تحریمهای ناشی از فعال سازی اسنپ بک ارتباطی با مسائل اقتصادی ندارد/ اروپا ثابت کرد در مسیر آمریکا گام برمیدارد

باشگاه خبرنگاران جوان - داود فریدپور عضو هیات علمی دانشگاه و تحلیلگر مسائل سیاسی در گفت و گو با باشگاه خبرنگاران جوان با اشاره به فعال شدن مکانیسم ماشه توسط اتحادیه اروپا بیان کرد: نکته مهم در این مساله این است که اتحادیه اروپا، رژیم صهیونیستی و آمریکا، همگی در یک تیم واحد ایفای نقش میکنند. اهدافی که آنها دنبال میکنند، در یک راستا قرار دارد و با تقسیم وظایف مشخصی عمل مینمایند. اتفاقاتی در صحنه بینالمللی رخ داده است که حائز اهمیت میباشد. مهمترین نکته، مسئله خارج شدن اتحادیه اروپا از چرخه تصمیمگیریهای بینالمللی در دوره جدید ریاست جمهوری آمریکا، یعنی دوره ترامپ، است.در این معادلات، اتحادیه اروپا، یا به طور ویژه سه کشوری که مد نظر ما هستند، به نوعی از چرخه تصمیمگیری راهبردی در سطح بینالمللی خارج شده بودند و اصطلاحا در بازی حضور نداشتند؛ حتی در محیطهای بازی که به خودشان مرتبط بود. به عنوان مثال، در محیط جنگ اوکراین با روسیه، در تصمیمگیریهای مربوط به آن نیز، نظر آنها چندان مورد پرسش قرار نمیگرفت.
اتحادیه اروپا در تلاش است تا خود را به آمریکا ثابت کند
وی ادامه داد: به نوعی، اتحادیه اروپا در پرونده دوم که به بحث مسائل هستهای ایران مربوط بود، برخلاف دوره گذشته که تیم ۱+۵ وجود داشت و اتحادیه اروپا و این سه کشور از وزن و جایگاهی برخوردار بودند، در دوره جدید گفتوگوها عملاً به بازی گرفته نشدند و به نوعی از صحنه بیرون بودند.اکنون با این اقداماتی که انجام میدهند، میخواهند بازگشتی دوباره به صحنه تصمیمگیریهای مهم بینالمللی داشته باشند و با خوشرقصیهایی که برای آمریکا و رژیم صهیونیستی انجام میدهند داخل بازی بازگردند. علت تصمیمشان نیز همین است؛ یعنی بیشتر برای آنکه خود را به عنوان یک بازیگر مهم مطرح کنند و از این چرخه تصمیمگیری حذف نشوند، این اقدام را انجام دادهاند، چرا که عملاً حذف شده بودند و برگه دیگری برای ورود به گفتوگوهای مرتبط با مسائل ایران در اختیار نداشتند. نکته دوم، شاید به آن ذهنیتسازی بازمیگردد که در جنگ اوکراین نسبت به ایران پیدا کردند و ایران را با توجه به خبرسازیهای منفی که علیه آن در جنگ اوکراین به دلیل حمایت از روسیه صورت گرفت، در سطح یک تهدید بالاتر برای خود فرض نمودند. این جبههگیری میتواند در این مسئله نیز مشاهده شود.
فریدپور افزود: اصولاً اروپاییها با این اقدامی که انجام میدهند، در حال تکمیل کردن همان چرخه تصمیمگیری هستند که ترامپ آغاز کرده بود و به نوعی خودشان را به ترامپ ثابت میکنند که ما نیز حضور داریم، میتوانیم کارگشا و راهگشا باشیم؛ این امر در راستای آن فشار حداکثری است که آمریکا در نظر گرفته تا بتواند ایران را از زاویه دید خود، وادار به تسلیم در برابر خواستههایش در میز مذاکره کند. این فرصت سی روزه نیز در واقع مانند پتکی است که بر سر ایران فرود آمده تا آن را وادار به پذیرش کند؛ حال باید دید ما چگونه میتوانیم در این بازه زمانی بازی کنیم.
ماندن اروپاییها در برجام با خروج آمریکاییها هیچ تفاوتی نداشت و هیچ کمکی به ما نکرد
این تحلیلگر مسائل سیاسی با تاکید بر همراهی اتحادیه اروپا و آمریکا در سیاست ضد ایرانی خود تصریح کرد: اعتقاد شخصی من، که مبتنی بر تجربیات و بررسیهاست، این است که هرگز چنین اختلافی میان آمریکا و اروپا به آن معنایی که در ایران برداشت میشود -به این معنا که ما میتوانیم برای دور زدن آمریکا روی اروپا حساب کنیم یا اینکه جنس و راهبردهای کلان آنها از یکدیگر جداست- وجود ندارد. من به چنین چیزی باور ندارم که اینها بتوانند از هم جدا باشند. در واقع، اینها در چارچوب یک راهبرد کلان مشترک حرکت میکنند که بعضی اوقات، بسته به صحنه بازی و زمان موجود، نقشهای متفاوتی را ایفا مینمایند؛ اما نباید فراموش کنیم که این نقشهای متفاوت، در یک زمین و راهبرد کلانِ همسو با یکدیگر به پیش میرود. حتی در مواقعی که آمریکا نقش پلیس خوب و اروپا نقش پلیس بد را ایفا میکند یا بالعکس. این موضوع را هرگز نباید فراموش کنیم. آنها دارای همخوانی راهبردی بسیار فشردهای با یکدیگر هستند و اهدافشان، به ویژه در مسائل کلان بینالمللی که شامل مسئله ایران نیز میشود، مشترک است و هیچ تفاوت بنیادینی میانشان وجود ندارد؛ ولو اینکه در برخی موارد به لحاظ تاکتیکی اختلاف نظرهایی داشته باشند. ما در قضیه برجام و خروج آمریکا نیز مشاهده کردیم که عملاً ماندن اروپاییها در برجام با رفتن آمریکاییها هیچ تفاوتی نداشت و هیچ کمکی به ما نکرد.ای کاش آنها نیز همان موقع خارج میشدند و تکلیف را روشن میکردند تا دیگر نیازی نباشد که امروز بخواهند به صورت غیرقانونی از مکانیسم ماشه استفاده کنند. ماندن آنها برای ما نه تنها هیچ فایده و سودی نداشت، بلکه یک ضرر بزرگ نیز به همراه داشت و آن این بود که آنها خود را محق میدانند تا از حقی که ندارند، استفاده کنند.
التهاب در بازار ارز جنگی روانی ناشی از ترس فعال شدن مکانیسم ماشه است
وی درباره ابعاد فعال سازی مکانیسم ماشه برای کشورمان نیز بیان کرد: حقیقت ماجرا این است که ما پیش از این فشارهای اقتصادی موجود را تحمل کردهایم. یعنی با خروج آمریکا از برجام و اعمال تحریمهای یکجانبهای که وضع کرد، بسیاری از کشورها به دلیل رابطه گسترده با آمریکا و اعمال نفوذ آن کشور و همچنین مبادلات مالی مبتنی بر دلار، عملاً تحریمهای آمریکا را رعایت کردند. این تحریمها، گرچه معادل تحریمهای سازمان ملل نیست، اما کمتر از آن هم نبود و در برخی ابعاد، سطح و وسعت گستردهتری از تحریمهای شورای امنیت داشت. بنابراین، نمیتوانیم بگوییم که این اقدام، ابعاد جدیدی برای ما گشایش خواهد داد یا فشارهای اقتصادی را به لحاظ عملی تنگتر خواهد کرد. اما به لحاظ روانی، امروز تأثیر خود را بیش از هر زمان دیگری در جامعه ایران گذاشته است. با التهابها و جنگ روانی که برخی کانالهای رسانهای خارج از کشور به آن دامن میزنند، ما التهاب آن را در بازار ارز و طلای خود مشاهده میکنیم که بیشتر یک جنگ روانی است، زیرا هنوز هیچ اتفاقی رخ نداده است. در واقع این نابسامانی، ناشی از ترس از اثر این اقدام است. این تحریمها یک مسئله هستهای و یک مسئله تسلیحاتی را شامل میشود که گره چندانی در حوزه اقتصادی برای ما ایجاد نخواهد کرد؛ گرههای ما همان گرههای پیشین است.
این عضو هیات علمی دانشاه در پایان خاطر نشان کرد: پس در این حوزه، این اقدام نمیتواند دردسر جدیدی از این باب برای ما ایجاد کند. اما به لحاظ روانی، بله. به لحاظ اجماع بینالمللی، بله. این آثار و تبعات را میتواند برای ما به همراه داشته باشد و ما به هیچ عنوان از فعال شدن این تحریمها استقبال نمیکنیم. چرا؟ زیرا اگر این اتفاق رخ دهد و ما وارد میز مذاکره شویم، امتیازی که باید برای رفع تحریمها بدهیم در برابر آنچه به دست میآوریم، باز هم همین تحریمهای ظالمانه و غیرقانونی است که خودشان وضع کردهاند. یعنی ما امتیاز بدهیم تا آنها در قبال آن، تحریمهای سازمان ملل یا تحریمهای آمریکا را بردارند یا کم کنند. بنابراین، ضرر ما در این قضیه از این بُعد است، نه از بُعد فشار در حوزه اقتصادی.
12221752