شاه قاجاری که مانند ترامپ دنبال جایزه بود

باشگاه خبرنگاران جوان - مظفرالدینشاه از اینکه بریتانیا درخواستش را برای دریافت «نشان بند جوراب» نپذیرفته بود، رنجیده و دلخور شده بود؛ فرصتی که لندن از آن برای تأمین منافع خود در ایران استفاده کرد و با فرستادن هیئتی سلطنتی، نشان را به شاه رساند و چند روز بعد قرارداد بازرگانی جدیدی به امضا رسید. بیش از یک قرن بعد، ماجرای دونالد ترامپ و نخستین «جایزه صلح فیفا» یادآور حکایتی مشابه است؛ رئیسجمهوری که پس از ناکامی در دریافت نوبل صلح، دو ماه بعد یک جایزه ساختگی را دریافت کرد.
ماجرای افزایش سرسامآور قیمت چای و شکر در بازار تهران و معاملات پشت پرده دربار قاجار، گواهی روشن بر روزهایی است که استعمارگران خارجی، اقتصاد و استقلال ایران را به بازی گرفتند؛ از باجخواهی روسیه تزاری در تعرفههای گمرکی تا امتیازاتی که بریتانیا برای حفظ منافع خود در تهران گرفت.
ریشه این بحران اقتصادی به زمانی بازمیگردد که امینالسلطان، صدراعظم وقت، برای دومین بار از روسیه تزاری درخواست وام کرد. دربار روسیه که بهخوبی از نیاز مالی دولت قاجار آگاه بود، اعطای وام را به شرطی حیاتی منوط کرد: تجدید نظر کامل در مقررات بازرگانی و تعرفههای گمرکی ایران به نفع مسکو.
به دستور دولت روسیه، یک هیئت مستشاری بلژیکی متشکل از شش نفر به ریاست «ژوزف نوز» (مسیو نوز) وارد ساختار گمرکی ایران شدند تا این سیاست استعماری را عملیاتی کنند.
نوز و امینالسلطان با زبردستی مذاکرات محرمانه را پیش بردند و تعرفه جدید گمرکی را در سال ۱۳۲۱ قمری (۱۲۸۲ خورشیدی / ۱۹۰۳ میلادی) به اجرا گذاشتند. این قرارداد یک پیروزی بزرگ برای روسیه بود، چراکه نرخ گمرک کاهش یافت، اما در مقابل، عوارض گمرکی چایِ وارداتی از مستعمرات آسیایی بریتانیا با جهشی نجومی از پنج درصد به صد درصد افزایش پیدا کرد.
این تصمیم ناگهانی، زنگ خطر را در لندن به صدا درآورد. بریتانیا که تازه از جنگ خونین و کشتار فجیع «بوئرها» در آفریقای جنوبی فراغت یافته بود، متوجه منافع بربادرفته خود در ایران شد.
در آن جنگ استعماری، بوئرها (به زبان هلندی یعنی کشاورز و دهقان) که نسلی مختلط از هلندیها و بومیان بودند و برای استقلال و آزادی خود به رهبری «پل کروگر» (رئیسجمهور وطندوست ترانسوال) تا آخرین نفس در برابر سپاه خونخوار بریتانیا مقاومت کردند؛ مقاومتی که با کشتار تمام مدافعان آن سرزمین توسط ارتش انگلیس همراه شد و یکی از تاریکترین لکههای ننگ سیاست استعماری بریتانیا در آستانه قرن بیستم میلادی را رقم زد.
سیاستمداران بریتانیا فهمیدند که مظفرالدینشاه از رد درخواستش برای دریافت «نشان بند جوراب» رنجیده است. ازاینرو هیئتی به ریاست ویسکنت داون، دارنده این نشان، به ایران فرستادند. این هیئت در اول فوریه ۱۹۰۳ میلادی (۱۲۸۲ خورشیدی) به تهران رسید و نشان و حمایل آن را به شاه تقدیم کرد.
نشان بند جوراب (Order of the Garter) از قدیمیترین و معتبرترین نشانهای سلطنتی بریتانیا بود که پیشتر به ناصرالدینشاه نیز اعطا شده بود. این نشانهای درباری و اشرافی انگلستان توسط پادشاه (ملکه) انگلستان اعطا میشود.
مظفرالدینشاه نیز تمایل داشت مانند پدرش از لطف امپراتوری بریتانیا برخوردار شود. این نشان از سال ۱۳۴۸ میلادی، در پی ماجرای افتادن بند جوراب آبیرنگ کنتس اوسالیسبوری در مراسمی در حین رقص با ادوارد سوم، پادشاه انگلیس، رواج یافت و بعدها به یکی از عالیترین نشانهای بریتانیا تبدیل شد.
پادشاه و ولیعهد و شمار محدودی از شوالیههای بلندپایه و در مواردی شاهزادگان خارجی حق دریافت آن را داشتند و نشان را بر زانوی چپ میبستند.
در همین زمان، بریتانیا برای حفظ منافع خود از اعتراض رسمی و رویارویی جدی با تعرفه گمرکی جدید ایران علیه کالاهای روسی خودداری کرد و بهجای آن، مذاکره برای کسب امتیازی مشابه امتیاز روسیه را دنبال کرد.
سرانجام همزمان با ورود هیئت حامل نشان به تهران، قرارداد جدید بازرگانی میان ایران و بریتانیا در ۹ فوریه ۱۹۰۳ (۱۲۸۲ شمسی) منعقد شد؛ قراردادی که چند ماه بعد به صحه مظفرالدینشاه رسید و از ژوئیه همان سال به اجرا درآمد.
همزمان، روزنامه تایمز لندن در شماره ۲۳ آگوست خود مظفرالدینشاه را ستود که منافع انگلستان در سایه ایرانِ مستقل تأمین میشود، در حالی که روزنامه روسی نوویر میا با هشدار به ایرانیان، از حرص و طمع بیحد و مرز انگلستان در جهانگشایی سخن میگفت.
با این حال، به نوشته «سرپرسی سایکس»، زمامداران بریتانیا در ارزیابی سود و زیان تجاری خود راه خطا پیموده بودند؛ چرا که حجم واردات بریتانیا به ایران در سالهای بعد به طور چشمگیری از صادرات ایران پیشی گرفت و در سال ۱۲۹۰ خورشیدی (۱۹۱۱ میلادی / ۱۳۳۰ قمری) به چهار میلیون لیره افزایش یافت.
در این میان، مظفرالدینشاه که بر اثر ابتلا به بیماری و وحشت از جنبشهای فکری و آزادیخواهانه عصر خود، اقامت در خارج از کشور را به ماندن در ایران ترجیح میداد، بار دیگر در بهار ۱۲۸۴ خورشیدی (آوریل ۱۹۰۵ میلادی / ۱۳۲۳ قمری) عازم سفر اروپا شد.
او ولیعهد خود «محمدعلی میرزا» را به نیابت سلطنت گماشت و در جریان این سفر که روسیه نیز درگیر جنگ با ژاپن در منچوریا بود، به نوشته «ناظمالاسلام کرمانی» در کتاب تاریخ بیداری ایرانیان، قرضه جدیدی را به طور محرمانه از دولت روس دریافت کرد تا چرخه وابستگی اقتصادی ایران کاملتر شود.
در روزگار معاصر نیز ماجرای علاقه یک رئیسجمهور به دریافت جایزه صلح، بیشباهت به این ماجرا نیست. دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا که بارها از تمایل خود برای دریافت جایزه نوبل صلح گفته بود، در مهرماه سال گذشته با اعطای این جایزه به «ماریا ماچادو»، رهبر اپوزیسیون ونزوئلا، از رسیدن به آرزویش بازماند؛ اما تنها دو ماه بعد، نخستین «جایزه صلح فیفا» را دریافت کرد؛ جایزهای ساختگی که برای نخستین بار به یک برنده اهدا شد.
ترامپ این جایزه را در مراسم قرعهکشی جام جهانی در واشنگتن دریافت کرد؛ جایزهای که روند ایجاد و انتخاب آن به دلیل نبود شفافیت، اعلامنشدن معیارها و نامزدها و بررسینشدن موضوع در شورای فیفا، با انتقادهایی روبهرو شد.
در پی اهدای جایزه صلح فوتبال به ترامپ، چند فدراسیون به رئیس فیفا شکایت کردند که: این جایزه را از کجا آوردید؟ قبلاً سابقه نداشت!
منبع: فارس
12308013
مهمترین اخبار وبگردی











