پروژه جنوب شرق؛ ترور، ناامنی و جنگ

باشگاه خبرنگاران جوان - هفت ماه است که از شروع جنگ تحمیلی علیه ایران میگذرد. آمریکا که جنگ را شروع کرد، هدفش سقوط نظام در چند روز، یا در بدترین حالت در چند هفته بود. اما واقعیت نشان داد که محاسبات سران ایالات متحده در مورد ایران درست نبوده، و اکنون خسارتهای سنگینی را در پی این جنگ تحمل میکنند.
جدای از خسارتهای نظامی و ضربات کوبندهای که نیروهای مسلح ایران به مواضع آمریکا در منطقه وارد کردند، فشار اقتصادی و سیاسی بیسابقهای بر آمریکا و دولت ترامپ در حال وارد آمدن است.
سران آمریکایی، با توجه به جنگ دوازده روزه و حوادث دیماه ۱۴۰۴ و البته دعواهای داخلی و ضعفهای اقتصادی، اینطور حساب کرده بودند که نظام جمهوری اسلامی سرمایه اجتماعیاش را از دست داده و در شکنندهترین حالت ممکن قرار دارد.
به باور آنها جمهوری اسلامی به حدی ضعیف شده بود که با یک حرکت نظامی، از درون و بهوسیله خود مردم سرنگون میشد. اتفاقا مردم هم به خیابان آمدند، اما درست برخلاف محاسبات آمریکاییها، در حمایت از نظام و در مخالفت با جنگ و ترور آمریکایی-اسرائیلی و طلب انتقام خون رهبر شهیدشان.
حالا دوباره جبهه آمریکایی-اسرائیلی دست به طراحی نقشه جدید زده تا بتواند وجههای پیروزمندانه بگیرد و تا جای ممکن اهدافش را تامین کند. نقشهای که اینبار با آشوب و اغتشاش و ناامنی درون ایران همراه است. قرار است این بار ابتدا آشوبها به راه بیفتند و درگیری و ناامنی به وجود بیاورند و سپس، زمانی که دستگاههای امنیتی و اطلاعاتی و نظامی درگیر این موضوع هستند، حملات خارجی هم آغاز شود و نظام را در معرض فروپاشی قرار دهد؛ یا حداقل وادار به تسلیم و تغییر رویه کند.
تحرکات اخیر در استان سیستان و بلوچستان را هم میتوان از این منظر دید. افزایش تعداد عملیاتهای تروریستی، کشف حجم زیادی از سلاحهای غیرقانونی، انهدام هستههای عملیاتی و خانههای تیمی، همه نشاندهنده یک تقابل اطلاعاتی و امنیتی گسترده است؛ امری که نشان میدهد طرف مقابل سعی دارد با استفاده از شکافهای قومی-مذهبی و کمبودها و ضعفهای موجود در این منطقه، زمینهای برای اجرای طراحیهای مورد نظرش فراهم کند. در جریان دو جنگ اخیر، تحرکات و اقداماتی برای فعال کردن گروههای تجزیهطلب وجود داشت که با آمادگی نیروهای امنیتی، به سرانجام نرسید.
استان سیستان و بلوچستان به دلیل فاصله زیاد از پایتخت، ویژگیهای جغرافیایی خاص، وجود گروههای گوناگون مذهبی و قومی با جمعیت زیاد، عدم کنترل مرز پاکستان، محرومیتهای اقتصادی و فرهنگی، بستر بسیار مساعدی برای ایجاد ناامنی و وارد کردن سلاح و نیروهای آموزشدیده است. اوایل پیروزی انقلاب اسلامی نیز تلاشهایی برای به آشوب کشیدن این منطقه و ایجاد درگیری - مانند کردستان و گنبدکاووس - انجام شد؛ اما با هوشیاری مردم محلی، ائمه اهل سنت به خصوص مولوی عبدالعزیز و نیروهای نظامی و امنیتی، این تلاشها راه به جایی نبرد.
امروز هم ایران در موقعیت بسیار خطیری قرار دارد و هرگونه غفلتی موجب خسارتهای جبرانناپذیر میشود. پس امروز باید حداکثر هوشیاری را حفظ کرد، تحرکات را به شدت زیر نظر داشت و مانع از هرگونه وحدتشکنی و ایجاد اختلاف شد تا بهانهای به دست دشمن داده نشود. تقویت نیروهای مستقر در این منطقه، از نظر کیفی و کمی ضروری است و تلاش برای کنترل بیشتر مرز زمینی و دریایی، در کنار تعامل با مقامات پاکستانی و تلاش برای نابودی گروههای مخرب، مانع از تحقق نقشههای شوم دشمنان این سرزمین میشود.
نویسنده: حسن آببخش - فعال رسانه










