اشباع محتوای زرد و دوراهی تاک شوها

باشگاه خبرنگاران جوان - برنامههای گفتوگومحور که زمانی یکی از قالبهای ثابت تلویزیون و رادیو بودند، حالا به یکی از مهمترین گونههای محتوایی در شبکه نمایش خانگی، تلویزیونهای اینترنتی و شبکههای اجتماعی تبدیل شدهاند؛ قالبی کمهزینه، پرمخاطب و در عین حال اثرگذار که میتواند هم به افزایش آگاهی عمومی کمک کند و هم در صورت غلبه منطق شهرت و جنجال، به سطحیشدن گفتوگوها منجر شود.
تاکشوها دیگر محدود به یک استودیو، چند صندلی و یک مجری نیستند. این قالب قدیمی برنامهسازی در سالهای اخیر همراه با تغییر زیستبوم رسانهای ایران، مسیر تازهای را طی کرده است؛ مسیری که از تلویزیون آغاز شده، به شبکه نمایش خانگی و تلویزیونهای اینترنتی رسیده و حالا بخش قابل توجهی از آن در شبکههای اجتماعی و بهویژه یوتیوب دنبال میشود.
اگر در گذشته تلویزیون مرجع اصلی گفتوگوهای عمومی بود و مخاطب برای شنیدن نظر یک کارشناس، مسئول یا چهره فرهنگی باید منتظر یک برنامه مشخص میماند، امروز این رابطه تغییر کرده است. مخاطب خودش انتخاب میکند چه کسی را ببیند، درباره چه موضوعی گفتوگو بشنود و حتی در ادامه بحث چه نقشی داشته باشد.
همین تغییر، تاکشو را از یک قالب صرفاً تلویزیونی به بخشی از اقتصاد و فرهنگ رسانهای جدید تبدیل کرده است.
چرا تاکشوها اینقدر رشد کردهاند؟
یکی از مهمترین دلایل گسترش برنامههای گفتوگومحور، هزینه تولید نسبتاً پایین آنها در مقایسه با تولیدات نمایشی است. یک تاکشو برای تولید مستمر، به دکورهای پیچیده، تعداد زیادی بازیگر یا فرآیند طولانی تولید یک سریال نیاز ندارد. در مقابل، اگر مجری، مهمان و موضوع جذابی داشته باشد، میتواند مخاطب قابل توجهی جذب کند.
همین ویژگی باعث شده تاکشوها برای سکوهای نمایش خانگی نیز به نوعی «محتوای لنگر» تبدیل شوند؛ محتوایی که با تولید منظم میتواند مخاطب را به یک سکو بازگرداند و در کنار سریالها و برنامههای نمایشی، بخشی از نیاز محتوایی آن را تأمین کند.
از سوی دیگر، این برنامهها قابلیت بالایی برای بازتولید در فضای مجازی دارند. یک گفتوگوی طولانی میتواند به دهها کلیپ کوتاه، ویدئوی وایرال، پادکست یا محتوای متنی تبدیل شود و عمر رسانهای آن از زمان پخش برنامه بسیار فراتر رود.
از کارشناس تا سلبریتی؛ مرجع گفتوگو کجاست؟
اما رشد تاکشوها تنها یک اتفاق اقتصادی یا تکنیکی نیست؛ این پدیده یک تغییر مهم فرهنگی نیز ایجاد کرده است. در بسیاری از برنامههای جدید، چهرههای مشهور، بازیگران، اینفلوئنسرها و مجریان پرمخاطب، سهم بیشتری از گفتوگوی عمومی را به خود اختصاص دادهاند. در نتیجه، گاهی شهرت فرد بیش از تخصص او تعیینکننده میزان دیدهشدن یک بحث میشود.
این مسئله یک دوگانه جدی ایجاد کرده است؛ از یک سو حضور چهرههای محبوب میتواند مخاطبی را که شاید به گفتوگوهای تخصصی علاقهای نداشته باشد، وارد بحث کند و موضوعات اجتماعی و فرهنگی را برای او قابل لمستر سازد.
از سوی دیگر، اگر شهرت جای تخصص را بگیرد، مسائل پیچیده اجتماعی به روایتهای شخصی و احساسی تقلیل پیدا میکنند. در چنین شرایطی، تاکشو به جای آنکه محل گفتوگو درباره «مسئله» باشد، ممکن است به محلی برای گفتوگو درباره «فرد» تبدیل شود.
۲۴۶ میلیون بازدید؛ یوتیوب چه میگوید؟
میزان استقبال مخاطبان از این قالب را میتوان در پلتفرمهای جدید نیز مشاهده کرد. براساس دادههای بررسیشده در گزارش، ۱۲ برنامه گفتوگومحور برتر فارسیزبان در یوتیوب طی سال ۱۴۰۴ در مجموع حدود ۲۴۶ میلیون بازدید داشتهاند.
نکته مهمتر این است که بخش قابل توجهی از این بازدیدها در اختیار چند برنامه محدود بوده است. این موضوع نشان میدهد در فضای اشباعشده محتوایی، صرف تولید یک برنامه گفتوگومحور برای موفقیت کافی نیست؛ بلکه برخورداری از چهره شناختهشده، توانایی ایجاد گفتوگوی جذاب و ظرفیت تولید محتوای قابل بازنشر، نقش مهمی در دیدهشدن دارد.
از سوی دیگر، امکاناتی مانند کامنت، پخش زنده و بازنشر، مخاطب را از یک مصرفکننده منفعل به مشارکتکننده تبدیل کرده است. حالا مخاطب فقط برنامه را نمیبیند؛ درباره آن نظر میدهد، بخشهایی از آن را بازنشر میکند و حتی میتواند بر روند گفتوگو اثر بگذارد.
روی دیگر سکه؛ وقتی جنجال جای تحلیل را میگیرد
همین ویژگی، اما میتواند به نقطه ضعف تاکشوها نیز تبدیل شود. رقابت برای دیدهشدن در فضای رسانهای جدید، گاهی تولیدکننده را به سمت انتخاب موضوعات جنجالی، مهمانان پرحاشیه و پاسخهای تحریککننده سوق میدهد. در این وضعیت، «اقتصاد توجه» تعیین میکند چه چیزی بیشتر دیده شود، نه لزوماً اینکه چه چیزی از نظر اجتماعی اهمیت بیشتری دارد.
غلبه این منطق میتواند به سطحیشدن گفتوگو، تضعیف جایگاه کارشناسان، بازتولید شهرت و تبدیل مسائل عمومی به محتوای سرگرمکننده منجر شود. به همین دلیل، یکی از مهمترین چالشهای پیش روی این ژانر، حفظ تعادل میان «جذابیت» و «مسئولیت رسانهای» است.
تاکشو؛ تهدید یا فرصت؟
واقعیت این است که نمیتوان تاکشوها را ذاتاً مثبت یا منفی دانست. این قالب، ظرفیتهای قابل توجهی برای افزایش آگاهی عمومی دارد. هزینه تولید پایین، امکان تولید مستمر، انعطاف در انتخاب موضوع، قابلیت تعامل با مخاطب و امکان ورود به موضوعات تخصصی، از نقاط قوت آن محسوب میشود. در مقابل، اشباع بازار، تکراریشدن قالب، وابستگی بیش از اندازه به چهرهها، کاهش کیفیت محتوا و غلبه محتوای زرد میتواند آینده این گونه را با چالش مواجه کند.
راهحل نیز لزوماً حذف یا محدودکردن این برنامهها نیست؛ بلکه میتوان با حمایت از تاکشوهای مسئلهمحور و تخصصی، این ظرفیت را به سمت تولید گفتوگوی مؤثرتر هدایت کرد. فرهنگ عمومی، خانواده، سبک زندگی، اقتصاد، فناوری، آموزش، سلامت و مسائل اجتماعی، حوزههایی هستند که میتوانند موضوع گفتوگوهای مستمر و عمیق قرار بگیرند؛ گفتوگوهایی که در آنها چهره مشهور در کنار کارشناس قرار میگیرد، نه به جای او.
آینده تاکشوها در گرو یک انتخاب
تاکشوها امروز دیگر صرفاً یک برنامه تلویزیونی نیستند؛ آنها بخشی از میدان رقابت رسانهای برای جذب توجه و شکلدهی به افکار عمومیاند. به همین دلیل، آینده این ژانر به این بستگی دارد که کدام مسیر را انتخاب کند: تاکشوی شهرتمحور و جنجالی یا تاکشوی مسئلهمحور و تحلیلی.
گسترش بیضابطه این برنامهها میتواند به چهرهمحوری، سطحیشدن مباحث و غلبه جذب توجه بر تحلیل کارشناسی منجر شود؛ اما اگر تولیدکنندگان و سیاستگذاران به سمت تقویت گفتوگوهای تخصصی، شفافیت مالی، حضور کارشناسان و افزایش سواد رسانهای حرکت کنند، همین قالب میتواند به یکی از ابزارهای مؤثر برای افزایش آگاهی عمومی و تقویت گفتوگوی اجتماعی تبدیل شود.
در نهایت، مسئله اصلی تعداد تاکشوها نیست؛ مسئله این است که تاکشوها درباره چه چیزی و با چه کسی گفتوگو میکنند.
منبع: فارس
12306302
مهمترین اخبار وبگردی











