بنبست راهبردی انتخابات اسرائیل و افق فروپاشی

رژیم صهیونیستی در آستانه انتخاباتی ایستاده که نه برنده قطعی دارد و نه بازندهاش میتواند از سایه ۷ اکتبر فرار کند؛ نتانیاهو در حالی به دنبال «کارت امنیتی» ایران است که نظرسنجیها سقوط لیکود به ۱۸ کرسی و پیشتازی آیزنکوت را نشان میدهند و این یعنی بحرانی که با شمارش آرا حل نمیشود، بلکه با هر صندوق رأی عمیقتر میشود.
بنیامین نتانیاهو در آستانه انتخاباتی قرار دارد که نه میتواند در آن پیروزی قطعی کسب کند و نه میتواند از سایه سنگین شکست ۷ اکتبر و پرونده ایران خارج شود. تحلیل زیر با تکیه بر دادههای خبری معتبر، این وضعیت را در سه لایه بحران مشروعیت داخلی، بنبست ائتلافی و استراتژی جنگافروزی برای فرار به جلو» بررسی میکند و در پایان، دلالتهای آن را برای جمهوری اسلامی ایران و جبهه مقاومت تبیین مینماید.
۱. بحران مشروعیت: نتانیاهو در محاصره ۷ اکتبر
نتانیاهو دیگر با یک رقابت انتخاباتی معمولی مواجه نیست؛ او با «همهپرسی درباره رهبری» روبروست. نظرسنجیهای متعدد نشان میدهند که حتی حمایت علنی دونالد ترامپ نیز نتوانسته است شکاف میان او و رقیب اصلیاش، گادی آیزنکوت، را پر کند. در نظرسنجی کانال ۱۲، آیزنکوت با ۴۵ درصد در برابر ۳۳ درصد از نتانیاهو پیشتاز است و در نظرسنجی معاریو این فاصله ۴۶ به ۴۰ درصد گزارش شده است . حزب لیکود از ۳۲ کرسی انتخابات قبلی به حدود ۱۸ تا ۲۱ کرسی سقوط کرده و حزب «یشار» به رهبری آیزنکوت با ۲۰ تا ۲۴ کرسی در صدر قرار گرفته است .
این اعداد بیانگر بیاعتمادی عمیق به رهبریای هستند که مسئولیت شکست امنیتی ۷ اکتبر را نپذیرفته است. پرونده شکایت رونن بار، رئیس پیشین شاباک، و اظهارات او درباره هشدارهای نادیدهگرفتهشده، زخم کهنهای را باز کرده که نتانیاهو نمیتواند از آن فرار کند. در تحلیل نهایی، نتانیاهو نه بر اساس دستاوردهای امنیتی، بلکه بر اساس «مدیریت بحران» خود را معرفی میکند؛ اما افکار عمومی صهیونیستی بهطور فزایندهای این پرسش را مطرح میکند که آیا مدیریت بحران بدون چشمانداز راهبردی، خود بخشی از بحران نیست.
۲. بنبست ائتلافی: پارلمانی که دولت نمیسازد
هیچیک از دو اردوگاه اصلی به ۶۱ کرسی لازم برای اکثریت کنست نزدیک نیستند. میانگین نظرسنجیها نشان میدهد اردوگاه مخالفان نتانیاهو حدود ۵۱ تا ۵۵ کرسی و اردوگاه حامیان او حدود ۴۹ تا ۵۱ کرسی کسب میکنند . این توازن شکننده، احزاب عربی و احزاب کوچک را به «دارندههای کرسی تعیینکننده» تبدیل کرده است؛ در حالی که ۵۹ درصد صهیونیستها با حضور یک حزب عربی در ائتلاف آینده مخالفت میکنند .
سه رقیب اصلی عبارتند از:
حزب لیکود: به رهبری بنیامین نتانیاهو؛ (حزب اصلی راستگرا و محور ائتلاف حاکم)
حزب یاشار: به رهبری گادی آیزنکوت (رقیب اصلی نتانیاهو)
حزب باهم: به رهبری نفتالی بنت و یائیر لاپید (ائتلاف نیروهای مخالف نتانیاهو)
کِنِست اسرائیل، پارلمانی تکمجلسی با ۱۲۰ کرسی است و انتخابات ۲۷ اکتبر، هر ۱۲۰ کرسی را تعیین میکند. احزاب اصلی عبارتند از لیکود، یاشار، ائتلافِ باهم، شاس، قدرت یهودی، صهیونیسم دینی، دموکراتها، اسرائیل خانه ما و احزاب عربی. برای تشکیل دولت، ائتلاف به دستکم ۶۱ کرسی نیاز دارد.
این پارادوکس بنیادین نظام سیاسی صهیونیستی را آشکار میکند: نیاز عددی به شرکای عربی و حریدی، در تضاد با خطوط قرمز ایدئولوژیک احزاب صهیونیستی قرار دارد. آویگدور لیبرمن با رد ائتلاف با احزاب عربی یا حریدی، فضای مانور مخالفان را محدود میکند؛ و احزاب حریدی مشارکت خود را به تصویب معافیتهای خدمت نظامی برای طلاب مدارس دینی گره زدهاند . نتیجه این است که حتی اگر انتخابات برگزار شود، «تشکیل کابینه» به آزمونی دشوارتر از خود انتخابات تبدیل خواهد شد. این بنبست ساختاری، مشروعیت هر دولت آیندهای را از پیش تضعیف میکند.
نگرانی نتانیاهو از رقبای اصلی
در صحنه رقابت انتخاباتی رژیم صهیونیستی، بنیامین نتانیاهو، رهبر حزب لیکود، همچنان یکی از بازیگران اصلی و تعیینکننده به شمار میآید. در مقابل او، گادی آیزنکوت، رئیس پیشین ستاد ارتش و رهبر حزب یاشار، قرار گرفته است و میکوشد حمایت رأیدهندگانی را جذب کند که خواهان تغییر در رهبری سیاسی و مدیریت امنیتی هستند.
نفتالی بنت، نخستوزیر پیشین و از چهرههای شاخص جریان راست، توانایی نمایندگی طیفی از رأیدهندگان محافظهکار را دارد که از نتانیاهو فاصله گرفتهاند. یائیر گولان، رهبر حزب دموکرات و معاون پیشین رئیس ستاد ارتش، بهعنوان چهره شاخص جناح چپ و از رهبران ائتلاف مخالف نتانیاهو شناخته میشود. یائیر لاپید، رهبر جریان میانهرو، و آویگدور لیبرمن، رهبر حزب «اسرائیل خانه ما»، نیز در شکلگیری و انسجام ائتلاف مخالفان نقش ایفا میکنند. در سوی دیگر طیف سیاسی، ایتامار بنگویر، وزیر امنیت ملی و رهبر حزب «قدرت یهود»، نماینده جریان راست افراطی است.
بر اساس گزارش روزنامه گاردین به تاریخ ۱۸ اکتبر، نظرسنجی منتشرشده در روزنامه «اسرائیل هیوم» برای حزب بنگویر حدود ۹ کرسی و برای حزب دموکرات به رهبری یائیر گولان حدود ۸ کرسی پیشبینی کرده است. این نتیجه، در کنار سایر نظرسنجیها، از افزایش حضور جریان راست افراطی در پارلمان حکایت دارد. گاردین همچنین گزارش داده است که بخش قابلتوجهی از رأیدهندگان جوان یهودی، خود را متعلق به جناح راست یا راست میانه میدانند؛ عاملی که میتواند بر جهتگیری آینده کنست (پارلمان رژیم صهیونیستی) اثرگذار باشد.
۳. فرار به جلو: ایران به مثابه ابزار بقای سیاسی
پرونده ایران خود را بر مباحث سیاسی و امنیتی تحمیل کرده است. اما آنچه اهمیت دارد، تمایز میان «تهدید واقعی» و بهرهبرداری سیاسی از تهدید است. گزارشهای رسانهای از جمله گزارش شبکه ۱۴ تلویزیون عبری و تحلیلهای کارشناسان نشان میدهند که نتانیاهو در حال بررسی امکان یک عملیات نظامی گسترده علیه ایران است، اما هنوز تصمیم رسمی در سطح سیاسی اتخاذ نشده است .
همزمان، مقامات ایرانی هشدار دادهاند که هر محاسبه اشتباه جدید با پاسخ «شدیدتر و متفاوتتر» روبرو خواهد شد و نیروهای مسلح ایران «طرحهایی با قدرت تخریب بیشتر» آماده کردهاند .
این تقابل، یک بازی خطرناک با قواعد نامعلوم است. نتانیاهو ممکن است تصور کند که یک تنش امنیتی محدود میتواند توجه را از پرونده ۷ اکتبر منحرف کند و «کارت امنیتی» را در آستانه انتخابات بازی کند. اما تجربه تاریخی – از جمله جنگهای متعدد در غزه و لبنان نشان میدهد که «مدیریت تنش» در غیاب یک چشمانداز سیاسی روشن، به سرعت از کنترل خارج میشود.
سه سناریوی بازدارندگی متقابل، حمله محدود با واکنش حسابشده، و جنگ منطقهای گسترده همگی با یک واقعیت مشترک روبرو هستند: هیچیک از آنها «پیروزی» برای رژیم صهیونیستی به ارمغان نمیآورد؛ در بهترین حالت، تنها میتواند شکست را به تعویق بیندازد.
۴. دلالتهای راهبردی برای جمهوری اسلامی ایران و جبهه مقاومت
وضعیت کنونی رژیم صهیونیستی سه پیام روشن برای جبهه مقاومت دارد:
نخست، مشروعیت رژیم صهیونیستی در پایینترین سطح تاریخی خود قرار دارد. شکاف میان افکار عمومی و رهبری سیاسی، بحران اعتماد به نهادهای امنیتی، و ناتوانی در تشکیل یک ائتلاف پایدار، همگی نشانههایی از یک بحران ساختاری مشروعیت هستند که فراتر از هر انتخاباتی است.
جمهوری اسلامی ایران باید این واقعیت را در تحلیلها و مواضع دیپلماتیک خود برجسته کند: رژیمی که نمیتواند در داخل خود اجماع ایجاد کند، نمیتواند ادعای نمایندگی امنیت برای هیچکس را داشته باشد.
دوم، تهدید نظامی مند نیست، اما باید جدی گرفته شود. ایران با آمادگی دفاعی و اعلام صریح اینکه هر تجاوزی با پاسخ «فراتر از قواعد شناختهشده» روبرو خواهد شد، هزینهی هرگونه ماجراجویی را بالا برده است . این راهبرد «بازدارندگی فعال» که ترکیبی از آمادگی نظامی و انعطاف دیپلماتیک است – باید حفظ شود. همزمان، ایران نباید در دام «بازی انتخاباتی» نتانیاهو بیفتد؛ پاسخهای سنجیده و متناسب، بهتر از واکنشهای احساسی میتوانند اجماع منطقهای علیه ماجراجویی صهیونیستی ایجاد کنند.
سوم، پرونده فلسطین همچنان محور مشروعیتزدایی از رژیم صهیونیستی است. شرایط انسانی غزه، تنش کرانه باختری، و گسترش شهرکسازی، فشارهای دیپلماتیک بر رژیم را افزایش میدهند.
جمهوری اسلامی ایران باید این پرونده را در چارچوب حقوق بینالملل و افکار عمومی جهانی فعال نگه دارد. هرگونه عادیسازی روابط با رژیم صهیونیستی که برخی کشورهای منطقه در سالهای اخیر دنبال کردهاند با افشای ماهیت آپارتایدی و جنایتکارانه این رژیم، باید به چالش کشیده شود.
انتخاباتی زیر سایه جنگ، رژیمی در بنبست راهبردی
انتخابات در ایالات متحده آمریکا و رژیم صهیونیستی در مقطعی برگزار میگردد که جنگ علیه ایران، هزینههای سیاسی و اقتصادی محسوسی را بر دو طرف تحمیل نموده است. در آمریکا، افت محبوبیت ترامپ و نگرانیهای فزاینده از بهای انرژی، رقابت انتخاباتی بر سر کرسیهای کنگره را تحتالشعاع قرار داده است. در اسرائیل نیز نتانیاهو با رقبایی همچون آیزنکوت، بنت و لاپید مواجه است. صعود جریان راست افراطی میتواند حتی در صورت کنارهگیری نتانیاهو، این وضعیت را تداوم بخشد.
ساختار سیاسی و ایدئولوژیک رژیم صهیونیستی بر پایه «مدیریت تهدید» و نه «حل منازعه» بنا شده است. نتانیاهو نماد افراطی این ساختار است، اما آیزنکوت نیز همانگونه که تحلیلگران اشاره کردهاند یک «کبوتر» نیست و در قبال حماس و ایران مواضع سختی دارد .
بنابراین، تغییر چهرهها در کنست، بدون تغییر ماهیت رژیم، نمیتواند امنیت پایدار برای هیچکس نه برای شهروندان صهیونیست و نه برای منطقه به ارمغان بیاورد. جمهوری اسلامی ایران، با تکیه بر قدرت بازدارندگی خود و با بهرهگیری هوشمندانه از ابزارهای دیپلماتیک، بمی بایست در برابر هرگونه ماجراجویی بایستد و همزمان، افشای ماهیت بحرانزده رژیم صهیونیستی را در دستور کار خود نگه دارد. انتخاباتی که زیر سایه جنگ برگزار میشود، نه مشروعیتی برای رژیم ایجاد میکند و نه پایانی برای بحران آن؛ تنها فصلی تازه از یک بحران مزمن است و هر گونه رویایی و جنگ با ایران می توان این رژیم را به نقطه پایان خود برساند.
#ایران
#اسرائیل
#انتخابات
#جنگ
#محمدمهدی_مومنی_ها











