بچههایی که برای یک توپ، دنبال زمین میگردند

در حاشیه کرمان، جایی که بعضی کودکان هر روز با آسیبهای اجتماعی دستوپنجه نرم میکنند، چند پسر کودک و نوجوان برای داشتن یک زمین فوتبال، میان زمینهای خالی شهر دنبال جایی برای کودکیکردن میگردند؛ درخواستی ساده که پرسشی جدی را پیش میکشد: سهم این بچهها از امکانات شهر کجاست؟
خبرگزاری فارس ـ کرمان: ساعتم را نگاه میکنم؛ دقیقاً نیم ساعت است که اینجا هستم. در همین مدت، دهمین نفری است که با پلاستیکی پر از ضایعات از کنارم میگذرد. کمی آنطرفتر، چرخدستی دیگری در حرکت است؛ یکی بارش را هل میدهد، دیگری میان زمینهای خالی دنبال ضایعات میگردد. هر طرف را که نگاه میکنم، چرخدستیهای حمل ضایعات و نانخشکیها دیده میشوند؛ رفتوآمدی که در کنار دیگر مشاهدات این محدوده، نگرانی درباره شرایط زندگی کودکان را بیشتر میکند.
چهار هفته است که هر روز چند ساعت از وقتم را در روستای شیشهگر کرمان میگذرانم؛ در محدودهای که کودکانی در کنار آسیبهای اجتماعی رشد میکنند. در این مدت، بارها افرادی را دیدهام که به نظر میرسد با اعتیاد درگیرند؛ کسانی که از میان زمینهای خالی و مسیرهای خاکی عبور میکنند، در همان فضای عمومی که کودکان نیز در آن رفتوآمد دارند و وقت میگذرانند.
آنطرفتر، خودروی پلیس ۱۱۰ توجهم را جلب میکند. بچهها میگویند در یکی از خانههای اطراف مواد مخدر فروخته میشود. این گفته بهتنهایی اثباتکننده وقوع جرم نیست، اما در کنار مشاهدات روزانه، پرسشی جدی را مطرح میکند: در این محدوده، چه نظارتی بر وضعیت اجتماعی و امنیت محیط زندگی کودکان وجود دارد و برای دورماندن آنها از آسیبهای احتمالی چه اقداماتی انجام میشود؟
درست در همین فضا، چند پسر نوجوان جلو میآیند و رو به زمین کنارم میگویند: «خاله، این زمین رو میدین ما توش فوتبال بازی کنیم؟ قول میدیم مواظبش باشیم.»
از آنها میپرسم: «مگه جایی ندارین فوتبال بازی کنین؟» جواب میدهند برای بازی باید راه زیادی بروند یا هزینه زیادی بپردازند تا بتوانند ساعتی زمین بگیرند. نه از امکانات حرفهای حرف میزنند، نه از سالن و تجهیزات؛ فقط جایی میخواهند که بتوانند دور هم جمع شوند، بدوند و توپ بزنند.
درخواستشان ساده است، اما همین چند جمله، تصویری روشن از یک کمبود را پیش چشم میگذارد؛ کودکانی که در این محدوده زندگی میکنند، اما برای دسترسی به یکی از معمولیترین امکانات دوران کودکی، یعنی زمین بازی، با محدودیت روبهرو هستند.
این زمین برای من هم قصهای طولانی دارد. سال ۱۳۸۸ آن را خریدم، اما بعدتر متوجه شدم در محدوده اراضی ملی قرار گرفته است؛ بنابراین تا روشنشدن وضعیت قانونی، ساختوساز را متوقف کردم. ۱۷ سال بعد، درست چند هفته پیش، افرادی که آنها را زمینخوار میدانم، در فاصلهای حدود دو ساعت دور زمین را حصار کشیدند. پس از پیگیریهای فراوان و با کمک شهرداری و نیروی انتظامی، حصار برداشته شد.
همین ماجرا باعث شد در هفتههای اخیر، هر روز ساعاتی را در این محدوده و در کنار کودکان محله چهارده معصوم کرمان بگذرانم. حالا در رفتوآمدهای روزانهام با دو واقعیت روبهرو هستم؛ از یک سو، نشانههای آسیبهای اجتماعی و از سوی دیگر، کودکانی که برای پیدا کردن جایی جهت بازی فوتبال، میان زمینهای خالی دنبال فرصت میگردند.
در این میان، یک نکته نباید گم شود: شکلگیری برخی سکونتگاههای حاشیهای خارج از ضوابط قانونی، به معنای نادیدهگرفتن نیازهای انسانی ساکنان آنها نیست. تعیین تکلیف مالکیت زمینها و رسیدگی به تخلفات ساختوساز، موضوعی حقوقی و ضروری است؛ اما دسترسی کودکان به فضای امن برای بازی و ورزش نیز مسئلهای عمومی است که باید جداگانه بررسی و برای آن راهکار ارائه شود.
وجود زمینهای خالی در اطراف یک محله، بهخودیخود به معنای امکان استفاده عمومی از آنها نیست؛ همانطور که غیررسمیبودن شکلگیری یک سکونتگاه نیز نباید به پاسخ همیشگی برای نادیدهگرفتن نیازهای ساکنان تبدیل شود.
مسئله این است که نهادهای متولی، وضعیت امکانات موجود را بررسی کنند، کمبودها را بهطور شفاف اعلام کنند و مشخص سازند برای دسترسی کودکان این محدوده به فضای ورزشی چه برنامهای دارند.
وقتی نوجوانان یک محله برای بازی ناچارند مسافت زیادی طی کنند یا هزینه بپردازند، موضوع فقط علاقه به فوتبال نیست؛ مسئله، دسترسی کودکان به امکانات تفریحی و ورزشی است. نزدیکترین زمین ورزشی قابل استفاده برای این بچهها کجاست؟ آیا ظرفیت موجود پاسخگوی نیاز آنهاست؟ اگر نیست، کدام دستگاه مسوول بررسی و پیگیری این کمبود است؟
این پرسشها را نمیتوان تنها با اشاره به وضعیت حقوقی زمینها کنار گذاشت. زمین مناسب برای ورزش باید از نظر مالکیت، کاربری و ایمنی بررسی شود؛ اما نتیجه این بررسی نیز باید روشن باشد: چه فضایی در دسترس کودکان قرار دارد و اگر فضای مناسبی وجود ندارد، راهکار قانونی و عملی برای تأمین آن چیست؟
کودک برای رشد به مدرسه و خانواده نیاز دارد، اما دنیای او به همین دو محیط محدود نمیشود. کوچه، خیابان، فضای بازی و آدمهایی که هر روز میبیند نیز بخشی از تجربههای دوران کودکی او را میسازند. وقتی در محیط زندگی، نشانههای مصرف مواد مخدر یا رفتارهای پرخطر به چشم میخورد و در مقابل، فضای مناسبی برای ورزش و تفریح وجود ندارد، ضرورت حمایت از کودکان بیشتر میشود.
در چنین شرایطی، نمیتوان از کودکان انتظار داشت بهتنهایی راهشان را از آسیبها جدا کنند. خانوادهها نقش مهمی دارند، اما پیشگیری به حمایتهای گستردهتر نیز نیازمند است؛ از مدرسه و خدمات اجتماعی گرفته تا نظارت بر محیطهای پرخطر و فراهمکردن فرصتهای سالم برای گذران اوقات فراغت.
پژوهشهای انجامشده درباره حاشیههای شهر کرمان نیز به اهمیت خدمات شهری و فضاهای تفریحی در سکونتگاههای پیرامونی اشاره کردهاند. در مطالعهای درباره شهرک اللهآباد کرمان، رابطه حاشیهنشینی شهری و وضعیت روانی کودکان بررسی شده است. این پژوهش بهتنهایی وضعیت همه محلهها را نشان نمیدهد، اما ضرورت توجه به شرایط محیطی و کیفیت زندگی کودکان در مناطق کمبرخوردار را یادآوری میکند.
زمین فوتبال بهتنهایی نمیتواند اعتیاد، فقر یا دیگر آسیبهای اجتماعی را از بین ببرد؛ اما فضای ورزشی امن میتواند فرصتی برای تحرک، دوستی، فعالیت گروهی و حضور در محیطی سالمتر فراهم کند. در کنار آن، رسیدگی به وضعیت خانوادهها، آموزش، خدمات حمایتی و نظارت مؤثر بر محیطهای پرخطر نیز ضروری است.
محمدی، کارشناس آسیبهای اجتماعی در گفت و گو با خبرنگار فارس در کرمان، با تأکید بر ضرورت حمایت از کودکان در معرض خطر میگوید: قرارگرفتن مکرر کودکان در محیطهای آسیبزا به معنای گرفتارشدن حتمی آنها در آسیبهای اجتماعی نیست، اما بیتوجهی به شرایط محیطی میتواند فرصت رشد سالم را محدود کند.
او پیشگیری را فراتر از برخوردهای انتظامی میداند و بر همکاری خانواده، مدرسه، نهادهای حمایتی، شهرداری و متولیان ورزش و امور اجتماعی تأکید میکند؛ همکاریای که باید با شناسایی کودکان در معرض خطر، دسترسی به حمایت اجتماعی و ایجاد فضاهای امن برای بازی و ورزش همراه باشد.
به گفته این کارشناس، زمین ورزشی بهتنهایی ریشه آسیبهای اجتماعی را از بین نمیبرد، اما میتواند فرصتی برای فعالیت گروهی، ارتباط سالم و حضور در محیطی امنتر فراهم کند؛ فرصتی که نباید از کودکان محلههای کمبرخوردار دریغ شود.
آن روز، چند پسر کودک و نوجوان از من زمین فوتبال نخواستند؛ آنها فقط جایی میخواستند که بتوانند چند ساعت، بیدغدغه بدوند، بخندند و بچگی کنند. اما همین خواسته ساده، مقابل پرسشی بزرگ ایستاده است: چرا در محلهای که کودکانش با نشانههای آسیبهای اجتماعی روبهرو هستند، برای یک بازی معمولی هم باید دنبال جا بگردند؟
مسوولان باید پاسخ دهند نزدیکترین فضای ورزشی امن برای این بچهها کجاست و اگر چنین فضایی وجود ندارد، چه برنامهای برای تأمین آن دارند. وضعیت حقوقی زمینها باید روشن شود، اما بلاتکلیفی زمینها نباید به بلاتکلیفی حق کودکان برای بازی و رشد تبدیل شود.
این بچهها نه زمین را میشناسند، نه از قانون مالکیت سر درمیآورند؛ آنها فقط میخواهند فوتبال بازی کنند. این ماییم که باید پاسخ بدهیم: وقتی برای کودکیِ آنها جایی در شهر پیدا نمیشود، از آنها انتظار داریم کجا بزرگ شوند؟
#حاشیه_نشینی
#زمین_چمن
#مطالبه_گری
#کرمان
https://farsnews.ir/Bahador313/1792933417334251199
https://farsnews.ir/Bahador313/1792844504113652524
https://farsnews.ir/Bahador313/1792761045396840943











