ترتیبات امنیتی منطقه در حال بازنگری است/ هنوز معلوم نیست چین به عنوان میانجی وارد جنگ ایران و آمریکا شود یا نه

باشگاه خبرنگاران جوان؛ آرزو رئوفیراد - کوروش احمدی، دیپلمات سابق ایران در نیویورک در گفتوگو با باشگاه خبرنگاران جوان اظهار داشت: تجاوز به خاک ایران آغاز شد و در حدود هفت ماه گذشته شاهد مجموعهای از تحولات در حوزه امنیت منطقه بودیم. یکی از این تحولات میتواند این باشد که ایران نشان داد میتواند پایگاههای آمریکایی در کشورهای منطقه را هدف قرار دهد و این تهدید را نیز مطرح کند که در صورتی که زیرساختهای انرژی ایران هدف قرار گیرد، امکان هدف قرار دادن زیرساختهای انرژی کشورهای منطقه را دارد و میتواند از این به عنوان یک عامل بازدارنده استفاده کند.
وی افزود: در مورد حمله به پایگاههای آمریکایی، این مسئله مطرح شد که پایگاههایی که قرار بود امنیت کشورهای منطقه را تأمین کنند، در عمل و در جریان یک درگیری فراگیر میتوانند به نقطهضعف کشورهای منطقه تبدیل شوند؛ بهخصوص کشورهای دارای زیرساختهای انرژی.
احمدی خاطرنشان کرد: در صورتی که زیرساختهای انرژی ایران هدف قرار گیرد، زیرساختهای انرژی کشورهای منطقه نیز میتواند در معرض تهدید قرار بگیرد. این دو عامل، یعنی امکان حمله به پایگاههای آمریکایی و تهدید زیرساختهای انرژی، از جمله عواملی بودند که بازبینی و بازنگری در ترتیبات امنیتی منطقه را به دنبال آوردند.
دیپلمات سابق ایران در نیویورک یادآور شد: یکی از سوالهایی که اکنون مطرح است این است که آمریکا در دوره بعد از جنگ و با توجه به تجربهای که از این جنگ به دست آمده، آیا پایگاههای خود را دورتر از برد پهپادی ایران خواهد برد یا اینکه به همین ترتیبی که در منطقه بودهاند، آنها را حفظ خواهد کرد.
کشورهای منطقه به دنبال متنوعکردن تکیهگاههای امنیتی هستند
احمدی اظهار داشت: مسئله دیگری که مطرح شد، ناتوانی آمریکا در تأمین امنیت کشورهای منطقه بود و این سوال برای کشورهای منطقه به وجود آمد که بعد از این تجربه چه باید بکنند و چگونه نقاط ضعف خود را برطرف کنند.یکی از مواردی که به نظر میرسد تا حدودی محقق شده، پیمان دفاعی جدیدی است که به ترکیبات امنیتی منطقه اضافه شده است؛ به این معنا که کشورهای منطقه بپذیرند حمله به یکی از آنها میتواند به عنوان حمله علیه دیگری تلقی شود.
دیپلمات سابق ایران در نیویورک گفت: یکی از خروجیهای این بازنگری در ترتیبات امنیتی منطقه میتواند برنامهریزی برای متنوع کردن تکیهگاههای امنیتی کشورهای منطقه باشد. اکنون این احتمال وجود دارد که عربستان و دیگر کشورهای منطقه تلاش کنند حمایت یا همکاری بیشتری از چین و روسیه دریافت کنند.
وی تأکید کرد: البته هیچکدام از این موارد به معنای پایان همکاری کشورهای منطقه با آمریکا نیست؛ مسئله، بیشتر متنوعسازی و شبکهسازی است. تکیه به آمریکا و همکاری امنیتی با آمریکا همچنان ادامه خواهد داشت، زیرا کشورهای منطقه از نظر تسلیحاتی، اطلاعاتی و سیستمهای نظامی دفاعی و تهاجمی، کاملاً آمریکایی هستند و چارهای ندارند جز اینکه همکاری امنیتی خود با آمریکا را همچنان ادامه دهند.
احمدی ادامه داد: در کنار این همکاری، همکاری بیشتر با چین و روسیه نیز مطرح است. همچنین همکاری در داخل منطقه که از گذشته وجود داشته، ادامه خواهد داشت.
انرژی و حملونقل به بخشی از معادلات امنیتی تبدیل شده است
احمدی اظهار داشت: مسئله دیگری که در جریان این جنگ مشخص شد، این بود که بخش انرژی و حملونقل انرژی میتواند برای پیشبرد خواستهها و انتظارات مورد استفاده قرار بگیرد. در این شرایط، حملونقل نفت و تنگه هرمز به نوعی به سلاح تبدیل شد و اکنون این سوال مطرح است که در آینده تکلیف حملونقل و تنگه هرمز چه خواهد بود.
احمدی خاطرنشان کرد: این مسئله مطرح است که آیا کشورها به سمت کاهش وابستگی به تنگه هرمز از طریق ایجاد خطوط لوله نفت و گاز برای انتقال انرژی از راههای جایگزین خواهند رفت یا خیر و اینکه تلاشهایی که اکنون برای جایگزین کردن تنگه هرمز با خطوط لوله نفت و گاز در جریان است تا چه حد میتواند موفق باشد.
وی گفت: در مجموع، موقعیتی که آمریکا در گذشته در منطقه داشت، بعد از تحولات اخیر تضعیف شده و به موازات موقعیتی که آمریکا داشت، محورهای جدیدی شکل گرفته است. این محورها در حال شکلگیری هستند و در این مرحله گذار قرار داریم. این که این ترتیبات امنیتی جدید چه زمانی و به چه شکلی میتواند شکل نهایی خود را پیدا کند، به این بستگی دارد که تحولات چگونه پیش برود و چه عاقبتی پیدا کند.
احمدی درباره سه سناریوی جنگ گسترده، توافق و کاهش تنش و وضعیت نه جنگ و نه صلح اظهار داشت: در حال حاضر و حداقل در یکی دو ماه آینده، احتمال بیشتر این است که همین وضعیت ادامه پیدا کند. دولت ترامپ با ملاحظه اینکه از طریق جنگ فراگیر امکان تحقق اهداف سیاسی خود را نداشت و نتوانست اهدافی را که دنبال میکرد تأمین کند، بعید است علاقه یا گرایش زیادی به ادامه جنگ داشته باشد.
احمدی خاطرنشان کرد: هدف جنگ فراگیر در واقع وارد کردن یک شوک، استفاده از اقداماتی مانند ترور مقامات سیاسی و نظامی و ایجاد این امید بود که این عوامل باعث فروپاشی سیاسی و اجتماعی شوند، اما این اتفاق نیفتاد و نظام سیاسی توانست خود را حفظ کند. تقریباً یکی دو هفته بعد از جنگ مشخص شد که از طریق این راهها نمیتوان به فروپاشی نظام سیاسی رسید. در عین حال، هزینهها و خسارتهای بسیار زیادی به آمریکا و اسرائیل وارد شد و آنها به این نتیجه رسیدند که با جنگ نمیتوانند نتیجه مورد نظر خود را بگیرند.
دیپلمات سابق ایران در نیویورک گفت: بنابراین احتمال جنگ فراگیر در حال حاضر چندان زیاد نیست، اما به موازات آن اعمال فشارهای جدید میتواند ادامه داشته باشد. در بحث تحریمها و فشارهای اقتصادی و همچنین درگیریهای دریایی، ممکن است فشار برای ایران سخت باشد. به نظر میرسد ترامپ ممکن است از درگیریهای دریایی و اقتصادی و برخوردهای پراکنده و محدود در مناطق جنوبی برای تنظیم وضعیت و باز نگه داشتن حداقلی مسیرها استفاده کند و از این طریق مانع افزایش بسیار شدید قیمت نفت شود.
تنگه هرمز قابلیت مهم و مؤثری برای ایران نشان داد
احمدی درباره جایگاه تنگه هرمز در بحرانهای آینده اظهار داشت: در مورد تنگه هرمز، ایران به هر حال قابلیت و توانایی مهم و مؤثری را نشان داد؛ البته این تحول کاملاً جدیدی نبود و همیشه روشن بود که این مسئله چه خسارتهایی میتواند در پی داشته باشد و چه فشارهایی میتواند ایجاد کند. مسئله این بود که در یک وضعیت جنگی که ایران هدف تجاوز قرار گرفت، این امکان را داشت که وارد یک وضعیت جدید شود و یکی از مناطق درگیری را در منطقه ایجاد کند؛ وضعیتی که در نتیجه آن کشتیها با اکراه و احتیاط بیشتری حرکت کنند.
دیپلمات سابق ایران در نیویورک خاطرنشان کرد: در شرایطی که کشوری هدف تجاوز قرار گرفته است، طبیعی است که قواعد و شرایط جدیدی ایجاد شود؛ مسئله این است که در صورت ادامه وضعیت، این شرایط میتواند برای اقتصاد جهانی مشکلات بیشتری ایجاد کند. از ابتدا به هر حال روشن بود که امکان بازگشایی تنگه در آینده وجود دارد. همزمان کشورهای منطقه نیز شروع کردند به توافقهایی با شرکتهای آمریکایی و برنامههایی را که از قبل برای تقویت مسیرهای جایگزین داشتند، دنبال کنند.
احمدی اظهار داشت: امارات و عربستان هر کدام برنامهریزیهایی برای تقویت خطوط و کریدورهای منطقهای داشتند تا از آنها برای ایجاد مسیرهای تجاری استفاده کنند و انتقال سایر کالاها نیز از مسیرهای جایگزین امکانپذیر باشد.
توان موشکی ایران در ترکیب با پهپادها مؤثرتر ظاهر شد
احمدی درباره نقش توان موشکی ایران در بازدارندگی منطقهای گفت: من تحلیلگر نظامی نیستم و با احتیاط میتوانم چند نکته را در این مورد مطرح کنم. به هر حال توان موشکی ایران فراتر از آن چیزی بود که انتظار میرفت. توان موشکی در ترکیب با توان پهپادی توانست مؤثرتر واقع شود و این دو توان در قالب یک سیستم ترکیبی و یکپارچه ظاهر شدند.
دیپلمات سابق ایران در نیویورک اظهار داشت: پهپادهای ارزانقیمت ایران توانستند در شرایطی منطقه هدف را اشباع کنند و موشکهای کشورهای مقابل دشمن را متوجه خود کنند و بعد از اشباع شدن مناطق هدف، موشکهای مؤثرتر و دقیقتر ایران مورد استفاده قرار گرفتند.
وی ادامه داد: در چهارچوب تاکتیک اشباع و نفوذ، موشکهای مؤثرتر و قویتر توانستند کارایی خود را نشان دهند. مسئله مهم دیگر استفاده از شهرهای موشکی بود و تا حد زیادی از حملات دشمن مصون ماندند. این شهرها توانایی و قابلیت تداوم داشتند و در مقاطع بعدی نیز توانستند به عنوان ظرفیت موشکی به فعالیت خود ادامه دهند.
دیپلمات سابق ایران در نیویورک تأکید کرد: این مجموعه تا اینجا توانسته مؤثر واقع شود و یک قابلیت دفاعی و تهاجمی برای کشور ایجاد کند؛ قابلیتی که در کنار پدافند هوایی مورد استفاده قرار گرفت.
چین و روسیه گزینههای مکمل برای کشورهای منطقه هستند
احمدی درباره نقش روسیه و چین در معادلات امنیتی ایران و منطقه اظهار داشت: با توجه به اینکه آمریکا امکان یا توانایی تأمین امنیت کشورهای منطقه در برابر هدف قرار گرفتن را نداشت، طبیعی است که کشورهای منطقه متوجه گزینههای دیگری شوند؛ چین و روسیه نیز در میان این گزینهها قرار دارند. با این حال، روشن نیست که چین با توجه به سیاست محتاطانهای که همیشه داشته است، حاضر باشد حضور نظامی خود را در منطقه افزایش دهد. تاکنون نشانه چندانی از اینکه چین مایل باشد ابعاد نظامی و ژئوپلیتیک حضور خود در خاورمیانه را افزایش دهد، ندیدهایم.
دیپلمات سابق ایران در نیویورک گفت: البته چین تسلیحات خود را به کشورهای منطقه صادر کرده و فروخته است، اما غیر از حوزه فروش تسلیحات، چندان شاهد همکاریهای نظامی چین با کشورهای منطقه نبودهایم.
وی درباره نقش روسیه نیز اظهار داشت: روسیه در حال حاضر به شدت گرفتار اوکراین است و دخالتش در منطقه خاورمیانه بیشتر تابع تحولات اوکراین است. اکنون روسیه دست بازی برای انجام حرکت در منطقه ندارد؛ زیرا هرگونه حرکت دیپلماتیک و نظامی آن در منطقه میتواند واکنش اروپا، آمریکا و سایر کشورها را به دنبال داشته باشد.
احمدی خاطرنشان کرد: در مورد چین، فعلاً مسئله به این شکل است که این کشور در این حوزهها محتاطانه برخورد میکند، اما کشورهای منطقه متوجه ساختارهای متعددی شدهاند و به جایگزین یا، اگر واژه جایگزین را به کار نبریم، به معادلات تکمیلی توجه کردهاند. از این نظر، روسیه نیز در دستور کار کشورهای منطقه قرار دارد تا بررسیهای خود را درباره این موضوع در آینده ادامه دهند.
چین برای پایان بحران منطقهای منافع مشخصی دارد
احمدی درباره احتمال ایفای نقش امنیتی و میانجیگرانه چین در خاورمیانه گفت: درباره اینکه چین بخواهد یک نقش امنیتی جدید در خاورمیانه برای حل مسائل منطقه ایفا کند، هنوز نمیتوان با قطعیت صحبت کرد.
دیپلمات سابق ایران در نیویورک اظهار داشت: پس از سفر اخیر آقای عراقچی به پکن، وزارت خارجه چین صحبت از آمادگی این کشور برای کمک به حفظ صلح و امنیت در جهان کرد. این موضوع در کانتکست ملاقات با آقای عراقچی مطرح شد و این تصور را ایجاد کرد که چین برای دومین بار، به شکل بسیار محتاطانه، درباره کمک در رابطه میان ایران و آمریکا صحبت کرده است.
احمدی تأکید کرد: با این حال، هنوز فاصله زیادی وجود دارد تا بتوان گفت چین میخواهد نقش میانجی را ایفا کند. ضمن اینکه معلوم نیست ایران و آمریکا از نقش میانجی چین استقبال کنند؛ زیرا مواضع ایران و چین درباره این موضوع متفاوت است.
دیپلمات سابق ایران در نیویورک افزود: تفاوتهای میان مواضع ایران و چین درباره این مسئله وجود دارد و از سوی دیگر، آمریکا نیز با چین در رقابت است. معمولاً وقتی دو کشور درگیر هستند، تمایل ندارند کشوری به عنوان میانجی مطرح شود که همزمان رقیب یکی از دو طرف باشد. بنابراین احتمال اینکه در حال حاضر صحبت زیادی از میانجیگری چین مطرح باشد، زیاد نیست. اما در اینکه چین به صورت جدی خواستار خاتمه این بحران است، تردیدی وجود ندارد.
وی ادامه داد: چین به عنوان کشوری که دارای اقتصاد صادراتمحور است، به آزادی دریانوردی بینالمللی به شدت وابسته است. آزادی دریانوردی بینالمللی و بدون مانع بودن تجارت بینالمللی، برای چین اهمیت زیادی دارد و چینیها این موضوع را در موضعگیریهای خود نیز صریحاً مطرح کردهاند.
احمدی گفت: نکته دوم این است که چین و منطقه خلیج فارس رابطه اقتصادی بسیار گستردهای دارند. حدود ۳۰۰ تا ۳۵۰ میلیارد دلار مبادلات اقتصادی چین با شش کشور شورای همکاری خلیج فارس وجود دارد و حدود ۴۰ درصد از نفتی که از خلیج فارس صادر میشود، در شرایط عادی به چین صادر میشود.
وی تأکید کرد: چین به این دلایل خواستار خاتمه وضعیت بحرانی است، اما اینکه بخواهد به شکل جدی نقش میانجی را ایفا کند، هنوز روشن نیست.










