معمای ارز در جنگ اقتصادی

اقتصاد ایران امروز در شرایطی قرار دارد که ارز دیگر صرفا یک متغیر اقتصادی یا شاخصی برای سنجش قیمتها نیست؛ بلکه به یکی از مهمترین مؤلفههای تابآوری اقتصاد در برابر فشارهای داخلی و خارجی تبدیل شده است.
مسعود توکلی؛ معاون سابق مرکز مبادله ارز و طلای ایران_ اقتصاد ایران امروز در شرایطی قرار دارد که ارز دیگر صرفا یک متغیر اقتصادی یا شاخصی برای سنجش قیمتها نیست؛ بلکه به یکی از مهمترین مؤلفههای تابآوری اقتصاد در برابر فشارهای داخلی و خارجی تبدیل شده است. بانک مرکزی نیز در چنین شرایطی، عملا یکی از مهمترین مراکز فرماندهی اقتصاد کشور بهشمار میرود؛ نهادی که در خط مقدم مدیریت فشارهای اقتصادی قرار دارد و همزمان باید میان تأمین نیازهای واقعی اقتصاد، حفظ ثبات بازار، مدیریت انتظارات و صیانت از منابع و ذخایر ارزی، تعادل برقرار کند.در شرایط جنگ و مشخصا جنگ اقتصادی، حفظ آرامش روانی جامعه نیز بخشی از حکمرانی اقتصادی است. همانگونه که در شرایط جنگی، مدیریت افکار عمومی و حفظ اعتماد جامعه اهمیت دارد، در جنگ اقتصادی نیز ارکان اقتصادی نمیتوانند نسبت به انتظارات و رفتار بازار بیتفاوت باشند. از این منظر، اقدامات اخیر بانک مرکزی برای تأمین و عرضه ارز به میزان 2 میلیارد دلار و فروش دلار تا سقف 10000دلار به هر کدملی را باید در این مسیر ارزیابی کرد. این اقدامات میتوانند در کوتاهمدت به ثبات و آرامش بازار کمک کنند؛ اما در کنار آنها، باید به طراحی راهکارهای پایدار و آیندهنگر نیز اندیشید. همانگونه که مدیریت مصارف، اولویتبندی نیازها و جلوگیری از تقاضای غیرضروری اهمیت دارد، صیانت از منابع ارزی و بازگشت بموقع ارز حاصل از صادرات نیز از اهمیت بالایی برخوردار است. در شرایطی که هر واحد ارز میتواند برای تأمین کالاهای اساسی، مواداولیه، تجهیزات تولید، دارو و سایر نیازهای ضروری اقتصاد بهکار گرفته شود، منابع ارزی کشور باید با حساسیت بیشتری رصد، بازگردانده و تخصیص داده شوند.
نگاه جدید باید از «مدیریت قیمت ارز» به سمت «حکمرانی منابع ارزی» حرکت کند. به این معنا که بانک مرکزی باید تصویری جامع و بهروز از منابع، مصارف، تعهدات، ذخایر و جریانهای ورودی و خروجی ارز در اختیار داشته باشد و بتواند بر مبنای آن، اولویتهای تخصیص را متناسب با شرایط، بهصورت پویا تنظیم کند.یکی از مهمترین تغییرات موردنیاز، توجه به ماهیت تقاضای ارز است. بخشی از تقاضای مردم برای ارز، ناشی از نیاز واقعی به اسکناس نیست؛ بلکه با هدف حفظ ارزش دارایی و پوشش ریسک کاهش قدرت خرید پول ملی شکل میگیرد. این بخش از تقاضا را میتوان از طریق ابزارهای مالی جدید مدیریت کرد. همانگونه که صندوقهای سرمایهگذاری طلا توانستهاند بخشی از تقاضای سرمایهگذاری در طلا را بدون نیاز به خرید و نگهداری فیزیکی آن پاسخ دهند.











