پشتپرده یک استعفای مشکوک در مجلس

کودکی ۳ساله که به چاه انداخته شد، ۱۴ کشته و ۱۸ زخمیِ رو به مرگ؛ اینها آمار یک جنایت هولناک در ابراهیمآباد بود که در اردیبهشت ۱۲۸۶ (۱۱۹ سال قبل) صحن بهارستان را افشا کرد. هیچکس نمیدانست نخ تمام این کشتارها و آشوبها در دست صدراعظمی است که با سوگند وفاداری آمد اما تنها هدفش متلاشی کردن مشروطه از درون بود.
خبرگزاری فارس_گروه تاریخ: کودکی سهساله که به درون چاه انداخته شد، ۱۴ کشته و ۱۸ زخمیِ رو به مرگ و تجاوز به زنان؛ اینها خطبهخط تلگرافی بودند که در نشست روز سهشنبه ۹ اردیبهشت ۱۲۸۶ (۱۹ ربیعالاول ۱۳۲۵) صحن مجلس شورای ملی را به لرزه درآورد.
فریاد دادخواهی نمایندگان اراک، قم، شیراز و ساوه فضای بهارستان را پر کرده بود و همگی یک صدا میپرسیدند: «اگر توان جلوگیری از این بیدادگریها را نداریم، ثمر نشستن ما در اینجا و حرف زدن چیست؟» اما پشت این آشوبهای خونین، نبرد پنهانی سیاسی جریان داشت که تمام آن در دست یک نفر بود: میرزا علی اصغرخان اتابک (امینالسلطان)، صدراعظم وقت که با سوگندهای دروغین به مشروطه بازگشته بود تا آن را از درون ویران کند.
محمدعلی شاه قاجار که در تقابل مستقیم با آزادیخواهان شکست خورده بود، اتابک را از تبعید فراخواند تا با سناریویی پیچیده بساط مشروطه را جمع کند.
صدراعظم با سه هدف روی کار آمد؛ دستنشاندگان محلی را به سرکوب مردم برانگیزد، میان علمای مذهبی تفرقه بیندازد و سران مؤثر مجلس را با تطمیع و فریب به استعفا بکشاند.
در همان اردیبهشت ۱۲۸۶، جنایتهای سازمانیافته در سراسر کشور شدت گرفت. در اراک، حاجی آقا محسن مجتهد با ارسال چند هزار سوار به ابراهیمآباد، خانه آزادیخواهان را تاراج کرد و بازارها را به زور بست. در قم، متولیباشی با تشکیل دستههای مسلح مانع فعالیت انجمنهای مردمی میشد.
در شیراز، قوامالملک و پسرانش مسجد نو را به پایگاه نظامی تبدیل کردند تا با انجمن اسلامی شیراز بجنگند و در ساوه نیز بالکونیک، فرمانده روسی قزاقخانه، با همراهی ایل شاهسون بغدادی مردم را سرکوب میکرد. اتابک برای فریب افکار عمومی دستورهای ظاهری برای عزل قوامالملک یا احضار متولیباشی صادر میکرد، اما در پشت پرده هیچ اقدامی صورت نمیگرفت.
شاهکار سیاسی اتابک در نشست ۱۹ اردیبهشت ۱۲۸۶ (۲۳ ربیعالأول ۱۳۲۵) رخ داد؛ روزی که هزاران بستنشین در بهارستان فریاد دادخواهی سر داده بودند. سعدالدوله (میرزا جوادخان)، نماینده محبوب مجلس که مردم او را «پدر ملت» (ابوالمله) مینامیدند، برای حل بحران به خانه اتابک رفت. اما اتابک او را شیفته وعدههای دربار کرد.
این چهره محبوب مجلس وقتی از خانه صدراعظم بیرون آمد، دیگر آن آدم قبلی نبود و از مجلس استعفا داد و پس از خروج او از مجلس، مشارالملک و چند نماینده دیگر نیز «کنارهجویی» کردند. اتابک رهبران کلیدی مجلس را یکییکی خام خود کرد تا درست همزمان با جولان سواران اوباش در استانها، بهارستان را بیدفاع و خالی از قدرت کند.
همزمان با این فتنهها، بحث تدوین «متمم قانون اساسی» شکافی عمیق میان رهبران مذهبی ایجاد کرد. در یک سو، جریان روشنفکر و غربگرا تلاش میکرد قوانینی منطبق با الگوهای اروپایی را بدون توجه به مقتضیات بومی و دینی کشور به تصویب برساند؛ اندیشهای که اگرچه از سوی برخی مراجع نجف مانند آخوند خراسانی با هدف مهار خودکامگی قاجار حمایت میشد، اما ماهیت دینی قانونگذاری را با چالش روبهرو میکرد.
در سوی دیگر این تقابل شیخ فضلالله نوری ایستاده بود؛ عالم بیدار و مجاهدی که با درک هوشمندانه از نفوذ استعمارگران و خطر انحراف جنبش اصیل مردم، بر اصالت شریعت و لزوم تطبیق قوانین با احکام اسلام پافشاری میکرد.
شیخ شهید که با اشراف بر بازیهای پشت پرده روشنفکران غربزده، پرچمدار «مشروطه مشروعه» شده بود، هشدار میداد که نادیده گرفتن حدود الهی، جنبش ملت را به دامان استعمار غرب خواهد کشاند؛ بصیرتی تاریخی که مجلس نوپا را در برابر آزمونی بزرگ برای حفظ هویت دینی و استقلال کشور قرار داد.
منابع:
۱.کتاب «تاریخ مشروطه ایران» از احمد کسروی
۲.کتاب «تاریخ انقلاب مشروطیت ایران» از
مهدی ملکزاده
پایان پیام/
#مجلس #قاجار #مشروطه #محمدعلی_شاه #تهران #تبریز #شیخ_فضلالله_نوری #جشن_مشروطه #بست_نشینی
#صدراعظم
بهمنظور دسترسی پایدار به اخبار و مطالب ما، آخرین نسخه اپلیکیشن خبرگزاری فارس را میتوانید از اینجا و در فروشگاههای «کافهبازار» و «مایکت» دانلود و نصب کنید.











