آقای مرعشی تا کجا عقبنشینی کنیم و امتیاز بدهیم؟

اظهارات حسین مرعشی درباره ضرورت پرهیز از هرگونه ریسک برای جلوگیری از جنگ احتمالی سوم، این پرسش را مطرح کرده که عقبنشینی تا کجا میتواند مانع جنگ شود و ایران در برابر محدودیتهای احتمالی چه دستاورد و تضمینی دریافت خواهد کرد؟
گروه سیاسی خبرگزاری فارس: حسین مرعشی، دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی، در اظهارات اخیر خود به خطاب رئیسجمهور، رئیس مجلس، دبیر شورای عالی امنیت ملی و فرماندهان سپاه تاکید کرد که برای جلوگیری از وقوع جنگ احتمالی سوم، «مطلقاً حق ندارند هیچ ریسکی را بپذیرند» و باید هر تدبیر سیاسی و نظامی و هر عقبنشینی تاکتیکی لازم را انجام دهند!
این اظهارات مرعشی انتقادات بسیاری را به دنبال داشت و برخی از منتقدان پرسیدند که آیا پرهیز از جنگ به معنای پذیرش هر میزان عقبنشینی و دادن هر امتیازی است؟ اگر قرار باشد ایران برای کاهش احتمال درگیری، امتیازهای بیشتری واگذار کند، چه تضمینی وجود دارد که طرف مقابل به مطالبه امتیازهای تازه روی نیاورد؟ و مهمتر از همه، اگر محدودیتهای جدیدی در حوزه هستهای پذیرفته شود، دستاورد متقابل ایران چه خواهد بود؟
مرز عقبنشینی کجاست؟
منتقدان رویکرد حسین مرعشی میپرسند وقتی او تأکید میکند مسئولان برای جلوگیری از جنگ سوم «مطلقاً حق ندارند هیچ ریسکی را بپذیرند» و باید هر عقبنشینی تاکتیکی لازم را انجام دهند، حدود این عقبنشینی دقیقاً کجاست؟ آیا این توصیه به معنای آن است که فرماندهان نظامی باید از محاسبه هزینههای دفاعی خود صرفنظر کنند یا اینکه تمام ظرفیتهای راهبردی کشور باید در مسیر توافق واگذار شود؟
از نگاه منتقدان، میان دفاع از کشور و تلاش دیپلماتیک برای جلوگیری از جنگ، تعارضی ضروری وجود ندارد؛ اما اگر قرار است امتیازهای بیشتری در حوزه هستهای، موشکی یا منطقهای مطرح شود، باید مشخص باشد که طرف مقابل در برابر آن چه امتیاز ملموسی میدهد و چه تضمینی برای جلوگیری از تکرار تهدیدها وجود دارد.
پرسش دیگر این است که اگر محدودیتهای تازه پذیرفته شود، اما تحریمها ادامه یابد یا تهدید نظامی دوباره تکرار شود، مسئولیت این محاسبه بر عهده چه کسی خواهد بود؟ منتقدان معتقدند نمیتوان هزینه تصمیمهای راهبردی را صرفاً با وعده کاهش تنش توجیه کرد؛ همانطور که نمیتوان خطر جنگ را نادیده گرفت.
مرعشی در چه جایگاهی قرار دارد که به مسئولان عالی کشور هشدار میدهد
اظهارات مرعشی و نحوه خطاب قرار دادن مسئولان عالی کشور با انتقادات بسیاری مواجه شده است. منتقدان این رویکرد معتقدند که مرعشی عملا رئیس جمهور و دبیر شورای عالی امنیت ملی و مقامات کشور را تهدید میکند.
احمدعلی مقدم، کارشناس مسائل سیاسی، با انتقاد از لحن اظهارات مرعشی این پرسش را مطرح کند که آقای مرعشی در چه جایگاهی قرار دارد که به مسئولان عالی کشور هشدار میدهد و از آنان میخواهد برای جلوگیری از جنگ، هیچ ریسکی نپذیرند و هر عقبنشینی تاکتیکی را انجام دهند؟
ایران مهمتر است؛ اما چگونه باید از ایران حفاظت کرد؟
مرعشی در بخش دیگری از اظهارات خود تأکید کرده است که ایران از غنیسازی و حفظ دستاوردهای هستهای مهمتر است.
سیدمحمد تقوی استاد دانشگاه در واکنش به چنین رویکریدی میگوید که جریانات اصلاح طلب توانایی بسیار بالایی در ایجاد دوقطبی دارند، اینکه غنی سازی را در مقابل ایران، معیشت را در مقابل مذاکره و ... بگذارند.
وی تاکید میکند: غنیسازی تنها یک موضوع فنی نیست؛ بلکه با ظرفیت علمی و صنعتی، حقوق هستهای ایران، موقعیت چانهزنی در مذاکرات و محاسبات امنیتی مرتبط است. ازاینرو، هرگونه تصمیم درباره محدودیت آن باید با ارزیابی دقیق پیامدها و بررسی امتیازهای متقابل همراه باشد. اگر ایران محدودیت تازهای را در حوزه غنیسازی بپذیرد، در مقابل چه چیزی دریافت خواهد کرد؟ رفع مؤثر و پایدار تحریمها؟ تضمینهای معتبر برای جلوگیری از حمله؟ تعهدات روشن و قابل راستیآزمایی؟ یا صرفاً وعدههایی سیاسی که اجرای آنها به اراده طرف مقابل وابسته است؟
این استاد دانشگاه تاکید میکند که این پرسشها مخالفت با مذاکره یا نفی هرگونه توافق نیست؛ بلکه مطالبهای درباره منطق توافق است. توافقی که تعهدات یک طرف در آن روشن و قابل سنجش باشد، اما منافع طرف دیگر به وعدههایی غیرقابل تضمین وابسته بماند، نمیتواند بهتنهایی مبنای اطمینان پایدار قرار گیرد.
از تجربه برجام تا مذاکرات اسلام آباد؛ تضمینها کجاست؟
تجربه برجام یکی از مهمترین موضوعاتی است که در ارزیابی پیشنهادهای جدید برای محدودیتهای هستهای باید مورد توجه قرار گیرد. ایران در چارچوب این توافق، محدودیتهایی را در برنامه هستهای خود پذیرفت و تعهداتی را اجرا کرد؛ اما خروج آمریکا از توافق و بازگشت تحریمهای گسترده، آسیبپذیری توافق در برابر تغییر سیاست طرف مقابل را آشکار کرد.
درس این تجربه آن نیست که مذاکره بیفایده است یا هر توافقی محکوم به شکست خواهد بود؛ بلکه این است که تعهدات متقابل باید بهگونهای طراحی شوند که منافع حاصل از توافق، تا حد امکان قابل تحقق و پایدار باشند. صرف امضای توافق، بدون سازوکارهای مؤثر برای اجرای تعهدات و مدیریت نقض احتمالی آن، برای تأمین منافع ملی کافی نیست.
در مذاکرات جدید نیز پرسش تحلیلگران و کارشناسان بسیاری همین است که اگر ایران امتیازی بدهد، چه تضمینی وجود دارد که طرف مقابل به تعهدات خود پایبند بماند؟ اگر تحریمها دوباره اعمال شوند یا توافق نقض شود، چه ابزار مؤثری برای جلوگیری از تکرار تجربه گذشته وجود خواهد داشت؟
این پرسشها بهویژه زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکنند که طرف مقابل در میانه مذاکرات به کشور ما حمله کرده است.
عقبنشینی تا کجا؟
یکی از سوالهای مهم منتقدان از مرعشی و جریانات اصلاحطلب این است دقیقاً تا کجا باید عقبنشینی کنیم تا طرف مقابل رضایت دهد؟ آیا هر بار که تهدید نظامی افزایش پیدا میکند، باید محدودیت تازهای پذیرفت؟ آیا قرار است هر آنچه در اختیار داریم واگذار کنیم تا صرفاً احتمال جنگ کاهش یابد؟ و اگر پس از این امتیازها، مطالبه جدیدی مطرح شود، راهبرد کشور چه خواهد بود؟
منطق بازدارندگی اقتضا میکند که طرف مقابل در محاسبات خود، هزینه تهدید و استفاده از زور را نیز در نظر بگیرد. اگر این تصور شکل بگیرد که افزایش فشار الزاماً به امتیاز بیشتر منجر میشود، این احتمال وجود دارد که تهدید به ابزاری تکرارشونده برای پیشبرد مطالبات تبدیل شود. البته این به معنای آن نیست که هرگونه انعطاف، نشانه ضعف است؛ معیار، نتیجه واقعی آن و میزان تأمین منافع کشور است.
هزینه محاسبه اشتباه را چه کسی میپردازد؟
یکی دیگر از سوالاتی که مطرح میشود این است که اگر تصمیمگیران با این فرض که امتیازدهی بیشتر مانع جنگ میشود، محدودیتهای تازهای را بپذیرند، چه ضمانتی وجود دارد که این اقدام رفتار طرف مقابل را تغییر خواهد داد؟ و اگر این محاسبه اشتباه از آب درآید، چه کسی مسئول هزینههای آن خواهد بود؟
پاسخ به این پرسشها نیازمند بررسی واقعبینانه احتمال درگیری، اعتبار تضمینهای خارجی، آثار اقتصادی توافق و پیامدهای بلندمدت هر تصمیم است. تصمیمگیری مسئولانه، نه بر پایه خوشبینی بیپشتوانه به وعدههای طرف مقابل شکل میگیرد و نه با نادیدهگرفتن خطرهای ناشی از تقابل.
#مرعشی
#جنگ











