پایان مأموریت؛ آغاز عروج

شهید حمید حافظی کارمند حوزه ریاست دفتر مقام معظم رهبری بود که بیش از سه دهه از عمر خود را در بالاترین سطوحِ خدمتگزاری در دفتر رهبری سپری کرد و سرانجام، در صبحگاه نهم اسفند ۱۴۰۴ در جریان حملهی دشمن آمریکایی ـ صهیونی به دفتر رهبری به شهادت رسید.
گروه سیاسی خبرگزاری فارس: شهید حمید حافظی کارمند حوزه ریاست دفتر مقام معظم رهبری بود که بیش از سه دهه از عمر خود را در بالاترین سطوحِ خدمتگزاری در دفتر رهبری سپری کرد و سرانجام، در صبحگاه نهم اسفند ۱۴۰۴ در جریان حملهی دشمن آمریکایی ـ صهیونی به دفتر رهبری به شهادت رسید.
رسانه دفتر حفظ و نشر آثار رهبر شهید انقلاب در ادامه مطالب پرونده «مردان صادق»؛ ویژه معرفی شهدای تیم حفاظت و دفتر مقام معظم رهبری در جنگ تحمیلی سوم، در گزارشی کوتاه، بخشهایی از حیات نورانی شهید حمید حافظی کارمند حوزهی ریاست دفتر رهبری را که برگرفته از گفتوگو با خانوادهی وی است، منتشر میکند.
شهید حمید حافظی، متولّد بیستوسوّم اسفند ۱۳۴۴، در زمرهی همان خادمان خاموش و بیادّعایی بود که بیش از سه دهه از عمر پُربرکت خود را در بالاترین سطوحِ خدمتگزاری در دفتر رهبر شهید سپری کرد، بیآنکه در این سالهای طولانی، غباری از خودنمایی یا کوچکترین کلمهای از سر کمطاقتی و عدم رازداری از او دیده شود. برجستهترین شاخصهی اخلاقی او «امانتداری» بود؛ صفت نابی که همسر و دخترش بر آن صحّه میگذارند. در خانه، کلمهای از کار و مأموریّتهای سنگین روزمرّهاش نمیگفت؛ از صبح زود تا غروب آفتاب، با کوهی از مشغله دستوپنجه نرم میکرد امّا سنگینیِ کار را هرگز به حریم خانواده نمیآورد. تقوا و پایبندی او به ضوابط چنان بود که حتّی در مواجهه با خطای دیگران، پردهپوشی و حفظ آبروی مؤمن را بر هر چیز مقدّم میداشت. او گرهگشای بیسروصدای مشکلات مردم بود؛ اگر دستی میگرفت یا حاجتی از آشنا و غریبه روا میکرد، احدی از آن باخبر نمیشد.
اُنس عمیق و دلبستگی شهید حافظی به رهبر شهید، روحی جاری در لحظهلحظهی زندگیاش بود. دیدارهای ماه مبارک رمضان و لحظات پُرطمأنینهی افطار در محضر آقا را دلچسبترین ساعات کار خود میدانست و همواره از مظلومیّت و بزرگواری رهبر شهید یاد میکرد. زیست متواضعانهی او چنان عیاری داشت که بزرگانی چون سردار دلها، حاج قاسم سلیمانی، در صف بندگی به او اقتدا میکردند و برایش احترام ویژهای قائل بودند؛ احترامی که در منش اخلاقی و برخورد متین شهید، حتّی در مواجهه با مخالفان، ریشه داشت.
پایبندی به فرایض دینی، پیوندی ناگسستنی با سبک زندگی او داشت؛ تا جایی که حتّی در سفرهایش از حضور در نماز جمعه غافل نمیشد. از کودکی، برای فرزندانش خاطرههای شیرین حضور در نماز جمعه را با هدیههای پدرانه رقم زده بود و تکیهگاهی امن، صبور و اهل مشورت در مسائل زندگی و تربیتی به شمار میرفت. در اوج دسترسی و مسئولیّت، هیچ گاه سهمخواهی نکرد و حتّی در ماجرای شهادت مظلومانهی دامادش، شهید میلاد نماینده، بر رعایت قانون و روال همگانی تأکید ورزید.
روزهای پایانی عمر شهید، بوی رفتن و اشتیاق وصال میداد؛ کمخوراک، کمحرف، متواضعتر از همیشه، با چهرهای که نورانیّتش از چشم مسجدیها و خانواده پوشیده نمانده بود. تنها یک روز پیش از شهادت، بر سر مزار داماد شهیدش در قطعهی پنجاه بهشت زهرا ایستاد، به قبرهای خالی اشاره کرد و در خلوت با شهدای گمنام به نجوا نشست، گویی وعدهگاه آسمانیاش را به چشم دیده بود.
سرانجام، در صبحگاه نهم اسفند ۱۴۰۴، بر اثر حملهی دشمن متجاوز آمریکایی ـ صهیونی به خانه و دفتر رهبر شهید، به آرزوی دیرینهاش رسید و «شهادت» را که سالها ورد زبان و طلب قلبیاش بود، در آغوش کشید. پیکر مطهّرش، پس از سه روز، با تنی معطّر و سری جداشده از پیکر، همچون اربابش حضرت اباعبداللهالحسین علیهالسّلام، شناسایی شد. پیکر پاک این یار صدّیق ولایت، پس از تشییع باشکوه و قدرشناسانه در تهران و همچنین در زادگاهش سمنان و روستای اروانه، سرانجام در کنار شهید میلاد نماینده، دامادش و دیگر همرزمانش در قطعهی پنجاه بهشت زهرا سلاماللهعلیها آرام گرفت تا مزارش نمادی جاودان از اخلاص، رازداری و وفاداری به آرمانهای انقلاب اسلامی باشد. روحش شاد و راهش پُررهرو باد.
پایان پیام/
#رهبر_شهید
#شهید_حافظی










