معدن طلای سینمای ایران که کمتر کسی از آن خبر دارد

در جهان، کمتر از ده، پانزده کشور را میتوان یافت که ظرفیت تولید انیمیشن سینمایی در سطح حرفهای را داشته باشند و ایران یکی از آنهاست.
خبرگزاری فارس _ گروه سینما: ایران یکی از معدود کشورهای جهان است که آثار انیمیشنسازانش بهطور مستمر در فهرست نامزدهای اسکار انیمیشن کوتاه قرار میگیرد. چه اینکه آثار ایرانی توانستهاند برای سه سال پیاپی در این فهرست حضور داشته باشند.
در جهان، کمتر از ده، پانزده کشور را میتوان یافت که ظرفیت تولید انیمیشن سینمایی در سطح حرفهای را داشته باشند و ایران یکی از آنهاست. آثاری مثل «فیلشاه»، «پسر دلفینی»، «بچهزرنگ» و نیز «آخرین داستان» به کارگردانی اشکان رهگذر که نماینده سینمای پویانمایی ایران در فهرست رقابتکنندگان اسکار ۲۰۲۰ بود، نشان دادند که انیماتورهای ایرانی میتوانند با آثار برتر جهانی رقابت کنند.
در همین حال، آمارها هم از رشد چشمگیر این صنعت خبر میدهند. از سال ۱۴۰۱ به بعد، انیمیشنهای سینمایی ایرانی بیش از هشت میلیون بلیت فروختند و حدود ۳۵۰ میلیارد تومان درآمد داشتند. سال ۱۴۰۴ هم فروش فیلمهای انیمیشن به حدود ۲۰۰ میلیارد تومان رسید. جالبتر اینکه استودیوهای ایرانی در همین سال حدود ۲۵ میلیون دلار از فروش خدمات خود به مشتریان خارجی درآمد داشتند. یعنی انیمیشن ایران، برخلاف خیلی از عرصههای فرهنگی، حتی ارزآوری هم میکند.
در همین راستا محمدامین همدانی، تهیهکننده و انیمیمشنساز در اظهارنظری جالب، انیمیشن را یک معدن طلای ناب توصیف میکند که بسیاری از ظرفیتهای آن بیخبرند.
شاید ماجرای انیمیشنهای لگویی کوتاهی که در جریان جنگ تحمیلی رمضان ساخته شدند و توانستند موج گستردهای از توجه و اقبال مخاطبان جهانی را به خود جلب کنند، یکی از آخرین دستاوردهای مهم این حوزه به شمار آیند. آثاری نافذ و قدرتمند که بدون سفارش نهادهای متولی و به صورت کاملا خودجوش تولید شدند و توانستند به سرعت فراگیر شوند. این تجربه موفق، نشان داد که انیمیشن ایران میتواند فراتر از سرگرمی، ظرفیتهای چشمگیری در مقیاس جهانی داشته باشد و به سلاحی راهبردی و تاکتیکی در میدان جنگ روایتها بدل شود.
با وجود این موفقیتها، ضعفهای ساختاری انیمیشن ایران را نمیتوان نادیده گرفت. در آسیبشناسی وضع کنونی این حوزه، باید گفت که یکی از مسائل موجود، اولویتبندی اشتباه است. در همین راستا ناصر جاهدنیا، مدیرعامل بنیاد ملی پویانمایی، در گفتوگویی به صراحت میگوید که مسئولین عرصه فرهنگ و هنر به ساختمان و تجهیزات اهمیت بیشتری میدهند تا به نیروی انسانی؛ نتیجه چنین نگاهی این است که بودجههایی که باید صرف تولید و حمایت از انیماتورها شود، خرج سختافزار میشود و در نهایت تولید کم و نیروی متخصص تضعیف میشود و گاه، حتی تصمیم به مهاجرت میگیرد.
مسئله دیگر به جایگاه نامناسب انیمیشن در بازار داخل مربوط است. طبق برآوردهای رسمی، بازار انیمیشن ایران در سال ۱۴۰۴ حدود صد همت بوده، اما تقریباً همه آن در اختیار محصولات خارجی قرار داشته است. شبکههای کودک تلویزیون مثل پویا و نهال با وجود محبوبیت، مجموعاً کمتر از چهار ساعت در روز پخش دارند و بخش زیادی از همین زمان هم به آثار خارجی و بازپخش اختصاص پیدا میکند. این وضعیت به این معناست انیمیشن ایرانی در خانه خود غریبه است.
چالش بعدی، فقدان یک صنعت منسجم است. اشکان رهگذر، کارگردان انیمیشن، میگوید موفقیتهای جهانی انیمیشنها بیشتر حاصل تلاش گروههای سازنده است، نه نتیجه سیاستگذاری نهادها. به گفته او، حتی در آموزش دانشگاهی هم کاستیهای جدی وجود دارد و استودیوها بیشتر مستقل و پراکنده کار میکنند. همین پراکندگی باعث میشود ظرفیتها هدر برود و انیمیشن ایران نتواند به یک «صنعت» واقعی بدل شود.
قانون برنامه هفتم توسعه، تولید ۷۳۰۰ ساعت انیمیشن را به عنوان یک تعیین کرده است، اما رسیدن به این هدف بدون تغییر نگاه از سختافزار به انسان و هدایت بودجه به سمت تولید و نیروی متخصص، پسگرفتن سهم بازار داخلی از محصولات خارجی و نیز تسهیل حضور بینالمللی و ساختارمند کردن تولیدات مشترک راهبردی با سایر کشورها ممکن نیست.
انیمیشن ایران ثابت کرده است که میتواند در سختترین شرایط هم آثار ارزشمندی را خلق کند و جهان را تحت تاثیر قرار دهد. اما این مسیر نمیتواند تا ابد بر دوش هنرمندانی باشد که خود نیز از وضعیت کنونی انیمیشن گلایهمندند و با مسائل و چالشهای متعددی دست و پنجه نرم میکنند. اگر مسئولین و سیاستگذاران عرصه فرهنگ و هنر، ارادهای برای تغییر وضعیت و رفع مسائل کنونی نداشته باشند، ممکن است استعدادی که امروز در حوزه انمیشین به چشم جهانیان آمده، فردا به خاطرهای دور بدل شود.
#رسانه
#سینما
#انیمیشن











