرورتی برای فراموشکردن زبان نیاکان ندارد.
گلایه بجای فرمانده انتظامی نوشهر را میتوان فراتر از یک تذکر در جلسه اداری دانست؛ دعوتی است به باز اندیشی در شیوه پاسداشت فرهنگ بومی. چرا که زنده نگهداشتن زبان مادری، با نصب بنر و برگزاری مراسم به سرانجام نمیرسد؛ زبان، زمانی زنده است که بر لبان مردم جاری باشد، در خانهها شنیده شود، در مدرسه و اداره مجال حضور پیدا کند و مدیران و مسئولان نیز در کنار مردم، به آن حرمت بگذارند.
ریشه این مسئله را باید در یک واقعیت فرهنگی جستوجو کرد: وقتی یک زبان از فضای عمومی عقب رانده میشود، بهتدریج از زبان زندگی روزمره به زبان خاطرهها تبدیل خواهد شد.
زبان مازندرانی حامل واژگان، اصطلاحات، ضربالمثلها، لالاییها، روایتهای شفاهی، شیوههای کشاورزی، دانش بومی، طنز مردمی و جهانبینی نسلی است که قرنها در این سرزمین زیسته است.
بسیاری از مفاهیمی که در پیوند با طبیعت، زمین، باران، جنگل، دامداری، شالیزار و روابط اجتماعی شکل گرفتهاند، در این زبان معنایی ویژه دارند که ترجمه آنها به زبان دیگر، همیشه تمام ظرافت و بار عاطفیشان را منتقل نمیکند.
.با این حال، هنگامی که کودک مازندرانی در مدرسه، محیط اجتماعی یا حتی گاه در خانه میآموزد که زبان مادریاش را کمتر به کار ببرد، چرخه انتقال فرهنگی از همانجا آسیب میبیند.
البته نباید تمام مسئولیت را متوجه خانوادهها کرد؛ خانواده، نظام آموزشی، رسانهها، نهادهای فرهنگی، دانشگاهها و مدیران عمومی، همگی در این روند نقش دارند. نقد اصلی آنجاست که چرا با وجود این همه سخن از میراث فرهنگی و هویت بومی، زبان مازندرانی در بخشهایی از زندگی رسمی و عمومی همچنان حضوری کمرنگ دارد؟ چرا در بسیاری از برنامههای فرهنگی، گاه به لباس محلی، موسیقی و خوراک بومی بسنده میکنیم، اما برای زبانی که جانِ همین فرهنگ است، سهمی درخور و پایدار در نظر نمیگیریم؟ فرهنگ را نمیتوان تنها در جشنوارهها و مناسبتها زنده نگه داشت؛ فرهنگ زمانی زنده است که در زندگی روزمره مردم جریان داشته باشد.
بیتردید، زبان فارسی سرمایه بزرگ فرهنگی و زبان مشترک ملت ایران است؛ اما پاسداشت آن، هیچ تعارضی با ارجنهادن به زبانهای مادری و گویشهای ریشهدار ایرانی ندارد.
هر زبان و گویش محلی مازندرانی ، گیلانی ، لری ، کوردی ، ترکی ، سیستانی ، بلوچی ، عربی ، کرمانجی و ... پنجرهای به جهانبینی، تاریخ و احساس مردمی است که قرنها با آن زیستهاند؛ و خاموشی هر یک از این پنجرهها، کمشدن سهمی از رنگارنگی فرهنگ ایرانزمین است.
از همین رو، هفته ملی مازندران میتواند فرصتی فراتر از برگزاری آیینها و سخنرانیها باشد؛ فرصتی برای بازگشت آگاهانه به واژههای مادری، برای شنیدن دوباره آهنگ دلنشین گویش مازندرانی و برای آنکه این میراث گرانبها، نه فقط در یادها و روایتهای گذشته، بلکه در زندگی امروز و فردای فرزندان این سرزمین جاری بماند.
مازرون، فقط جنگل و دریا و کوه نیه؛ مازرون، زوونِ ماروری، فرهنگِ نیاکون و هویتِ مردمی هسه که ریشه شون ره فراموش نَکِردِنه.
و شاید پیام اصلی آن گلایه همین باشد: اگر قرار است از مازندران بگوییم، چه بهتر که گاهی با زبان خودِ مازندران سخن بگوییم؛ با همان واژههایی که از دل مادرانمان به ما رسیدهاند و در هر کدامشان، تکهای از جان این سرزمین نهفته است.
زبان مادری را تنها برای روز بزرگداشت نخواهیم؛ بگذاریم هر روز، روز مازندران باشد؛ هر روز، روزِ واژههایی که از ریشههای ما آب میخورند و به آیندهمان جان میبخشند.
در چنین شرایطی، ۱۴ آبان، روز ملی بزرگداشت مازندران، فرصتی فراتر از برگزاری مراسم، سخنرانی و انتشار پیامهای مناسبتی است؛ این روز باید به نقطه عطفی برای بازاندیشی در نسبت ما با زبان مادری و هویت تاریخیمان تبدیل شود.
بزرگداشت مازندران، بدون توجه جدی به زبان مازندرانی، مانند پاسداشت درختی است که از ریشههایش غافل ماندهایم. اگر به تاریخ، فرهنگ و بزرگان این سرزمین افتخار میکنیم، باید بپذیریم که حفظ این میراث تنها با یادآوری گذشته ممکن نیست؛ بلکه نیازمند تصمیمهای امروز و برنامهریزی برای فرداست.
پیشنهاد میشود در مدارس مازندران، برنامههای منظم آشنایی با زبان، ادبیات شفاهی، ضربالمثلها، داستانها و تاریخ محلی برگزار شود؛ نه برای جایگزینکردن زبان فارسی، بلکه برای تقویت شناخت فرهنگی دانشآموزان و ایجاد پیوندی آگاهانه میان نسل جدید و ریشههای خود. دانشگاهها نیز میتوانند با حمایت از پژوهشهای زبانشناختی، گردآوری واژگان و روایتهای محلی، ثبت گویشهای مناطق مختلف استان و تولید محتوای علمی، سهم مؤثرتری در حفظ این میراث داشته باشند.
مطبوعات و رسانههای استانی و خبرگزاریها، از جمله خبرگزاری فارس، میتوانند با اختصاص بخشهای ثابت به زبان و فرهنگ مازندرانی، انتشار یادداشتهای تحلیلی، گفتوگو با پژوهشگران و معرفی چهرههای ادبی و فرهنگی، این موضوع را از یک دغدغه مناسبتی به مسئلهای مستمر و عمومی تبدیل کنند. همچنین، برگزاری نشستها و برنامههای فرهنگی به زبان مازندرانی، تولید پادکست و برنامههای کودک، انتشار کتابهای دوزبانه و تشویق خانوادهها به گفتوگو با فرزندان به زبان مادری، از اقداماتی است که میتواند در این مسیر اثرگذار باشد.
البته احیای زبان مادری نباید به اجبار، تقابل با زبان فارسی یا ایجاد مرزبندی میان مردم منتهی شود. زبان فارسی، زبان مشترک ملی و ابزار ارتباط میان اقوام و مناطق گوناگون کشور است و زبان مازندرانی نیز بخشی ارزشمند از میراث زبانی و فرهنگی ایران به شمار میرود.
این دو نه رقیب یکدیگرند و نه حفظ یکی مستلزم تضعیف دیگری است. آنچه باید نقد شود، نه استفاده از زبان فارسی، بلکه شکلگیری این تصور نادرست است که برای تحصیلکرده، امروزی یا برخوردار از جایگاه اجتماعی بودن، باید از زبان مادری فاصله گرفت.
راه درست، ایجاد فضایی است که در آن دانشآموز، دانشجو، استاد، مدیر، کارمند و شهروند مازندرانی بتواند در موقعیتهای مناسب، بدون احساس شرمندگی و نگرانی از تمسخر، به زبان مادری خود سخن بگوید.
در کنار این فرهنگسازی، لازم است مسئولان فرهنگی استان، انجمنهای ادبی، شوراهای شهر و روستا و نهادهای آموزشی، برنامهای مشخص و قابل ارزیابی برای پاسداشت زبان مازندرانی تدوین کنند؛ برنامهای که اهداف، مسئولیتها و نتایج آن روشن باشد و به چند مراسم نمادین در طول سال محدود نشود.
امروز مسئله فقط این نیست که چند نفر به زبان مازندرانی سخن میگویند؛ مسئله این است که آیا نسل آینده نیز فرصت خواهد داشت با زبان نیاکان خود آشنا شود، شعر و داستان آن را بخواند، ضربالمثلهایش را بفهمد و جهان فرهنگی نهفته در واژههایش را بشناسد؟ هیچ زبانی صرفاً به دلیل تغییرات اجتماعی از میان نمیرود؛ آنچه زبان را آسیبپذیر میکند، گسست میان نسلها، کاهش کاربرد روزمره و بیتوجهی به جایگاه آن در زندگی اجتماعی است.
بنابراین، احیای زبان مازندرانی پیش از هر چیز به تغییر نگرش نیاز دارد؛ به این باور که زبان مادری مایه شرمساری نیست، بلکه نشانه پیوند انسان با تاریخ، خانواده، جغرافیا و خاطره جمعی اوست.
از روز ملی مازندران، تا ضرورت احیای زبان مادری؛ هویت یک سرزمین را نمیتوان بدون زبان آن پاس داشت
۱۴ آبان، روز ملی مازندران، باید روز تجدید پیمان با ریشههایمان باشد؛ روزی برای آنکه از خود بپرسیم در کنار افتخار به گذشته این سرزمین، برای زندهماندن زبان آن چه کردهایم و چه خواهیم کرد. مازندران تنها با نام جنگل و دریا شناخته نمیشود؛ صدای مادران و پدران، واژههای شیرین گفتوگوهای محلی، قصههای شبانه، ترانههای بومی و زبان مردم آن نیز بخشی جداییناپذیر از هویت این دیار است. اگر میخواهیم فرزندانمان در آینده، مازندران را نه فقط بهعنوان یک جغرافیا، بلکه بهعنوان یک فرهنگ زنده بشناسند، باید زبان مادری را از حاشیه به متن زندگی بازگردانیم. این مسئولیت نه بر دوش یک نهاد، بلکه بر عهده همه ماست؛ از خانوادهای که با کودک خود سخن میگوید تا معلمی که ارزش تنوع فرهنگی را میآموزد، از رسانهای که به زبان بومی فرصت حضور میدهد تا مسئولی که برای حفظ آن برنامهریزی میکند. زیرا حقیقت روشن است: سرزمینی که زبان مادریاش را فراموش کند، بخشی از حافظه تاریخی خود را از دست میدهد؛ اما سرزمینی که زبانش را پاس بدارد، ریشههای خود را در خاک آینده استوارتر خواهد کرد.
حسن خزائی پول _خبرنگار خبرگزاری فارس شهرستان نوشهر
به منظور دسترسی پایدار به اخبار و مطالب ما، آخرین نسخه اپلیکیشن خبرگزاری فارس را میتوانید از اینجا و در فروشگاههای «کافه بازار» و «مایکت» دانلود و نصب کنید.
#هفته_ملی_مازندران
#روز_مازندران
#مازرون
#مازندران
#تبرستان
#دیار_علویان
#چهارده_آبان
#۱۴_آبان
#زبان_مادری
#فرمانده_انتظامی_شهرستان_نوشهر
#سرهنگ_حجت_نورانی
#صالحان_کجور











