
باشگاه خبرنگاران جوان - در آستانه انتخابات آمریکا، معادله جنگ با ایران به یکی از پیچیدهترین مسائل راهبردی تبدیل شده است؛ جایی که دیگر نمیتوان با نگاهی سادهانگارانه، رفتار واشنگتن را تنها بر اساس نظرسنجیها یا وضعیت نظامی پیشبینی کرد.
برخلاف تصور رایج که نزدیک شدن به انتخابات را لزوماً به معنای کاهش احتمال درگیری میداند، واقعیت این است که وضعیت انتخاباتی دولت آمریکا میتواند هم انگیزه خویشتنداری و هم انگیزه اقدام پیشدستانه را تقویت کند؛ و اینجاست که پرسش اصلی مطرح میشود: واشنگتن در چه شرایطی و بر اساس چه محاسباتی به سمت اقدام نظامی حرکت خواهد کرد؟
طرح دو سناریو
گرچه اقدامات بازیگران عرصه روابط بین الملل متاثر از مولفههای گوناگونی است، لیکن در این مقطع، علاوه بر عوامل نظامی و امنیتی و اقدامات بازیگران ثالث، موضوع انتخابات میان دورهای آمریکا از اهمیت ویژهای برخوردار است.
در صورتی که جمهوریخواهان انتخابات را به دموکراتها ببازند، گرجه معجزهای به نفع ایران رخ نخواهد داد، ولی میتوان امید داشت بخش زیادی از توان اجماعسازی حزب حاکم علیه ایران برای اقدامات گستردهتر دچار اختلال شود؛ لذا نزدیکی به انتخابات آمریکا میتواند محاسبات هر دو سوی میز را تحت الشعاع قرار دهد.
برخلاف تصور رایج، نزدیک شدن به انتخابات لزوماً به معنای کاهش احتمال اقدام نظامی نیست؛ وضعیت انتخاباتی دولت آمریکا میتواند در شرایطی متفاوت، هم انگیزه خویشتنداری و هم انگیزه اقدام پیشدستانه را تقویت کند.
در نگاه نخست، به نظر میرسد رئیسجمهور آمریکا در آستانه انتخابات باید از ورود به یک درگیری نظامی پرهزینه پرهیز کند؛ زیرا جنگ میتواند تبعات سیاسی و اقتصادی سنگینی به همراه داشته باشد. اما محاسبات واشنگتن لزوماً به این سادگی نیست. گاهی خودداری از اقدام نیز میتواند برای دولت آمریکا هزینهزا باشد؛ بهویژه اگر این تصور شکل بگیرد که ایران ممکن است در آینده دست به اقدامی بزند و ابتکار عمل را در اختیار بگیرد.
تحلیلی که با بهرهگیری از «نظریه بازی و مدلسازی تصمیم» انجام شده، نشان میدهد که احتمال اقدام پیشدستانه آمریکا را نمیتوان صرفاً بر اساس وضعیت نظامی یا نظرسنجیهای انتخاباتی ارزیابی کرد. در این محاسبه، چند عامل همزمان اهمیت پیدا میکنند: وضعیت انتخاباتی دولت آمریکا، برداشت واشنگتن از رفتار احتمالی ایران، هزینه اقدام نظامی و هزینهای که ممکن است از انتظار و حفظ وضع موجود ناشی شود.
اگر دولت آمریکا در انتخابات عقب باشد
اگر دولت آمریکا در آستانه انتخابات با وضعیت نامطلوبی مواجه باشد، فشار برای نشان دادن دستاوردی ملموس میتواند افزایش یابد. در چنین شرایطی، یک اقدام محدود که از نگاه افکار عمومی آمریکا موفقیتآمیز ارزیابی شود، ممکن است برای دولت ارزش سیاسی پیدا کند.
البته این وضعیت به معنای آن نیست که دولت آمریکا الزاماً به سمت جنگ حرکت خواهد کرد. هزینههای نظامی، واکنش ایران، پیامدهای منطقهای و احتمال شکست همچنان میتوانند مانع اقدام شوند. اما در چنین شرایطی، وزن سیاسیِ یک اقدام موفق ممکن است در محاسبات واشنگتن افزایش یابد.
اگر دولت آمریکا در انتخابات پیشتاز باشد چه؟
نکته مهمتر این است که پیشتازی انتخاباتی نیز لزوماً احتمال اقدام نظامی را از بین نمیبرد. اگر واشنگتن به این جمعبندی برسد که ایران ممکن است در ماههای منتهی به انتخابات اقدامی انجام دهد، مسئله صرفاً کسب امتیاز انتخاباتی نخواهد بود؛ بلکه حفظ ابتکار عمل و جلوگیری از غافلگیر شدن میتواند اهمیت پیدا کند.
در این حالت، حتی دولتی که از نظر انتخاباتی در موقعیت مناسبی قرار دارد، ممکن است ترجیح دهد پیش از آنکه شرایط از کنترلش خارج شود، گزینه اقدام را بررسی کند. بنابراین، وضعیت انتخاباتی بهتنهایی نمیتواند پیشبینی دقیقی از رفتار آمریکا ارائه دهد؛ آنچه اهمیت دارد، ترکیب این وضعیت با ارزیابی واشنگتن از نیت و رفتار احتمالی ایران است.
نقطه تعیینکننده؛ هزینه اقدام یا هزینه انتظار؟
در نهایت، مسئله اصلی برای تصمیمگیر آمریکایی این است که کدام گزینه پرهزینهتر به نظر میرسد: اقدام کردن یا منتظر ماندن؟ هرچه احتمال اقدام آینده ایران از نگاه واشنگتن بیشتر ارزیابی شود، نگرانی از دست دادن ابتکار عمل افزایش مییابد.
در مقابل، هرچه هزینه سیاسی و نظامی اقدام آمریکا بالاتر و احتمال دستیابی به نتیجه مطلوب پایینتر باشد، انگیزه برای خویشتنداری تقویت میشود. بنابراین، حتی یک تغییر در ارزیابی واشنگتن از رفتار آینده ایران میتواند توازن این محاسبه را تغییر دهد.
این نکته اهمیت زیادی دارد؛ زیرا نشان میدهد برای درک رفتار آمریکا نباید تنها به این پرسش پاسخ داد که «آیا جنگ برای آمریکا مطلوب است یا نه؟» بلکه باید پرسید واشنگتن در یک مقطع مشخص، کدام گزینه را کمهزینهتر و قابلکنترلتر میبیند.
غافلگیری؛ بخشی از معادله
از همین منظر، اگر ایران تصمیم بگیرد در مقطع حساسی مانند آستانه انتخابات آمریکا اقدامی انجام دهد، اصل غافلگیری و حفظ ابهام درباره قصد و زمان اقدام میتواند در محاسبات راهبردی اهمیت داشته باشد. آشکار شدن زودهنگام قصد و زمانبندی یک اقدام، به طرف مقابل فرصت میدهد محاسبات خود را تغییر دهد و ابتکار عمل را در اختیار بگیرد.
بنابراین، غافلگیری صرفاً یک مفهوم عملیاتی نیست؛ در سطح راهبردی نیز میتواند بر برداشت طرف مقابل و نحوه تصمیمگیری او اثر بگذارد. تا زمانی که طرف مقابل نتواند با اطمینان درباره قصد و زمان اقدام قضاوت کند، بخشی از عدمقطعیت در محاسبات او باقی میماند. این همان چیزی است که در گزارش حاضر از آن با عنوان «حفظ ابهام راهبردی و اصل غافلگیری» یاد شده است.
برآیند این تحلیل آن است که احتمال اقدام آمریکا علیه ایران در آستانه انتخابات، تابع یک عامل منفرد نیست. نه عقب بودن دولت آمریکا بهتنهایی به معنای افزایش احتمال جنگ است و نه پیشتازی انتخاباتی الزاماً به معنای کاهش آن. آنچه اهمیت دارد، برآیند برداشت واشنگتن از وضعیت انتخاباتی، احتمال اقدام آینده ایران، هزینههای اقدام و نگرانی از دست دادن ابتکار عمل است.
در چنین شرایطی، مدیریت پیام، جلوگیری از سوءبرداشت و حفظ ابهام راهبردی میتواند به اندازه توانایی نظامی اهمیت پیدا کند؛ زیرا در بحرانهای راهبردی، گاهی آنچه یک طرف انجام میدهد تعیینکننده نیست، بلکه آنچه طرف مقابل تصور میکند قرار است انجام شود، میتواند اهمیت بیشتری داشته باشد.
جمعبندی
در مجموع، احتمال اقدام نظامی آمریکا علیه ایران در آستانه انتخابات، تابع یک عامل منفرد نیست، بلکه برآیند ترکیبی از وضعیت انتخاباتی واشنگتن، ارزیابی آن از رفتار آینده ایران، هزینههای اقدام در برابر هزینه انتظار، و نگرانی از دست دادن ابتکار عمل است؛ بنابراین نه عقب بودن دولت آمریکا بهتنهایی به معنای جنگ است و نه پیشتازی انتخاباتی ضامن صلح، و در این میان حفظ ابهام راهبردی و مدیریت برداشتها میتواند به اندازه توان نظامی تعیینکننده باشد.
نویسنده: سید محمدعلی حسینی - کارشناس اقتصاد سیاسی بینالملل
12305967
مهمترین اخبار سیاسی











