دارهای خاموش «ورزنه»، روایت هنری که آرامآرام از یاد میرود

کاربافی در ورزنه، هنری دیرینه و بخشی از هویت فرهنگی زنان این منطقه است که روزگاری در خانههای بسیاری رونق داشت. اما امروز، در سایه گسترش پارچههای صنعتی و کاهش تقاضا، این هنر سنتی با چالشهایی روبهروست.
به گزارش خبرگزاری فارس از اصفهان، در ورزنه، نام کاربافی با نام شهر گره خورده است. مردمان این شهرستان در استان اصفهان چنان در کاربافی هنرمندند که بیش از هر چیز، ورزنه را با پارچههای دستبافت آن به یاد میآورند. هنری که روزگاری نهفقط بخشی از اقتصاد خانهها، بلکه بخشی از هویت زنان و زندگی روزمره این منطقه بوده است.
ورزنهایها به پارچه کرباس «کار» میگویند؛ از اینرو کاربافی همان کرباسبافی است، با اندکی تفاوت. این هنر با پنبه و دستگاه کاربافی انجام میشود و پارچههایی برای نیازهای روزمره زندگی به دست میآید؛ مانند چادر شب، پیراهندوزی، بقچه حمام، حوله، چادر سفید و پارچهبافتهای دیگر.
از پنبهزارهای محلی تا وابستگی به شهرهای دیگر
در سالهای دورتر که اصفهان پُرآب بود، ورزنهایها پنبهای را که به کار کاربافی میآمد، خود میکشتند و بینیاز از کشتزارهای پنبه جاهای دیگر بودند. اما اکنون خشکسالی و کمآبی، دست آنها را به سوی شهرهای دیگر دراز کرده است تا پنبههایی را که کاربافی بدون آن شدنی نیست، خریداری کنند. همین یک تغییر، نشان میدهد که کاربافی فقط یک هنر دستی نیست؛ به آب، زمین، کشاورزی و اقتصاد محلی نیز وابسته است.
هنری که در جهیزیه عروسها جا داشت
پارچهبافی در ورزنه مختص زنان بوده و در میان تمام خانوادهها رایج بوده است. عروس به هنگام رفتن به خانه بخت میبایست از این هنر برخوردار باشد و نیز حداقل ۱۰ عدد از آن در جهیزیه او قرار داده میشده است. این جزئیات نشان میدهد کاربافی تنها یک مهارت اقتصادی نبوده؛ بخشی از تربیت دختران، اعتبار خانواده و سنتهای ازدواج در ورزنه بوده است.
پای دار چوبی و نیای؛ جایی که بردباری بافته میشود
دستگاه کاربافی، دارهای سادهای است که از چوب و نی ساخته شدهاند. باید دستگاه را درون چالهای کمژرفا گذاشت. سپس استاد کارباف پشت دستگاه مینشیند و کار خود را که باید همراه با بردباری و ریزبینی بسیار باشد، آغاز میکند.
ابزاری که به کار استاد کاربافی میآید نامهایی مانند دفتین، شانه، تخته و ماکو دارد و ابزار ریز و درشت دیگر. نقشهایی هم که زده میشود به آنها میلمیل، قنداری، اناروبه، گل شفتالو، متقال، شَمد و همانند آن میگویند. شمار این نقشها بسیار است. استادان کارباف پارچههای خود را در دو گونه ساده و رنگی عرضه میکنند و رنگهای قرمز، زرد، سبز و آبی بیشترین کاربرد را در کاربافی دارند. پیش از آن باید الیاف پنبه تهیه شود؛ هرچند گاه به ناچار از نخ پشمی هم در کاربافی بهره برده میشود.
روایت خاله سکینه
نامش سکینه شهباز است و مردم ورزنه او را «خاله سکینه» صدا میکنند. او میگوید در دوران کودکیاش کل ورزنه کاربافی میکردند و از ۱۲ سالگی پای دستگاه کاربافی نشسته است. به گفته او، صنعت کاربافی به سالهای خیلی قدیم برمیگردد و روزی کاربافی در ورزنه زبانزد بود.
خاله سکینه میگوید: در قدیم، بعد از اینکه پنبه از مزارع منطقه ورزنه کشت میشد، آنها را نخریسی میکردیم و با همین نخها لباس مردانه و زنانه، چادر و تقریباً همه چیز را با دستگاه کاربافی تولید میکردیم. اما حالا شرایط تغییر کرده و دیگر لباسهایی که با کاربافی تولید میشود خریدار ندارد و فقط سفرههای رنگی میبافیم.
اسم دیگر این سفرهها «نوندونی» است اما برای نگهداری سبزی نیز استفاده میشود.
او میگوید این محصولات فقط در ورزنه خواهان ندارد، بلکه از اصفهان و تهران نیز سفارش میگیرد و به صورت بستههای ۱۰ یا ۲۰ تایی میفرستد. خاله سکینه ادامه میدهد: کاربافی به روش سنتی زحمت زیادی دارد و کسی حوصله این کار را ندارد.
این بانوی پیشکسوت که تمام خاطرات کودکیاش را در کنار چاله کاربافی و چرخش ماسورهها سپری کرده است، کاربافی را فراتر از یک شغل بهعنوان بخشی از زندگی خود میداند.
طبیعی بودن نخ و پارچه یکی از مهمترین ویژگیهای کاربافی است و بهویژه سفرههای دستباف ورزنه که نمونهای از یک بافته سنتی است و کمتر جایی میتوان مشابه آن را پیدا کرد.
بازار مدرن و هنری که از سکه افتاد
امروز کاربافی دیگر رونق و تقاضای پیشین را ندارد. بسیاری از مردم پارچههای مورد نیاز خود را از بازار تهیه میکنند و کمتر به یاد میآورند که استادان کاربافی با رنج بسیار، پارچههایی بسیار بادوامتر و زیباتر از پارچههای خارجی میبافند. فراوانی پارچههای مدرن، هنر کاربافی را از رونق انداخته است. با این حال، کاربافی هنوز در نزد آنهایی که پایبند سنتهای دیرینه هستند رایج است و میتوان در گوشهوکنار ورزنه استادان این صنعت را دید.
کاربافی میراثی که هنوز در برابر فراموشی ایستاده است
احمد شهبازی، کارشناس میراث فرهنگی شهر ورزنه میگوید: این هنر سنتی شهر ورزنه با وجود کاهش تعداد هنرمندان پیشکسوت، افزایش قیمت مواد اولیه و رکود بازار فروش، همچنان با برگزاری دورههای آموزشی و ورود نسل جوان در مسیر حفظ و احیا قرار دارد.
وی با اشاره به اقدامات انجام شده برای حفظ این هنر گفت: در یک دهه اخیر با همکاری میراث فرهنگی، فرمانداری و برخی نهادها دورههای آموزشی برای انتقال این هنر به نسل جدید برگزار شده است تا از فراموش شدن آن جلوگیری شود.
شهبازی یکی از مهمترین چالشهای این هنر را رکود بازار دانست و گفت: بخش زیادی از فروش این محصولات در گذشته وابسته به گردشگری بود اما با کاهش گردشگران، تقاضا برای محصولاتی مانند سفرههای سنتی نیز کمتر شده است.
به گفته کارشناس میراث فرهنگی ورزنه، در حال حاضر حدود ۳۰ تا ۴۰ نفر آموزشهای اولیه کاربافی را دیدهاند و از این میان حدود ۱۵ تا ۲۰ نفر به صورت فعال در این حوزه فعالیت میکنند.
وی رونق بازار رامهمترین عامل برای حفظ این هنر دانست و گفت: اگر بازار فروش فعال باشد، هم تولید افزایش مییابد و هم نسل جوان انگیزه بیشتری برای یادگیری و ادامه این هنر خواهد داشت.
کاربافی، بافتن حافظه است
کاربافی در ورزنه، تنها بافتن یک پارچه نیست؛ بافتن حافظهای است که در آن پنبه، آب، زنان، جهیزیه، نقشهای رنگی و دارهای چوبی و نیای به هم گره خوردهاند. هنری که روزگاری زبانزد بود، امروز نیازمند نگرشی دوباره است تا زنده بماند و فراموش نشود.
بمنظور دسترسی پایدار به اخبار و مطالب ما، آخرین نسخه اپلیکیشن خبرگزاری فارس را میتوانید از اینجا و در فروشگاههای «کافه بازار»و «مایکت» دانلود و نصب کنید.
#کاربافی #کرباس_بافی #پارچه #نساجی #سفره











