آمریکا در حال بازسازی یا دست و پا زدن

باشگاه خبرنگاران جوان؛ محمد جواد حبیبی بابادی* - جهان کنونی، خودش را برای تحولی بزرگ آماده میکند. اندیشمندانی همچون اورگانسکی، الوینتافلر، امانوئلوالرشتاین، همگی از انتقال قدرت میگویند. فوکویاما نیز نظریه پایان تاریخ خود را پسگرفت و از شکننده بودن لیبرالیسم سخن بهمیان میآورد.
با این اوصاف، آمریکا باید درصدد بازسازی گفتمان خویش باشد؛ اما سیاستهای اتخاذی چهلوهفتمین رئیس جمهور آمریکا، متفاوت با اصول لیبرالیسم است و گمانهزنیهای افول این کشور را قوت میبخشد. بهعنوان مثال؛ یکی از اصول جان لاک (پدر لیبرالیسم)، دفاع از آزادی، حیات و مالکیت انسانها است؛ اصلی که نقض آن را به وضوح در مسئله غزه مشاهده میکنیم. آمریکای کنونی، به هیچ اصلی، حتی اصول اولیه گفتمان خود پایبند نیست و این موضوع، نه تنها منجربه بیاعتمادی متحدین این کشور شده است، بلکه زنگ خطر را برای کشورهایی که آمریکا درپی مذاکره با آنان است، بیش از هر زمان دیگر به صدا درآورده است.
اعمال تعرفه بر جزیره پنگوئنها، فشار بر سایر کشورها حتی متحدان اروپایی مبنی بر پذیرش خواستههای آمریکا، پیشنهاد مضحک پیوستن کشور کانادا به ایالات متحده به عنوان یک استان، همه و همه بیش از آنکه بیانگر بازسازی ایالات متحده آمریکا باشد، نشان دهنده دست و پا زدن این کشور جهت یافتن دستاویزی برای ادامه بقاء یا حداقل، انتقال قدرت عزتمندانه میباشد.
سیاستهای اتخاذی چهلوهفتمین رئیس جمهور آمریکا، متفاوت با اصول لیبرالیسم است
جهان کنونی، خودش را برای تحولی بزرگ آماده میکند. اندیشمندانی همچون اورگانسکی، الوینتافلر، امانوئلوالرشتاین، همگی از انتقال قدرت میگویند. فوکویاما نیز نظریه پایان تاریخ خود را پسگرفت و از شکننده بودن لیبرالیسم سخن بهمیان میآورد و علت آن را عدم متقاعدکردن بقیه جوامع نسبت به کارآمدی این گفتمان میداند. با این اوصاف و با نبود گفتمان جایگزین از سوی دولتمردان آمریکایی، چنین به نظر میرسد که ایالات متحده، درصدد بازسازی گفتمان خویش است؛ اما سیاستهای اتخاذی چهلوهفتمین رئیس جمهور آمریکا، متفاوت با اصول لیبرالیسم است و گمانهزنیهای افول این کشور را قوت میبخشد. بهعنوان مثال؛ یکی از اصول جان لاک (پدر لیبرالیسم)، دفاع از آزادی، حیات و مالکیت انسانها است؛ اصلی که نقض آن را به وضوح در مسئله غزه، در تنگنا قراردادن کشورها بین دو گزینه مذاکره یا جنگ، مشاهده میکنیم.
آمریکای کنونی، به هیچ اصلی، حتی اصول اولیه گفتمان خود پایبند نیست و این موضوع، نه تنها منجربه بیاعتمادی متحدین این کشور شدهاست، بلکه زنگ خطر را برای کشورهایی که آمریکا درپی مذاکره با آنان است، بیش از هر زمان دیگر به صدا درآورده است. دیوید پترائوس (ژنرال چهارستاره آمریکایی) قائل بر این است که بزرگترین تهدید علیه آمریکا، عدم وجود اجماع داخلی آن است؛ وضعیتی که اصحاب رسانه، از آن با عنوان وضعیت پیشاجنگ داخلی یاد میکنند. از دیگر سیاستهای اشتباه دولت که مزید بر علت شده و بر نارضایتیهای داخلی، شکاف طبقاتی و ضریب جینی افزوده است، چند موردی را بیان میکنیم: اولین سیاست اشتباه، اقتصاد ناسیونالیستی دونالدترامپ و تحریم قدرتهای بزرگ اقتصادی مانند چین و فشار بر سایر کشورها، حتی متحدان اروپایی، مبنی بر پذیرش خواستههای آمریکا است که حاصل این رفتار، به گفته جروم پاول رئیس بانک مرکزی آمریکا.
سیاست های دولت آمریکا که موجب تمسخر محافل سیاسی جهان گردیده است
باقیماندن تورم این کشور در سطح بالا خواهد بود. دومین سیاست اشتباه، جهانی کردن اقتصاد به این معنا که تکنولوژی در آمریکا بماند و کارخانهها به خارج از آمریکا منتقل شود که این امر سبب بیکارشدن کارگران آمریکایی و ثروتمندتر شدن صاحبان تکنولوژی گردیده است.
سیاست سوم دولت آمریکا که موجب تمسخر محافل سیاسی جهان گردیده است، اعمال تعرفه بر جزیرهای که تنها ساکنان آن پنگوئنها هستند و یا پیشنهاد پیوستن کشور کانادا به ایالات متحده به عنوان یک استان میباشد. همه نکات ذکر شده، بیش از آنکه نمایانگر بازسازی ایالات متحده آمریکا باشد، نشاندهنده دست و پا زدن این کشور جهت انتقال قدرت عزتمندانه یا حداقل، یافتن دستاویزی برای ادامه بقاء است.
*کارشناس ارشد علوم سیاسی
12173606