زخم جنگ بر بدن تاکسی های شهر

۱۷۰ تاکسی آیون خاک گرفته در پارکینگ جاده مخصوص نماد زخمی از جنگ هستند؛ تاکسیهایی که قرار بود هوای شهر را پاک کنند با هدیه ترامپ و هم دستانش، دچار آسیب و به شاهدان خاموش فاجعهای تبدیل شدند که ۱۱ شهروند تهرانی را در میان شعلهها به یادگار گذاشت.
به گزارش خبرنگار شهر، در حوالی پایتخت، جایی که صدای ممتد کامیون ها و نبض صنعت تهران در هم میتند، حالا میزبان سکوتی سنگین است.
وارد محوطه پارکینگ که می شوم، نگاهم بر ردیفی از خودروهای آیون قفل میشود؛ همان تاکسی های شاسی بلند سفید و آبی که قرار بود نویدبخش آسمانی آبی و هوای پاک برای تهران باشند، حالا در غبار نشسته بر بدنه، انگار سال هاست پیر شدهاند.
این خودروها، نه فقط آهن و لاستیک، که نماد یکی از مهم ترین اقدامات شهرداری در راستای نوسازی ناوگان عمومی و کاهش آلودگی هوا بودند. اما هدیه ترامپ و هم دستانش، چهره خشن و بی رحم خود را نشان داد و آسیبهای سنگینی به اموال مردم و زیرساخت های شهری وارد کرد.
در جریان جنگ اخیر و در پی اصابت پرتابه دشمن صهیونی-آمریکایی به نزدیکی محل دپوی این خودروها، زخمی عمیق به سرمایههای عمومی و تاکسی ها وارد شد. در آن دهم اسفندماه تلخ ۱۴۰۴ و در جنگ رمضان ۱۷۰ دستگاه از این تاکسیها که فرایند پلاک گذاری و تحویل شان به متقاضیان در جریان بود، دچار آسیبهای کلی و جزئی شدند.
حالا پس از گذشت هفت ماه، برآوردهای دقیق کارشناسی نشان میدهد که در مجموع حدود ۷۰ میلیارد تومان خسارت به این تاکسی های برقی وارد شده است. اما این اعداد و ارقام، تنها یک روی سکه است. مدیریت سازمان تاکسیرانی اعلام کرده که از همان ابتدا، موضوع در دستور کار قرار گرفته و فرایند اورهال و بازسازی فنی این تاکسی ها در حال انجام است. به محض پایان این عملیات فنی توسط شرکت خدمات پس از فروش، این خودروها مجدداً وارد چرخه حمل و نقل عمومی پایتخت خواهند شد تا به رانندگان و شهروندان خدمت کنند.
در میانه این پیکرهای آهنی، مردی که گذر زمان را میتوان در شیارهای عمیق صورتش خواند، به سمتم میآید؛ نگهبان این پهنه صنعتی و حافظه زنده این واقعه. وقتی از آن روز میپرسم، چشمانش تار میشود. میگوید: «موج انفجار مرا پرت کرد؛ مثل یک پر کاه. اما جان سالم به در بردم.»
او گوشیاش را بیرون می آورد؛ ویدئویی لرزان از دوربینهای مداربسته که عمق فاجعه را بی پرده نشان میدهد. تصویری از پمپ بنزینی در همسایگی این پارکینگ؛ جایی که زندگی در جریان بود، تا اینکه ناگهان همه چیز در دود و آتش گم شد. صدایش می لرزد وقتی از ۱۱ مسافری می گوید که دیگر به خانه برنگشتند؛ نه راننده خودروبر، نه کارمند پمپ بنزین و نه آن ۹ شهروندی که فقط برای سوختگیری خودرو آمده بودند.
حالا در کیلومتر ۷ جاده مخصوص، میان تاکسیهای غبارگرفتهای که قرار است دوباره متولد شوند، داستانی نهفته است که فراتر از آهن و لاستیک است. این خودروها، شاهدان خاموش روزی هستند که ترامپ هدیهای دیگر به تهرانیها ارائه داد.
شاید روزی این تاکسیها دوباره با رخسارهای نو به خیابانهای تهران بازگردند، ولی آنها تنها مسافران را جابجا نمیکنند؛ بلکه حامل خاطره آن روز تلخ و یادبود ۱۱ شهید بیگناهی هستند که فقط برای سوختگیری خودروهایشان آمده بودند.
۱۱ مهر ۱۴۰۵ - ۰۹:۰۲











