از «علیالاصول» تا پایان خط توهم

امروز در بزنگاهی تاریخساز از تحولات منطقه و جهان و پس از ماهها تلاطم جنگ تحمیلی و آزمونهای سنگین، پیام فصلالخطاب ولی امر مسلمین جهان حضرت آیت الله امام سید مجتبی حسینی خامنه ای، به مناسبت روز ملی مبارزه با استکبار جهانی، حجت را بر همگان تمام کرد.
ما در معارف ناب الهی آموختهایم که جایگاه ولایت فقیه در عصر غیبت، استمرار صراط انبیای الهی است؛ چنانکه امام راحل عظیمالشأن و بزرگان معرفت با تمسک به حدیث شریف «عُلَماءُ أُمَّتی أَفضَلُ مِن أَنبِیاءِ بَنی إِسرائیل» فرمودهاند قلب علمای راستین امت، مهبط حقایق قرآن است. تجربهٔ نیمقرن اخیر پیش روی ماست: هر زمان امت و مسئولان، مطیع و تابع محض ولایت بوده اند، به اوج نصرت و عزت رسیدند و هرگاه دچار سستی و تردید در شنیدن کلام رهبری شدند، طعم تلخ هزیمت را چشیدند.
بنده اول خطابم به خود و سپس به مردم بصیر است؛ اما بیش از همه با مسئولان گرانقدرمان در دولت، مجلس شورای اسلامی و شورای عالی امنیت ملی سخن میگویم. ما خدمتگزار و حامی شما هستیم و زحمات شبانهروزیتان را برای خدمت و سامان معیشت پاس میداریم، اما وظیفهٔ شرعی امر به معروف و پاسداری از خون شهیدان حکم میکند که بخشی ازمتن تاریخی رهبر معظم انقلاب را بازخوانی کرده و دلالتهای راهبردی آن را به صراحت تبیین کنیم.
فراز اول: شکستن شاخ هژمونی در خلیج فارس و ابطال افسانهٔ استکبار
در بخشی از پیام راهبردی چنین تصریح شده است:
«اینک صحنهٔ خلیج فارس و خصوصاً تنگهٔ هرمز، همچنانکه بطلان افسانهٔ شکستناپذیری آمریکا را رقم زده است، ضعف و زبونی حکومتهایی را که به نیرویی جز ملت خویش اتکا میکنند و بیوفایی و عجز قدرتهای بزرگ از حفظ حکومتهای دستنشاندهشان را نشان میدهد. اعمال مدیریت ایران بر تنگهٔ هرمز و از بین بردن پایگاههای نظامی آمریکا در کشورهای منطقه—اگرچه عکسالعملی به تجاوز و جنایت آمریکا در جنگ تحمیلی بود—در عین حال جهادی ابتدایی علیه استکبار در ابعادی منطقهای محسوب شده که در صورت تکرار تعدیات، ابعاد بسیار وسیعتری به خود خواهد گرفت…»
این عبارات، فراتر از یک گزارهٔ نظامی، اعلان دکترین تمدنی انقلاب اسلامی در جهان پس از هژمونی غرب است. ما تنگه هرمز را نبستیم مگر آنکه استکبار جهانی در امتداد جنگ تحمیلیِ سوم دست به تجاوز زد؛ اما مدیریت مقتدرانهٔ ایران بر این آبراههٔ حیاتی و انهدام سرپلهای نظامی آمریکا، نشان داد شاخ این اژدهای استکباری به دست غیورمردان سپاه، ارتش و بسیج شکسته است. پیام روشن این صحنه به حکام مرتجع و وادادهٔ منطقه—از آلسعود تا سران سازشکار خلیج فارس—این است که تکیه بر قدرتی که ترامپها آن را صرفاً «گاو شیرده» میدانند و برای قربانی کردنش لحظهای درنگ نمیکنند، حاصلی جز تباهی ندارد. این فتحالفتوح، طلیعهٔ نظم جدید جهانی و بستر ظهور عدالت موعود است؛ زیرا سنت تخلفناپذیر الهی جاری گشته که: «إِنَّ الْبَاطِلَ کَانَ زَهُوقًا».
فراز دوم: ابطال توهم دیپلماسی التماسی؛ رمزگشایی از مفهوم «علیالاصول»
در فراز دیگری از این پیام الهی، هشدار صریحی در باب خطای محاسباتی در سیاست خارجی آمده است:
«اگر هنوز کسانی هستند که اندک امیدی به تغییر رفتار یا جابهجاییهای حزبی و جناحی در نظام سلطه دارند و یا تصور میکنند با امتیاز دادن به آمریکا میتوانند او را از دشمنی با ملت ایران منصرف کنند، سخت در اشتباهند. این تصور باطل، ناسپاسی نسبت به فتوحات عظیمی است که ملت مسلمان ایران در سایهٔ توکل و استقامت و مجاهدت به دست آورده است. آرزوی شیطان بزرگ، تسلیم بیقید و شرط ملت ایران است و کمترین گرایش تسلیمآمیز به دشمن سلطهگر، سرمایهٔ عظیمی را که به برکت خون شهدا و فداکاری آحاد ملت به دست آمده بر باد خواهد داد و دشمن مستکبر را برای زیادهخواهی بیشتر و جسارتهای بعدی جریتر خواهد کرد.»
اینجا نقطهٔ اتمامحجت است. آن روزهایی که با توجیهات مبهم بر «علیالاصول»، خطوط قرمز را توجیه میکردند و دم از تنشزدایی با شیطان بزرگ میزدند، تجربه شد. امروز ماهیت آن توهم آشکار شده است. جابهجایی احزاب در هیئت حاکمهٔ آمریکا (دموکرات یا جمهوریخواه) توهمی بیش نیست؛ هر دو تیغههای یک قیچی برای بریدن رگ استقلال ایران اسلامیاند.
منطق استکبار منطق گرگ و درنده در بیابان است؛ اگر سستی نشان دهی و بوی ترس و کرنش استشمام کند، تا گلوی تو را ندرد بازنمیایستد، اما اگر سینه سپر کنی و با صلابت بایستی، فرار را بر قرار ترجیح میدهد. هشت ماه است در این کشاکش، ثابت شده که امتیاز دادن، دشمن را نه قانع، بلکه جریتر میکند. برگشتن به میز فریب و حراج گذاشتن دستاوردهای مقاومت، ناسپاسیِ آشکار در محضر خون سرداران شهیدی چون حاج قاسم سلیمانی، شهید سلامی و شهید تنگسیری است.
فراز سوم: دکترین «ایران هرچه قویتر»؛ اقتدار هستهای، ناموس ملت و ضامن امنیت
پیام رهبری مسیر نجات و نقطهٔ پایان طمع دشمن را با شفافیت ترسیم مینماید:
«تنها راه رسیدن به نقطهٔ بازدارندگی مطلق، استمرار راهبرد “ایران هرچه قویتر” در مسیر پیشرفت همهجانبه بوده و یکپارچگی، وحدت و انسجام اجتماعی، عنصر اصلی موفقیت در این مسیر میباشد…»
بازدارندگی مطلق با لبخند و تعهدات کاغذی ساخته نمیشود؛ با بنیانهای اقتدار واقعی بنا میگردد. در جهان پر از درندهخویی مدرن، انرژی هستهای و اورانیوم غنیشده خط مقدم بازدارندگی ماست؛ انرژی هستهای ناموس ملت ایران است. دشمن مستکبر دقیقاً از همین ذخایر راهبردی و از همین توان بازدارنده هراس دارد و اگر این قدرت نبود، لحظهای برای تبدیل ایران به سوریهای ویران درنگ نمیکرد.
مطالبهٔ صریح و نخبگانی امت از مسئولان این است: ما سلاح علم، تقوا، پهپادهای نقطهزن و موشکهای قارهپیمایی میخواهیم که پایتختهای مستکبران را در صورت هرگونه حماقت زیر سایهٔ تهدید قطعی قرار دهد. منطق اسلام اقتضا میکند که پاسخ هر سطحی از تجاوز، کوبندهتر داده شود؛ همانگونه که فرمودند اگر دست از پا خطا کنند، مراکز حیاتی نظام سلطه با خاک یکسان خواهد شد.
فراز چهارم: مسئولیت مسئولان و میثاق ملی جوانان برای فتح قلهها
پیام ولی امر، تکلیف داخلی حاکمیت و ملت را در یک توازن دقیق مشخص میکند:
«در این زمینه، همچنانکه حمایتهای ملت از مسئولان امری لازم میباشد، استمرار و ارتقای توجه مسئولان به خدمت مضاعف و جهادی، صمیمیت با مردم و تأمین معیشت و آسایش و رشد مادی و معنوی و حفظ عزت و استقلال آنان نیز دارای اهمیت است. قشر پیشرو برای ساختن آیندهٔ روشن و شکوهمند ایران عزیز، جوانان، دانشجویان و دانشآموزانمان هستند که میبایست بهصورت مستمر در پی تسخیر و ویرانسازی لانهٔ تاریک یأس و ناامیدی و “نشدنها”، و فتح خانهٔ روشن امید و “ما میتوانیم” باشند. لازمهٔ این مأموریت، ورزیدگی فوقالعاده، مجهز شدن به انواع سلاحهای علم، تقوا، مهارت، اخلاق، اراده، تلاش فوقالعاده و همعهدی برای رسیدن به اهداف ولایت است.»
اینجانب به عنوان خادمی کوچک تأکید میکنم: ما با تمام وجود وحدت و انسجام ملی را حفظ میکنیم و پشتیبان دولتمردان و ارکان خدمتگزار کشور هستیم. مسئولان نیز باید با روحیهٔ انقلابی به کار شبانهروزی برای سفره و معیشت مردم بپردازند تا اثرات جنگ و تورم خنثی شود. اما در ساحت سیاستهای کلان امنیتی، تبعیت از فرمان ولی فقیه مطلق و تخلف از آن، هم از منظر فقهی و هم سیاسی، خسارتبار و خط قرمز است.
سخن پایانی
دوران تحلیل های مبهم واژه «علیالاصول» به پایان رسیده است؛ مسیر آینده نه در دالانهای سازش، بلکه در دستان پرتوان نسل جوان مؤمن، نخبگان دانشگاهی و نیروهای مسلحی رقم میخورد که بیرق «ما میتوانیم» را بر فراز قلههای عزت برافراشتهاند. امروز نشانههای افول آمریکا، اضمحلال رژیم صهیونیستی و خیزش جبههٔ مقاومت در یمن و منطقه از هر زمانی روشنتر است:
«إِنَّهُمْ یَرَوْنَهُ بَعِیدًا وَنَرَاهُ قَرِیبًا»











