فراراهبرد پیروزمندانه رهبر انقلاب برای تحقق ایران قوی

گزارش تبیینی "خط رهبری" از مضامین کلیدی پیام حضرت آیتالله سیدمجتبی خامنهای خطاب به نخبگان و مدالآوران
فارس - خط رهبری: فرض کنید زبان فارسی به پرکاربردترین زبان علمی جهان تبدیل شده است؛ دانشجویان از شرق و غرب عالم برای تحصیل در دانشگاههای ایران یا دسترسی به تازهترین دستاوردهای علمی، فارسی میآموزند و پژوهشگران ایرانی نهفقط مصرفکننده دانش دیگران بلکه مرجع تولید علم و فناوری در جهاناند. روزی که نام ایران با نوآوریهای پیشرو، نظریههای تازه و فناوریهای اثرگذار گره خورده و دانشگاههای کشور به مقصد نخبگانی تبدیل شدهاند که در جستوجوی افقهای جدید دانشاند.
این تصویر شاید رؤیایی دوردست به نظر برسد اما میتواند قلهای باشد که ایران برای رسیدن به اقتدار و قدرت ملی در مسیر فتح آن گام برمیدارد؛ قلهای که رسیدن به آن، دست دشمنیها را از وطنمان کوتاه میکند. راه رسیدن به چنین ایرانی از پیشرفت علمی و فناورانه میگذرد؛ از کشوری که نهتنها دانش جهان را میآموزد بلکه خود به سرچشمه تولید علم و قدرت تبدیل میشود.
علم، مرز میان اقتدار و وابستگی
قدرت ملی تنها در شمار تجهیزات نظامی، گستره روابط سیاسی یا حجم منابع اقتصادی خلاصه نمیشود. کشوری که دانش تولید میکند، فناوری میسازد و توان حل مسائل پیچیده را به دست میآورد، میتواند مستقلتر تصمیم بگیرد، نیازهای خود را با اتکا به ظرفیتهای داخلی تأمین کند و در معادلات جهانی نقش فعالتری داشته باشد. در مقابل، وابستگی علمی و فناورانه بهویژه در حوزههای راهبردی، میتواند انتخابهای یک کشور را محدود و آن را در برابر فشار دیگران آسیبپذیر کند: «پیشرفت علمی، کشور را قدرتمند میکند. اَلعِلمُ سُلطان؛ «سلطان» یعنی اقتدار؛ علم، اقتدار است؛ هر کسی که آن را داشته باشد «صالَ»، یعنی دست قدرتمند را خواهد داشت؛ هرکس که آن را نداشته باشد «صیلَ عَلَیه»، یعنی دست قدرتمندی بر سر او خواهد آمد یعنی زیر دست خواهد شد؛ این علم [است]. امروز شما این را مشاهده میکنید؛ آمریکاییها و اروپاییها بهخاطر علمی که تحصیل کردهاند، توانستهاند همهی دنیا را تصرّف کنند. ما غفلت کردیم، از قافلهی علم عقب ماندیم، با آن سابقهی تاریخی، با این استعداد درخشان! [امّا] دیگران جلو افتادند؛ ما باید این را جبران کنیم.» ۱۳۹۶/۰۷/۲۶
این بیان، علم را از محدوده یک موضوع دانشگاهی فراتر میبرد و در مرکز معادلات قدرت قرار میدهد. مسئله فقط افزایش تعداد مقالهها یا گسترش مراکز پژوهشی نیست؛ پرسش اصلی این است که دانش تولیدشده تا چه اندازه میتواند قدرت حل مسئله، توان رقابت، استقلال و ظرفیت پیشرفت کشور را افزایش دهد. اقتدار علمی زمانی به اقتدار ملی تبدیل میشود که دانش به توانمندی واقعی در عرصههای گوناگون بینجامد.
پیشرفت علمی، ضرورتی برای کاهش تهدیدها
در جهانی که بخش مهمی از برتری کشورها بر پایه دانش و فناوری شکل میگیرد، عقبماندگی علمی صرفاً به معنای فاصله گرفتن از تازههای علمی نیست؛ این عقبماندگی میتواند به وابستگی در تأمین نیازهای اساسی، کاهش قدرت چانهزنی و محدود شدن امکان انتخاب مستقل منجر شود. به همین دلیل، پیشرفت علمی در این نگاه، یک انتخاب تجملی یا برنامهای مختص دوران آسایش نیست؛ ضرورتی برای حفظ قدرت و امنیت آینده کشور است: «ما احتیاج داریم به اینکه از لحاظ علمی پیشرفت کنیم؛ این نیاز قطعی ما است. اگر از لحاظ علمی پیشرفت نکنیم، تهدید دشمنانِ تمدّنی ما و دشمنان فرهنگی و سیاسی ما، تهدید دائمی خواهد بود؛ آن وقتی این تهدید متوقّف میشود یا خطرش کم میشود که ما از لحاظ علمی پیشرفت کنیم.» ۱۳۹۷/۰۷/۲۵
از این منظر، تقویت علم و فناوری را باید بخشی از راهبرد کلان قدرتسازی کشور دانست. هرچه ظرفیت داخلی در تولید دانش و توسعه فناوری افزایش یابد، امکان تحمیل محدودیت از بیرون در برخی حوزهها کاهش پیدا میکند. این موضوع به معنای بینیازی مطلق از تعاملات علمی بینالمللی نیست؛ بلکه به معنای برخورداری از توانمندی لازم برای تعامل از موضع قدرت و جلوگیری از تبدیل نیازهای علمی و فناورانه به نقطه ضعف ملی است. همین منطق در تبیین چرایی مخالفت قدرتهای سلطهگر با پیشرفت علمی ایران نیز دیده میشود: «دشمن، با اقتدار جمهوری اسلامی مخالف است؛ هرچه عنصر و مایهی قدرت در جمهوری اسلامی است، دشمن با آن مخالف است. ما باید علیرغم دشمن، سعی کنیم عناصر قدرت را در داخل جمهوری اسلامی افزایش بدهیم. یکی علم است؛ واقعاً میدان مبارزه است، مایهی قدرت کشور است.» ۱۳۹۶/۰۷/۲۶
این تأکیدها، پیشرفت علمی را در نسبت با رقابت بر سر قدرت و استقلال معنا میکند. البته اهمیت علم فقط به کارکرد آن در مواجهه با فشارهای خارجی محدود نیست؛ دانش، ظرفیت حل مسائل داخلی، ارتقای کیفیت زندگی، توسعه اقتصادی و گشودن افقهای تازه برای جامعه را نیز فراهم میکند. بنابراین، اقتدار علمی هم پشتوانه استقلال کشور است و هم نیروی محرک پیشرفت و تعالی آن.
نخبگان، حلقه اتصال دانش و قدرت ملی
اما هیچ جهش علمی بدون نقشآفرینی انسانهایی که مرزهای دانش را گسترش میدهند، ممکن نیست. دانشگاهها، مراکز پژوهشی و زیرساختهای فناورانه زمانی به سرمایه قدرت ملی تبدیل میشوند که نخبگان بتوانند از ظرفیتهای علمی برای پاسخ دادن به نیازهای کشور، تولید ایدههای نو و توسعه راهحلهای اثرگذار استفاده کنند. از این رو، بحث اقتدار علمی ناگزیر به مسئله نخبگان و مسئولیت آنان در مسیر پیشرفت ایران میرسد.
نخبه علمی صرفاً کسی نیست که در رشته خود دانش بالایی دارد یا به دستاورد فردی برجستهای رسیده است؛ اهمیت نقش او در این است که چگونه توانایی علمی خود را به پیشرفت جامعه پیوند میزند. این پیوند میتواند در قالب نظریهپردازی، پژوهشهای بنیادی، نوآوری فناورانه، حل مسائل صنعتی، توسعه محصولات دانشبنیان یا تربیت نسلهای تازه پژوهشگران شکل بگیرد. مسیرهای مشارکت متفاوتاند اما نقطه اتصال آنها، تبدیل ظرفیت علمی به توانمندی پایدار برای کشور است.
در چنین چارچوبی، مسئولیت نخبگان را نمیتوان به تولید دانش در محیط دانشگاه محدود کرد؛ همانطور که انتظار نمیرود همه دستاوردهای علمی فوراً به محصول اقتصادی تبدیل شوند. علم بنیادی نیز بخشی ضروری از قدرت آینده کشور است. آنچه اهمیت دارد، شکلگیری زنجیرهای پیوسته از آموزش و پژوهش تا نوآوری، توسعه فناوری و حل مسائل واقعی است؛ زنجیرهای که در آن، دانشگاه، صنعت، مراکز پژوهشی و دیگر بخشهای کشور بتوانند ظرفیتهای یکدیگر را تکمیل کنند. رهبر شهید انقلاب با تأکید بر ضرورت توقفناپذیر بودن این حرکت، مسیر پیشرفت علمی را به هدفی فراتر از دستاوردهای مقطعی پیوند میزنند: «ما جهش علمی را نباید بگذاریم متوقّف بشود. کشور اگر به علم بپردازد و علم را پیش ببرد، آقا خواهد شد؛ بهمعنای واقعی کلمه: اَلعِلمُ سُلطان. اگر قدرت میخواهیم، اگر عزّت میخواهیم، اگر این را میخواهیم که ما مرجع مراجعات کشورها و دولتها باشیم، نه اینکه آنها مرجع مراجعات ما باشند، باید علم را تقویت کنیم؛ و این ممکن است و این عملی است.» ۱۳۹۴/۱۲/۲۰
مرجعیت علمی در این معنا، تنها به معنای حضور در رتبهبندیهای جهانی یا افزایش شمار تولیدات پژوهشی نیست؛ مرجعیت زمانی شکل میگیرد که دیگران برای بهرهگیری از دانش، فناوری، تجربه و راهحلهای تولیدشده در ایران به کشورمان رجوع کنند. رسیدن به چنین جایگاهی به استمرار سرمایهگذاری علمی، حمایت از پژوهشگران، فراهم کردن زمینه شکوفایی استعدادها و ایجاد فرصت برای تبدیل ایدههای نو به دستاوردهای ماندگار نیاز دارد.
از رؤیای علمی تا ساختن ایران قوی
تصویر روزی که جهان برای آموختن علم به زبان فارسی نیاز داشته باشد، صرفاً یک خیال ادبی نیست؛ این تصویر، مقصدی برای حرکت علمی کشور را نشان میدهد: «العِلمُ سُلطان، علم اقتدار است، علم قدرت است و باید دنبال علم بود. علم برای پیشرفت کشور است، علم برای گشایش افق آینده است، علم برای همان چیزی است که من سالها پیش گفتم که پنجاه سال بعد باید ما به جایی برسیم که هر کسی خواست از تازههای علمی دنیا بهره ببرد، مجبور باشد زبان فارسی یاد بگیرد؛ علم با این نیّت، با این هدف.» ۱۳۹۹/۰۲/۲۸
رسیدن به چنین افقی، مستلزم آن است که علم و فناوری در شمار پایههای اصلی قدرت ملی قرار گیرند و ظرفیت نخبگان کشور در مسیر تولید دانش، نوآوری و گشودن افقهای تازه به کار گرفته شود. ایران قوی، تنها با برخورداری از استعدادهای درخشان ساخته نمیشود؛ این استعدادها باید فرصت شکوفایی بیابند و دستاوردهایشان در خدمت پیشرفت کشور قرار گیرد. مسیر مرجعیت علمی از همینجا آغاز میشود: از جدی گرفتن علم بهعنوان سرچشمه اقتدار و فراهم کردن زمینهای که نخبگان بتوانند تواناییهای خود را به سرمایهای ماندگار برای آینده ایران تبدیل کنند: «اگر تا قبل از مقطع کنونی و جنگ تحمیلی سوّم، خیزش جدید علمی، توصیهای لازم و ضروری برای نخبگان بود، تجربهی دو جنگ اخیر به همه ثابت کرد که این خیزش علمی جدید بایستی عمیق و پرشتاب باشد. برای این مقصود لازم است علاوه بر مسئولان دستگاهها و مراکز علمی، تحقیقاتی و فنّاوری، یکایک نخبگان و فرزانگان ایران عزیز به مأموریّت اصلی خود در ساخت آیندهی شکوهمند ایران اسلامی و پیشرفت و آبادانی آن اهتمام ورزیده.» ۱۴۰۵/۰۸/۰۴
#خط_رهبری #مدال_آوران #نخبگان_علمی











