ابتذالی به نام «ریلز» (۲)

کافی است چند دقیقه در ریلزهای فارسی اینستاگرام بچرخیم. الفاظ رکیک برای خنداندن مخاطب و دریافت کامنت، وهن ائمهی اطهار (علیهم السلام)، تمسخر آیات قرآن کریم، تمسخر مقدسات و در کنار اینها نسخههای چندثانیهای بلاگرهای مجهز به «روانشناسی زرد» آنقدر تکرار شدهاند که ناگاه غرق در محتوا میشویم! اخیراً با آغاز سال تحصیلی، معلمبلاگرها و دانشآموزبلاگرها نیز به این «روندهای مخربِ شناختی» (تهدید شناختی) اضافه شدهاند.
بخش قابل تأملی از ریلزهای فارسی به بازاری برای شکستن قبح و فحاشی تبدیل شده. هرچه فحش رکیکتر، شوخی هنجارشکنتر و تعرض به مقدسات بیادبانهتر باشد، احتمال دیدهشدن نیز بیشتر میشود. در این فضا حتی آیات قرآن کریم و جایگاه ائمهی اطهار به دستمایهی شوخی و تمسخر تبدیل میشوند.
در کنار آن، فحاشی نیز از رفتار صرف، به ابزار تولید توجه تبدیل شده. سازنده محتوا دشنام میدهد، تحقیر میکند و حتی نزاع میسازد؛ چون عصبانیت و شوک میتواند واکنش و بازنشر ایجاد کند. وقتی «اقتصاد توجه» به بیادبی پاداش میدهد، ادب، خویشتنداری و احترام در رقابت برای دیدهشدن عقب رانده میشوند.
مؤلفهی نگرانکنندهی دیگر، شبهعلمی به نام «روانشناسی زرد» است. عباراتی مانند «انسانهای سمی را از زندگیات حذف کن، حتی اگر پدر و مادرت باشند» یا «سن و سال احترام نمیآورد، بلکه احترام، احترام میآورد» گرچه ظاهراً از عزت نفس و مرزبندی سخن میگویند اما وقتی بدون زمینه و توضیح تخصصی منتشر و تجویز میشوند، روابط پیچیدهی انسانها را به چند توصیهی مطلق و البته خطرناک تقلیل میدهند.
در علم روانشناسی، تعارض با والدین، رابطهی آسیبزا، مرزبندی، سوءرفتار و قطع رابطه مفاهیمی یکسان نیستند. توصیه به فاصلهگیری و قطع ارتباط نیز نمیتواند نسخهی عمومی برای میلیونها مخاطب باشد. اما روانشناسی زرد دقیقاً از همین پیچیدگی فرار میکند؛ پدر، مادر، همسر و دوست با برچسب «سمی بودن» تعریف میشود و بعد یک فرمان ساده صادر میشود که حذفش کن!
گزارهی «سن و سال احترام نمیآورد بلکه احترام، احترام میآورد» نیز اگر به معنای نفی اطاعت کورکورانه باشد قابل بحث است؛ اما وقتی به گزارهای مطلق برای بیاعتبارکردن حرمت سالمندان تبدیل شود، پای ارزش اجتماعی به میان میآید. فرهنگ ایرانی احترام به بزرگتر را مترادف حق توهین، تحکم و سوءرفتار نمیداند. میتوان در برابر رفتار غلط ایستاد و در عین حال ادب و حرمت انسانی را حفظ کرد. شبکهی اجتماعی نظیر اینستاگرام اما چنین تفکیکی ندارد؛ بالعکس، عبارات غلط و دوقطبیکننده، بیشتر ضریبدهی میشود.
نگرانی زمانی جدیتر میشود که مخاطب اصلی در ردهی سنی نوجوان باشد. نوجوانی که هنوز در حال ساختن تصور خود از خانواده، دین مقدس اسلام، احترام و هویت خودش است و اکنون بخشی از آموزش غیررسمی خود را از ریلزهای چندثانیهای اینستاگرام میگیرد.
حکمرانی فرهنگی و سایبری اگر قرار است معنایی داشته باشد، باید چنین تغییرات آرامی را زودتر ببیند. رصد مستمر محتوای پربازدید، تفکیک نقد از توهین به مقدسات، مطالبه مسئولیت از صفحات مدعی روانشناسی، تقویت سواد رسانهای خانوادهها و تولید محتوای کوتاه و جذاب توسط متخصصان واقعی، بسیار مؤثرتر از واکنشهای دیرهنگام است. از فتنههای ۱۴۰۱ و دیماه ۱۴۰۴ درس بگیریم و تا دیر نشده به فکر حکمرانی صحیح و سلامتِ روان نوجوانان کشور باشیم.











