پنج سالهها پشت نیمکت مدرسه

باشگاه خبرنگاران جوان - پیشنهاد اجباری شدن پیشدبستانی از پنجسالگی در آستانه بررسی نهایی مجلس آیا کودکان آمادگی ورود زودهنگام به آموزش را دارند و مدارس از امکانات کافی برخوردارند؟
هنوز دستهای کوچکش بیشتر از مداد و دفتر، دنبال اسباببازی و مدادرنگی میگردد. دنیا برای او خلاصه شده در قصههایی که میسازد، بازیهایی که تمام نمیشوند و سوالهایی که پشت سر هم از بزرگترها میپرسد. گاهی ساعتها با چند تکه لگو سرگرم میشود و گاهی از یک نقاشی ساده، قصهای طولانی میسازد.
برای او هنوز زندگی بیشتر از آنکه به زنگ کلاس و برنامه درسی گره خورده باشد به بازی و کشف دنیای اطرافش میگذرد، اما حالا قرار است این دنیای کودکانه یک سال زودتر با قواعد تازهای روبهرو شود. پنجسالگی؛ سنی که شاید برای بعضیها آغاز مدرسه باشد و برای بعضی دیگر هنوز وقت بازی و کودکی کردن.
پیشنهاد اجباری شدن دوره پیشدبستانی از پنج سالگی که پس از تصویب در کمیسیون آموزش مجلس، در انتظار بررسی در صحن علنی است؛ بار دیگر بحث آموزش زودهنگام کودکان را به میان آورده و پرسشهای زیادی را پیش روی خانوادهها و کارشناسان گذاشته است.
هرچند برخی مسئولان از اجرای این طرح از سال آینده خبر دادهاند، درباره زمانبندی و نحوه اجرای آن هنوز ابهامهایی وجود دارد و از اجرای تدریجی آن طی چند سال نیز صحبت شده است؛ بنابراین هنوز نمیتوان با قطعیت گفت این طرح از سال آینده اجرا میشود یا اجرای آن به زمان دیگری موکول خواهد شد. اما آیا کودکان در این سن آمادگی ورود به محیط آموزشی را دارند؟ یک سال زودتر آموزش دیدن به معنای یک سال جلو افتادن در یادگیری است یا ممکن است بخشی از فرصت بازی و تجربه کردن را از آنها بگیرد؟
نسخههای متفاوت دنیا
یک کودک سهساله در فرانسه ممکن است هر روز چند ساعت را در فضایی بگذراند که بخش زیادی از آن به بازی، نقاشی و قصهگویی میگذرد. در حالی که کودکی همسنوسال او در فنلاند هنوز چند سال با ورود به دبستان فاصله دارد. در کشورهای مختلف نگاه به سن شروع آموزش و شیوه آماده کردن بچهها برای مدرسه متفاوت است.
فرانسه از جمله کشورهایی است که آموزش اجباری را از سهسالگی آغاز کرده است. از سال ۲۰۱۹ کودکان سه تا ۱۶ ساله در این کشور مشمول آموزش اجباری شدند. سه سالی که تا پنجسالگی ادامه دارد و هنوز خبری از کلاسهای رسمی دبستان نیست.
بچهها در این دوره با قصه، نقاشی، بازی و فعالیتهای گروهی، زبان یاد میگیرند، با همسالانشان ارتباط برقرار میکنند و کمکم برای حضور در محیط آموزشی آماده میشوند. دبستان و آموزش رسمی خواندن و نوشتن و ریاضی، معمولا از ششسالگی آغاز میشود.
فنلاند مسیر دیگری را انتخاب کرده است. در این کشور، کودک ششساله یک سال پیش از ورود به دبستان، باید در دوره پیشدبستانی شرکت کند. یک سالی که قرار است او را آرامآرام با فضای آموزشی آشنا کند.
با جمع بودن، گوش دادن، همکاری و انجام فعالیتهای گروهی. در این دوره هنوز قرار نیست کودک مثل یک دانشآموز دبستانی با درس و تکلیف روبهرو شود. آموزش ابتدایی در فنلاند از هفتسالگی شروع میشود و دوره پیشدبستانی هم رایگان است.
در دانمارک، بچهها از ششسالگی وارد دورهای اجباری میشوند که در ساختار رسمی این کشور بخشی از آموزش ابتدایی به حساب میآید، اما حالوهوایش با کلاسهای معمول دبستان فرق دارد. بازی و فعالیتهای گروهی همچنان در برنامه حضور دارند.
بچهها در کنار آشنایی با محیط مدرسه، یاد میگیرند چطور در جمع باشند، نوبت را رعایت کنند، با همسالانشان همکاری کنند و در فعالیتهای مشترک مشارکت داشته باشند. در واقع، این دوره بیشتر از آنکه شبیه یک کلاس درس معمولی باشد، فرصتی برای آماده شدن تدریجی کودک با فضای مدرسه است.
این تفاوتها فقط به فرانسه، فنلاند و دانمارک محدود نمیشود. سال ۲۰۲۵ در ۲۴ کشور عضو سازمان همکاری و توسعه اقتصادی، دستکم یک سال از دوره پیشدبستانی اجباری است. در فرانسه، مجارستان و مکزیک این الزام از سهسالگی آغاز میشود و در کشورهایی مانند آرژانتین، برزیل، بلغارستان، کاستاریکا، یونان و لوکزامبورگ از چهارسالگی.
در برخی کشورها هم فقط یک سال پیش از ورود به دبستان اجباری است. بهطور متوسط ۸۵ درصد کودکان سه تا پنجساله در کشورهای عضو این سازمان در برنامههای آموزش و مراقبت دوران کودکی حضور دارند. البته همه این کودکان به دلیل اجباری بودن آموزش در این دوره شرکت نمیکنند.
ایران؛ پنجسالگی در آستانه یک تغییر
در ایران هم قرار است مسیر رسیدن به کلاس اول کمی زودتر آغاز شود ولی هنوز همه بچهها فرصت یکسانی برای تجربه پیشدبستانی ندارند. در حالی که ورود به پایه اول دبستان از ششسالگی انجام میشود، دوره پیشدبستانی تا امروز اجباری نبوده و خانوادهها با توجه به شرایط مالی و امکانات محل زندگیشان درباره ثبتنام فرزندانشان در این دوره تصمیم میگیرند.
این فاصله را میتوان در آمارهای آموزشوپرورش هم دید. رئیس سازمان ملی تعلیم و تربیت کودک در بهمن ۱۴۰۴ اعلام کرده بود که از حدود ۳۸ هزار مرکز پیشدبستانی دارای مجوز در کشور، بیش از ۳۱هزار مرکز فعال هستند. به گفته او، پوشش پیشدبستانی در سامانه آموزشوپرورش از ۴۲ درصد به ۶۳ درصد رسیده است. یعنی هنوز بخش قابل توجهی از کودکان واجد شرایط، از این دوره آموزشی جا ماندهاند.
موضوعی که وقتی پای مناطق محروم، روستاها و خانوادههایی با توان مالی محدود به میان میآید، اهمیت بیشتری پیدا میکند. حالا پیشنهاد اجباری شدن پیشدبستانی از پنجسالگی در کمیسیون آموزش مجلس به تصویب رسیده و قرار است برای بررسی نهایی به صحن علنی برود.
البته ماجرا فقط پایین آوردن سن شروع آموزش نیست. در طرح مطرحشده، قرار است دوره پیشدبستانی از ساختاری که بر مراکز غیردولتی متکی است، به مدلی با مشارکت بخش دولتی و غیردولتی تغییر کند. همچنین برای اجرای این تصمیم، یک دوره پنجساله پیشبینی شده تا فرصت کافی برای توسعه فضاهای آموزشی، افزایش پوشش و تامین نیروی انسانی فراهم شود.
این موضوع پیش از این هم در مطالعات مرکز پژوهشهای مجلس مطرح شده بود. در یکی از گزارشهای کارشناسی این مرکز، پیشنهاد شده بود آموزش از پنجسالگی آغاز شود، اما سال نخست به آموزشهای پیشدبستانی اختصاص پیدا کند و آموزش ابتدایی در پنج پایه بعد ادامه یابد. در این پیشنهاد، بازی، سرگرمی و آموزش مهارتهای زندگی نیز بهعنوان محورهای مهم برنامه آموزشی مورد توجه قرار گرفتهاند.
با این حال، اجرای چنین تغییری فقط با تصویب یک قانون و اعلام یک سن تازه ممکن نیست. اگر قرار باشد همه کودکان پنجساله، فارغ از محل زندگی و وضعیت اقتصادی خانواده، به پیشدبستانی دسترسی داشته باشند، باید برای آنها فضای آموزشی، مربی متخصص و امکان حضور رایگان یا کمهزینه فراهم شود. بهخصوص در مناطقی که همین امروز هم دسترسی به مراکز پیشدبستانی آسان نیست.
پنجسالگی؛ زود برای نیمکت مدرسه؟
تصمیم درباره زمان ورود کودکان به مدرسه، فقط یک موضوع آموزشی نیست. برای خانوادهها هم پرسشها و نگرانیهای جدی به همراه دارد. سهیلا میگوید که دخترم هنوز پنج سالش نشده که صحبت از مدرسه رفتنش به میان آمده است. تا قبل از این فکر میکردم هنوز برای مدرسه رفتن زود است. بچهای که بیشتر وقتش را با بازی میگذراند و تازه دارد دنیای اطرافش را میشناسد، چطور باید خودش را با فضای کلاس و آموزش هماهنگ کند؟
من مخالف آموزش دیدن بچهها نیستم. اتفاقا فکر میکنم آشنایی با محیط آموزشی، بازی با همسنوسالها و یاد گرفتن مهارتهای اولیه برایشان خوب است، اما نگرانم این آموزشها زودتر از آمادگی روحی و ذهنی بچهها شروع شود. پنجسالگی سنی است که کودک هنوز به بازی، تحرک و بودن کنار خانواده نیاز دارد. نمیدانم اگر قرار باشد از این سن وارد یک برنامه آموزشی منظم شود، چقدر فرصت کودکی کردن برایش باقی میماند.
از طرف دیگر، هزینه پیشدبستانی هم مسئله مهمی است. همه خانوادهها شرایط مالی یکسانی ندارند و اگر قرار باشد حضور در این دوره اجباری شود، باید فکری هم برای خانوادههایی کرد که پرداخت هزینههای آموزشی برایشان آسان نیست. به نظرم قبل از اجرای چنین طرحی باید دید که آیا همه بچههای پنجساله آمادگی ورود به محیط آموزشی را دارند؟
کودکی را با عجله تمام نکنیم
ورود زودهنگام به مدرسه برای همه والدین به معنای فرصت بیشتر برای یادگیری نیست. بعضیها نگراناند که مبادا در این مسیر، بازی و شادی جای خود را به تکلیف و نگرانی بدهد. علی، پدر یک پسر پنجساله، هم چنین دغدغهای دارد. او در گفتوگو با هفتصبح میگوید نمیخواهم کودکی پسرم با عجله تمام شود. هنوز وقتی از مهد برمیگردد، دوست دارد ساعتها بازی کند، کارتون ببیند و با اسباببازیهایش سرگرم باشد.
به نظرم پنجسالگی هنوز زمان بازی و کشف دنیاست، نه اینکه کودک از همین حالا نگران یاد گرفتن و عقب نماندن از بقیه باشد. نگرانیهای دیگری هم دارم. اینکه این طرح در عمل چطور اجرا میشود؟ آیا امکانات آموزشی به اندازه کافی وجود دارد؟ من به شرطی مخالف این طرح نیستم که آموزش در پنجسالگی شبیه کودکی باشد. با بازی، شادی و تجربه کردن، نه با اجبار و تکلیف. بچهها قرار نیست زودتر بزرگ شوند. قرار است فرصت بهتری برای رشد کردن داشته باشند.
یک سال زودتر یک قدم جلوتر؟
کاهش سن ورود به پیشدبستانی از شش به پنجسالگی، موافقانی در مجلس دارد که معتقدند کودکان در این سن آمادگی یادگیری دارند. وحید کنعانی، عضو کمیسیون آموزش مجلس، یکی از موافقان این پیشنهاد است. هرچند تاکید میکند اجرای آن به فراهم شدن امکانات و بررسی همه جوانب نیاز دارد. کنعانی در گفتوگو با هفتصبح میگوید این پیشنهاد با این نگاه مطرح شد که کودک پنجساله آمادگی لازم برای یادگیری دارد و مغز او در شرایط مناسبی برای فراگیری مطالب است. به همین دلیل پیشنهاد شد ورود به دوره پیشدبستانی یک سال زودتر آغاز شود.
او معتقد است شروع زودتر آموزش میتواند مسیر تحصیل را کوتاهتر کند و دانشآموزان را یک سال زودتر به دانشگاه و بازار کار برساند. این موضوع در شرایطی مانند ورود به بازار کار و حتی مسئله سربازی نیز میتواند به نفع جوانان باشد و از هدر رفتن یک سال از عمر آنها جلوگیری کند.
این نماینده مجلس میگوید تجربه برخی کشورها همانند فنلاند نشان داده که این روش نتیجه خوبی داشته است. دانشآموزان توانستهاند یادگیری بهتری داشته باشند و حتی در ادامه تحصیل و آزمونهایی مثل کنکور هم موفقتر عمل کنند. تجربههای جهانی نشان داده مزایای این روش بیشتر از معایب آن بوده است.
در کشورهایی که این شیوه را اجرا کردهاند، مشکلات روانی مطرحشده مانع موفقیت طرح نشده است. با این حال، شیوه آموزش و شرایط حضور کودکان در این دوره از موضوعاتی است که باید در روند بررسی و تدوین نهایی طرح مورد توجه قرار بگیرد.
عضو کمیسیون آموزش مجلس میگوید هزینه اجرای این طرح و تامین آن برعهده آموزشوپرورش است که باید در این زمینه برنامهریزی کند. به گفته او، پیش از اجرا باید مشخص شود کلاسهای پیشدبستانی در چه فضاهایی تشکیل میشوند، چه تعداد کودک در هر کلاس حضور خواهند داشت و چه کسانی مسئول آموزش آنها هستند.
اینطور نیست که یک نفر پیشنهاد بدهد بچهها از پنجسالگی وارد پیشدبستانی شوند و بعد مشخص نباشد عواقب آن چه خواهد بود یا چه کسانی قرار است به آنها آموزش بدهند. همه جوانب باید در نظر گرفته شود.
باید مشخص شود معلمان این دوره چه آموزشهایی نیاز دارند و آیا افرادی که قرار است به کودکان پنجساله درس بدهند، مهارت و تخصص لازم را دارند یا خیر. همچنین باید تعداد دانشآموزان هر کلاس، محل تشکیل کلاسها، هزینههای اجرایی و سهم احتمالی خانوادهها در مصوبه نهایی مشخص شود.
او تاکید میکند که این پیشنهاد هنوز به قانون تبدیل نشده و فعلا در کمیسیون مطرح و تصویب شده است. باید به صحن علنی مجلس برود و رای لازم را کسب کند. بعد از تصویب و ابلاغ هم آموزشوپرورش باید برای اجرای آن برنامهریزی کند تا طرح بدون مشکل اجرا شود.
همه پنجسالهها آماده نیستند
توانایی یادگیری به این معنا نیست که همه کودکان پنجساله برای ورود به آموزش رسمی آمادهاند. نرگس ملکزاده، کارشناس آموزش، معتقد است در این سن باید پیش از هر چیز به نیازهای عاطفی، اجتماعی و رشدی کودکان توجه کرد.
ملکزاده میگوید پیش از اینکه از کودک انتظار یادگیری داشته باشیم، باید ببینیم از نظر عاطفی و اجتماعی برای ورود به محیط آموزشی آماده است یا نه. سن بهتنهایی معیار مناسبی برای این تصمیم نیست. کودک در پنجسالگی هنوز در حال یادگیری مهارتهایی مانند کنترل احساسات، کنار آمدن با ناراحتی، جدا شدن از والدین و ارتباط با همسالان است. این مهارتها به زمان، بازی و بودن در یک محیط امن نیاز دارند.
به گفته این کارشناس، کودکان در این سن بیشتر از راه بازی، حرکت، پرسیدن و تجربه کردن یاد میگیرند. بازی به آنها فرصت میدهد انتخاب کنند، اشتباه کنند، دوباره تلاش کنند و خلاقیت خود را پرورش دهند. کودک پنجساله را نباید دانشآموزی کوچکتر از سن خود در نظر گرفت. او هنوز به بازی، تجربه و کشف دنیای اطرافش نیاز دارد.
او با اشاره به تفاوت کودکان میگوید که دو کودک پنجساله ممکن است از نظر آمادگی ذهنی، عاطفی و اجتماعی شرایط کاملا متفاوتی داشته باشند. تعیین یک سن مشخص برای ورود به آموزش، به این معنا نیست که همه کودکان در آن سن آمادگی یکسانی دارند. این کارشناس آموزش، یادگیری از راه بازی، قصه، نقاشی و فعالیتهای گروهی را برای این سن مناسب میداند. در مقابل، نشستن طولانیمدت در کلاس، انجام تکالیف تکراری، حفظ کردن مطالب و رقابت با دیگر کودکان میتواند به آنها فشار وارد کند.
به گفته او، واکنش کودک به محیط آموزشی هم مهم است. باید دید کودک با علاقه و اشتیاق یاد میگیرد یا دچار اضطراب، خستگی و ترس از اشتباه میشود. ورود زودتر به محیط آموزشی، همیشه موفقیت تحصیلی آینده را تضمین نمیکند.
کیفیت آموزش و هماهنگی آن با نیازهای کودک اهمیت بیشتری دارد. او یادآوری میکند موفقیت در درس فقط به یاد گرفتن حروف و اعداد در سن پایین بستگی ندارد. تمرکز، اعتمادبهنفس، حل مسئله و توانایی ارتباط با دیگران هم در یادگیری نقش مهمی دارند. هدف آموزش در پنجسالگی نباید جلو انداختن کودک از دیگران باشد. هدف باید تقویت کنجکاوی، اعتمادبهنفس، استقلال و خلاقیت او باشد.
مدرسه پنجسالهها و تغییر زندگی خانوادهها
ورود کودکان به آموزش از پنجسالگی فقط زندگی آنها را تغییر نمیدهد، بلکه خانوادهها را هم با شرایط تازهای روبهرو میکند. دکتر سجاد بهرامی، جامعهشناس، معتقد است اجرای این طرح باید با توجه به شرایط اجتماعی و اقتصادی خانوادهها انجام شود.
بهرامی میگوید با شروع آموزش از پنجسالگی، بخشی از مسئولیت تربیت و اجتماعی شدن کودکان زودتر به مدرسه منتقل میشود. در نتیجه، برنامه روزانه خانوادهها هم تغییر میکند و والدین باید خود را با برنامه آموزشی فرزندانشان هماهنگ کنند.
این تغییر برای همه خانوادهها به یک اندازه آسان نیست. خانوادههایی که شرایط کاری سختتری دارند یا از نظر مالی با مشکل روبهرو هستند، ممکن است فشار بیشتری را تحمل کنند. در این میان، مادران نیز ممکن است با مسئولیت و فشار زمانی بیشتری مواجه شوند.
این جامعهشناس درباره احتمال بیشتر شدن فاصله آموزشی میان کودکان هشدار میدهد و میگوید اگر همه خانوادهها به امکانات آموزشی مناسب دسترسی نداشته باشند، اجرای این طرح میتواند نابرابری را بیشتر کند. خانوادههای برخوردار میتوانند فرزندانشان را در مراکز بهتر ثبتنام کنند، اما خانوادههای کمدرآمد ممکن است توان پرداخت هزینهها را نداشته باشند. بهرامی معتقد است پیشدبستانی زمانی میتواند به کاهش نابرابری کمک کند که برای همه کودکان در دسترس باشد و بهصورت رایگان یا با هزینه مناسب ارائه شود.
او تاکید میکند برای اجرای این طرح باید پیش از هر چیز امکانات لازم فراهم شود. از جمله کلاسهای مناسب، مربیان آموزشدیده، وسایل آموزشی و بودجه کافی. در غیر این صورت، اجباری شدن پیشدبستانی میتواند هزینه و مسئولیت بیشتری به خانوادهها تحمیل کند. از نگاه این جامعهشناس، مسئله فقط پایین آوردن سن ورود به آموزش نیست. باید دید آیا شرایط لازم برای آموزش باکیفیت و برابر همه کودکان فراهم شده است یا نه.
منبع: روزنامه هفت صبح











