تداوم دیپلماسی در کنار تقویت بازدارندگی ضروری است/ رژیم صهیونیستی با هرگونه نظم منطقهای که در آن برتری نداشته باشد، مخالفت میکند

باشگاه خبرنگاران جوان؛ آرزو رئوفیراد - حسین آجرلو، کارشناس مسائل سیاسی و خاورمیانه در گفتوگو با باشگاه خبرنگاران جوان گفت: اصولاً مفهوم تضمین در عرصه بینالملل، بهدلیل نبود ابزارهای الزامآور و کارآمد در سطح فراملی، یک مفهوم پذیرفتهشده، اما ناپایدار است؛. هیچ مرجع فراقانونی با قدرت اجرایی کامل وجود ندارد که بتواند پایبندی دولتها به تعهداتشان را تضمین کند و تاریخ روابط بینالملل نیز نشان داده که تعهدات کتبی، هرچند با قطعنامه شورای امنیت تأیید شده باشند، در صورت تغییر اراده سیاسی یک قدرت بزرگ، قابل نقض هستند.
وی تأکید کرد: با این حال، این واقعیت هرگز به معنای ترک دیپلماسی و مذاکره نیست. دولتها بهخوبی میدانند که دیپلماسی، با وجود همه نقاط ضعفش، همچنان اصلیترین و کمهزینهترین ابزار برای مدیریت منازعات و تأمین منافع ملی است. بنابراین، بازیگران بهجای کنار گذاشتن این ابزار، تلاش میکنند با تقویت ابزارهای دیگر، بستر را برای ایجاد تضمینهای مؤثرتر فراهم آورند.
آجرلو بیان کرد: در این راستا، دو دسته ابزار برای ایجاد تضمین قابل تصور است: نخست، ابزارهای تشویقی که از طریق ایجاد منافع متقابل و وابستگیهای اقتصادی، هزینههای نقض توافق را برای طرف مقابل افزایش میدهند. تجربه نشان داده که توافقاتی که بر پایه منافع مشترک اقتصادی و همکاریهای بلندمدت استوارند، نسبت به توافقات صرفاً سیاسی، از پایداری بیشتری برخوردارند.
کارشناس مسائل سیاسی و خاورمیانه افزود: دوم، ابزارهای قهرآمیز که از طریق تقویت توان بازدارندگی، هزینههای هرگونه اقدام خصمانه را برای طرف متخلف بهحدی افزایش میدهد که نقض توافق را به گزینهای غیرمنطقی تبدیل میکند. در این میان، تقویت قدرت دفاعی و توان موشکی ایران، بهعنوان یک عامل بازدارنده کلیدی، میتواند نقش مهمی در ایجاد تضمینهای عملی ایفا کند و محاسبات طرف مقابل را تغییر دهد.
آجرلو خاطرنشان کرد: بنابراین، استراتژی هوشمندانه برای ایران، تداوم مسیر دیپلماسی و مذاکره، همراه با تقویت همزمان ابزارهای تشویقی و قهرآمیز است. این رویکرد ترکیبی، ضمن حفظ دسترسی به مزایای دیپلماسی، از تبدیل شدن ایران به یک بازیگر منفعل و آسیبپذیر جلوگیری میکند و زمینه را برای دستیابی به توافقی پایدارتر فراهم میآورد.
وی اظهار داشت: در نهایت، آن چه میتواند تضمینهای واقعی را در روابط بینالملل ایجاد کند، نه صرفاً امضای یک توافقنامه، بلکه ایجاد یک شبکه از منافع متقابل و بازدارندگی مؤثر است که هزینههای نقض تعهدات را بهمراتب بیشتر از منافع آن میکند.
توان هستهای به پیامدسنجی نیاز دارد
حسین آجرلو گفت: باید تأکید کرد که توانایی هستهای، یکی از مؤثرترین ابزارهای بازدارندگی در نظام بینالملل است و در صورت وجود تهدیدات وجودی، دستیابی به آن برای بقای یک کشور میتواند الزامآور باشد. با این حال، این ابزار بهشدت نیازمند محیطشناسی دقیق و پیامدسنجی همهجانبه است.
وی یادآور شد: بر اساس گزارشهای آژانس بینالمللی انرژی اتمی، ایران دانش فنی لازم برای غنیسازی اورانیوم را در سطوح مختلف در اختیار دارد و توانایی تولید مواد شکافتپذیر را کسب کرده است. با این حال، مسئله اصلی، اراده سیاسی و محاسبه هزینه فایده این اقدام است.
آجرلو بیان کرد: تاکنون، جمهوری اسلامی ایران با بهرهگیری از ابزارهای کمهزینهتر و کارآمدتر مانند توان موشکی، شبکه متحدان منطقهای و اهرمهای ژئوپلیتیکی، توانسته است امنیت وجودی خود را تأمین کند. این رویکرد، ضمن حفظ ثبات نسبی در منطقه، از هزینههای غیرقابلپیشبینی که همراه با خروج از معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای (انپیتی) است، جلوگیری کرده است.
حمایت روسیه و چین مشروط است
وی گفت: روسیه و چین در قبال پرونده هستهای ایران، رویکردی دوگانه و مبتنی بر محاسبات راهبردی خود دنبال میکنند. بررسی مواضع این دو کشور نشان میدهد که آنها با ایران هستهای موافق نیستند، اما از ایران بهعنوان یک بازیگر متوازنکننده در منطقه حمایت میکنند.
آجرلو اظهار داشت: در واقع، مسکو و پکن، ایران را وزنهای در برابر هژمونی آمریکا در غرب آسیا میدانند و از این رو، به دنبال تضعیف کامل آن نیستند. موضعگیری آنها در شورای امنیت، تابعی از سطح رقابت و تعاملشان با آمریکا است. هرگاه تنش میان آنها و واشنگتن افزایش یابد، حمایت بیشتری از تهران بهعمل میآورند و هرگاه به دنبال تعامل با آمریکا باشند، موضعگیری محتاطانهتری در قبال ایران اتخاذ میکنند.
وی خاطرنشان کرد: همچنین، هر دو کشور بهعنوان اعضای دائم شورای امنیت، از قدرت وتو برای جلوگیری از صدور قطعنامههای شدید علیه ایران استفاده کردهاند. با این حال، این حمایتها مشروط و مبتنی بر منافع ملی خودشان است و نمیتوان روی حمایت همیشگی آنها حساب کرد.
کارشناس مسائل سیاسی و خاورمیانه بیان کرد: در واقع، روسیه و چین به دنبال حفظ تعادل در روابط خود با ایران و آمریکا هستند و هرگونه تغییر در معادلات بینالمللی میتواند موضع آنها را تحت تأثیر قرار دهد. بنابراین، ایران باید با تقویت روابط دوجانبه و همکاریهای راهبردی با این دو کشور، زمینه را برای تداوم حمایت آنها فراهم آورد، اما در عین حال، نباید به حمایت همیشگی آنها بهعنوان یک اصل مسلم اتکا کند.
حل پرونده پادمانی برای توافق پایدار ضروری است
حسین آجرلو گفت: در ابتدا باید خاطرنشان کرد که مباحث هستهای در عرصه امنیت بینالملل و رقابتهای منطقهای و جهانی، بیش از هر چیز تابعی از توازن قدرت و دیپلماسی مبتنی بر آن هستند؛ درحالیکه وجوه حقوقی و فنی این موضوعات، نقشی فرعی و حاشیهای دارند. با این وجود، پرونده پادمانی باقیمانده با آژانس بینالمللی انرژی اتمی، یک مسئله حقوقی فنی است که در کنار موضوع غنیسازی، از ارکان اصلی اختلافات به شمار میرود. تجربه نشان داده که بیتوجهی یا بهتعویق انداختن این مسائل، آنها را به اهرم فشاری برای آینده تبدیل کرده و هر توافق جدید را شکننده و در معرض نقض قرار میدهد.
کارشناس مسائل سیاسی و خاورمیانه تأکید کرد: کشورهای غربی، بهویژه آمریکا و همپیمایان اروپاییاش، همواره از این پرونده بهعنوان ابزاری برای تشدید فشار علیه ایران بهره بردهاند؛ ازاینرو، دستیابی به توافقی جامع و پایدار، بدون حلوفصل این موضوعات، دور از انتظار است. البته حل این مسائل خود نیازمند رویکردی متقابل است؛ بهگونهای که ایران در ازای شفافسازی، از تضمینهای لازم برای رفع تحریمها و حفظ دستاوردهای هستهای خود برخوردار گردد.
اسرائیل دامنه مذاکرات را گسترش میدهد
وی اظهار داشت: رژیم اسرائیل بهعنوان یک بازیگر مداخلهگر و بیثباتکننده، نقش مهمی در تشدید فشارها علیه ایران ایفا میکند. این رژیم، اصولاً با هرگونه نظم منطقهای که در آن برتری نداشته باشد، مخالفت میورزد و تلاش میکند هر روند تثبیتسازی را برهم بزند؛ اسرائیل با بهرهگیری از نفوذ گسترده خود در کنگره آمریکا و همچنین روابط نزدیک با دولتهای مختلف واشنگتن، تلاش میکند هرگونه توافق هستهای را به سمت محدودیتهای فراتر از برنامه هستهای، از جمله برنامه موشکی و نفوذ منطقهای ایران، سوق دهد. این رویکرد، دامنه مذاکرات را گسترش داده و آن را پیچیدهتر میسازد و دستیابی به توافق را دشوارتر میکند.
کارشناس مسائل سیاسی و خاورمیانه یادآور شد: رژیم اسرائیل همچنین با انجام عملیاتهای خرابکارانه و ترور، بهطور مستقیم تلاش کرده است تا برنامه هستهای ایران را با اختلال مواجه کند. بنابراین، هرگونه مذاکره مؤثر، نیازمند مدیریت نقش مداخلهگرانه این رژیم از سوی اربابش است.
کارشناس مسائل سیاسی و خاورمیانه خاطرنشان کرد: ایران باید با ابزارهای دفاعی موازنه ساز، ایجاد توازن اطلاعاتی و عملیاتی، با افشای این نقش و جلب حمایت جامعه بینالمللی، از تأثیرگذاری منفی اسرائیل بر روند مذاکرات جلوگیری کند.
پیمان مکه ائتلاف عملیاتی علیه ایران نیست
آجرلو با اشاره به پیمان جدید ترکیه ، عربستان و پاکستان گفت: پیمان دفاعی مکه میان عربستان، ترکیه و پاکستان را باید بیش از یک ائتلاف نظامی عملیاتی، بهعنوان یک ابتکار دیپلماتیک و ابزاری برای بازدارندگی روانی و تغییر موازنه قدرت در منطقه ارزیابی کرد. این پیمان که در اوج بحران کنونی شکل گرفت، نشاندهنده تلاش ریاض برای کاهش وابستگی به چتر امنیتی سنتی آمریکا و ایجاد یک بلوک امنیتی با قدرتهای نظامی اسلامی است.
کارشناس مسائل سیاسی و خاورمیانه افزود: هرچند این پیمان از نظر سیاسی حائز اهمیت است و میتواند بهعنوان یک پیام راهبردی به ایران تلقی شود، اما کارآمدی عملی آن، بهویژه در صورت تقابل جدی نظامی، بهدلیل رویکرد محتاطانه پاکستان و منافع متفاوت ترکیه در قبال ایران، بسیار محدود است.
وی بیان کرد: پاکستان بهعنوان یک کشور هممرز با ایران و با جمعیت قابلتوجهی از شیعیان، علاقهای به درگیری با تهران ندارد و ترکیه نیز با وجود رقابت با ایران در برخی حوزهها، روابط اقتصادی و سیاسی گستردهای با آن دارد. هدف اصلی این پیمان، افزایش هزینههای هرگونه تهاجم متحدان ایران علیه عربستان است و با ایجاد یک جبهه نظامی یکپارچه علیه ایران فاصله زیادی دارد.
فشار حداکثری به اهداف خود نرسیده است
حسین آجرلو گفت: سیاست «فشار حداکثری» همراه با محاصره دریایی و تحریمهای ثانویه علیه دولتهای دارای تجارت با ایران، اگرچه هزینههای اقتصادی سنگینی بر ایران تحمیل کرده، اما در دستیابی به اهداف کلان خود یعنی تغییر رفتار هستهای و منطقهای ایران، بازگشایی تنگه هرمز و وادار کردن تهران به عقبنشینی راهبردی ناکام مانده است.
کارشناس مسائل سیاسی و خاورمیانه اظهار داشت: در عرصه منطقهای نیز محور مقاومت تضعیف نشده و ایران با گسترش همکاری با چین و روسیه و حفظ روابط با کشورهای منطقه، توانسته فضای مانور خود را حفظ کند. فشار ایران نسبت به تنگه هرمز نیز هزینههای حملونقل دریایی را افزایش داده و نشان داده که تهران اهرمهای متقابل مؤثری در اختیار دارد.
آجرلو افزود: از سوی دیگر، این سیاست به افزایش قیمت نفت و بیثباتی در بازارهای انرژی دامن زده و هزینههای سیاسی و اقتصادی را برای خود آمریکا و متحدانش نیز افزایش داده است. در مجموع، فشار صرف و بدون دیپلماسی مؤثر، نهتنها به اهداف اعلامی نرسیده، بلکه به مقاومتر شدن رفتار ایران و کاهش انعطافپذیری آن در مذاکرات انجامیده است؛ بنابراین هرگونه رویکرد کارآمد، نیازمند ارائه تضمینهای واقعی برای رفع تحریمهاست.
توان موشکی ایران قابل مذاکره نیست
وی بیان کرد: قدرت موشکی و پهپادی ایران، همراه با توانمندیهای متحدانش در جبهه مقاومت، بازدارندگی نامتقارن ایران را بهعنوان یک اصل راهبردی تثبیت کرده است. این توان، که شامل موشکهای بالستیک با بردهای مختلف، موشکهای کروز و پهپادهای پیشرفته میشود، بهعنوان یک برگ برنده و خط قرمز اصلی در مذاکرات مطرح است.
کارشناس مسائل سیاسی و خاورمیانه گفت: وجود شهرهای موشکی و تأسیسات زیرزمینی، این توان را در برابر حملات سطحی مصون کرده است و تضمینکننده حاکمیت و امنیت ملی ایران محسوب میشود. ایران هرگونه معامله بر سر این توان راهبردی را رد کرده و آن را بخشی از حق دفاع مشروع خود میداند.
وی تأکید کرد: توان موشکی ایران نه تنها در برابر تهدیدات منطقهای، بلکه بهعنوان یک عامل بازدارنده در برابر هرگونه ماجراجویی نظامی قدرتهای بزرگ عمل میکند و معادلات امنیتی منطقه را به نفع ایران تغییر داده است. در هرگونه مذاکره، ایران بر حفظ و تقویت این توان بهعنوان یک اصل غیرقابلمذاکره تأکید خواهد کرد.
توافق با آمریکا نباید محور مقاومت را تضعیف کند
حسین آجرلو اظهار داشت: ایران، محور مقاومت را جزئی اساسی از راهبرد دفاعی خود میداند و حفظ آن را امری وجودی تلقی میکند. هرگونه توافقی که به محدودیتهای منطقهای یا تضعیف حمایت از متحدان ایران بینجامد، پیامدهای امنیتی جدی برای جبهه مقاومت بهدنبال خواهد داشت.
وی افزود: رژیم اسرائیل بهصراحت خواستار گنجاندن پایان حمایت ایران از گروههای مقاومت در هرگونه توافق جدید است. اگر ایران در این زمینه امتیاز دهد، توان راهبردی و عملیاتی جبهه مقاومت به شدت کاهش خواهد یافت و معادلات امنیتی منطقه بهنفع اسرائیل و دیگر رقبای ایران تغییر خواهد کرد. بنابراین، هرگونه توافقی باید با حفظ توان منطقهای ایران همراه باشد و ایران با تنوع بخشی به ابزارها در چانه زنی، از ارائه هرگونه امتیاز در این زمینه خودداری خواهد کرد.
عمان و قطر کانال ارتباطی ایران و آمریکا را حفظ کردهاند
کارشناس مسائل سیاسی و خاورمیانه گفت: سطح تنشهای ایران و آمریکا به حدی بالا است که میانجیگری در این سطح، نیازمند یک قدرت بزرگ و تاثیرگذار است. نقش فعلی میانجیهای منطقهای مانند عمان و قطر، بیش از آنکه میانجیگری فعال باشد، تسهیلگری و ایجاد بستر ارتباطی است. عمان با سابقه طولانی و روابط متوازن با هر دو طرف، و قطر با بهرهگیری از روابط گسترده سیاسی و اقتصادی خود، توانستهاند کانالهای ارتباطی را باز نگه دارند. با این حال، حل و فصل اساسی اختلافات، نیازمند اراده مستقیم دو طرف اصلی و مدیریت تنش از طریق دیپلماسی و توان تابآوری است.
وی افزود: عمان و قطر میتوانند بهعنوان تسهیلگر، پیامها را منتقل کنند و بستر را برای مذاکرات فراهم آورند، اما توانایی آنها برای تأثیرگذاری بر محتوای مذاکرات و ایجاد تعهدات الزامآور محدود است. در نهایت، این دو طرف اصلی هستند که باید تصمیمات نهایی را اتخاذ کنند و میانجیها تنها میتوانند فضای گفتوگو را تسهیل کنند.
ایران و عربستان هنوز تا همکاری امنیتی فاصله دارند
کارشناس مسائل سیاسی و خاورمیانه گفت: ایران و عربستان با همکاری امنیتی فاصله زیادی دارند. در حال حاضر، مهمتر از همکاری، ایجاد بسترهای کاهش تنش و مدیریت اختلافات است. همکاری امنیتی میان ایران و عربستان، نیازمند وجود تهدید مشترک همچون اسرائیل است که این امر با واقعیت و اولویتهای فعلی کشورها فاصله دارد. تجربه نشان داده که هر دو کشور درک میکنند که هزینههای جنگ فرسایشی، توسعه و ثبات منطقه را تهدید میکند، اما رسیدن به همکاری پایدار، نیازمند تغییر رویکرد عربستان از ائتلافسازی نظامی به دیپلماسی منطقهای و همچنین اطمینانبخشی متقابل است.
آجرلو تأکید کرد: ایران همواره بر آمادگی خود برای گفتوگو با همسایگان تأکید کرده و نشان داده است که به دنبال تنشآفرینی در منطقه نیست. با این حال، تحقق همکاری امنیتی، نیازمند عزم جدی از سوی عربستان برای کنار گذاشتن رویکردهای خصمانه و پذیرش واقعیت همسایگی با ایران است.
توافق جدید باید بر اصل تعهد در برابر تعهد باشد
کارشناس مسائل سیاسی و خاورمیانه گفت: برای آینده تعاملات هستهای و منطقهای ایران، سه سناریو قابل تصور است. سناریوی خوشبینانه مبتنی بر کاهش تنشها و شکلگیری نظم امنیتی جدید با مشارکت ایران و کشورهای منطقه است که در آن ایران از تحریمها خارج شده و به رکنی اصلی از این نظم بدل میشود؛ اما این چشمانداز نیازمند اراده سیاسی قوی از سوی همه طرفها و پذیرش واقعیت همزیستی مسالمتآمیز است.
وی افزود: در مقابل، سناریوی بدبینانه به تشدید تنشها و شکلگیری ائتلاف منطقهای با محوریت عربستان، اسرائیل و حمایت آمریکا منجر میشود و فشارهای اقتصادی و امنیتی را بر تهران افزایش میدهد.
کارشناس مسائل سیاسی و خاورمیانه بیان کرد: سناریوی سوم، تداوم وضع موجود است که در آن جنگ فرسایشی در منطقه خاکستری با نوسان در شدت درگیریها و حفظ کانالهای دیپلماتیک ادامه مییابد؛ وضعیتی که نه صلح پایدار به همراه دارد و نه جنگ تمامعیار، اما هزینههای اقتصادی و امنیتی برای همه طرفها تداوم مییابد.










