وقتی رسانه «شرور» می سازد

هادی نوروزی/ سردبیر
در دنیای رسانه ای امروز ، مرز میان «گزارشِ واقعیت» و «خلقِ واقعیت» بهشدت کمرنگ شده است. رسانهها و شبکههای اجتماعی امروز دیگر صرفاً راویانِ بیطرفِ اخبار نیستند؛ بلکه به کارگاههای بزرگِ قصهپردازی بدل شدهاند که جامعه را بر اساس کهنالگوهای نمایشیِ «قهرمان»، «قربانی» و «شرور» بازسازی میکنند.
این ساختارِ سهگانه، ابزاری قدرتمند برای سادهسازی پیچیدگیهای جهان است تا مخاطب بتواند در کوتاهترین زمان، موضع خود را تعیین کند. با این حال، در این میان یک نکتهی راهبردی مغفول مانده است: برای استمرارِ دوقطبیسازی و حفظِ هیجانِ عمومی، رسانهها بیش از «قهرمان» یا «قربانی»، نیازمندِ «شرور» هستند. شخصیتِ شرور، کانونِ تمامیِ خشمها، ترسها و ناکامیهای جامعه قرار میگیرد. در این فرآیند، رسانه با انگشتنما کردنِ یک فرد، گروه یا تفکر بهعنوان عاملِ بدبختیها، انرژیِ عاطفیِ جامعه را حولِ محورِ «نفرتِ مشترک» بسیج میکند. این کارکرد، موتورِ محرکهیِ کلیکها و واکنشهای هیجانی در فضای مجازی است. تسهیلگرِ اصلیِ این نمایش، الگوریتمهای هوشمندی هستند که ما را در «اتاقهای پژواک» حبس میکنند. این الگوریتمها، برخلاف ادعایِ ایجادِ دهکدهای جهانی، عملاً ما را در حبابهایی از باورهای همسان قرار میدهند و هرگونه دیدگاهِ مخالف را در قامتِ همان «شرورِ» از پیش تعریفشده، به ما نمایش میدهند. نتیجه این است که مخاطب، هر روز در توهمِ درستیِ مطلقِ خود و شرارتِ مطلقِ «دیگری» عمیقتر میشود. این سازوکار، جامعه را به سمتِ شکافهای غیرقابلِ ترمیم سوق میدهد؛ جایی که دیگر نه بر سرِ واقعیتها، بلکه بر سرِ روایتهای ساختگی با یکدیگر میجنگیم. برای خروج از این چرخهیِ فرسایشی، نیازمندِ ارتقایِ «سوادِ رسانهای» هستیم؛ اینکه بدانیم هرگاه رسانهای تلاش کرد در همان نگاهِ اول، جهان را به دو دستهی خیر و شر تقسیم کند، احتمالاً بیش از آنکه در پیِ اطلاعرسانی باشد، در حالِ مهندسیِ احساساتِ ما برای هدفی از پیش طراحیشده است. شناختِ این مکانیسم، نخستین گام برای رهایی از زندانِ روایتهای قطبیساز است.











