روزی که رضاخان فرار را بر قرار ترجیح داد

باشگاه خبرنگاران جوان - خاطرات باقر کاظمی از آن جهت اهمیت دارد که به عنوان رجل سیاسی عصر پهلوی اول؛ در شهریور ۱۳۲۰ «شاهد همه رسواییها و افتضاحات و شکستها و وصفیات دلخراش بوده»، و ناگفتههایی از فضای سیاسی، نظامی و اجتماعی ایران را در دورانی که «دیکتاتور استعفا داد و فرار را بر قرار و انجام وظیفه ترجیح داد» به تصویر میکشد.
پس از حمله روس و انگلیس به ایران طی جنگ جهانی دوم، دستور عدم مقاومت و اعلام بیطرفی رژیم پهلوی نیز نتوانست کشور را از گزند جنگ در امان نگه دارد.
در ۲۵ شهریور ۱۳۲۰ رضا پهلوی ناگزیر از ایستادگی در برابر بیگانگان؛ از مقام سلطنت عزل شد و تن به تبعید داد و پس از آن با کارسازی محمدعلی فروغی، ولیعهد جوان یعنی محمدرضا پهلوی به تاج و تخت رسید.
باقر کاظمی مشهور به مهذبالدوله از جمله افرادی است که در خاطرات خود به شرح حوادث شهریور ۱۳۲۰ پرداخته است. کاظمی از جمله کارگزاران مهم دوره پهلوی است که طی سالهای در عناوین مختلف سیاسی از وزارت تا سفارت مشغول به کار بوده است.
روایت باقر کاظمی از آن جهت اهمیت دارد که به عنوان رجل سیاسی عصر پهلوی اول؛ در شهریور ۱۳۲۰ «شاهد همه رسواییها و افتضاحات و شکستها و وصفیات دلخراش بوده»، و ناگفتههایی از فضای سیاسی، نظامی و اجتماعی ایران را در دورانی که «دیکتاتور استعفا داد و فرار را بر قرار و انجام وظیفه ترجیح داد» به تصویر میکشد.
خاطرات کاظمی از شهریور ۱۳۲۰ را در ادامه میخوانید:
روز یکشنبه دویم شهریور برای شام در منزل دبیرالملک در شمیران مهمان بودیم و بیست و چند نفر از اقوام و دوستان بودند و رادیو و موزیکها تا ساعت دو صبح همه را مشغول میداشت (و بعدها معلوم شد که در همان ساعات در خرمشهر هم مهمانی روی کشتیها بوده و چهار بعد از نصف شب جنگ شروع شده است). روز دوشنبه سوم شهریور ۱۳۲۰ش تا عصر از هیچ حادثهای کسی خبر نداشت.
دیکتاتور فرار را بر قرار ترجیح داد
... من در تمام حوادث شهریور در طهران بودم و شاهد همه رسواییها و افتضاحات و شکستها و وصفیات دلخراش بوده و خون دل میخوردم. چند مرتبه هم فروغی و آهی را دیدیم و آنچه به نظرم میرسید، از راه وطنپرستی و علاقهمندی به کشور و مردم سیه روز به آنها گفتم. تا روز ۲۵شهریور ۱۳۲۰ش که دیکتاتور استعفا داد و فرار را بر قرار و انجام وظیفه ترجیح داد هیچ انتظاری از فروغی مورد نداشت، ولی پس از تغییر سلطنت مردم و وطنپرستان انتظارات بسیاری از فروغی داشتند و از اینکه انجام نمیشود همه دلتنگ بودند و من هم گلههای زیاد از ایشان داشتم...... روز شنبه هشتم شهریور ۱۳۲۰ مضطربترین ایام بود. از صبح خبر عزیمت شاه در شب قبل در تمام شهر منتشر شد. آذوقه و لوازم زندگانی سختتر و بدتر شد. اعلان حکومت نظامی هم ظهر انتشار یافت و از ساعت نه شب عبور و مرور قدغن گردید. سرهنگ اعتماد مقدم به جای رکنالدین خان رئیس نظمیه گردید. مقارن ساعت ده صبح، صدای طیارات و ریختن بمب شنیده شد، همه به زیرزمینها پناه بردند بعد معلوم شد در میدان طیاره عده [ای]یاغی شده و عده [ای]برای اسکورت آنها رفتهاند و زد و خورد شده [است]. چند نفری کشته شدهاند و دو طیاره برخاسته بودند که بروند سعدآباد، محل اقامت شاه را بمباران نمایند و توپهای ضد هوایی به آنها شلیک میکردهاند و بالاخره هم آن دو طیاره فرار کردهاند و در این ضمن دو طیاره شوروی هم روی فضای طهران آمدند. اما بمبارانی ننمودند.
بمباران کورههای آجرپزی و انبار گندم
روز یکشنبه نهم وضعیت مضطرب و مردم نگران بودند و تدریجاً مسلم شد که شاه از وسط راه اصفهان همان شبانه به طهران برگشته است. ساعت ۹ صبح صدای چند بمب طیاره آمد و بعد معلوم شد، طیارات روسی در جنوب شهر چند بمب سر کورههای آجرپزی که از دور مثل دودکش کارخانهجات به نظر میرسد، ریخته و دو عمله تلف و چند نفری مجروح شدهاند و یک بمب هم در انبار گندم افتاده، ولی نترکیده است. ساعت ده ونیم عده طیارات دیگر آمدند و کاغذها و بیانیههایی ریختند. (اعلامیه دویم روسها)
امروز نخستوزیر فروغی در مجلس خصوصی اطمینانهایی به مردم میداد (میآیند و میروند و به کسی کاری ندارند) که به شهر طهران آسیبی نخواهد رسید و به زودی نتیجه مذاکرات به اطلاع مجلس خواهد رسید.
انحلال پادگانها و بیرون کردن سربازها به دستور رضاخان
روز دهم عصر شهرت کرد که سرلشکر احمد نخجوان کفیل و وزارت جنگ و سرتیپ علی ریاضی مورد غضب شدید دیکتاتور واقع و منحل شدن پادگانهای طهران و بیرون کردن سربازان را از آنجا و افتضاحات ناشیه از این حرکت را تقصیر آنها دانسته و پاگن آنها را کنده و اجازه دفاع و توضیح به آنها نداده و کار به جایی رسیده که به آجودانش دستور داده، برود و ششلول او را بیاورد که شخصاً آنها را بکشد و همان وقت تلفنچی مخصوص دویده و خبر داده که از قزوین اطلاع فوری رسیده که قشون روس به طرف طهران حرکت کردهاند و شاه به محض شنیدن این خبر از آنجا حرکت و به سرعت به طرف دفترش رفته و به این طریق جان این دو نفر نجات یافته است.
بعدها مطلعین گفتند که انحلال پادگانها و بیرون کردن سربازها به دستور خودشان بوده و این رسواییها که پیدا شد، به گردن این دو نفر انداخته است!
عصر دهم محافل دولتی اعلام کردند که شاه از رفتن به اصفهان منصرف و در طهران خواهد ماند. از روز یازدهم شهریور بالنسبه آرامش و بهبودی احساس شد و ارزاق بهتر و ارزانتر گردید و کسانی که از شهر فرار کرده بودند به شهر برگشتند. دولت هم نسبت به فراریها شدت عمل به خرج داد و مأمورین ادارات را که به خارج رفته بودند، منتظر خدمت نمود و آنهایی را که نظامی بودند یک درجه تنزل رتبه داد و مذاکرات با روسها و انگلیسیها هم به توسط خود فروغی نخستوزیر و سهیلی وزیر خارجه در جریان بود، اما مردم به طور کلی ننگین و قالبهای بیروحی بودند و همه سر تا پا بغض و کینه نسبت به دیکتاتور و عملیات شرمآور قشون و ... بودند و غالباً میگفتند که همه امیدوار بودند، با این پیشآمد اسفناک لااقل از شر این اوضاع خلاص میشوند و منتظر بودند که خارجیها با ادامه کار دیکتاتور موافقت نکنند و حساب او را برسند و ادامه اوضاع سابق حالا دیگر قابل تحمل نبود...
مردم و رادیو لندن
شهرت پیدا کرد که روسها و انگلیسها تقاضای بسته شدن سفارتخانههای آلمان و محسور و تسلیم آلمانها را نمودهاند. روسها و انگلیسیها یعنی افسران آنها در قزوین یکدیگر را ملاقات و البته نقشه عملیات خود را کشیدهاند. روز شانزدهم شهریور دو مرتبه رکنالدین خان رئیس نظمیه شد و مردم از بغض و غضب داشتند میترکیدند. رویهها و حرکات استبدادی هم کما فی السابق ادامه پیدا میکرد و بیشتر از بیشتر همه را عصبانی و متغیر مینمود. رادیو لندن هم مرتباً به انتشارات انتقادی و تند خود بر ضد شاه میپردازد و مردم با ذوق و شوق و هزار امید به آن گوش میدهند. از رفتار روسها در آذربایجان و خراسان خوب میگویند و به مردم آزار و اذیتی نمیرسانند.
دستور ترک مقاومت
روز سهشنبه ۱۸شهریور فروغی و سهیلی در جلسه علنی مجلس حاضر شدند و، چون فروغی کسالت داشت، سهیلی از طرف او صحبت کرد و یادداشتها و مراسلات متبادله بین دولت و سفارتخانههای انگلیس و شوروی را به اطلاع مجلس رسانید و گفت: «طبق تصمیم دولت که مورد تأیید مجلس قرار رفت، برای اثبات نیت صلحخواهانه دولت و مصلحت کشور به قوای نظامی دستور داده شد که در مقابل قوای دولتین شوروی و انگلیس از مقاومت خودداری نمایند و بلافاصله مذاکرات شروع شد. در اولین نامه صادره به سفرای انگلیس و شوروی در ششم شهریور خاطر نشان گردید که دولت ایران با رعایت سیاست بیطرفی پیوسته کوشش داشته است، مناسبات دوستانه خود را با تمام دول به ویژه با دول همسایه محفوظ بدارد. در این موقع هم که نیروی جنگی دولتین وارد خاک ایران گردیدهاند دولت ایران برای ابراز کمال حسن نیت و حفظ مناسبات مبادرت به جنگ ننمود با این حال قوای آن دولت اقدام به عملیات جنگی و بمباران شهرها نموده و نیروی پادگان ایران در شهرستانها هم طبعاً در مقابل حمله [ای]که به آنها شده است ناگزیر، از خود دفاع و مقاومت نمودهاند، ولی دستور داده شد که نیروی دولتی به کلی ترک مقاومت نموده، از هرگونه اقدامی خودداری نمایند. انتظار دارد قوای آن دولت هم حرکت خود را متوقف نموده عملیات جنگی را متروک دارد.
سهیلی در مجلس گفت که در قسمتهای زیادی اظهار موافقت شده و شرایط و توقعات متقابلی نیز پیشنهاد شده، ولی از جزئیات و تفضیل امر خودداری نمود.
در ۲۰شهریور روسها و انگلیسیها اولتیماتوم دادند که اگر تا ۴۸ ساعت دیگر آلمانها را تسلیم نکنند، قوای روس و انگلیس خود این کار را انجام خواهد داد. دولت هم آلمانها را در محل ییلاقی سفارت آلمان در پل رومی تجریش جمع کرد و دور سفارت آلمان سرباز و توپ مسلسل گذاشتند و روز جمعه ۲۱، از صبح جلسه هیئت وزراء در منزل فروغی و بعد در وزارت خارجه تشکیل شد و عصر شاه به منزل فروغی رفت و تصمیم گرفته شد که پنجاه آلمانی را در قزوین تسلیم روسها و قریب سیصد نفر دیگر را در اهواز تسلیم انگلیسیها نماید و تقاضا کنند که به جان آنها صدمه نرسد و زنها و بچهها و پیرمردها در ایران بمانند.
تصمیمات آخرین روزها
حسب الامر مطاع دیکتاتور نان یک قران ارزان شد و قیمت قطعی آن منی دو قران معین شد و در ۲۳شهریور دستور فرمودند! که گلشائیان به وزارت دارایی معین و به مجلس معرفی شود و خلیل فهیمی به استانداری آذربایجان شرقی و حاجی عزالممالک اردلان به استانداری آذربایجان غربی و حسن فرزانه به حکومت قزوین منصوب شدند! عجب تصمیمات مهم و افکار بلندی!
مردم به شاه فحش میدادند
از ۲۴شهریور اوضاع بار دیگر منقلب و صحبت از حرکت قشون روس و انگلیس به طرف طهران میشد. رادیوهای دهلی و لندن هم به شدت از جریانات ایران انتقاد و تصرف املاک مردم را از طرف شاه به شرح و بسط ذکر و اشعار حماسه ملی آبداری میخواندند. در طهران مردم عصبانی و متغیر علناً به شاه فحش میدادند و حتی نظامیان و افسران نیز فحاشی و هتاکی میکردند و در جلسه علنی مجلس راجع به وضع جواهرات سلطنتی مذاکره شد و گلشائیان جوابهای نامربوطی داد و مؤید احمدی از نگرانی و اضطراب کامل بیاناتی کرد و همه اوضاع و احوال حکایت از بروز واقعه مهمی در همین ایام مینمود!
تغییر سلطنت
شب ۲۵شهریور ۱۳۲۰ش در تمام شهر شهرت کرد که قشون روس در شرف حرکت از قزوین به طرف طهران است و مردم همه میگفتند که در دربار مشغول بستن جامهدانها و عزیمت هستند و مردم از یک طرف نگران و مضطرب و از طرف دیگر امیدوار به خلاص شدن از چنگال دیکتاتور بودند. صبح زود یکی از رفقا به من تلفن کرد که مسلماً اطلاع پیدا کرده که قشون روس صبح بسیار زود از قزوین به قصد طهران حرکت کردهاند. بعد مسلم شد ساعت شش صبح نابغه عظیمالشان و رئیس ارتش شاهنشاهی و فرمانفرمای مقتدر کشور به محضی که با تلفن به او خبر رسیده که قشون روس از قزوین حرکت نموده مهیا و حاضر شده و منتظر خبر بعدی بوده که یک ساعت بعد رسیده، دائر به این که عده [ای]از قوای روس به کرج رسیدهاند و بقیه هم تدریجاً میرسند که همه با هم عازم طهران شوند. دیگر دیکتاتور تأمل را جائز ندیده، بلافاصله به شهر میآید و با ذکاءالملک فروغی نخستوزیر مذاکره و صورتش را میبوسد و دست پسرش را در دست او گذارده و به فروغی میگوید، تصمیم به استعفا گرفتهام و چند سطری بنویسید که امضاء کنم. فروغی هم تکه کاغذی را برداشته، چند کلمه مینویسد و او هم امضاء کرده و از شدت عجله سر از پا نشناخته در اتومبیل نشسته با شتاب هر چه تمامتر به طرف اصفهان فرار میکند و پسرش و فروغی مدتی مبهوت همدیگر را نگاه کرده و بالاخره به حاجی محتشمالسلطنه اسفندیاری رئیس مجلس تلفون میکنند که به فوریت وکلا را خبر دهند و مجلس علنی تشکیل شود. تا وکلا را جمعآوری میکنند و مجلس تشکیل میشود، سه ربع ساعت به ظهر مانده فروغی نخستوزیر پشت تریبون مجلس قرار گرفته چنین میگوید:
یکی از مهمترین قضایا و امور را که واقع شده است، باید به عرض مجلس شورای ملی و به اطلاع عموم ملت برسانم و متأسفم با این که کسالت مزاج و این که نفس ندادم و قضیه هم طوری به سرعت انجام گرفته است که هیچ مجالی نداشتهام که فکری بکنم تا بیاناتی که در این جا میکنم مرتب باشد، از این جهت معذرت میخواهم و آن قضیه اینست که اعلیحضرت رضا شاه پهلوی به موجباتی که حالا خواهم خواند اراده کردهاند که از سلطنت کناره کنند و امر سلطنت را به جانشین قانونی خودشان تفویض فرمایند. ایشان استعفا نامه نوشتهاند و والا حضرت همایون ولایت عهد زمام را به دست گرفتند.
استعفانامه ایشان این است: «نظر به این که من همه قوای خود را در این چند ساله مصروف امور کشور کرده و ناتوان شدهام حس میکنم که اینک وقت آن رسیده است که یک قوه و بنیه جوان تری به ارهای کشور که مراقبت دائم لازم دارد، بپردازد که اسباب سعادت و رفاه ملت را فراهم آورد؛ بنابراین امور سلطنت را به ولیعهد و جانشین خود تفویض کردم و از کار کناره نمودم. از امروز که روز ۲۵شهریور ماه ۱۳۲۰ است، عموم ملت از کشوری و لشکری ولیعهد و جانشین قانونی مرا باید به سلطنت بشناسند و آنچه از پیروی مصالح کشور نسبت به من میکردند نسبت به ایشان منظور دارند.
میآیند و میروند
سپس فروغی گفت: «اعلیحضرت جدید مرا مأمور فرمودند، به اطلاع مجلس شورای ملی برسانم که در امر ملک و مملکت داری کاملاً یک پادشاه قانونی هستند و تصمیم قطعی ایشان بر اینست که قانون اساسی دولت و مملکت و ملت ایران را کاملاً رعایت کرده و محفوظ بدارند. امیدوارم این سلطنت نو بر ملت ایران مبارک باشد و تقاضا میکنم آقایان موافقت فرمایند فردا مجلس شورای ملی را باز تشکیل بدهند که اعلیحضرت همایونی تشریف بیاورند و وظائف قانونی خودشان را در این باب عمل کنند» و نیز فروغی گفت: «هر چند که دولت اقداماتی کرده است که قوای روس و انگلیس به شهر تهران نیایند و امیدواریم این اقدامات مؤثر باشد، ولی فرضاً هم که نزدیک طهران بیایند، باید خاطر آقایان مسبوق باشد که اینها برای مخاصمت نمیآیند، برای مقاصد خودشان نسبت به کارهایی که دارند میآیند و میروند. اگر از این رفت و آمد به گوش آقایان خبری رسید، تصور نکنند مقاصد خصمانه دارند. آن اندازه که به ما اطمینان دادهاند و ما هم البته این اطمینان را حاصل کردهایم، مطلب اینست مبادا مثل چند روز پیش مردم طهران وحشت کنند و اسباب زحمت برای ما فراهم گردد و در نگاهداری امنیت و ارزاق شهر کار ما سخت شود».
قسمنامه شاه جدید
روز بیست و ششم شهریور ۱۳۲۰ چهارونیم بعدازظهر شاه جدید با تشریفات معمولی در جلسه علنی مجلس شورای ملی قسمنامه را خواندند و امضاء کردند و بعد خطابه حاضر شده را قرائت کردند مبنی بر توجه به اصول مشروطیت و تفکیک قوا و لزوم همکاری دائم و کامل بین دولت و مجلس و اهتمام در اجرای دقیق قوانین برای حصول تأمین قضایی و اصلاحات مربوط به امور اجتماعی و اقتصادی و مالی و تغییر مقرراتی که به احتیاجات و مقتضیات امروز وفق دهد و در خاتمه گفتند که اهتمام کامل به عمل خواهد آمد که با همکاری نزدیک با دولتهایی که منافع ما با منافع آنها ارتباط مخصوص دارد. به طوری که مصالح مملکتی کاملاً رعایت شود مشکلاتی که فعلاً برای ما پیش آمده حل گردد و جریان امور بر وفق دلخواه شود.
در این مراسم سوگند خارجیها شرکت نداشتند و، چون نمایندگان شوروی و انگلستان به عنوان این که از دول خود کسب اجازه نکردهاند و هنوز نرسیده از حضور در مجلس و مراسم سوگند حاضر نمیشدند دولت بهتر دانست که هیچ کدام از خارجیها و سفارتها حضور نیابند و از کسانی هم که دعوت شده بودند عذر خواستند. ولی بعد از چند روز همه نمایندگان خارجی با ژاکت و کلاه بلند به دربار رفتند و شناسایی شاه جدید انجام گرفت.
منبع: ایسنا
12307182
مهمترین اخبار وبگردی











