بیاعتمادی میان ایران و آمریکا به سطح بسیار بالایی رسیده است

باشگاه خبرنگاران جوان؛ آرزو رئوفیراد - سید رضی عمادی در گفتوگو با باشگاه خبرنگاران جوان گفت: مسئله این است که اکنون، بهخصوص جمهوری اسلامی ایران، مذاکره با آمریکا را بیفایده تلقی میکند؛ به این دلیل که میزان بیاعتمادی میان ایران و آمریکا به سطحی رسیده که عملاً امید به اجرا شدن هر نوع مذاکره و توافقی در سطح بسیار پایینی قرار دارد.
عمادی خاطرنشان کرد: در ماههای گذشته نیز شاهد برگزاری مذاکره میان ایران و آمریکا بودیم و حتی دیدیم آقای قالیباف و ونس مستقیماً مذاکره کردند، اما تفاهمنامه جنبه اجرایی پیدا نکرد. علل مختلفی وجود دارد که الزاماً به گفتوگو میان دو طرف محدود نیست، بلکه مجموعه عواملی در داخل دو کشور نیز وجود دارد. در آمریکا فشار بسیار زیادی به ترامپ و تیم او وارد شد که این تفاهمنامه از برجام نیز بدتر است و امتیازات بسیار زیادی به ایران داده شده است.
عمادی ادامه داد: با توجه به این فشار، تیم ترامپ به سمتی رفت که با کوچکترین رفتاری از سوی ایران، زیر تفاهمنامه بزند و آن را اجرایی نکند. در داخل ایران نیز، علیرغم اینکه این تفاهمنامه به نظر من امتیازات مستقلی برای ایران داشت، مخالفان بسیار جدی داشت. این میزان از مخالفت در حالی بود که تفاهمنامه روی کاغذ کاملاً به نفع جمهوری اسلامی ایران بود.
کارشناس مسائل بین الملل افزود: بنابراین وقتی درباره توافق، مذاکره و تفاهم صحبت میکنیم، الزاماً دو دولت نیستند که تأثیرگذار هستند، بلکه عوامل مختلفی وجود دارد؛ ولی به نظر من مهمترین مسئله، بیاعتمادی بسیار زیادی است که میان طرفین وجود دارد، بهخصوص از جانب جمهوری اسلامی ایران نسبت به آمریکا، چرا که ما دو بار حین مذاکره مورد تهاجم قرار گرفتیم.
این کارشناس درباره امکان مذاکره جدید گفت: در عالم سیاست هیچ چیزی بعید نیست و امکان مذاکره و توافق جدید همچنان وجود دارد، اما من معتقدم این امر بسیار سختتر از گذشته است؛ حتی سختتر از فضای پس از جنگ چهلروزه، با توجه به این که طرفین فعلاً درگیری و زد و خورد را بر هر نوع مذاکره و گفتوگویی ترجیح دادهاند.
عمادی درباره حمله به غیرنظامیان گفت: حمله به غیرنظامیان در کارنامه آمریکا زیاد دیده میشود؛ در جنگ ۱۲ روزه و جنگ ۴۰ روزه نیز موارد زیادی را دیدیم؛ از جمله حمله به مدرسه میناب که تعداد زیادی کودک در آن به شکل فجیعی به شهادت رسیدند. بعد از جنگ ۴۰ روزه نیز شاهد این موضوع بودیم و اخیراً هم حمله به مجلس عروسی در سیریک را شاهد بودیم؛ بنابراین آمریکاییها چنین رفتاری را مسبوق به سابقه دارند.
عمادی در باره اینکه آیا این اقدامات به معنای عبور از درگیری محدود است، گفت: همچنان نمیتوان با قطعیت درباره این موضوع صحبت کرد که طرفین از درگیری محدود عبور کردهاند.
جنگ فعلاً به شکل هدفمندی ادامه پیدا میکند
وی بیان کرد: آمریکاییها مناطق جنوبی کشور را هدف قرار میدهند، به این دلیل که مناطق جنوبی به هر حال مرتبط با تنگه هرمز است و معتقدند این موضوع با جنگ در دریاها ارتباط دارد. جمهوری اسلامی نیز همچنان پایگاههای آمریکا را به صورت هدفمند مورد حمله قرار میدهد.
عمادی تصریح کرد: فعلاً شاهد این شکل از جنگ هستیم و معتقدم این وضعیت تا انتخابات میاندورهای آمریکا ادامه خواهد داشت، اما بعد از انتخابات میاندورهای، بهخصوص تا ۲۰ ژانویه که کنگره جدید کار خود را آغاز کند، به نظر من شاهد یک جنگ پرشدت خواهیم بود. این اظهار نظر به معنای آن نیست که ایران و رژیم اسرائیل به سمت یک درگیری جدید حرکت نکنند. با توجه به تحولاتی که در لبنان وجود دارد و موقعیتی که نتانیاهو در انتخابات دارد، احتمال این که دوباره به جنگ روی بیاورد وجود دارد.
کشورهای عربی و وابستگی امنیتی به آمریکا
عمادی درباره موضع کشورهای همسایه نسبت به موضوع ایران گفت: کشورهای همسایه درباره جغرافیای خود اختیاری ندارند؛ این واقعیت را باید پذیرفت. یکی از دلایل این است که آنها امنیت خود را به پایگاههای آمریکایی و حمایت آمریکا گره زدهاند. حتی اگر در این جنگ ثابت شده باشد که این حمایت جنبه اجرایی پیدا نمیکند و آمریکاییها نمیتوانند از کشورهای عربی دفاع کنند و حتی این پایگاهها عامل ناامنی و تهدید علیه این کشورها محسوب شوند، باز هم حاکمان عربی توان یا حتی اراده لازم را ندارند که پایگاههای آمریکایی را از کشورهای خود خارج کنند.
کارشناس مسائل بین الملل ادامه داد: دلیل این موضوع آن است که خود این حاکمان بقای خود را به حمایت آمریکا وصل کردهاند و از سوی دیگر، به لحاظ روانی احساس میکنند حضور این پایگاهها میتواند امنیت بیشتری برای آنها ایجاد کند. نکته مهمتر این است که اساساً این کشورها توان ندارند به آمریکا بگویند پایگاههای خود را از کشور ما خارج کنید.
عمادی افزود: ما از لحاظ دیپلماتیک یا حقوقی باید به این کشورها فشار بیاوریم مبنی بر اینکه از خاک شما علیه ما تعرض و تهاجم صورت میگیرد و بنابراین ما نیز حق داریم در دفاع از حاکمیت خود، پایگاههای آمریکا در این کشورها را هدف قرار دهیم یا منافع آمریکا، که الزاماً هم منافع نظامی نیست و میتواند غیرنظامی باشد، در خاک این کشورها مورد هدف قرار گیرد.
وی تصریح کرد: اگر تهدید علیه ما جدیتر شود، ما این حق را داریم که علیه تمامیت ارضی این کشورها نیز اقدام کنیم، به این دلیل که خاک خود را در اختیار دشمن ما قرار دادهاند. به طور کلی، واقعیت امر این است که این کشورها از لحاظ امنیتی بسیار ضعیف هستند و از لحاظ سیاسی توان و اراده لازم را ندارند که از آمریکاییها بخواهند پایگاههای خود را خارج کنند.
میانجیگری کشورهای عربی و نقش چین
عمادی درباره میانجیگری کشورهای عربی گفت: کشورهای عربی در حال میانجیگری هستند تا جنگ تکرار نشود، اما این میانجیگری از روی خیرخواهی و صلح و امنیت برای منطقه یا از روی خیرخواهی برای اینکه ایران مورد تهاجم قرار نگیرد نیست، بلکه این میانجیگری به واسطه ناامنی و تهدیدی است که علیه این کشورها وجود دارد. آنها برای این که مورد هدف قرار نگیرند و جنگ به آنها تسری پیدا نکند، تلاش میکنند میانجیگری کنند، اما به نظرم ظرفیت میانجیگری کشورهای عربی با توجه به شدت تنشی که میان ایران و آمریکا اکنون وجود دارد، واقعاً متناسب نیست.
کارشناس مسائل بین الملل تصریح کرد: این کشورها پتانسیل و وزن لازم را برای میانجیگری میان ایران و آمریکا در حال حاضر ندارند.کشوری که میتواند اکنون میان ایران و آمریکا میانجیگری کند و طرفین را به میز مذاکره برگرداند یا از طرفین بخواهد به جنگ پایان دهند، یک قدرت بزرگ میتواند باشد؛ مانند چین؛ این کشور میتواند چنین درخواستی داشته باشد.
عمادی بیان کرد: کشورهای عربی از یک طرف ایران را تهدید خود میدانند و از تضعیف ایران استقبال میکنند و از طرف دیگر از این میترسند که امنیت خودشان دستخوش تغییر شود و دچار ناامنی شوند. این نگرانی نیز نگرانی درستی است، چرا که جمهوری اسلامی ایران تا امروز مدارا کرده و از گسترش تنش و درگیری جلوگیری کرده است، اما اگر آمریکاییها بخواهند تهدید را وجودی کنند و ادامه دهند، طبیعتاً جمهوری اسلامی نیز ضربات سنگینتری خواهد زد.
وی درباره اقداماتی که جمهوری اسلامی باید انجام دهد، گفت: آنچه جمهوری اسلامی باید انجام دهد این است که هزینه امنیتی و همچنین هزینه اقتصادی تداوم جنگ را برای کشورهای عربی بالا ببرد، با توجه به اینکه آمریکا در این کشورها سرمایه، منافع و پایگاه نظامی دارد.این کشورها باید مجاب شوند که آمریکا را تحت فشار قرار دهند تا به جنگ و درگیری پایان دهد. با این حال، من همچنان معتقدم کشورهای عربی وزن یک قدرت را ندارند و بازیگر درجه اول نیستند که آمریکاییها را مجاب کنند به جنگ با ایران خاتمه دهند.
کارشناس مسائل بین الملل تصریح کرد: این کشورها از توان لازم برای فشار بر آمریکا برخوردار نیستند، به واسطه وابستگیهای امنیتی که به آمریکا دارند، اما جمهوری اسلامی میتواند کشورهای عربی را تحت فشار قرار دهد و تهدیدها را نیز علیه آنها افزایش دهد، به نحوی که اقتصاد آنها تحت فشار قرار گیرد و آنها به این جمعبندی برسند که تداوم این جنگ و فرسایشی شدن آن، ضررهای هنگفتی برایشان در پی خواهد داشت.
مشروعیت جنگ آمریکا علیه ایران زیر سؤال است
عمادی درباره مشروعیت جنگ گفت: اساساً مشروعیت این جنگ زیر سؤال است. جنگ زمانی مشروع است که با مجوز نهادهای جهانی، یعنی شورای امنیت سازمان ملل متحد، اقدام شود؛ در غیر این صورت جنگ یکجانبه و غیرقانونی است و اساساً مشروعیتی ندارد.
وی تأکید کرد: چه به سیریک و مجلس عروسی حمله شود، چه به میناب حمله شود، چه رهبر یک کشور ترور شود، چه فرماندهان کشور ترور شوند و چه زیرساختهای نظامی هدف قرار گیرد، این جنگ به طور کلی جنگ مشروعی نیست. نمیتوان گفت فقط حمله به مجلس عروسی سبب شده جنگ غیرمشروع باشد؛ اساس این جنگ مشروع نیست و اساس این جنگ غیرقانونی است.
این کارشناش خاطرنشان کرد: درباره آمریکا با ادعای دفاع از خود مواجه نیستیم؛ آمریکا نمیگوید جنگ را برای دفاع از خود آغاز کرده است، چرا که جمهوری اسلامی اصلاً تهدیدی برای آنها نبوده و هیچ اقدامی علیه آنها انجام نداده است.
وی افزود: ادعای جمهوری اسلامی این است که آمریکا با هدف جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای اقدام نظامی انجام داده است. ما باید با اسناد و مدارک لازم اثبات کنیم که اساساً چنین ادعایی غلط است. بیش از دو دهه پس از حمله آمریکا به عراق نیز هیچ سندی منتشر نشده که نشاندهنده دستیابی عراق به سلاحهای کشتار جمعی باشد؛ بنابراین باید ثابت کنیم بحث سلاح هستهای و سلاحهای کشتار جمعی، ادعاهای تکراری آمریکا برای حمله علیه یک کشور است.
کارشناس مسائل بین الملل بیان کرد: این موارد سبب میشود مشروعیت جنگ زیر سؤال برود. جنگ زمانی مشروع است که آنچه ما انجام میدهیم دفاع از خود باشد؛ دفاع مشروط به اینکه مورد تهاجم قرار گرفته باشیم. آمریکاییها هیچگاه نه مورد تهاجم قرار گرفتند و نه از سوی جمهوری اسلامی مورد تهدید بودند، بنابراین دفاع از خود اساساً مبنای حقوقی و قانونی ندارد. ادعاهایی که درباره سلاح هستهای ایران مطرح میکنند نیز هیچگاه ثابت نشده و حتی در داخل آمریکا نیز این ادعا رد میشود.
کارشناس مسائل بین الملل ادامه داد: افرادی مطرح میکنند که جنگ میتواند به ایران فرصت دهد برای دستیابی به سلاح هستهای، اما ما به نظر من از این فرصت استفاده نکردیم و به این سمت نیز حرکت نکردیم، چرا که اساساً دستیابی به سلاح هستهای جایگاهی برای ما نداشته و در دکترین دفاعی ما مطرح نبوده است.
افکار عمومی و نظام جهانی؛ منافع در برابر اخلاق
سید رضی عمادی درباره واکنش افکار عمومی جهان گفت: باید میان افکار عمومی و نظام جهانی تمایز قائل شد. افکار عمومی در دنیا، هم در جنگ ۱۲ روزه و هم در جنگ ۴۰ روزه، به این جمعبندی رسید که جمهوری اسلامی مورد تجاوز و تهاجم قرار گرفته است؛ تجاوز و تهاجمی غیرقانونی. شاهد برگزاری تظاهراتی علیه این جنگ بودیم و امروز نیز به باور من افکار عمومی معتقد است اقدام آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه جمهوری اسلامی اقدامی غیرقانونی بوده است.
کارشناس مسائل بین الملل بیان کرد: افکار عمومی نسبت به رژیم صهیونیستی که تنفربرانگیز است و نسبت به آمریکا نیز با توجه به نوع رفتار رئیسجمهور آمریکا و همچنین سیاستهای جنگطلبانهای که علیه کشورهای دیگر دارد، از جمهوری اسلامی و ایران به شدت منفی است.
وی تأکید کرد: آمریکاییها دیگر جایگاه گذشته و قدرت نرم گذشته خود را ندارند و جنگ ایران این وضعیت را بدتر کرده است. متأسفانه نظام جهانی بر اساس انسانیت و اخلاق پیش نمیرود، بلکه بر اساس منافع و قدرت پیش میرود. مشاهده میکنیم که در اینجا کشورهای بسیار کمی حمله آمریکا به ایران را محکوم کردهاند، به دلیل اینکه تعارض و تضاد با آمریکا یا درافتادن با آمریکا را در راستای منافع خود نمیبینند.
12309031
مهمترین اخبار سیاسی











