وبگردی 20:33 - 09 آذر 1404
«خط رهبری» به مناسبت سخنان اخیر حضرت آیت‌الله خامنه‌ای درباره موضوع بسیج، در گزارشی تاریخی به بررسی مصادیق برجسته حرکت بسیجی در تاریخ معاصر ایران و انقلاب اسلامی پرداخته است.

بسیج، روایت یک ملت در میدان

باشگاه خبرنگاران جوان - «بسیج لشکر مخلص خدا است» این جمله تنها ترکیبی از واژگان برای پرداخت یک ایده نیست که بر زبان امام خمینی (ره) جاری شده باشد بلکه باوری است که در قلب شعله می‌کشد. باوری که بسیج را رزمنده‌ای در میدان می‌بیند و خلوصش را چراغ راه. اما میدان او تنها میدان رزم نیست. گاه میدانش علم است، گاه فرهنگ، گاه خدمت و سازندگی، گاه هنر و ادبیات، گاه سیاست و اقتصاد و گاه امنیت و....

فرقی نمی‌کند، اخلاص که باشد، قطره‌ای می‌شود در اقیانوس خدا شدن. آنگاه نه در زمان محدود می‌شود و نه در جغرافیا. هرجا به او نیاز است ظهور می‌کند. از چیزی هراس ندارد بلکه با «قدرت مادّی، قدرت روحی، قدرت فکری» ۱۴۰۲/۰۹/۰۸ با دشمن سینه به سینه می‌شود. «همین روحیه‌ی در دوران حکومت‌های طاغوتی و در دوران‌های گذشته هم بود، منتها یا بیگانه‌ها مسلّط بر کشور بودند و آنها نمیگذاشتند و سرکوب میکردند، یا خود حکومت‌ها فاسد بودند.» ۱۴۰۱/۰۹/۰۵ مبارزانی همچون شیخ محمّد خیابانی در تبریز و میرزا کوچک‌خان جنگلی در رشت از این جمله‌اند.

شعله‌ای که در تبریز برافروخته شد

در آستانه طوفان‌های بزرگ، مردی از تبریز برخاست تا ندای آزادی را در گوش تاریخ ایران زمزمه کند. شیخ محمد خیابانی، روحانی مبارزی که از نخستین روز‌های مشروطه، حضوری آتشین در صحنه سیاست داشت.

او در بحبوحه استبداد صغیر محمدعلی‌شاه، دوشادوش ستارخان و باقرخان، از تبریز دفاع کرد. وقتی شاه قصد وام گرفتن از بیگانگان برای سرکوب مردم را داشت، این خیابانی بود که با ارسال تلگرافی تاریخی به فرانسه، پرداخت هر وام بدون اجازه مجلس را غیرقانونی خواند و نقشه شاه را نقش بر آب کرد.

با گشایش مجلس دوم، خیابانی نماینده تبریز شد. هنگامی که اولتیماتوم تحقیرآمیز روسیه در مجلس قرائت شد، او با شهامت برخاست و فریاد زد: "هیچ کس و هیچ دولتی حق ندارد که اختیار، آزادی و استقلال کسی یا دولتی را از آنها سلب کند، مگر اینکه به شیوه کهن بربریت برگردد. بنده از طرف ملت، که حق آزادی و استقلال را از چندین هزار سال پیش تاکنون برای خودشان ثابت می‌دانند، با کمال جسارت و گشاده‌رویی به دولت روسیه می‌گویم که ممکن نیست این ملت، امور کشور و اختیار و استقلال خود را به دیگران واگذار کند. " این شجاعت، الهام‌بخش دیگر نمایندگان برای مقاومت شد.

وقتی وثوق‌الدوله قرارداد استعماری ۱۹۱۹ را با انگلیس منعقد کرد، خیابانی در تبریز قیام کرد و هدفش را "تشکیل حکومت ملی" و "تحکیم استقلال ایران" اعلام کرد. پس از شهادت نیز خون او بی‌اثر نماند. قیام خیابانی چنان تأثیری گذاشت که حتی احمدشاه جرأت حمایت از قرارداد ۱۹۱۹ را نیافت. خیابانی نه فقط یک مبارز، که نماد مقاومت در برابر استعمار و استبداد بود. شعله‌ای که او برافروخت، هرگز در تاریخ مبارزات آذربایجان و ایران خاموش نشد.

فریاد استقلال‌طلبی سردار جنگل

در قلب جنگل‌های انبوه شمال، مردی قیام کرد تا مشروطه‌ی نیم‌بند را از خفت نجات دهد. میرزا کوچک‌خان جنگلی، روحانی میهن‌پرستی که به انگیزه اجرای احکام دینی و جلوگیری از دخالت و تجاوز بیگانگان به وطن، وارد عرصه مبارزه شد.

استقلال‌طلبی، آزادی‌خواهی، عدالت‌جویی و استعمارستیزی از دلایل اصلی قیام و ادامه مبارزات او به شمار می‌آید. در سال ۱۲۹۳ هجری شمسی، پرچم "کمیته اتحاد اسلام" را برافراشت و طولانی‌ترین مبارزه مسلحانه ضداستعماری ایران را پایه‌ریزی کرد و ۱۲ هزار چریک مسلح را تربیت نمود. او و یارانش، "جنگلی‌ها"، با سه آرمان بزرگ بیرون راندن اشغالگران روس و انگلیس، برقراری نظم و عدالت در کشور و مبارزه با بیدادگری و خودکامگی، به میدان آمدند.

در روزگاری که ایران صحنه تاخت‌وتاز قدرت‌های خارجی بود و دولت مرکزی درمانده شده بود، نهضت جنگل به نماد مقاومت بدل شد. میرزا حاضر نشد با هیچ یک از قدرت‌های وقت سازش کند؛ نه با روس‌ها، نه با انگلیسی‌ها و نه حتی با رضاخان در حال ظهور.

قیام او چنان گسترش یافت که هم‌زمان با جنبش‌هایی در آذربایجان (به رهبری شیخ محمد خیابانی) و فارس همراه شد و امپراتوری بریتانیا را سخت به هراس انداخت. اما این راه پرفرازونشیب، با خیانت نزدیکان و هجوم نیرو‌های دولتی به پایان رسید.

میرزا کوچک‌خان، این سردار تنهای جنگل، سرانجام در دهم آذر ۱۳۰۰ در گردنه برفگیر "گیلوان" در آغوش بوران جان سپرد، اما آرمان‌های او برای استقلال و آزادی، تا همیشه در تاریخ ایران جاودانه ماند. او ثابت کرد که می‌توان در برابر تمام ابرقدرت‌های زمان ایستاد و برای شرافت میهن، تا آخرین نفس جنگید.

درخت طیب بسیج

لذا تاریخ گواه است که «این روحیه‌ی بسیجی وجود داشته. امّا در دوران انقلاب، همین ظرفیّت اوّلاً افزایش پیدا کرد به خاطر اینکه انقلاب امید داد؛ پیروزی بر یک رژیمِ به قول خودشان دوهزاروپانصدساله روحیه‌ی ضدّاستکباری و ضدّاستبدادی مردم را تقویت کرد، این ظرفیّت بسیج ظرفیّت افزایش‌یافته شد؛ بعد هم کسی مثل امام بزرگوار در رأس کشور به بسیج جان داد، روح داد، لذا این ظرفیّت زنده شد و این استعداد به فعلیّت رسید.» ۱۴۰۱/۰۹/۰۵

آری، «وقتی سرزمین مستعد و آماده است، بذر پاکیزه است، آن گیاه و روئیدنی تمام‌شدنی نیست؛ یعنی هیچ عاملی نمیتواند به آن صدمه بزند. بسیج، یک چنین درخت طیب و طاهری است.» ۱۳۸۹/۰۸/۰۲ درختی که ریشه در "خداباوری" و"خودباوری" یک ملت دارد.

قله‌های جاودان

پس از انقلاب اسلامی، با دمیدن روحِ بسیج در کالبد ملت ایران، جوانان این سرزمین، گروه گروه به سپاه عظیم رزمندگان جبهه و جهاد پیوستند. آنان بلندای کوه‌های ایثار و فداکاری را گام به گام فتح کردند و در این مسیر، قله‌هایی بی‌نظیر را به تاریخ بشریت هدیه دادند: «قلّه‌ی بسیج سلیمانی است، صیّاد شیرازی است، همّت است، بابایی است؛ قلّه‌ی بسیج شیرودی است، شهید همدانی است.» ۱۴۰۲/۰۹/۰۸ و صد‌ها چهره‌ی درخشان دیگر در این میدان و تا به امروز همچون «شهید حججی، مصطفی صدرزاده، آرمان علی‌وردی، روح‌الله عجمیان. اینها برجسته‌اند، نقطه‌های واقعاً برجسته‌اند.» ۱۴۰۲/۰۱/۲۹ که هر یک، جهانی از اخلاص، گذشت و شجاعت را در خود جای داده‌اند. آری، اینها را همه دیدند؛ این شکوه، به چشم همه آمد و در تاریخ ماندگار شد.

روحیه‌ی بسیجی چه آن زمان که در میدان جنگ بود و چه هنگامی که از آن فارغ شد، وارد عرصه‌های دیگر هم می‌شد. از جمله عرصه‌ی علم: «این حرکت به سمت نوآوری فنّی و علمی را... ما در دفاع مقدّس به دست آوردیم؛ چون در دفاع مقدّس نیاز داشتیم به خیلی چیز‌ها و در اختیارمان نبود، امکاناتش را نداشتیم و نیرو‌های مؤمن، فداکار رفتند به فکر اینکه درست کنند.» ۱۳۹۹/۰۶/۳۱

فرمانده لشکر غیرممکن‌ها

بسیجی واقعی منتظر دستور نیست، مشکل را می‌بیند و وارد می‌شود. وقتی همه می‌گفتند "غیرممکن است که ما موشک داشته باشیم"، شهید تهرانی‌مقدم با یک تیم ۱۲ نفره شروع کرد و با توکل به خدا، آن "غیرممکن" را ممکن ساخت. این همان روحیه "ما می‌توانیم" بسیجی است: «ما احتیاج به موشک داشتیم، موشک هم به ما داده نمیشد، دشمن هم موشک داشت، با موشک میزد، این ما را -یعنی نیرو‌های مستعدّ ما را- به فکر انداخت که یک کاری بکنند.» ۱۳۹۹/۰۶/۳۱

ایشان با وجود مدیریت یکی از حساس‌ترین و پیشرفته‌ترین بخش‌های دفاعی کشور، در ساده‌ترین شرایط زندگی می‌کرد. چادر زدن در خیابان برای ساخت شهاب ۳، نماد بسیجیِ عمل‌گرا و بی‌نیاز به تشریفات اداری بود. او ثابت کرد پشت میز نشینی و تشریفات، از ویژگی‌های بسیجی نیست. او با پشتوانه معنوی و توکلی عمیق مسیر علم را می‌پیمود. در هر شرایطی به نماز اول وقت اهتمام داشت و زیارت عاشورا و دعای سمات جزء برنامه‌های روزانه‌اش بود. پناه بردن به امام رضا (ع) برای حل مسائل فنی و توسل به اهل بیت منش او بود تا جایی که طرح یک سامانه پیچیده را در حرم و روی دفتر نقاشی دخترش کشید. اینها نشان می‌دهد که او منبع اصلی حل مشکلات را در"ارتباط با خدا" می‌دید.

وقتی پیشنهاد خرید کارخانه موشک‌سازی از کره شمالی مطرح شد، او ایستاد و گفت: "تجهیزات زمینی را خودم می‌سازم. " این همان روحیه بسیجی است که به جای تکیه به خارج، به توان داخلی اعتماد می‌کند و با خلاقیت، مشکل را حل می‌کند. بسیجی از تصمیمات سخت نمی‌هراسد. وقتی تنها یک فروند موشک شهاب ۳ داشت، با جسارت تمام، چندین فروند دیگر ساخت و در رژه نمایش داد تا قدرت بازدارندگی کشور را به دشمن اثبات کند. او برای حفظ امنیت ملی، مسئولانه ریسک می‌کرد. او عجله داشت، چون احساس می‌کرد "زمان کم است".

پروژه‌های ۵ ساله را یکساله و پروژه‌های یکساله را ۶ ماهه می‌خواست. این "عجله مقدس"، ناشی از غیرت او برای پیشرفت سریع کشور بود. ایشان در چارچوب فرمان‌های نظام و ولی‌فقیه حرکت می‌کرد و برای گرفتن مجوز‌های لازم، با مسئولان بالا رایزنی می‌کرد. این نشان می‌دهد بسیجی واقعی، "منضبط" و "قانون‌مند" نیز هست.

سرباز گمنام خط مقدم علم

شهید دکتر محسن فخری‌زاده به عنوان یک دانشمند برجسته هسته‌ای، نمونه درخشان دیگری از "روحیه بسیجی" بود. او یک فیزیکدان نخبه بود، اما هرگز در برج عاج علم محبوس نشد. او علم را در "خط مقدم تقابل با استکبار" به کار گرفت. این نگاه، همان "نگاه بسیجی به علم" است؛ علمی که ابزاری برای استقلال و اقتدار ملی است، نه فقط انتشار مقاله و کسب عنوان.

او سال‌ها تحت تعقیب و تهدید دشمن بود و چندین بار از ترور جان سالم به در برد، اما هرگز از مسیر خود عقب ننشست. این "استقامت بی‌امان"، یادآور پایمردی رزمندگان بسیجی در خطوط مقدم جبهه است. او در قامت یک دانشمند و مدیر راهبردی، در پروژه‌ها و طرح‌های دفاعی و فناورانه متعددی نقش داشت.

فعالیت‌های او محدود به حوزه دفاعی و هسته‌ای نبوده و در طرح‌های پیشران و فناورانه متعددی، نقش آفرینی و راهبری را عهده‌دار بود. برخی از این طرح‌ها را می‌توان توسعه فناوری آشکارسازی تابش‌های هسته‌ای، آشکارسازی نوترون‌های کیهانی برای کشف اقدامات رژیم صهیونیستی، ساخت کیت‌های تشخیصی کرونا، ساخت لیزر برای شناسایی پهپاد مهاجم، ابداع پدافند هسته‌ای در کشور، تأسیس پژوهشکده اکوستیک و نقش‌آفرینی در ساخت واکسن ایرانی کرونا دانست.

اما با وجود مدیریت پروژه‌های بسیار پیچیده و حساس، زندگی شخصی بسیار ساده و بی‌آلایشی داشت. او مانند یک بسیجی گمنام، در سایه کار می‌کرد و شهرت و ظاهر برایش اهمیتی نداشت. این "ایثار خاموش" از ویژگی‌های بارز روحیه بسیجی است. تحریم‌های سخت بین‌المللی، برای او و تیمش بهانه نبود. آنها با تکیه بر نبوغ داخلی، راه‌حل‌های نوآورانه ایجاد کردند و وابستگی را شکستند. این همان "روحیه خودباوری و عملگرایی بسیجی" است که مشکلات را به فرصت تبدیل می‌کند. تمام فعالیت‌های او در چارچوب کلان راهبردی تعیین‌شده از سوی ولی‌فقیه بود. او یک "سرباز علمی" بود که در مجموعه بزرگ نظام حرکت می‌کرد و مأموریت خود را از آن دریافت می‌کرد.

پژوهشگری با روحیه‌ی جهاد

وقتی نام دکتر سعید کاظمی آشتیانی به میان می‌آید، ذهن‌ها تنها به یاد یک دانشمند برجسته نمی‌افتد؛ بلکه تصویری از یک جوان مؤمن، انقلابی و بسیجی نقش می‌بندد که علم را با ایمان درآمیخت و امید را به دل‌ها بخشید. او بنیان‌گذار پژوهشگاه رویان بود؛ جایی که در آن، سلول‌های بنیادی و درمان ناباروری نه فقط پروژه‌های علمی بلکه جهاد علمی برای اعتلای ایران شدند. کاظمی آشتیانی با روحیه‌ی جهادی و بسیجی، شب و روز در کنار جوانان پژوهشگر کار کرد، بی‌آنکه به مقام یا شهرت دل ببندد. هر دستاورد علمی برای او نه لحظه‌ای غرور بلکه فرصتی برای سجده‌ی شکر بود؛ سجده‌ای که گاه با اشک همراه می‌شد و نشان می‌داد علم، اگر با معنویت پیوند بخورد، به عبادت بدل می‌شود. رهبر انقلاب بار‌ها از او یاد کرده‌اند؛ نه فقط به‌عنوان یک دانشمند، بلکه به‌عنوان بسیجی‌ای در عرصه‌ی علم.

ایشان او را همان‌قدر بسیجی دانستند که قهرمانان جبهه، چون حسین خرازی و حسین فهمیده را بسیجی می‌دانستند. این نگاه، معنای تازه‌ای به فرهنگ بسیجی بخشید: بسیجی بودن یعنی خدمت بی‌تظاهر و بی‌وقفه به مردم، چه در میدان جنگ و چه در آزمایشگاه. امروز، نام کاظمی آشتیانی چراغی است برای جوانان مؤمن و انقلابی؛ الگویی که نشان می‌دهد می‌توان با ایمان، تلاش و روحیه‌ی جهادی، ایران را بر قله‌های دانش جهان نشاند. او نه فقط دانشمند نمونه کشور بلکه روایت زنده‌ای از پیوند علم و ایمان است؛ روایتی که همچنان الهام‌بخش نسل‌های آینده خواهد بود: «در صحنه‌ی علم و پژوهش، شهید فخری‌زاده... یک بسیجی بود؛ مرحوم کاظمی آشتیانی یک بسیجی بود؛ در صحنه‌ی علم، اینها مرز‌های دانش را در کشور زیر و رو کردند؛ در میدان علم و دانش، بعضی‌هایشان از متوسّط مرز‌های جهانی هم عبور کردند.» ۱۴۰۲/۰۹/۰۸

سرباز فرمول‌های مقدس

شهید شهریاری دُر گران‌بهای دیگری از این لشکر مخلص خداست. روحیه بسیجی شهریاری، ریشه در "ارتباط زنده با خدا" داشت. او علم را عبادت می‌دانست و برای حل مسائل پیچیده علمی، به نماز و مناجات متوسل می‌شد. نماز شب و اشک‌های خلوتگاه او، سوخت حرکتش بود. این همان "عرفان عملی" بود؛ نه شعار، بلکه عمل. او دانشمند برجسته‌ای بود، اما هرگز برای پول، مقام یا شهرت کار نکرد. تمام توانش را برای "خدمت به کشور" و "تقویت اقتدار علمی ایران" به کار گرفت. کارگاه آموزشی آشنایی با کد‌های محاسباتی راکتور‌های هسته‌ای از جمله دوره‌هایی بود که شهید شهریاری آن را در سطح وسیعی برگزار کرد. یکی از طرح‌های مهم دیگر، بررسی طراحی‌های تئوریک مربوط به ساخت نسل جدید راکتور‌های هسته‌ای است که انعکاس زیادی در بزرگ‌ترین مراکز علمی جهان داشت. این دانشمند هسته‌ای از جمله کارشناسان ارشد در زمینه مبارزه با کرم رایانه‌ای استاکس نت نیز بود.

او با همراهی شهید مسعود علیمحمدی استاد فیزیک دانشگاه تهران به عنوان مشاوران ایران در راه‌اندازی پروژه سِزامی نقش بسزایی داشتند. کسانی که شهید شهریاری را می‌شناسند، خوب می‌دانند که غنی‌سازی ۲۰درصدی اورانیوم و بسیاری از پیشرفت‌های علمی ایران در علوم هسته‌ای مرهون تلاش‌های این شهید والامقام است که اگر نبود امروز این پیشرفت‌ها در مباحث علمی کشور حاصل نمی‌شد. اما با وجود جایگاه علمی بسیار بالا، زندگی ساده و بی‌آلایشی داشت. برخورد متواضعانه‌اش با دانشجویان و حتی خدمه دانشگاه، نشان از "اخلاق بسیجی" او داشت. شهید شهریاری در تحقیقات علمی، "خستگی" نمی‌شناخت. او به فرمان رهبر انقلاب در زمینه پیشرفت علمی کشور، کاملاً متعهد و پایبند بود. حرکت در مسیر گام دوم انقلاب را نه یک شعار، که یک "ماموریت الهی" می‌دانست.

او با کارش ثابت کرد که "ما می‌توانیم" و نباید در برابر زورگویی جهانی تسلیم شد: «رضایی‌نژاد، علی‌محمّدی، احمدی روشن؛ اینها نخبگانی بودند در وادی علم و تحقیق که بسیجی‌وار کار کردند؛ شهید شهریاری بسیجی‌وار کار کرد. آن روزی که در‌ها را به روی ملّت ایران خواستند ببندند... که محصول این رادیودارو‌ها به دست مردم نرسد و جمهوری اسلامی دچار مشکل بشود و گفتند «نمیفروشیم» که این مرکز تهران تعطیل بشود، اینها – مرحوم شهید شهریاری – هم مشغول کار شدند، تلاش کردند، که بعد آمدند به ما گفتند که توانستیم بیست درصد را تولید کنیم، بعد هم آمدند به ما اطّلاع دادند که ما لوله‌ی سوخت و صفحه‌ی سوخت را هم ساختیم؛ دشمن [متحیّر]ماند. این کار کار بسیجی بود؛ این کار کار معمولی نبود. در همه‌ی این میدانهایی که ذکر کردیم، هزاران انسان بزرگ بودند و هستند و تلاش کردند که بعضی را اسم آوردیم.» ۱۳۹۳/۰۹/۰۶

الگوی کامل استاد بسیجی

شهید دکتر مصطفی چمران، تجسم زنده‌ی اساتید بسیجی بود؛ دانشمند نخبه‌ای که در اوج شکوفایی علمی در آمریکا، همه‌ی نام و نان و مقام را رها کرد تا در محضر امام موسی صدر در لبنان و سپس در جبهه‌های کردستان و خوزستان، سرباز وارسته‌ی انقلاب باشد. او که در فیزیک پلاسما استاد بود، در میدان نبرد نیز استاد عملی شد؛ از آموزش شلیک آر. پی. جی تا طراحی عملیات. چمران نشان داد که "بسیجی بودن" به معنای حاضر بودن همیشگی است. از نخستین شب ورود به اهواز که بی‌درنگ راهی خط شد، تا فتح سوسنگرد که پیش از همه به پیش تاخت. برای او، مقام وزارت و تشریفات، ارزشی نداشت؛ آنچه ارزش داشت، "ایستادن در همان جایی بود که باید ایستاد".

شهید چمران بسیجیِ کاملی بود، زیرا همه‌ی دوگانه‌های به ظاهر متضاد را در خود جمع کرده بود: "عالم آزمایشگاه" و "سرباز خط مقدم"، "عارف خداجو" و "فرمانده سرسخت"، "هنرمند خوش‌ذوق" و "جنگنده‌ی بی‌امان". روایت او از شکست محاصره‌ی پاوه تنها با "پیام رادیویی امام"، نشان از "بصیرت" و "اتکایش به ولایت" داشت؛ همان بصیرتی که در تحلیل پیچیده‌ترین صحنه‌ها مانند لبنان، چراغ راه بود. شهید چمران ثابت کرد "بسیج اساتید" یعنی تلفیق "ایمان عاشقانه"، "علم برتر" و "عمل جهادی"؛ الگویی که در وجودش، تضاد "عقل و عشق" و "سنت و مدرنیته" به کلی محو شد و نشان داد که می‌توان همزمان «آب و آتش» بود: «شهید چمران آب و آتش را با هم داشت. آن عقل معنویِ ایمانی، با عشق هیچ منافاتی ندارد؛ بلکه خود پشتیبان آن عشق مقدس و پاکیزه است.» ۱۳۸۹/۰۴/۰۲

بسیجی بی‌قرار میدان خدمت

در خاکریز‌های کودکی، در همان کوچه پس‌کوچه‌های خاکفرج قم که بوی نان گرم و عطر خاطرات قدیم می‌پیچید، پسربچه‌ای بزرگ می‌شد که دنیایش، با حرم همسایه بود. همان که روزی با همبازی‌هایش مسابقه می‌داد از مغازه پدر تا میدان آستانه، کمی بعدتر کوکتول‌مولوتوف به دست گرفت و هیجان انفجار را در رگ‌هایش حس کرد. اما تقدیر، نقشی بزرگ‌تر برایش کشیده بود؛ همان نوجوان عاشق انقلاب، به مرد میدان‌های نبرد بدل شد، از والفجر و بدر تا کربلای پنج، جایی که با چشمانش گذشت تا جان ایران بماند.

اما جنگ که تمام شد، او اسلحه را زمین نگذاشت، فقط سنگرش را عوض کرد. این‌بار در قالب یک راوی خستگی‌ناپذیر، پایه‌گذار کاروانی از نور شد به نام "راهیان نور". بعدتر، در قلب توفان‌های فرهنگی، از فتنه ۸۸ تا تأسیس نهادهایی، چون خاتم‌الاوصیا و بنیاد کرامت امام رضا (ع)، همچنان ایستاد، فرمانده‌ای در خط مقدم جنگ نرم. حاج حسین یکتا، از همان خاکریز‌های قم تا اوج قرارگاه‌های فرهنگی، روایتی زنده از یک بسیجی تمام‌عیاری است که هرگز از پا ننشست؛ چرا که بسیجی بودن برایش پایان نداشت، تحول بود.

سرباز قلم و دوربین

شهید سید مرتضی آوینی، نماد بی‌بدیل "بسیجیِ خلاق" است؛ کسی که روحیه جهادی را از خاکریز‌های جنگ به عرصه فرهنگ و هنر کشاند و انقلابی در نگاه و روایت ایجاد کرد. درک او از "بسیجی بودن"، فراتر از حضور فیزیکی در میدان بود؛ بلکه "روشی برای دیدن و آفریدن" بود.

در زمانی که رسانه‌های داخلی در بازنمایی جنگ ناتوان بودند و رسانه‌های خارجی، جنگ را "جنگ شهرها" و یک فاجعه صرف نشان می‌دادند، آوینی با خلاقیتی کم‌نظیر، "مستند روایی" را خلق کرد. او در "روایت فتح"، دوربین را از حالت ناظر بیرونی درآورد و آن را به "چشم سوم رزمنده" تبدیل کرد. بیننده نه تماشاگر که "همراه" رزمنده در خط مقدم می‌شد. نثر شاعرانه، فلسفی و عارفانه او، مستندهایش را از گزارش‌های خبری محض، به "متون ماندگار هنر انقلاب" ارتقا داد. این نگاه، خود یک "خلق فرم هنری جدید" بود.

آوینی تنها یک مستندساز نبود؛ یک "متفکر هنر دینی" بود. او با نوشتن مقالات عمیق در مجله "سوره"، به جنگ "تهاجم فرهنگی" رفت. او به دنبال کشف "حکمت هنر اسلامی" بود؛ هنری که از "عرفان و توحید" سرچشمه می‌گیرد، نه از تقلید از غرب. این نگاه، خلاقیتی بود در "بازتعریف مبانی هنر" از منظر انقلاب اسلامی. او ثابت کرد بسیجی می‌تواند در عرصه نظر نیز صاحب سبک و مکتب باشد. مرحوم طالب‌زاده و سلحشور نیز از این دسته‌اند.

سپهدار کلمات مقدس

در میان قفسه‌های انباشته از خاطرات و کلمه‌ها، مردی سه دهه است که، چون سرهنگی وفادار، از گنجینه‌ای به نام "حافظه جمعی دفاع مقدس" پاسداری می‌کند. مرتضی سرهنگی، این سرباز فرهنگ، این‌بار نه با اسلحه، که با قلم سنگر گرفته است. در روزگاری که روایت جنگ در اختیار لنز‌های بیگانه بود، او به کوچه و خیابان‌های خودمان برگشت؛ سراغ همان رزمنده‌هایی که دوربین را دوست نداشتند، اما خنده‌ها و اشک‌هایشان ارزش ماندن در تاریخ را داشت. او از همان آغاز می‌دانست: روزی خواهد آمد که بی‌بی‌سی و منوتو می‌خواهند برای نسل ما از جنگ بگویند… و او باید پیش از آنان، حقیقت را در دل کلمات جاودانه کند. از اینرو رهبر انقلاب به او گفتند: «این خاطرات و اینها که چاپ می‌شود در واقع منشأش شما هستید. خدا ان‌شاءالله حفظتان کند.» ۱۴۰۲/۰۲/۲۴

آری، «عرصه‌ی بسیج یک عرصه‌ی عمومی است؛ نه مختص یک قشر است، نه مختص یک بخشی از بخش‌های جغرافیائی کشور است، نه مختص یک زمانی دونِ زمان دیگری است؛ نه مختص یک عرصه‌ئی دون عرصه‌ی دیگری است. در همه‌ی جاها، در همه‌ی مکانها، زمانها، عرصه‌ها و در همه‌ی قشرها، این وجود دارد. این معنای بسیج است.» ۱۳۸۹/۰۴/۰۲

شاید در نگاه اول بسیج یک چهره‌ی رسمی و سازمانی و بخشی از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی معرفی شود «لکن عقبه‌ی این چهره‌ی رسمی و آشکار، یک صحنه‌ی بسیار وسیع و قابل شمارش وجود دارد که آن خیلی مهم است برای کشور. هر شخصی، هر مجموعه‌ی غیور و آماده به کار و پرانگیزه‌ای که در کشور وجود داشته باشد، جزو آن مجموعه‌ی بسیجی است... کسانی که در عرصه‌های گوناگون فعالند، پرتلاشند، پرانگیزه هستند، در علم، در صنعت، در اقتصاد، در دانشگاه، در حوزه، در محیط کسب و کار، در محیط تولید، در همه جا؛ همه‌ی کسانی که با انگیزه، با ایمان، با همت، با امید مشغول کار هستند، این در واقع اجزاء این بسیج بزرگ و وسیعی هستند که سرتاسر کشور بحمدلله متنعم به وجود آنهاست.» ۱۴۰۴/۹/۶

منبع: فارس


12246301
 
پربازدید ها
پر بحث ترین ها

مهمترین اخبار وبگردی

وبگردی
«باشگاه خبرنگاران» «خط رهبری» به مناسبت سخنان اخیر حضرت آیت‌الله خامنه‌ای درباره موضوع بسیج، در گزارشی تاریخی به بررسی مصادیق برجسته حرکت بسیجی در تاریخ معاصر ایران و انقلاب اسلامی پرداخته است.
وبگردی
«باشگاه خبرنگاران» موج تازه اعترافات احسان کرمی و برزو ارجمند درباره سختی‌های غربت و دلتنگی، دوباره بحث عاقبت پشت پا زدن به وطن را در شبکه‌های اجتماعی پررنگ کرده است.
وبگردی
«باشگاه خبرنگاران» در سطح صدای منفی دسی‌بل، بازدیدکنندگان گزارش داده‌اند که حتی صدای خونِ در حال تپیدن در رگ‌ها و شریان‌هایشان را می‌شنوند.
وبگردی
«باشگاه خبرنگاران» برخی مسیرها چنان شگفت‌انگیز و دور از انتظارند که حتی خود صاحب آن مسیر نیز گاهی باور نمی‌کند چگونه قدم‌به‌قدم به جایی رسیده که امروز ایستاده است.
وبگردی
«باشگاه خبرنگاران» هر عکسی که در شبکه‌های اجتماعی منتشر می‌کنید، ممکن است بیشتر از آنچه فکر می‌کنید اطلاعات شخصیتان را فاش کند.
وبگردی
«باشگاه خبرنگاران» یخ‌زدن آب، همان‌طور که می‌دانید، الگوی بلوریِ منظم و چشم‌نوازی ایجاد می‌کند؛ اما این قضیه اصلا در مورد روغن‌ها صدق نمی‌کند.
وبگردی
«باشگاه خبرنگاران» گاهی در موقعیت‌هایی قرار می‌گیریم که با ارزش‌های شخصی و دینی‌مان ناسازگار است و اگر نتوانیم درست «نه» بگوییم، ارزش‌ها یا روابط اجتماعی‌مان خدشه‌دار می‌شود.
وبگردی
«باشگاه خبرنگاران» از کابوس‌های کودکانه تا رؤیاهای آرام‌بخش سالمندان؛ تحقیقات نشان می‌دهد سن و تجربه زندگی شکل و محتوای خواب‌ها را تغییر می‌دهد.
وبگردی
«باشگاه خبرنگاران» نظرسنجی جدید پیو نشان می‌دهد اکثریت مردم آمریکا نگران لحن تند سیاستمداران و پیامدهای خشونت‌آمیز آن هستند.
وبگردی
«باشگاه خبرنگاران» بر اساس یافته‌های پژوهشی جدید، تصمیمات شغلی، پرریسک‌ترین و اضطراب‌آورترین انتخاب‌هایی هستند که بیشتر مردم در زندگی مدرن با آن مواجه می‌شوند.

مشاهده مهمترین خبرها در صدر رسانه‌ها

صفحه اصلی | درباره‌ما | تماس‌با‌ما | تبلیغات | حفظ حریم شخصی

تمامی اخبار بطور خودکار از منابع مختلف جمع‌آوری می‌شود و این سایت مسئولیتی در قبال محتوای اخبار ندارد

کلیه خدمات ارائه شده در این سایت دارای مجوز های لازم از مراجع مربوطه و تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد.

کلیه حقوق محفوظ است