لطفاً به کسی نگویید به تلآویو آمدهام

باشگاه خبرنگاران جوان - «خواهش میکنم فعلاً آمدن مرا در اینجا محرمانه تلقی نمایید…» این جمله فرستاده رسمی دربار پهلوی است که در آذر ۱۳۳۸ (۶۷ سال قبل) به مقام صهیونیست گفت. دربار پهلوی برای پنهان کردن روابط پشتپرده خود با تلآویو از خشم ملتهای مسلمان، دیپلماتهای خود را با حکم جعلیِ «مستشار سفارت در برن» و با پلاکهای خودروی کددار راهی فلسطین اشغالی میکرد تا در ویلاهای خیابان جابوتینسکی راماتگان، عملاً به کارگزاران امنیتی رژیم صهیونیستی و ایالات متحده تبدیل شوند.
۶۰ هزار تبعه بلاتکلیف، اسناد مجعول هویت در استانبول، سرقتهای مشکوک شبانه از ویلاهای تلآویو و دیپلماتهایی که با حکم رسمی «رایزن سفارت در برن» در فلسطین اشغالی مستقر میشدند؛ اینها بخشی از کارنامه افشاشده روابط پنهانی دربار پهلوی با رژیم صهیونیستی است.
درحالیکه امروز همگرایی واشنگتن، تلآویو و جریانهای باقیمانده از پهلوی در مواجهه با جبهه مقاومت ابعاد علنیتری به خود گرفته است، بازخوانی اسناد وزارت خارجه پهلوی و ساواک نشان میدهد که پایه این همپیمانی، دههها پیش با جعل دیپلماتیک و فریب افکار عمومی بنا شده بود؛ رابطهای که در آن، تهران برای جلب رضایت آمریکا و تلآویو، حاکمیت ملی و استقلال خود را قربانی میکرد.
آغاز این پرونده به اواسط دهه سی بازمیگردد؛ زمانی که دفتر نمایندگی ایران در فلسطین اشغالی تعطیل شد و تمامی وظایف کنسولی به سرکنسولگری ایران در استانبول محول شد.
گزارش شماره ۱۲۶۴ سرکنسول وقت، محمود بهادری، ابعاد آشفتگی و بستر جعل اسناد را نشان میدهد: «رسیدگی به مراجعات بیشمار ایرانیان ساکن اسرائیل که به قرار مسموع در حدود شصت هزار نفرند از حدود مقدورات مسئولین فعلی خارج است… سرکنسولگری در قبال مراجعات کتبی اتباع مقیم اسرائیل به هیچ وجه نمیتواند به طور قطع تشخیص دهد که فرستنده گذرنامه جهت تمدید، صاحب اصلی آن بوده است یا خیر.
چه بسا ممکن است دارنده گذرنامه فوت کرده و اسناد به دست دیگران افتاده و مورد سوءاستفاده و جعل و تزویر واقع شود.»
این حجم از بلاتکلیفی، سرپوشی بر وضعیت هزاران تبعهای بود که بر خلاف قوانین ایران، تابعیت رژیم صهیونیستی را پذیرفته بودند. سرکنسول وقت تأکید میکند: «اکثریت یهودیان ایرانی… برخلاف قانون، تابعیت بیگانه [اسرائیلی]را نیز پذیرفتهاند که البته از نظر قوانین ما کانلمیکن است ولی… جلوگیری از مسافرت و فعالیتهای آنان با دو گذرنامه و دو تابعیت، با وضع فعلی غیرمقدور است.»
با فشار واشنگتن و تمایل دربار برای بازسازی روابط، وزارت امور خارجه پهلوی در اسفند ۱۳۳۷ ابراهیم تیموری را با پوشش «دبیر دوم سفارت ایران در برن (سوئیس)» راهی تلآویو کرد.
نامه محرمانه شماره ۱۰۷۳۱ وزارت خارجه به هرمز قریب، سفیر ایران در برن، زوایای این سناریو را روشن میسازد: «از طرف وزارت امور خارجه موافقت میشود کارمند مورد بحث را از نظر خودشان به عنوان کارمند دفتری به مقامات محلی معرفی نمایند… و اگر از لحاظ جا و محل کار قبول آقای تیموری در سفارت کبرای سوئیس در تلآویو اشکالی دارد، وزارت امور خارجه ایران موافقت مینماید که آقای تیموری مستقلاً محلی در خارج از سفارت کبرای سوئیس تهیه کرده و در آنجا به انجام وظایف محوله بپردازد… ضمناً مقامات دولت اسرائیل نیز غیرمستقیم با این امر کاملاً موافق هستند.»
تیموری پس از ورود به تلآویو در آذر ۱۳۳۸ و دیدار با موشه ساسون، رئیس اداره خاورمیانه وزارت خارجه اسرائیل، گزارش داد: «خواهش کردم فعلاً آمدن مرا در اینجا محرمانه تلقی نمایند و سعی کنند در روزنامهها منتشر نشود و در رادیو گفته نشود.»
ارتباط دیپلماتهای پهلوی در تلآویو تنها به مقامات صهیونیست محدود نمیشد؛ اسناد سفارت آمریکا نشان میدهد این حضور تحت نظارت مستقیم واشنگتن اداره میشد. جی. فرس، مأمور سیاسی سفارت آمریکا در تلآویو، در گزارش مورخ ۱۹ می۱۹۷۱ مینویسد: «در ۲۷ آوریل ۱۹۷۱ (۷ اردیبهشت ۱۳۵۰) من به خواهش ابراهیم تیموری، رئیس هیئت اعزامی ایران به اسرائیل با او ملاقات نمودم.
تیموری یادآور شد که او تمایل دارد با سفارتخانه آمریکا، همانطور که در طول مأموریت قبلیاش به اسرائیل رابطه داشته، ارتباط داشته باشد… هیئت در یک ویلا که در خیابان جابوتینسکی راماتگان واقع شده است سکونت دارد (تلفن ۰۳۳-۷۳۳). تیموری در ویلا زندگی میکند.»
حفاظت امنیتی این نمایندگی نیز دستخوش رویدادهای مشکوک بود. در دیماه ۱۳۴۵، دفتر نمایندگی ایران در تلآویو هدف دستبرد قرار گرفت.
گزارش شماره ۷۶۲ نماینده ساواک (با نام رمز گلباد) جزئیات حادثه را ثبت کرده است: «آقای دکتر صدریه نماینده وزارت امور خارجه به وسیله تلفن به نمایندگی ساواک اطلاع داد که دفتر کار ایشان… احتمالاً در تاریخ شنبه ۱۳۴۵/۱۰/۳ مورد دستبرد قرار گرفته و پس از شکستن پنجره و درب، اثاثیه و پروندهها را به هم ریختهاند…، چون از اثاثیه اتاقها چیزی کسر نگردیده بود… حدس زده میشود که ممکن است از طرف ایرانیان مقیم به عنوان تهدید و تزویر درباره جلوگیری از تمدید پاسپورت انجام گردیده و یا صرفاً به خاطر دزدیدن پول یا نامه مخصوصی باشد.»
نماینده ساواک در گزارش شماره ۱۰۰۵ نیز تشریح میکند که چطور برای پنهانکاری، حتی خودروهای دیپلماتیک ایران از شمارهگذاری خاص استفاده میکردند: «پوشش سیاسی نمایندگی، مستشار سفارت کبرای شاهنشاهی ایران در سوئیس (برن) است… علامت خودروی هیئت (۰۸) مخصوص به ایران است و در غالب میهمانیها یا جشنهای رسمی که شرکت میگردد به نحو بالا شناسایی حاصل است.»
این ساختار پنهانی در دهه پنجاه نیز با نمایندگی مرتضی مرتضایی ادامه یافت. مرتضایی در گزارش شماره ۱۹۵ خود به تاریخ ۲۰ اردیبهشت ۲۵۳۵ (۱۳۵۵) از ضیافت ناهار با ایگال آلون، وزیر خارجه وقت رژیم صهیونیستی، و بنپورت (روزنامهنگار اسرائیلی که با شاه مصاحبه کرده بود) یاد میکند: «آقای آلون از اینجانب سؤال کرد با توجه به اسرائیلی بودن مصاحبهکننده [بنپورت]آیا این مصاحبه در جهان عرب عکسالعمل نامناسبی داشته است یا خیر؟ جواب دادم که در این باره چیزی نشنیده و نخواندهام.»
عمق این همگرایی تا جایی بود که آلبرت عزری، رئیس بخش فارسی رادیو اسرائیل، در نامهای به عباسعلی خلعتبری، وزیر امور خارجه پهلوی، نوشت: «نمایندگان محترم ایران در اسرائیل از آغاز از میان کارمندان کاردان و شاهپرست وزارت خارجه انتخاب و در انجام مأموریت ویژه و خاص خود هر کدام وظایف محوله را به نحو احسن انجام داده و در اعتلای نام شاهنشاه آریامهر… توفیق کسب نمودهاند.»
بازخوانی این اسناد نشان میدهد آنچه در دوران پهلوی جریان داشت، نه یک سیاست خارجی مستقل، بلکه تسلیم محض در برابر ساختارهای امنیتی و سیاسی آمریکا و رژیم صهیونیستی بود؛ پیوندی که با دروغ، اسناد مجعول و هویتهای مستعار دیپلماتیک حفظ میشد.
منبع: فارس
12299926
مهمترین اخبار وبگردی











