راز دلدادگی حاجقاسم به حضرتزهرا(س)؛ از اروند تا بیتالزهرا

ارادت حاجقاسم به حضرت زهرا(س)، حکایت فرماندهای است که در سختترین لحظات دفاع مقدس، رزمندگان را به توسل به بانوی دو عالم فرا میخواند و سالها بعد، خانهاش را وقف روضهای کرد تا چراغ عزاداری آن حضرت، حتی پس از او، روشن بماند.
خبرگزاری فارس ـ کرمان: برای حاج قاسم، توسل به اهلبیت(علیهمالسلام) تنها زمزمهای در خلوت نبود؛ این باور در میدان نبرد، در لحظات دشوار عملیات و در زندگی شخصی او حضوری پررنگ داشت. روایت عبور غواصان لشکر ۴۱ ثارالله از اروند در عملیات والفجر ۸، یکی از خاطراتی است که عمق این ارادت را نشان میدهد؛ روایتی که سالها بعد، در بیتالزهرای کرمان، شکل دیگری به خود گرفت.
عملیات والفجر ۸ در بهمنماه ۱۳۶۴، یکی از عملیاتهای دشوار دفاع مقدس بود. غواصان لشکر ۴۱ ثارالله باید از اروند میگذشتند؛ رودخانهای با جریانهای نیرومند که تلاطم آن میتوانست عبور نیروها را با خطری جدی روبهرو کند.
در خاطرهای که حجتالاسلام علی شیرازی، همراه و همرزم چندینساله حاجقاسم، روایت کرده است، ماجرا از تماس بیسیمی شهید حاجاحمد امینی، فرمانده گردان ۴۱۰ غواصان لشکر ثارالله، آغاز میشود. امینی که با نیروهایش برای عبور از اروند آماده بود، به حاجقاسم خبر داد، سرعت و شدت جریان آب بهاندازهای است که غواصان بهسختی میتوانند از رودخانه بگذرند و احتمال دارد آب آنها را با خود ببرد.
پاسخ حاجقاسم، تنها یک دستور نظامی نبود؛ او رزمندگان را به توسل فراخواند و از امینی خواست آب اروند را ده مرتبه به حضرت فاطمه زهرا(س) قسم بدهد و با اطمینان به آب بزنند.
امینی نیز همین کار را انجام داد و غواصان دل به آب زدند؛ عبوری که در خاطرات آن عملیات، با نام و توسل به حضرت زهرا(س) گره خورده است.
اما ماجرا با رسیدن به آن سوی رودخانه پایان نیافت. پیش روی رزمندگان، آتش سنگین دشمن و خاکریزی قرار داشت که عبور از آن نیز دشوار به نظر میرسید. در ادامه همین روایت، رزمندگان برای گذشتن از این مانع هم به حضرت زهرا(س) متوسل شدند و توانستند از زیر آتش دشمن عبور کنند.
برای حاجقاسم، این اتفاقها تنها خاطراتی از یک عملیات نبود؛ او باور داشت که در میدانهای دشوار، باید دست یاری به سوی اهلبیت(علیهمالسلام) دراز کرد. چنانکه علی شیرازی از زبان او نقل کرده است: «حاج قاسم یقین داشت که فرمانده، حضرت زهرا(س) است. هیچجایی نگفت که من فرماندهام.»
دلدادگی حاجقاسم به حضرت زهرا(س) فقط به شب عملیات والفجر ۸ و عبور از اروند محدود نبود. او از حضور و محبت مادرانه آن حضرت در لحظات سخت جنگ سخن میگفت؛ از جایی که رزمندگان در محاصره خطر بودند و خانوادههایشان کیلومترها دورتر، چشمانتظار بازگشت آنها میماندند.
از او نقل شده است: «من محبت مادری او را در هور دیدم، در غرب کانال ماهی دیدم، در وسط میدان مین دیدم؛ وقتی شما مادرها نبودید و بچههایتان در خون دست و پا میزدند، او را دیدم».
این کلمات، تصویری از باور قلبی فرماندهای ترسیم میکند که در کنار تدبیر و مسوولیت فرماندهی، تکیهگاهی معنوی برای خود و رزمندگانش میشناخت. در روایتهای مربوط به حاجقاسم، نام حضرت زهرا(س) بارها در کنار خاطرات اروند، هور، شلمچه و دیگر میدانهای دشوار دفاع مقدس دیده میشود؛ نشانهای از پیوندی که با پایان جنگ نیز از زندگی او جدا نشد.
سالها پس از پایان دفاع مقدس، ارادت حاجقاسم به حضرت زهرا(س) همچنان در زندگی شخصی او جاری بود. او در کنار مسوولیتهای سنگین، برای برگزاری مراسم مذهبی و حضور در محافل روضه اهمیت ویژهای قائل بود؛ جلساتی که در آنها خبری از جایگاه رسمی و هیبت فرماندهی نبود و او نیز همچون دیگر ارادتمندان، در سوگ اهلبیت(علیهمالسلام) مینشست.
این دلبستگی سرانجام در تصمیمی ماندگار جلوه کرد؛ اختصاص خانه شخصیاش در کرمان به برگزاری مراسم عزاداری حضرت زهرا(س). خانهای که قرار نبود به نام صاحبش شناخته شود، بلکه باید نام بانوی دو عالم را بر پیشانی خود داشته باشد.
بیتالزهرا(س) در کرمان، روایت دیگری از دلدادگی حاجقاسم است؛ خانهای که آن را برای برگزاری مراسم عزاداری حضرت زهرا(س) اختصاص داد تا این محفل پس از او نیز برقرار بماند.
هنگام ساخت این مکان در سال ۱۳۹۴، بر یک نکته تأکید داشت؛ مردم نباید آنجا را خانه حاجقاسم بدانند، بلکه باید آن را خانه حضرت زهرا(س) بشناسند. از او نقل شده است: «به مردم نگویید اینجا خانه حاج قاسم است، اینجا خانه حضرت زهرا(س) است».
این تأکید، با منش او در میدان نبرد همخوانی داشت؛ همانطور که در روایت اروند، خود را فرمانده اصلی نمیدانست و از یاری حضرت زهرا(س) سخن میگفت، در زندگی شخصی نیز نمیخواست نام خودش بر محفل عزاداری آن حضرت غلبه کند.
حاجقاسم در این خانه فقط میزبان نبود؛ خود را خادم روضه میدانست و خدمت در این محفل را افتخار میشمرد. از او نقل شده است: «افتخارم این است خادم روضه حضرت زهرا(س) باشم».
برگزاری مراسم در ایام فاطمیه و اختصاص این خانه به عزاداری، جلوهای از همان ارادتی بود که سالها پیش در سنگرهای جنگ و در عبور دشوار از اروند خود را نشان داده بود. با این تفاوت که آنجا، رزمندگان برای عبور از رودخانهای خروشان به نام حضرت زهرا(س) توسل میجستند و اینجا، خانهای برای زندهماندن یاد و نام ایشان برپا شده بود.
از اروند تا بیتالزهرا، خاطرات حاجقاسم از حضرت فاطمه زهرا(س)، روایتی پیوسته از یک باور قلبی است؛ باوری که در لحظات سرنوشتساز عملیات والفجر ۸، در میان امواج خروشان رودخانه و زیر آتش دشمن، به رزمندگان امید میداد و سالها بعد، در خانهای به نام حضرت زهرا(س) ادامه یافت.
حاجقاسم در میدان جنگ، رزمندگان را به توسل فرا میخواند و در زندگی شخصی، خانهاش را به محفل عزاداری آن حضرت اختصاص داد. از فرمانی که در کنار اروند با نام حضرت زهرا(س) همراه شد تا تأکید بر اینکه خانه باید به نام ایشان شناخته شود، یک معنا باقی میماند: او میخواست نام خودش در حاشیه بماند و نام بانوی دو عالم در متن زندگی و خاطراتش جاری باشد.
بعضی آدمها خانه میسازند تا نامشان بر سردر آن بماند؛ حاجقاسم خانهای ساخت تا نام حضرت زهرا(س) بر آن بماند. شاید راز ماندگاری او همینجا باشد؛ در روزگاری که بسیاری برای ثبت نام خود تلاش میکنند، او میخواست خادم بماند، نه صاحب مجلس؛ میخواست خانهاش پناه روضه باشد، نه نشانی از خودش.
حاجقاسم رفت، اما خانهای بهجا گذاشت که هر بار چراغ روضهاش روشن میشود، حقیقتی را به یاد میآورد؛ ماندگاری به بزرگی نامی نیست که از خودت بهجا میگذاری، به عشقی است که بعد از رفتنت، هنوز در خانهها روشن میماند.
#حاج_قاسم #انتقام
#حضرت_زهرا #کرمان
#جنگ #ایران_قوی
http://farsnews.ir/Bahador313/1792761045396840943
http://farsnews.ir/Bahador313/1792674383292067860
http://farsnews.ir/Bahador313/1792588545250719071











