از جدایی از ایران تا محدودیت حجاب؛ تاریخ دینستیزی در جمهوری آذربایجان

تاریخ جمهوری آذربایجان، از جدایی از ایران در پی جنگهای ایران و روسیه و عهدنامههای گلستان و ترکمانچای تا سرکوب نهادهای دینی در دوره شوروی، نشان میدهد که سیاستهای حکومتی چگونه میتوانند حیات دینی جامعه را محدود کنند.
غرب از آزادیهای مدنی میگوید؛ اما وقتی دختر مسلمانی میخواهد با حجاب وارد مدرسه شود، آیا آزادی همچنان محترم است؟ ماجرای حجاب در جمهوری آذربایجان، تناقضی مهم را پیش چشم میگذارد: آزادی دین تا کجا پذیرفته میشود و از کجا به بعد، دینداری باید از فضای عمومی عقبنشینی کند؟ اگر انتخاب پوشش آزاد است، چرا پوشش دینی به مناقشهای سیاسی و آموزشی تبدیل میشود؟
آزادی را نمیتوان ستود، اما حق انتخاب دینی را به محض آشکار شدن محدود کرد. معیار آزادی، فقط تحمل سبک زندگی مطلوب اکثریت یا پسند نخبگان سکولار نیست، با آنکه 96 درصد مردم آذربایجان مسلمان هستند. گزارشهای مهرماه 1405 (اکتبر ۲۰۲۶) از اعتراض به مقررات لباس فرم مدارس و حمایت دانشآموزان از همکلاسیهای محجبه خبر دادهاند.
برای شناخت زمینه تاریخی این مناقشه، باید تاریخ جدایی قفقاز از ایران، سیاستهای ضددینی حکومت شوروی و وضعیت آزادی دینی پس از استقلال را در کنار یکدیگر بررسی کرد؛ سه دوره متمایزی که نباید با یکدیگر خلط شوند.
از جدایی تاریخی از ایران تا انقلاب اکتبر روسیه
بخش مهمی از سرزمین جمهوری آذربایجان کنونی در حوزه تاریخی و سیاسی ایران قرار داشت. در پی جنگهای ایران و روسیه در دوره قاجار، عهدنامه گلستان در سال ۱۸۱۳ و عهدنامه ترکمانچای در سال ۱۸۲۸، حاکمیت ایران بر مناطق مهمی از قفقاز را پایان دادند. عهدنامه گلستان واگذاری بخشهایی از قفقاز به روسیه را تثبیت کرد و عهدنامه ترکمانچای نیز خانات ایروان و نخجوان را از ایران جدا ساخت.
بنابراین، جدایی سرزمینهای شمال رود ارس از ایران در قرن نوزدهم و در نتیجه جنگها و معاهدات ایران و روسیه رخ داد. انقلاب روسیه مرحله بعدی تاریخ منطقه را رقم زد: جمهوری دموکراتیک آذربایجان در سال ۱۹۱۸ تأسیس شد، ارتش سرخ در آوریل ۱۹۲۰ این جمهوری را تصرف کرد و آذربایجان وارد ساختار اتحاد شوروی شد. استقلال جمهوری آذربایجان کنونی در سال ۱۹۹۱، پس از فروپاشی شوروی، تحقق یافت.
تاریخ دینستیزی در جمهوری آذربایجان؛ از نظارت تزاری تا سرکوب شوروی و محدودیتهای پس از استقلال
دوره نخست؛ روسیه تزاری، پیش از انقلاب اکتبر ۱۹۱۷
سرزمینهای شمال ارس تحت سلطه امپراتوری روسیه قرار داشتند. نهادهای اسلامی و روحانیان در این دوره زیر نظارت حکومت تزاری فعالیت میکردند؛ بااینحال، این وضعیت با سیاست سازمانیافته و گسترده دینزدایی حکومت بلشویکی در دهههای بعد یکسان نبود.
دوره دوم؛ استقرار حکومت بلشویکی، از ۱۹۲۰ تا میانه دهه ۱۹۲۰
در ۲۷ آوریل ۱۹۲۰، ارتش سرخ وارد باکو شد و جمهوری دموکراتیک آذربایجان پایان یافت. پس از استقرار حکومت شوروی، محدودیت بر فعالیتهای دینی، فشار بر روحانیان و تعطیلی برخی مساجد گسترش یافت. این مرحله، آغاز سیاست ضددینی حکومت بلشویکی در آذربایجان بود.
دوره سوم؛ تشدید سرکوب، از اواخر دهه ۱۹۲۰ تا اواخر دهه ۱۹۳۰
با تشدید کارزارهای ضددینی شوروی، مساجد و مدارس دینی تعطیل شدند، برخی ساختمانهای مذهبی تغییر کاربری دادند و روحانیان با تعقیب و محدودیت روبهرو شدند. پژوهش گونل محمدوا گزارش میکند که در سال ۱۹۲۹ حدود ۴۰۰ مسجد در آذربایجان تعطیل شدند. مجموعه مذهبی بیبیهیبت نیز در جریان کارزارهای ضددینی تعطیل و تخریب شد؛ منابع درباره مراحل تخریب آن به سالهای میانی و پایانی دهه ۱۹۳۰ اشاره میکنند.
این سیاستها تنها متوجه مسلمانان نبودند و نهادهای مسیحی نیز با تعطیلی و تخریب روبهرو شدند. در سالهای ۱۹۳۷ و ۱۹۳۸، سرکوب سیاسی گسترده شوروی نیز بخشی از روحانیان و چهرههای مذهبی را دربر گرفت.
دوره چهارم؛ از ۱۹۴۴ تا فروپاشی شوروی
در جریان جنگ جهانی دوم، سیاست دینی شوروی تغییر کرد. در سال ۱۹۴۴، اداره مسلمانان قفقاز دوباره برقرار شد و فعالیت رسمی و محدود نهادهای اسلامی از سر گرفته شد؛ بااینحال، فعالیتهای مذهبی همچنان تحت نظارت دولت قرار داشتند. این دوره را باید از مرحله تعطیلی و تخریب گسترده نهادهای دینی در دهه ۱۹۳۰ متمایز کرد.
دوره پنجم؛ پس از استقلال در سال ۱۹۹۱
با پایان حکومت شوروی، الحاد و دینستیزی دیگر ایدئولوژی رسمی دولت نبود و قانون اساسی جمهوری آذربایجان، کشور را سکولار تعریف کرد. الهام علیاف از سال ۲۰۰۳ ریاستجمهوری را بر عهده دارد. گزارش کمیسیون آزادی مذهبی بینالمللی آمریکا در سال ۲۰۲۵ از محدودیتهای جدی بر فعالیتهای دینی در جمهوری آذربایجان خبر داده است. بااینحال، این وضعیت را نباید بدون تفکیک تاریخی با سیاست رسمی الحاد و تخریب گسترده نهادهای مذهبی در دوره شوروی یکسان دانست.
۱۵ مارس؛ روز جهانی مقابله با اسلامهراسی
مجمع عمومی سازمان ملل متحد در ۱۵ مارس ۲۰۲۲، با تصویب قطعنامه ۷۶/۲۵۴، این تاریخ را «روز جهانی مقابله با اسلامهراسی» اعلام کرد. این قطعنامه بر مقابله با تبعیض، کلیشهسازی و خشونت علیه مسلمانان و احترام به حقوق بشر و آزادی دین تأکید دارد. این مناسبت، فرصتی برای بررسی مستند تبعیض علیه مسلمانان در حوزههای مختلف، از جمله آموزش و ابراز علنی باور دینی است.
ترکیب مذهبی جامعه و مقررات حجاب مدارس
جمهوری آذربایجان جامعهای با اکثریت مسلمان و ساختار حکومتی سکولار است. برآوردهای رایج بینالمللی، مسلمانان را حدود ۹۶ درصد جمعیت معرفی میکنند؛ در میان مسلمانان نیز شیعیان و اهل سنت دو گروه اصلیاند. این ارقام برآوردهای مذهبیاند و نباید آنها را نتیجه سرشماری قطعی یا معیاری برای سنجش میزان پایبندی عملی مردم به دین دانست.
قانون اساسی جمهوری آذربایجان در ماده ۷، کشور را جمهوری سکولار معرفی میکند و ماده ۱۸ بر جدایی دین از دولت و سکولار بودن نظام آموزش دولتی تأکید دارد.در مناقشه حجاب مدارس، دولت از مقررات لباس فرم دفاع کرده و منتقدان درباره آثار اجرای آن بر حضور دانشآموزان محجبه در کلاسها اعتراض کردهاند.
جمعبندی: از دینستیزی شوروی تا محدودیتهای امروز
تاریخ جمهوری آذربایجان، از جدایی از ایران در پی جنگهای ایران و روسیه و عهدنامههای گلستان و ترکمانچای تا سرکوب نهادهای دینی در دوره شوروی، نشان میدهد که سیاستهای حکومتی چگونه میتوانند حیات دینی جامعه را محدود کنند. پس از استقلال در سال ۱۹۹۱، اگرچه حاکمیت رسمی الحادی شوروی پایان یافت، محدودیتهای معاصر بر فعالیتهای دینی و مناقشه حجاب در مدارس نشان میدهد که نسبت دولت با دینداری همچنان مسئلهای مهم است.
از منظر توحیدی، دین صرفاً انتخابی شخصی یا امری حاشیهای نیست؛ ریشه در فطرت خداجوی انسان دارد و زندگی بشر را با معنای آفرینش و حاکمیت الهی پیوند میدهد. بنابراین، بررسی تاریخ دینستیزی در جمهوری آذربایجان باید هم سرکوب سازمانیافته دین در دوره شوروی را بهدرستی بازگو کند و هم سیاستهای امروز را با توجه به شواهد و زمینه تاریخیشان بسنجد.
✍️ احمد منصوری ماتک
#حجاب #جمهوری_آذربایجان #ایران











